فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy – folksonomy

 

فولکسونومی – folk – Taxonomy – folksonomy

 

مقدمه

فولکسونومی رویکردی جدید به سازماندهی محتوای وب است. این اصطلاح به نوعی رده بندی اطلاق می شود که از سوی عامه کاربران اجرا می شود و تابع قوانین علمی خاصی نیست ما مبنای‏ فلسفی خاص خود را داراست. کاربر طی این روند اطلاعاتی را که در اشکال مختلف در وب به دست‏ می‏ آورد، با استفاده از کلیدواژه‏ هایی که در اصطلاح فولکسونومی«تگ» یا برچسب نامیده می‏شوند، طبقه‏بندی کرده،و با دیگر کاربران به اشتراک می‏گذارد  (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۴).

تاریخچه

عبارت فولکسونومی در سال ۲۰۰۵ هنگامی که‏ معمار اطلاعات،توماس وندروال‏، واژگان folk وtaxonomy را برای نامگذاری پدیده در حال‏ رشد ابرداده‏ های تولیدشده از سوی کاربران، از طریق‏ برچسب‏گذاری قطعات اطلاعات دیجیتالی با کلمات‏ کلیدی قابل جست‏وجوی خود، با یکدیگر ترکیب کرد، شکل گرفت (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۵).

 

فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy

اهداف فولکسونومی

–      ذخیره‏سازی و به اشتراک گذاشتن پیوندها به ساده‏ترین شکل ممکن.

–      به کاربران اجازه می‏دهد که‏ به راحتی پیوندها(منابع وب)را با همهء کاربران دیگر در دنیا به اشتراک گذارند.

مزایای  فولکسونومی

–      شناسایی علایق کاربران: فهرست تگ‏های کاربران می‏تواند توصیفی از علایق را بررسی کند.فهرست تگ‏های‏ کاربران در طول زمان افزایش می‏یابد،به طوری که‏ آنها علایق جدید و تگ‏های جدید برای طبقه‏بندی و توصیف آنها کشف می‏کنند. ممکن است که تگ تازه‏ ایجاد شده یک علاقه یا طبقهء جدید از کاربر را نشان‏ دهد(نوروزی، منصوری، ۱۳۸۵)

–      تاثیرگذاری در بازیابی محتوا، به دلیل مفاهیم به کار رفته با زبان کاربران (بابائی، ۱۳۹۰)

–      فولکسونومی‏ ها را می توان به عنوان یک سیستم دموکراتیک شناخت، زیرا  هرکسی فرصت به اشتراک‏گذاری تگ‏ها را دارد. (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۷).

 

محدودیت های فولکسونومی

احتمالا نقیصه اصلی سیستم‏های کنونی‏ فولکسونومی این باشد که عبارات‏ برچسب‏گذاری مورد استفاده در این سیستم‏ها غیر دقیق‏ است. در حال حاضر کنترل کمی روی واژگان هم‏ معنا (واژگان مختلف، معانی یکسان) و لغات متشابه (واژگانی با تلفظ یکسان‏ و معانی متفاوت) وجود دارد. مدیران سیستم دربارهء برچسب‏های انتخاب ‏شده از سوی کاربران قضاوت‏ نمی‏کنند. همچنین برچسب‏های اختصاصی و نامفهوم که به عنوان‏ نشانگرهای منحصربه‏فرد بین گروهی از دوستان و همکاران طرح می‏شود، ممکن است به کار گرفته شوند .نتیجه این امر ایجاد مجموعه‏ای کنترل‏نشده و بی‏قاعده‏ از عبارات برچسب‏گذاری می‏گردد که مانند گروه‏های‏ بیشتر کنترل‏شده لغات، از قابلیت جست‏وجوی کارآمدی‏ پشتیبانی نمی‏ کند. (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۷). فوکسونومی، هیچ مکانیزمی برای پیشگیری از انتخاب واژه‌ها توسط کاربر ندارد، حتی هنگامی که دیگران به کاربرد آن واژه حساس باشند (بابائی، ۱۳۹۰).

بنابراین می توان محدودیت های موجود در فولکسونومی را در موارد زیر خلاصه کرد:

–          فقدان استانداردهای پذیرفته شده

–          عدم محدودیت کاربر در استفاده از برچسب ها

–          مشکلات لغوی و معنایی

–          دقت

–          ابهام

–          مترادف ها

–          متضادها

–          متشابه ها

–          اخص و اعم

–          ترکیبات

–          ایرادات معنایی و لغوی (اسماعیل زاده، ملک آبادی زاده، ۱۳۸۸)

عناصر فولکسونومی

کاربر: هر شخصی با هر دانشی که از منابع وب با هر هدفی استفاده می کند.

برچسب: هر نوع کلیدواژه ای که با هر شکل و ساختاری برای توصیف یک عنصر اطلاعاتی، توسط کاربر انتخاب می شود.

اطلاعات: هر نوع داده ای که با هر شکل و ساختار و در هر موضوعی در وب منتشر شده باشد.

نرم افزارهای اجتماعی: نرم افزارهای تحت وب که با استفاده از فناوری نوین نسل دوم وب موسوم به وب ۲، امکان تعامل کاربران و داده ها را با یکدیگر، به اشکال مختلف فراهم آورده اند. (حسینی، ۱۳۸۶)

روند گردش اطلاعات در فولکسونومی

مرحله اول : برچسب گذاری صفحات وب، نشانی های اینترنتی ، فایلهای صوتی و تصویری، اسناد متنی و … .
مرحله دوم: اشتراک برچسب های ایجاد شده در راهنماهای وبی ویژه فولکسونومی مانند فلیکر
مرحله سوم: بازیابی برچسب ها توسط سیستم جستجوی کلیدواژه ای، فهرست الفبایی برچسبها، فهرست برچسب های مهم و فهرست موضوعی (حسینی، ۱۳۸۶) .

روش های بهبود عملکرد فولکسونومی

مهم ترین مورد بهبود خوانایی برچسب هاست. بهبود خوانایی برچسب‏ها در دنیای فولکسونومی با دو روش امکان‏پذیر است. نخست اینکه لازم است جامعه‏ برای ایجاد مجموعه‏ای از قوانین و رسیدن به توافقی‏ روی یک مجموعه استاندارد برای برچسب‏ها آماده شود. دوم اینکه کاربران باید با این قوانین آشنا شده و از آن‏ پیروی کنند (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص ۳۱).

نتیجه گیری

فولکسونومی، با ایجاد رابطه تعاملی چندگانه بین داده و کاربر، علاوه بر ساده کردن روند سازماندهی محتوای وب، امکان بازیابی و اشاعه اطلاعات را نیز برای همه کاربران به آسانی فرآهم آورده است و ضمن اینکه امکان تعامل های فکری و تبادل دانش و اندیشه بین کاربران را با بهره گیری از کلیدواژه هایی ساده، میسر نموده است، می تواند به ابزاری برای سنجش علائق کاربران وب تبدیل شود. با این حال سازماندهی منابع اینترنت، همیشه در بین کتابداران و متخصصان علوم اطلاع رسانی با چالش هایی مواجه بوده است و فولکسونومی نیز، به این چالش اضافه شده است. گرچه فولکسونومی توانسته است تا حدودی چشم انداز روشنی از رده بندی محتوای وب ارائه دهد، اما تا زمانی که قواعد واستانداردهایی خاص برای این منظور تدوین نگردد، بحث ساماندهی اطلاعات وبی همچنان ادامه خواهد داشت. (حسینی، ۱۳۸۶)

 


منابع و ماخذ فولکسونومی

اسماعیل زاده، ربابه، ملک آبادی زاده، فاطمه (۱۳۸۸). “آشنایی با رده بندی مردمی محتوای وب (فوکسونومی)”. نشریه الکترونیکی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان(، شماره اول. بازیابی ۲۷/۸/۱۳۹۰ قابل دسترس در:

http://ilisa-khorasan.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=249:1388-07-23-08-42-49&catid=87:1388-06-25-10-34-31&Itemid=95

 

بابائی، محمود (۱۳۹۰). “درباره  فوکسونومی: رده بندی مردمی”. بازیابی ۲۷/۸/۱۳۹۰ قابل دسترس در:

http://cyber-notes.blogsky.com/1390/02/05/post-3

 

حسینی، سیدمهدی (۱۳۸۵). “فوکسونومی: رویکردی نوین به سازماندهی منابع اطلاعاتی وب”. ارائه شده در: همایش راهبردها و راهکارهای نوین در سازماندهی اطلاعات، کتابخانه ملی ایران، ۱۶ و ۱۷ اسفندماه ۱۳۸۵.

 

کریم زاده، سارا (۱۳۸۷). “فولکسونومی چیست”. کتاب ماه کلیات، شماره ۱۳۰، مهر ۱۳۸۷٫

 

نوروزی، علیرضا؛ منصوری، علی (۱۳۸۵). “رده‌بندی مردمی (فوکسونومی) در تقابل با نظام‌های رده‌بندی کتابخانه‌ای”. ارائه شده در: همایش راهبردها و راهکارهای نوین در سازماندهی اطلاعات، کتابخانه ملی ایران، ۱۶ و ۱۷ اسفندماه ۱۳۸۵

 

صابر فضلی احمدی

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

صابر فضلی احمدی

فارغ التحصیل مهندسی برق کنترل از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و فارغ التحصیل فوق لیسانس مدیریت فناوری اطلاعات – سیستم های اطلاعاتی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران در سال ۱۳۹۴ می باشد.

در دوره ی کارشناسی با داده کاوی و علم داده آشنا شد و حاصل آن پایان نامه ای در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان “کاربرد داده کاوی و هوش مصنوعی در سیستم های مدیریت محتوا” بود.

علایق کاری وی: علم داده، برنامه نویسی به زبان های مختلف، تحلیل سیستم، مدیریت پروژه، تکنولوژی های نوین، دست و پنجه نرم کردن با چالش های جدید.

لینک نمونه کارهای انجام شده صابر فضلی احمدی مرتبط با Data Analytic – تحلیل داده :

Data Analytic – تحلیل داده > تحلیل توصیفی > داشبوردها

http://rayantabib.com/data_analytic/

آدرس ایمیل شخصی صابر فضلی احمدی :

info@rayantabib.com

لینک دانلود رزومه صابر فضلی احمدی :

http://saberfazliahmadi.ir/wp-content/uploads/2016/05/English-Resume-Saber-Fazli-Ahmadi.pdf​

 

 

برچسب های قدرتمند در فولکسونومی: ابزاری برای سازماندهی دانش

مقدمه

سازماندهی دانش یکی از ارکان اصلی علم اطلاعات و دانش شناسی است این امر در محیط وب که روزانه حجم عظیمی از اطلاعات منتشر می شود، از نظردسترسی سریع کاربران به اطلاعات مورد نیازشان ضروری – تر شده است. «گه گاه جست و جوی منابع در محیط وب مستلزم صرف وقت زیادی است و بعضا شبیه جست و جوی سوزن در خرمن کاهی می باشد، تشدید جریان اطلاعات در جوامع اضافه بار اطلاعاتی را پدید می آورد.» (داورپناه، ۱۳۹۱)

تاکنون تلاش های زیادی برای سازماندهی منابع وب انجام شده است که استفاده از طرح های رده بندی برای سازماندهی منابع وب، ایجاد راهنماهای وبی[۱]،ابر داده ها[۲] و فولکسونومی ها[۳] نمونه هایی این امر می باشد.

در ابتدای امر سازماندهی منابع وب با استفاده از فناوریهای وب۱ که در آن تنها کاربران مصرف کننده بودند، انجام می شد اما به تدریج درگاه جدیدی از وب به نام وب۲ متولد شد و کتابداران از قابلیت های وب۲ برای سازمان دهی دانش استفاده کردند. وب۲ که با مفهوم نرم افزارهای اجتماعی معنا پیدا می کند تاثیرات شگرفی را بر تعامل کاربران با دنیای اینترنت نهاده است به گونه ای که آن ها تمایل بیشتری به انتشار محتوا در اینترنت پیدا کرده اند و نظرات شخصی، عکس ها،فیلم ها و دانش شخصی خود را به اشتراک می گذارند.

نکته مهم در فولکسونومی ها که یکی از نمونه های بارز استفاده از رویکردهای کاربرمحور در امر سازماندهی دانش است، برچسب گذاری از سوی کاربران می باشد. «طی این روند کاربر اطلاعاتی را که به اشکال مختلف از از وب به دست می آورد با استفاده از کلید واژه هایی که که در اصطلاح برچسب۴ نامیده می شود طبقه بندی کرده و اطلاعات آن ها را در راهنماهای ویژه ای که با استفاده از نرم افزارهای اجتماعی مدیریت می شوند وارد می نماید. بدین ترتیب هر کاربر می تواند برچسب های مورد علاقه خود را گرد آوری کند، آن ها را به اشتراک بگذارد و از علایق دیگر کاربران آگاهی یابد». (مردانی،۸۸) از میان برچسب های اختصاص داده شده کاربران در رده بندیهای مردم برچسب های قدرتمند[۵] مهمترین برچسب به شمار می روند.

این نوع برچسب در واقع حاکی از نوعی فهم جمعی یا اتفاق نظر عمومی می باشد که برهمین اساس می تواند به منزله عنصری مهم جهت سازماندهی مورد استفاده قرار گیرد.

تشخیص اینکه کاربران عموما از چه کلید واژه هایی برای برچسب گذاری و نمایه سازی منابع به اشتراک گذاری شده خود در رده بندی های مردمی استفاده می کنند به وسیله برچسب قدرتمند انجام می شود به همین جهت برچسب قدرتمند منعکس کننده فهم جمعی کاربران در امر سازماندهی دانش می باشد.

نوشتار حاضر قصد دارد ابتدا تعریف و انواع فولکسونومی ها را به بحث بگذارد و پس از تعریف برچسب قدرتمند چگونگی سازماندهی دانش را به وسیله آن مورد بررسی قرار دهد.

فولکسونومی ها

عبارت فولکسونومی برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ توسط توماس وندرال معمار اطلاعات استفاده شد، این واژه از واژگان folk به معنای مردم و taxonomy به معنای رده بندی تشکیل شده است.

« یک رده بندی تولید شده از سوی کاربر است که برای طبقه بندی و بازیابی محتوای وب مانند منابع وب تصاویر پیوسته اتصالات وب و برچسب هایی با انتهای باز که تگ نامیده می شود به کار می رود.»(کریم زاده ۸۷).

توماس وندرال سه جزء مهم را در رده بندی های مردمی برمی شمارد:

کاربران: هرشخصی با هر دانشی که از منابع وب با هر هدفی استفاده می کند. کاربر می تواند پدیدآورنده اطلاعات و دادها باشد یا صرفا آن ها را در منابع وب بازیابی کند.
منابع توصیف شده به وسیله یک شناساگر واحد نظیر url یا ISBN
توصیفگرها یا برچسب های به کار رفته برای توصیف منابع اطلاعاتی

 

برخی از مهم ترین فولکسونومی ها

در زیر آدرس اینترنتی برخی از مهم ترین فولکسونومی ها آمده است:

www.del.cio.us.com

www.citeulike.org

www.connote.org

www.flickr.com

www.furl.net

www.librarything.com

www.scuttle.org

www.shadows.com

www.simpy.com

www.tagcloud.com

www.tagzania.com

www.Technorati.com

www.unalog.com

www.myweb.yahoo.com

www.youtube.com

 

فولکسونومی های وسیع و محدود

فولکسونومیها ممکن است اجازه اختصاص چندین تگ منحصر به فرد را به یک منبع مشخص بدهند. بنابراین ما می توانیم در این مورد از فولکسونومیهای وسیع صحبت کنیم. در مقابل این فولکسونومیهای محدود تنها اجازه اضافه کردن برچسب های جدید را به منابع می دهند. مثال نمونه برای فولکسونومیهای وسیع و محدود دلیشز و یوتیوب می باشد. تفاوت اصلی بین فولکسونومی های وسیع و محدود این است که در فولکسونومی های وسیع توزیع فراوانی برچسب در سطح منبع قابل مشاهده است.(petrs,2010)

 

برچسب و برچسب گذاری

« برچسب بسته اطلاعاتی کوچکی است که در قالب یک بیان لغوی میان جمعی از متخصصان یا غیر متخصصان برای توصیف پاره ای از ویژگیهای مشخص قبول عام یافته است».(ارسطوپور؛ آزاد،۸۶)

به عبارت دیگر برچسب ها واژگان یا عباراتی هستند که به صفحات وب پیوست می خورند و صرفاً برای منابع وبی اند که برای کمک به کاربر در بازیابی های منابع وب در آینده به کارمی روند. هیچ مجموعه ثابتی از دسته ها یا گزینش اثبات شده وجود ندارد. کاربر می تواند واژگان، نام های مخفف یا اعداد را بدون توجه به نیاز یا خواست دیگران، برای توصیف منابع وب به کاربرد.

« برچسب گذاری اجزای واژگانی فرآیند انتساب دادن اجزای کلام یا واحد زبانی مناسب (فعل , اسم…) به هر کلمه در یک جمله زبان طبیعی می باشد. برچسب گذاری یک بخش مهم در پردازش زبان طبیعی می باشد و برای بسیاری از کاربرد های پردازش زبان سودمند است».(خوشحال، ۹۳)

 

بنابراین برچسب گذاری فرایندی است که در آن کلیدواژگان (برچسب ها) به شکل دستی به منابع تخصیص می یابند تا بازیابی شان آسان باشد.

در مقابل نمایه سازی موضوعی سنتی، کلیدواژگان عموماً آزادانه از سوی کاربر گزینش شده و در جامعه به اشتراک گذاشته می شوند. خروجی فعالیت ها در نظام برچسب گذاری، رده بندی عامه (Folksonomy) خوانده می شود.

 

برچسب های قدرتمند

برچسب های قدرتمند در سیستم های نشانه گذاری اجتماعی مانند فولکسونومی ها ابزاری مهم و اساسی جهت سازماندهی منابع به حساب می آیند.

به برچسب هایی که از سوی کاربران بسیار تکرار می شوند (high-frequent tags ، بسیار محبوب هستندmost popular) و نوعی اتفاق نظر ضمنی(implicit (consensus یا فهم جمعی (collective intelligence) را منتقل می کنند، برچسب قدرتمند می گویند.۱[۳]

هراندازه که کاربران بیشتری بر روی استفاده از برچسبی برای منبعی اتفاق نظر بیشتری داشته باشند، به عبارت دیگر هر اندازه فراوانی برچسبی خاص برای منبعی بیشتر شود آن برچسب های قدرتمند به صورت پررنگ تر و با فونتی بزرگ تر نسبت به سایر برچسب های موجود در فولکسونومی نمایش داده می شوند.۲

 

سازماندهی دانش به وسیله برچسب های قدرتمند

تعیین برچسب یا برچسبهای قدرتمند در فولکسونومی
جهت تعیین برچسب قدرتمند در ابتدا توزیع فراوانی برچسب ها را در فولکسونومی مشخص می کنیم و در نمودارتوزیع فراوانی برچسب ها به ترتیب فراوانی آنها از بالا به پایین مرتب می کنیم. در صورتی که فراوانی برچسب رتبه اول با فراوانی برچسب رتبه دوم فاصله زیادی داشت و هم چنین تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی زیاد در سمت چپ نمودار و متقابلا تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار ظاهر شود اولین برچسب یا همان برچسب رتبه اول به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شود.

اما در صورتی که تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی بالا در سمت چپ نمودار توزیع فراوانی و تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار توزیع فراوانی ظاهر شدند در آن صوررت بیش از یک عدد برچسب قدرتمند خواهیم داشت و همه برچسب های بالای خمیدگی در نمودار به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شوند.

برای مثال کاربران برای منبعی با عنوان «مخترع اندروید» در فولکسونومی delicious برچسب های «گوگل»، «اندروید»، «توسعه» و… را اختصاص داده اند، بنابراین نمودار توزیع فراوانی آن به این شکل خواهد بود:

با توجه به نمودار ترسیم شده که تعداد کمی از برچسب های با فراوانی بالا در سمت چپ نمودار هستند و تعداد زیادی از برچسب های با فراوانی پایین در سمت راست قرار دارند و هم چنین اختلاف فراوانی های برچسب اول و دوم نیز زیاد است بنابراین اولین برچسب دارای فراوانی بالا به عنوان برچسب قدرتمند انتخاب می شود. بنابراین مرحله اول یعنی تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند به پایان می رسد و برچسب اندروید به عنوان برچسب قدرتمند برای منبعی با عنوان مخترع اندروید انتخاب می گردد.

 

تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند جفتی

پس از تعیین برچسب قدرتمند مرحله بعد تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند جفتی می باشد. به همین منظور فراوانی رخداد[۴]۱برچسب قدرتمند تعیین شده (اندروید) با سایر برچسب ها در delcious اندازه گیری می شود. به عبارت دیگر این نکته که برچسب اندروید با کدام یک از برچسب های دیگر در delicious بیشتر همراه می شود تعیین می شود. در این مورد نمودار توزیع فراوانی رخداد برچسب قدرتمند اندروید با برچسب های دیگر جهت تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند جفتی رسم می گردد. بار دیگر در صورتی که فراوانی برچسب رتبه اول با فراوانی برچسب رتبه دوم فاصله زیادی داشت و هم چنین تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی زیاد در سمت چپ نمودار و متقابلا تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار ظاهر شد اولین برچسب به همان برچسب رتبه اول به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شود. اما در صورتی که تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی بالا در سمت چپ نمودار توزیع فراوانی و تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار توزیع فراوانی ظاهر شدند در آن صوررت بیش از یک عدد برچسب قدرتمند خواهیم داشت و همه برچسب های بالای خمیدگی در نمودار به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شوند. نمودار فراوانی رخداد برچسب قدرتمند اندروید با سایر برچسب ها در delicious به این شکل است:

با توجه به اینکه در نمودار ترسیم شده برخلاف نمودار توزیع فراوانی برچسب قدرتمند که تعداد زیادی از برچسب های فراوانی بالا با برچسب اندروید در سمت چپ قرار دارند و تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست هستند همه برچسبهای بالای منحنی خمیدگی یعنی mobile, google, iPhone, development, apps, software به عنوان برچسبهای قدرتمند جفتی با برچسب اندروید انتخاب می شود. بنابراین کلیه برچسب های قدرتمند جفتی با برچسب قدرتمند اندروید اصطلاح مرتبط هستند. البته بدیهی است که ساختن یک سیستم سازماندهی با استفاده از برچسب های قدرتمند تا حدودی مستلزم تحلیل های ذهنی انسان مدارانه نیز می باشد. با توجه به برچسب قدرتمند اندروید و برچسب های قدرتمند جفتی یک سیستم سازماندهی برای منبعی با عنوان «مخترع اندروید» می تواند به این شکل پایه ریزی شود:

اندروید

ا.ع. تلفن

ا.ع. نرم افزار

ا.و. موبایل

ا.و. گوگل

ا.و. آی فون

ا.و. توسعه

ا.و. آپ

 

نظر به اینکه عمل برچسب گذاری به وسلیه زبان طبیعی کاربران انجام می شود، بنابراین همه مزایا و معایب زبان طبیعی هم در مورد آن صادق می باشد. باتوجه به این نکته برخی ها براین باورند که برچسب ها آن گونه که در رده بندی های مردمی نمایه سازی می شوند قابل استفاده نیستند. دراین صورت جهت حل مشکل برچسب گذاری به زبان طبیعی می توان از برچسب های اختصاص داده شده کاربران جهت خلق اصطلاحنامه مردمی استفاده کرد یعنی ساخت ابزار سازماندهی دانشی که با ستفاده از خردجمعی مردم تدوین شده است. روشی که در بالا به آن اشاره شد می تواند جهت نیل به مقصود در این زمینه مفید باشد. به خدمت گیری اصطلاحنامه های مردمی هم می تواند به بهبود برچسب ها در فولکسونومی و جلوگیری از توزیع نامناسب واژگان در چنین نظامی کمک کند.

 

نتیجه گیری

تاکنون تلاشهای زیادی جهت سازماندهی وب انجام شده است، این کوشش ها در ابتدای امر تحت امکانات وب۱ بود یعنی کاربران تنها به عنوان مصرف کننده صرف منابع به اطلاعاتی وب بودند وهیچ گونه نقشی در به اشتراک گذاری و سازماندهی منابع وب نداشتند، اما از زمانی که رویکرد جدیدی از وب به نام وب۲ ایجاد شد و هم چنین با رواج دیگاه های کاربرمحور در امر سازماندهی از امکانات و قابلیت های وب۲ برای سازماندهی دانش استفاده شد. یکی از نمونه های استفاده از امکانات وب۲ جهت سازماندهی دانش فولکسونومی ها می باشد که در نتیجه عمل برچسب گذاری منابع به اشتراک گذاری شده توسط کاربران به وجود می آید. یعنی کاربران هم خود منابع را به اشتراک می گذارند و هم به سازماندهی منابع وب از طریق اختصاص برچسب عمل می کنند. برای رفع برخی از مشکلات برچسب گذاری به شیوه جمعی که زبان طبیعی استفاده می کند می توان از نوعی از برچسب ها موسوم به برچسب قدرتمند جهت ساخت اصطلاحنامه مردمی استفاده کرد( همان گونه که در متن توضیح داده شد) تا بدین وسیله کیفیت برچسب ها را ارتقا داد و با بخشی از مشکلات سازماندهی به زبان طبیعی مقابله کرد.

 

منابع

ارسطوپور، شعله؛ آزاد، اسدالله. (نظریه برچسب گذاری و برچسب های موضوعی در سازماندهی اطلاعات نگاهی تطبیقی از زاویه ارتباط های متقاعدگرایانه) مجله کتابداری و اطلاع رسانی. زمستان ۱۳۸۶٫ شماره ۴۰٫ ص. ۴۰-۳۰٫

خوشحال، مصطفی. ( ارائه یک سیستم برچسب گذاری خودکار اجزای واژگانی کلام برای متون فارسی (پایان نامه ارشد)). ۱۳۹۳٫

داورپناه، محمدرضا. (اطلاعات و جامعه). تهران: چاپار: دبیزش، ۱۳۹۱٫ ص. ۸۹٫

کریم زاده، سارا. ( فولکسونومی چیست؟). کتاب ماه کلیات شماره ۱۳۰٫ مهر ۱۳۸۷٫ ص. ۳۳-۲۴

مردانی، امیرحسین. (فولکسونومی: از آن کاربران، برای کاربران) فصلنامه کتاب. شماره ۷۹٫پاییز ۱۳۸۸٫ ص. ۲۶۰-۲۳۹٫

۶٫peters,Isabella. (power tags as tools for social knowledge organization systems). Researchgate publication. 2010

 

۱٫ directory

۲٫ Metadata

۳٫ folksonomy

۴٫ tag

۵٫ power tags

 

این تعریف براساس مقاله Isabella petrs منبع شماره ۶ در بخش منابع ارائه شده البته لازم به ذکر است که در مفاهیم به کار برده شده به صورت تلویحی از بخشهای مختلف مقاله به وسیله نگارنده استنباط شده است و در اصل مقاله مبحثی به تعریف برچسب قدرتمند اختصاص داده نشده بود. هم چنین جست و جو در منابع فارسی نیز در مورد برچسب قدرتمند نتیجه ی قابل ذکری در بر نداشت.
جهت مشاهده مثال در این زمینه می توانید به فولکسونومی librarythin مراجعه نمایید. از طریق لینک ذیل:

blog.librarything.com/main/2007/08/tag-mirror-see-your-books-the-way-others-do

مطالب این بخش اقتباسی از مقاله Isabella petrs منبع شماره ۶ به همراه تغییرات توسط نگارنده می باشد.

co-occurrences

فولکسونومی چیست؟

فولکسونومی (رده بندی مردمی)

سازماندهی اطلاعات (گردآوری، ذخیره و پردازشی) به منظور تسهیل فرایند بازیابی اطلاعات مناسب در کوتاهترین زمان ممکن، همواره یکی از مهم ترین مسائل و مباحث در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی بوده است که امروزه با ورود فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین مانند اینترنت و وب دستخوش تغییر و چالش شده است. یکی از جلوههای شناخته شده سازماندهی اطلاعات، ردهبندی است که با هدف تعیین محتوای موضوعی و شناسایی مفاهیم اصلی آثار، تخصیص شماره بازیابی، گروه بندی آثار هم موضوع و جایابی آثار از طریق شماره بازیابی انجام می شود که در نهایت در کتابخانه ها مورد استفاده کاربران قرار میگیرد. در واقع، ردهبندی باعث می شود که آثار هم موضوع کنار هم قرار گیرند و دسترسی به اطلاعات مرتبط افزایش یابد. به تعبیر دیگر، محتوای موضوعی آثار موجب می شود تا آثار فارغ از عنوان، نویسنده، قطع و اندازه در یک رده یا زیررده واحد کنار هم قرار گیرند.

در تدوین نظامهای رده بندی، کتابخانه ها از پیشگامان طراحی نظامهای فهرست نویسی و رده بندی برای منابع اطلاعاتی کتابخانه ای به شمار می روند. هدف اصلی فهرست نویسی و رده بندی، تسهیل دسترسی به اطلاعات مورد نیاز افراد در کوتاه ترین زمان ممکن است. نگاهی به تاریخ کتابخانه ها از دوران باستان تاکنون، نشان میدهد که کتابداران همواره در صدد یافتن راهی برای نظم دادن به مجموعه ها بوده اند تا دسترسی اثربخشی به محتوای منابع کتابخانه به عنوان یک پایگاه اطلاعاتی امکان پذیر باشد. به همین جهت در هر زمان با توجه به ویژگی های منابع کتابخانه و با استفاده از امکانات موجود، در مجموعه ها نظمی برقرار کرده اند تا از طریق آن، .دسترسی به مجموعه ها سریع تر و دقیق تر صورت گیرد

با ظهور منابع کتابخانه ای جدید، به معنای سازماندهی انواع بسیاری از اطلاعات و رسانه ها مورد توجه قرار گرفت، اطلاعاتی که در منابع فیزیکی مانند کتابها، نوارهای ویدیویی یا تصاویر ذخیره شده اند و سازماندهی اطلاعات مجازی یعنی اطلاعاتی که به صورت الکترونیکی در قالب کلمات، صداها یا تصاویر ذخیره شده اند و از طریق شبکه های رایانه ای قابل دسترسی میباشند (نوروزی و منصوری، ۱۳۸۵).

وب اکنون په عنوان یک منبع اطلاعاتی روزآمد و همیشه در دسترس در نظر گرفته می شود و به کتابخانه ای مبدل شده که دانش های بشری را به شکلی – الکترونیکی در خود گردآوری کرده است. اما مهم ترین و اصلی ترین تفاوت این به اصطلاح کتابخانه دیجیتالی بزرگ با کتابخانه های معمولی، در روند سازماندهی و رده بندی اطلاعات و اسناد موجود در آنها است؛ زیرا استانداردها و قوانین مدونی با – هدف گردآوری، سازماندهی، بازیابی و اشاعه اطلاعات و دانش در کتابخانه ها – تدوین گردیده که از جمله آنها میتوان به قوانین فهرست نویسی انگلو- امریکن یا رده بندی های ده دهی دیوئی و کنگره اشاره کرد، در حالی که یک چنین قوانین ،مشابهی برای اطلاعات و اسناد موجود در وب تدوین نشده اند (حسینی۱۳۸۵)

تاکنون دو شیوه رده بندی علوم و اطلاعات در جهان شکل گرفته است که عبارت انداز:

رده بندی کتابخانه ای

رده بندی کتابخانه ای نظامی برای طبقه بندی علوم گوناگون، سازماندهی و کدگذاری منابع کتابخانه ای (کتاب چاپی یا الکترونیکی، نشریه های ادواری چاپی یا الکترونیکی، مواد دیداری-شنیداری، فایلهای رایانه ای، نقشه ها، اسناد، نسخه های خطی و سایر منابع اطلاعاتی) براساس موضوع هر اثر است. به دیگر سخن «عمل سازماندهی جهان دانش به برخی نظم های نظام مند است». معروفترین نظام های رده بندی کتابخانه ای، رده بندی ده دهی دیویی و ردهبندی کتابخانه کنگره هستند که در رده های اصلی یا کلی به صورت سلسله مراتبی و شمارشی می باشند. نظامهای ردهبندی کتابخانه ای از «قواعد فهرست نویسی انگلو امریکن»، سرعنوان های موضوعی، طرح های رده بندی و جدول نشانه مؤلف سه رقمی کاتر-سن برن به منظور شماره سازی و تخصیص شماره ردهبندی به هر اثر استفاده می کنند.

مراحل فهرست نویسی و رده بندی مواد کتابخانه ای توسط متخصصان فهرست نویسی و رده بندی، کتابداران و نمایه سازان انجام می شود. کاربرد اصلی این نظام رده بندی، در سازماندهی مواد کتابخانه ای اعم از چاپی و غیر چاپی رسانه های سنتی اطلاعات است؛ ولی در سالهای اخیر به منظور سازماندهی سایر تی انجام گرفته است.

اختراع اینترنت و وب، نظام های رده بندی سنتی و کتابداران را با چالش های ویژه ای روبه رو ساخته است. با این وجود، کتابداران سعی کردهاند که از نظامهای منابع کتابخانه ای به ویژه منابع اینترنتی رده بندی کتابخانه ای به منظور سازماندهی منابع اطلاعاتی موجود در اینترنت و وب استفاده نمایند. مهم ترین راهنماهایی که توسط کتابداران یا براساس اصول رده بندی کتابداری طراحی شده اند، عبارتند از:

راهنمای BUBL ( www.bubl.ac.uk) راهنمای نظام رده بنای دهبالهی دیویی به منظور رده بندی منابع اینترنتی استفاده می کند. در واقع، یک خحد مت اطلاعاتی برای جامعه دانشگاهی انگلستان است و به همین دلیل منابع انگلیسی زبان را پوشش میدهد.
راهنمای آزاد www .dmoz .org. تقریباً جامع ترین راهنما برای وب است که توسط افراد از کشورهای مختلف داوری و طراحی شده است و از اصول کتابداری تا حدودی استفاده می کند.
راهنمایی یاهو (http://dir.yahoo.com): راهنمای وب است که توسط افراد از کشورهای مختلف داوری می شود و تا جدودی از اصول ردهبندی چهریزهای استفاده می کند.
نمایه کتابداران برای اینترنت (www.lii.org): توسط کتابداران آمریکایی طراحی و اداره میشود. به همین دلیل بیشتر منابع انگلیسی زبان و آمریکایی را پوشش میدهد.
کتابخانه عمومی اینترنت (www.ipl.org): یک خدمت اطلاعاتی عمومی است که توسط کتابداران دانشگاه میشیگان تهیه شده است و منابع انگلیسی زبان را پوشش میدهد(نوروزی و منصوری، ۱۳۸۵).

 

وبگاههای مهم مبتنی بر نظام فولکسونومی

وبگاههای مبتنی بر نظام فولکسونومی:

مهمترین وبگاهها خدمات اطلاعاتی که مبتنی بر نظام رده بندی مردمی  هستند عبارت انداز:

  1. LibraryThing.com -LibraryThing هدف آن فهرست کاردن کتاب های . دلخواه کاربران است
  2. http://delicio.us-  Del.icious هدف آن به اشتراک گذاشتن منابع وب وپیوندها میباشد
  3. www.citeulike.org – Citeulike هدف آن به اشتراک گذاشتن مشخصات کتاب شناختی و چکیده منابع و مقاله های علمی در وب است.
  4. connotea.org-  Connotea به اشتراک گذاشتن دانش در.وب است
  5. www.flickr.com – Flickr هدف آن به اشتراک گذاشتن تصاویر میباشد.
  6.  www.youtube.com – YouTube هدف آن به اشتراک گذاشتن آثار با موسیقایی و فیلم های کوتاه است.
  7. www.technorati.com – Technorati جستجو و بازیابی محتوای وبنوشت ها است.
  8. :(http://myweb.yahoo.com – МуWeb  هدف آن به اشتراک گذاشتن وجست وجوی برچسب ها در موتور یاهو است.

 

سایر وب گاه های معروف مبتنی بر این نظام رده بندی عبارتند از:

 

Simpy.com, Frassle.org, Furl.net, Spurl.com

در زیر تصویری از یک جستجوی ساده در Del.icious برای بازیابی منابع مرتبط با فولکسونومی نشان داده میشود. همان گونه که قبلا گفته شد، در نظام رده بندی مردمی به راحتی می توان متوجه شد که چه کسانی و با چه کلیدواژه هایی یک منبع اطلاعاتی واحد را برچسبگذاری کرده و از طریق سایر کلیدواژهها یا برچسبها نیز میتوان به منابع مرتبط با موضوع جستجور دست یافت (نگاه شود به شکل ۱۱). به عنوان نمونه، منبع شماره یک در شکل زیر (مقاله انگلیسی در مورد مورد  فوکسونومی در ویکیپدیا) توسط ۱۱۷۵ نفر برچسب گذاری شده است. به راحتی می توان متوجه شد که ۱۱۷۵ نفر دارای علائق مشابهی هستند و با چه کلیدواژه هایی این مقاله را برچسب گذاری کرد ه اند. همچنین میتوان فهمید که این مقاله محبوب ترین مقاله از نظر علاقه مندان به موضوع فولکسونومی است (نوروزی و منصوری،۱۳۸۵)

کاربرد «فولکسونومی» در بازنمون تصاویر دیجیتالی رویکردی نوین در نمایه سازی کاربرمدار

 

در این مقاله, روشهای نمایه سازی تصاویر که تا کنون مطرح بوده به اختصار بیان گردیده و نظری کلی از چالشهای مربوط به نمایه سازی تصویر مبتنی بر مفهوم, فراهم آمده است

در این مقاله، روشهای نمایه‌سازی تصاویر که تا کنون مطرح بوده به اختصار بیان گردیده و نظری کلی از چالشهای مربوط به نمایه‌سازی تصویر مبتنی بر مفهوم، فراهم آمده است. از روشی نوین با عنوان «فولکسونومی» یا «رده‌بندی مردمی» که به میزان قابل ملاحظه‌ای در دنیای کتابخانه دیجیتالی مورد توجه قرار گرفته است یاد می‌شود که در آن، برچسب‌زنی اجتماعی ابزاری برای افزایش توصیف اشیای دیجیتالی،‌ فراهم کردن محملی برای درونداد کاربر و درگیری بیشتر کاربر، تلقی می‌گردد. این مقاله، به ارزیابی مزایا و معایب فراداده‌های ساخته شده توسط کاربر در محتوای مجموعه تصاویر رقومی می‌پردازد و آن را با قالب فراداده‌ای ساخته شده به‌ طور حرفه‌ای و ابزار کنترل واژگان، مقایسه می‌کند. همچنین، ضمن تحلیل ویژگیهای رده‌بندی مردمی، درمی‌یابد که برچسب‌زنی مردمی می‌تواند به عنوان مکملی برای پیشینه های فراداده‌ای ساخته شده به طور حرفه‌ای به مرحله عمل درآید تا فرصتی برای کاربر به ‌منظور اظهار نظر درباره تصویر فراهم آید.

● مقدمه

تا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، مجموعه‌های عکس برای عموم قابل دسترس نبود و تنها پس از آن و در دوره بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، شاهد افزایش مجموعه‌های تصاویر بودیم . در این زمان، به علت رشد مجموعه عکس، مشکل دسترسی موضوعی به تصاویر مطرح شد. در ابتدا مجموعه های عکس و بازیابی موضوعی آن مورد توجه افرادی غیر از کتابداران قرار گرفت. به طور مثال، «خن»[۲] [کوهن] از مؤسسه هنر شیکاگو، در مقاله‌ای پیشنهاد می‌کند برای اسلایدها صفحه عنوانی مشابه آنچه در تک نگاشت ها وجود دارد در نظر گرفته شود (کرمی، نقل در مجله الکترونیکی نما،۱۳۸۵).

بعدها پیشنهاد شد یک تصویر باید در هر زمان از سه منظر «پیش پیکرنگاری»[۳]، «پیکرنگاری»[۴] و «شمایل‌شناسی»[۵] مورد توجه قرار گیرد. مثلاً در نمایه‌سازی تصویری از برج ایفل، پیش‌پیکرنگاری (برج، رودخانه، درخت) پیکرنگاری (برج ایفل، رودخانه سابن) واصطلاحات شمایل‌شناسی (خیال انگیزی، تعطیلات هیجان انگیز) را باید به این تصویر اختصاص داد (لنکستر[۶]، ۱۳۸۲ ،ص۱۹۲-۱۹۱).

در سال ۱۹۷۸ کنفرانسی با نام «منابع بصری» برپا شد که موضوع این کنفرانس دسترسی موضوعی به تصاویر بود. این کنفرانس مورد توجه محققان برجسته و متخصصانی قرار گرفت که در زمینه تصاویر کار می‌کردند. هدفها این کنفرانس در کنفرانس دیگری با نام «کنفرانس بلمونت» تداوم یافت. موضوع کنفرانس دوم که در سال ۱۹۸۰ تشکیل شد، دسترسی هوشمند به منابع بصری بود. شرکت کنندگان در این کنفرانس، ۹ نیاز یک سیستم پیکرنگاری را مطرح کردند و اشاره داشتند که این سیستم باید همه اصطلاحات مربوط به محتوا و مفهوم یک تصویر را در برگیرد. شرکت‌کنندگان بر این باور بودند که نمایه‌سازی موضوعی تصاویر بر پایه دو عنصر «مفهوم» و «محتوا» باشد. نمایه‌سازی مفهومی مسلماً محدودیتهایی دارد، زیرا تاحد زیادی انتزاعی و ذهنی است؛ بنابراین به آسانی قابل دستیابی نیست. افزون بر این، پیش‌بینی اینکه از یک تصویر در چه مواردی می‌توان استفاده کرد، دشوار است (کرمی، نقل در مجله الکترونیکی نما، ۱۳۸۵).

گسترش فناوری دیجیتالی، دسترسی وسیع به منابع دیداری، که توسط کتابخانه‌ها و موزه‌ها نگهداری می‌شوند، را ممکن ساخته است. در دهه اخیر، مؤسسه‌های فرهنگی پروژه‌های دیجیتالی کردن در مقیاس گسترده را بر عهده گرفته‌اند تا مجموعه‌هایشان از عکسهای تاریخی و اسلایدهای هنری را به قالب دیجیتالی تبدیل کنند. تصاویر دیجیتالی شده از طریق مجموعه‌های دیجیتالی، با امکان کنترل بیشتر روی تصاویر و گزینه‌های متعدد جستجو، به کاربران روی وب ارائه می‌شود. پیشرفتها در حوزه سیستمهای نمایه‌سازی، بازیابی تصاویر و دستاوردها برای تعامل کاربر، با پیشرفتها در زمینه فناوری دیجیتالی و افزایش شمار مجموعه‌های تصویری همگام نبوده است (ترانت[۷]،‌ ۲۰۰۳).

اخیراً وب فرصتی جدید برای اشتراک تصاویر دیجیتال و رده‌بندی آنها به وسیله کلیدواژه‌های ساخته شده توسط کاربر به وجود آورده است. سایتهای حاوی عکس مثل flickr (www.flickr.com)،‌ این امکان را فراهم می‌سازد که کاربران با استفاده از دایره اصطلاحات خود، تصاویر را بارگذاری و طبقه‌بندی کنند. نمایه‌سازی توسط کاربر که اغلب از آن به عنوان «فولکسونومی» یا «رده‌بندی» مردمی یاد می‌شود،‌ توجه قابل ملاحظه‌ای به خود جلب کرد ه است تا آنجا که برخی از طرفدارانش آن‌ را «انقلابی در طبقه‌بندی علوم و علوم انسانی» می‌نامند (استرلینگ[۸]،‌ ۲۰۰۵ ص۲۱۳).

صحبت از انقلاب و دست کشیدن از استانداردهای فهرست‌نویسی و ابزار کنترل واژگانی، ممکن است کمی عجولانه به نظر برسد. از طرفی‌، رده‌بندی مردمی موجب بحثی جدی در جامعه کتابخانه دیجیتالی درباره استفاده از کارکردهای اجتماعی شبکه،‌ درگیر کردن کاربران و تشکیل انجمنهای مجازی گردیده است.

این مقاله ضمن بازنگری در پیشینه مربوط به نمایه‌سازی تصویر، نظرهایی کلی درباره «رده‌بندی مردمی» را مطرح و چالشها و مزایای برچسب‌زنی مردمی و پیامدهای ضمنی بالقو‌ه‌ آن را برای فراهم کردن نمایه‌سازی کاربرمدار در مجموع تصاویر دیجیتالی بررسی می‌کند.

● رویکردها به نمایه‌سازی تصویر

در حال حاضر، از الگوهای مختلفی برای نمایه‌سازی تصاویر استفاده می شود که عبارتند از:

▪ رویکرد مبتنی بر محتوا

▪ رویکرد مبتنی بر متن

▪ رویکرد مبتنی بر ساختار

▪ رویکرد مبتنی بر مفهوم

رویکرد مبتنی بر محتوا، تصاویر را بر اساس ویژگیهای ذاتی و اولیه آنها نمایه‌سازی می‌کند، که به وسیله الگوریتمهای تحلیل تصویر متعدد پردازش می‌شوند. این ویژگیها شامل ساختار رنگ، خواص شکلی، بافت و … است.

بر اساس نمایه‌سازی مبتنی بر متن، چند شیوه برای بازیابی تصاویر وجود دارد:

– جستجوی کلیدواژه‌ای با واژگان آزاد

– جستجوی کلیدواژه‌ای با واژگان محدود

– جستجوی مبتنی بر اصطلاحنامه که در آن نه تنها واژگان محدود است، بلکه روابط سلسله مراتبی (اصطلاحات اعم و اخص) و سایر روابط می‌توانند در فرایند جستجو مورد استفاده قرار گیرند.

ویژگی عمومی نمایه‌سازی مبتنی بر متن، این است که پرسش جستجو از مجموعه‌ای از اصطلاحات همراه با روابط بولی شکل می‌گیرد و نمایه آن معمولاً شامل مجموعه‌ای نامنظم از اصطلاحات است. دو فرایند «نمایه‌سازی» و «بازیابی» می‌توانند به وسیله ابزارهایی (نرم افزارهایی) برای تورّق و انتخاب اصطلاحات از بانک واژگان پشتیبانی شوند.

رویکرد مبتنی بر ساختار، توصیفهای پیچیده‌تری از جمله «روابط» را امکان‌پذیر می‌سازد. برای مثال، توصیفی از یک شیء عتیقه می‌تواند شامل توصیفی از اجزای تشکیل‌دهنده آن (برای مثال، کشوی یک جعبه) گردد. اجزای تشکیل دهنده، اشیایی هستند که می توانند با استفاده از ویژگیهایی مانند ماده، اندازه و شکل، توصیف شوند. اجزای تشکیل دهنده حتی می‌توانند اجزایی تشکیل دهنده برای خود داشته باشند؛ مثلاً کشوها دستگیره دارند. رویکرد مبتنی بر ساختار، درجه گسترده‌ای از پیچیدگی را در فرایند نمایه‌سازی ارائه می‌کند. توصیفات رابطه‌ای میان طبقات مختلفی از اشیا، می‌توانند تنوع گسترده‌ای داشته باشند. یک راه حل برای مشکل پیچیدگی فرایند نمایه‌سازی، استفاده از اصطلاحات متنی (بافتی یا زمینه‌ای) برای محدود کردن روابط و اصطلاحات ارائه شده به نمایه‌ساز می‌باشد (ویلینگا[۹] ودیگران،۲۰۰۱).

نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم، دسترسی منطقی به محتوای دیداری یک تصویر را فراهم می‌کند. این نمایه شامل تبدیل اطلاعات دیداری به توصیف متنی به منظور بیان آنچه تصویر درباره آن است و آنچه را که نشان می‌دهد، می‌باشد. علاوه بر توصیف موضوعی، فراداده‌های تخصیص داده شده به یک تصویر می‌تواند اطلاعاتی درباره مالک و منشأ تصویر را نیز دربر بگیرد. فراداده‌های توصیفی بر اساس قالب فراداده‌ای استاندارد شده‌ای مثل Dubline core یا VRACore[۱۰] که از ابزار کنترل واژگانی و زبان طبیعی برای ارزیابی فراداده‌ها استفاده می‌کنند، ساخته شده‌اند. نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم به جهت تفسیر معنایی عکس، تعیین سرعنوانهای موضوعی و بازنویسی حاشیه و برنوشتهای تصویر، همچون سه رویکرد فوق نیازمند نمایه‌ساز انسانی است (ماتوزیاک[۱۱]،۲۰۰۶ ص۲۸۵).

فرایند تبدیل محتوای یک تصویر به عبارتهای زبانی، چالشهای* مهمی در نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم مطرح می کند که در ادامه بدانها می‌پردازیم.

برخی چالشها که به دلیل پیچیدگی و غنای رسانه دیداری به وجود آمده‌اند، عبارتند از:

▪ تصاویر فراوانند و اغلب هر یک شامل اطلاعات مفیدی برای پژوهشگران در حوزه های مختلف می باشد .

▪ تصویر اغلب با هدفی استفاده می‌شود که توسط خالق آن پیش‌بینی نشده است.

▪ تصویر واحد می‌تواند معنای متفاوتی برای افراد متفاوت داشته باشد.

▪ تصاویر می‌توانند لایه‌های متفاوت معنایی از تخصصی تا سطحی داشته باشند.

▪ برخلاف سند متنی، تصویر اطلاعاتی درباره مؤلف و خالقش ارائه نمی‌دهد.

▪ چالشهای دیگر در ارتباط با ابهامهای زبانی و محدودیتهای نمایه‌سازی توسط انسان:

▪ نبودِ توافق در خصوص ویژگیهایی از تصویر که باید نمایه شوند.

▪ دشواری تعیین عمق مناسبی از نمایه‌سازی.

▪ ذهنیت و هماهنگ نبودن نمایه‌سازانی که نمی‌توانند اصطلاحات نمایه را با درجه واحدی از انسجام به کار ببرند.

▪ مشکل تطابق اصطلاحات استفاده شده توسط کاربران به منظور تشریح نیازهای اطلاعاتی آنان با واژگان کنترل شده در نمایه‌سازی.

▪ دشواری طراحی و تطابق مدل ذهنی کاربر از مفهوم تصویر با مدل ذهنی نمایه‌ساز (ماتوزیاک، ۲۰۰۶. ص ۲۸۶-۲۸۵).

● مطالعات درباره کاربر

موفقیت یک کاربر در پیدا کردن تصاویر مورد علاقه، به کیفیت نمایه‌سازی تصویر و تطابق واژگان نمایه‌ساز با زبان کاربر بستگی دارد؛ با وجود این، مطالعات بسیار اندکی در ارزیابی تأثیر نمایه‌سازی تصویر از منظر کاربر انجام گرفته است. مطالعات درباره کاربر عمدتاً روی گروه‌های خاصی متمرکز است و پرسشها در مجموعه‌های ویژه یا حوزه‌های موضوعی خاص، بررسی می‌شود. «آرمیتاژ»[۱۲] و «انسر»[۱۳] (۱۹۹۷) درخواستهای اعلام شده از هفت مرکز آرشیو تصویری را تجزیه و تحلیل کردند و آنها را مطابق با یک ماتریس سطحی[۱۴] و سه سطح از فشردگی طبقه‌بندی نمودند. آنها شباهتهایی در فرمول پرسش تصویر در مجموعه‌ای از کتابخانه‌های مختلف مشاهده کردند (آرمیتاژ و انسر، ۱۹۹۷ ص۲۹۷).

«چویی»[۱۵] و «راسموسن»[۱۶] ( ۲۰۰۳) پرسشهای فرمول بندی شده توسط اعضای هیئت علمی و دانش‌آموختگانی که اطلاعات تصویری درباره تاریخ آمریکا را در مجموعه حافظه کتابخانه کنگره آمریکا جستجو می کردند، بررسی نمودند. مطالعه آنها نشان داد بیشتر نیازهای کاربر در زمره نیازهای عمومی قرار می‌گیرد، در حالی که تنها درصد کمی به مقوله‌های خاص تعلق دارد. پژوهشگران دریافتند توصیفگرهای موضوع، عنوان و تاریخ عوامل مهم در ارائه و جستجوی تصاویر هستند (چویی و راسموسن،۲۰۰۳ ص۵۰۹).

مطالعات بسیار اندکی از مشارکت کاربر در فرایند نمایه‌سازی یا درگیری کاربران، در توصیف تصاویر به عنوان بخشی از ارزیابی سیستمهای نمایه‌سازی انجام گرفته است. «هستینگز»[۱۷] (۱۹۹۹) پرسشهای کاربر، اصطلاحات تهیه شده توسط کاربر و اعمال بازیابی در مجموعه پیوسته نقاشیهای کارائیب معاصر را مقایسه کرد. در این تحقیق، از کاربران خواسته شد علاوه بر تهیه کلیدواژه‌ها، اصطلاحات نمایه‌ای تخصیص داده شده را رتبه‌بندی کنند. مطالعه «هستینگز» مشخص کرد کاربران نیاز دارند تا توصیفگرهایشان را با اصطلاحات نمایه‌ای در فرایند جستجو ترکیب کنند (هستینگز، ۱۹۹۹، ص۴۵۰).

«یورگن سن» نیز در پژوهش خود از کاربران غیر متخصص خواست به توصیف تصویر بپردازند. وی روی انواع ویژگیهای تصویری و سطوح نمایه‌سازی تصویر تمرکز کرد. «یورگن سن» در مطالعه خود در سال ۱۹۹۸، تفاوتی بین ویژگیهای تصویری که کاربران توصیف می‌کنند و ویژگیهای مدنظر در سیستمهای نمایه‌سازی سنتی، مشاهده کرد. او توصیه کرد فرضیه‌هایی در زمینه واژگان کنترل شده و ابزار توصیفی جدیدتر مانند قالب فراداده‌ای مطرح و مورد آزمون قرار گیرد (یورگن سن[۱۸]، ۱۹۹۸، ص۱۷۲).

● نیاز به رویکردی تازه

بررسی پیشینه پژوهش، نظر «هستینگز» (۱۹۹۹) را که می‌گوید «مشکل دسترسی منطقی به تصاویر در مجموعه‌های دیجیتال به طور عمده لاینحل باقی مانده است» منعکس می‌کند. این مشکل نیز نیاز به درگیری بیشتر کاربر در فرایند نمایه‌سازی و ارزیابی مهارتهای نمایه‌سازی از دیدگاه کاربر را مورد اشاره قرار می‌دهد. درعمل، کتابداران با شمار فزاینده‌ای از تصاویر رقومی که برای بازیابی به صورت پیوسته به نمایه‌سازی نیازمندند، در کشمکش هستند. تسلط بر مهارتهای خاص نمایه‌سازی سنتی هزینه و نیروی انسانی زیادی می‌طلبد و حتی متخصصان نمایه‌ساز مطمئن نیستند که بتوانند تنها روش یا بهترین روش را برای برآوردن نیاز کاربر فراهم می‌کنند. «ترانت» (۲۰۰۳) یادآور می‌شود، تفکری در میان کتابداران وجود دارد که کارهای بسیاری می‌تواند صورت گیرد تا دسترسی به مجموعه‌های دیداری، هم با استفاده از نمایه‌سازی موجود و هم با کاربردهای فناوریهای جدید، بهبود یابد. وی همچنین تشخیص داد که «با صحبت نکردن به زبان کاربران ممکن است با جامعه آنها بیگانه شویم». بسیاری از متخصصان نمایه‌سازی بر این باورند که مهارتهای نمایه‌سازی سنتی سندمدار برای نمایه‌سازی تصویر در محیط وب ناکافی است؛ از این رو رویکرد جدیدی را جستجو می‌کنند (ترانت،۲۰۰۳).

● رده‌بندی مردمی

«رده‌بندی مردمی» رویکردی جدید برای سازماندهی محتوایی محیط وب ارائه می‌کند که کاربران توصیفات متنی‌شان را با استفاده از اصطلاحات زبان طبیعی (tags) ساخته و آنها را با اجتماعی از کاربران به اشتراک می گذارند. این سیستمِ سازماندهی نوپا و در حال رشد که در آن کاربران کلیدواژه‌ها را با مفهوم شخصی یا اشتراکی تخصیص می‌دهند، با عنوانهایی مانند «رده‌بندی مردمی»، «رده‌بندی توزیعی»[۱۹]، «برچسب‌زنی اجتماعی»، «رده‌بندی قومی» و «فولکسونومی» نام‌گذاری شده است. اصطلاح folksonomy، مرکب از دو واژه folk و taxonomy، به «توماس واندروال»[۲۰] نسبت داده شده است. این رده‌بندی از اقبال قابل توجهی برخوردار شده است. اما افرادی مانند «مرهولز»[۲۱] (۲۰۰۴) در مقاله‌ای تحت عنوان «رده‌بندی محلی و واژگان بومی» خاطرنشان می‌کند که اصطلاح فولکسونومی رایج نیست. تاکسونومی به یک ارتباط سلسله مراتبی اشاره می‌کند، در حالی‌که فرایند برچسب‌زنی در نرم‌افزار شبکه اجتماعی، توسط ساختار غیرسلسله مراتبی و تک‌سطح توصیف می‌شود. اصطلاح رده‌بندی مردمی در اینجا به منظور تأکید بر طبیعت مشارکتی برچسبهای ساخته شده توسط کاربران و استفاده آنها در متن اجتماع، استفاده شده است.

برچسب‌زنی مردمی در بسیاری از سرویسهای وبی معرفی شده‌اند. کاربران می‌توانند برچسبهای خود را در «جانمای»[۲۲] وب‌سایت (www.furl.net یا dil.icio.us)، «پیامهای وبلاگی»[۲۳] (Technorati.com)، و عکسها (www.flickr.com) تعیین کنند. [۲۴]CiteULike و [۲۵]connotea فرصتی برای برچسب زنی انتشارات دانشکده ای فراهم کرده اند. هدف از این برچسب زنی در این محیط اشتراکی، نه تنها برای سازماندهی محتوای وب برای یک کاربر، بلکه به منظور به اشتراک گذاشتن مقوله‌ها با دیگر کاربران است، بنابراین آنها اطلاعات طبقه‌بندی شده توسط دیگران را می‌توانند به سادگی تورق و بازیابی کنند. برچسب‌زنی اشتراکی زمانی بیشترین فایده را در بر دارد که هیچ فردی در نقش «کتابدار» برای رده‌بندی اطلاعات وجود نداشته باشد، یا اینکه محتوای زیادی برای نمایه‌سازی موجود باشد (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۸۷).

● رده‌بندی مردمی تصاویر رقومی

وب‌سایتهایی وجود دارند که برای کاربران، فضایی برای ذخیره عکسهای دیجیتالی فراهم می‌کنند. از جمله این سایتها Flickr می‌باشد. آنچه Flickr را منحصر به فرد و پرطرفدار ساخته رده‌بندی و بهره‌گیری شبکه‌ای آن است که تعیین کردن برچسبها، اظهار نظر کردن و به اشتراک گذاشتن تصاویر و برچسبهای مرتبط را با اجتماعی از کاربران امکان‌پذیر می‌سازد. این سایت در فوریه ۲۰۰۴ راه اندازی شد.

تصاویر Flickr به دلیل اشتراکی که اخیراً با یاهو برقرار کرده است، به عنوان بخشی از جستجوی تصویر یاهو نیز می‌باشد. «اریک کاستلو»[۲۶]، یکی از توسعه دهندگان Flickr، طی مصاحبه‌ای اظهار داشت Flickr ابتدا به عنوان ابزاری برای یک فرد تصور می‌شد تا مجموعه تصاویرش را سازماندهی کند و آنها را با استفاده از برچسب‌زنی ساده که روی جانمای سایت del.icio.us ساخته شده بود، با دوستان و خانواده به اشتراک بگذارد. اما در مدتی کوتاه، فشار برای رده‌بندی و تعامل اجتماعی گسترده‌تر از سوی جامعه کاربران (کسانی که علاقه‌مند در به اشتراک گذاشتن عکسها و برچسبهایشان با جمعیت وسیعتری بودند نه فقط با مجموعه کوچکی از دوستان) وارد آمد.Flickr یک سیستم برچسب‌زنی ساده و بدون قید و شرط فراهم کرده است. کاربران می‌توانند هر میزان برچسب که مایل باشند، با استفاده از کلیدواژه‌هایی که معتقدند برای عکسها مناسب‌ترین است، تخصیص دهند. آنها نیز فرصت این را دارند که ببینند دیگر کاربران چگونه برچسبها را در بافتار دیگر تصاویر به کار می‌برند. این جنبه از بررسی جمعی یا بازخورد بی‌واسطه، آن چیزی است که رده‌بندی مردمی را از نمایه‌سازی سنتی که معمولاً توسط نمایه‌ساز و در نبود کاربر انجام می‌گیرد، متمایز می‌سازد. این حلقه بازخورد تنگاتنگ، به شکل‌گیری یک ارتباط نامتقارن بین کاربران از سوی فراداده‌ها منجر می‌شود. در کاربردهای شبکه اجتماعی، مثل Flickr معنی در همان بافتاری که مورد استفاده قرار گرفته، ساخته و دربار? آن توافق می‌شود (شاو[۲۷]،۲۰۰۶).

 

  •  عام‌ترین برچسبهای Flickr در دهم ژانویه ۲۰۰۶
  • نامهای خاص که محل جغرافیایی (Boston) را نشان می‌دهند، در کنار اصطلاحات موضوعی متناسب دیگر قرار گرفته اند. مانند bridge و building.
  • ارتباطهای سلسه مراتبی وجود ندارد. Europe با Italy یا Rome در یک سطح قرار دارد.
  • اسامی مفرد مانند animal، flower و dog با معادلهای جمع animals، flowers و dogs همراه هستند.
  • کنترلی روی مترادفها وجود ندارد. newyork، newyork city و nyc در یک مجموعه قرار می گیرند.
  • اصطلاحاتی مانند river یا rock با اصطلاحات انتزاعی تر مثل reflection آمده است.
  • چندین برچسب مرکب وجود دارد که دو یا چند واژه را ترکیب می‌کند؛ مثل geotagging، black and white، road trip
  • توصیفگرها مثل blue یا urban یا ضمایر (me) به سرعت به فهرست برچسبها اضافه می شوند.
  • برخی از این ویژگیها مانند عدم کنترل مترادفها یا استفاده از مفرد و جمع، محدودیتهای رده‌بندی مردمی با هدف بازیابی را نمایان می‌کند. برخی از پژوهشگران ماهیت به هم ریخته و درهم برهم برچسب زنی اجتماعی را بخصوص به هنگام مقایسه با سیستمهای رده‌بندی مرسوم، یادآور می‌شوند (ماتوزیاک،۲۰۰۶ ص۲۸۹-۲۸۸).

«گای»[۲۸] و «تونکین»[۲۹] در مقاله‌ای تازه، معایب اصلی فولکسونومی شامل غلطهای املایی، گروه‌های واژه‌ای بد کدگذاری شده، قالب مفرد و جمع، برچسبهای شخصی و برچسبهای تک استفاده را تجزیه و تحلیل کردند. نویسندگان برخی استراتژیها را برای بهبود برچسبهای به هم ریخته پیشنهاد کردند، اما دریافتند که دشواری چنین عملیاتی ممکن است کاربران را دلسرد کند. برخی برچسب‌زنی را به عنوان روشی تدریجی از سازماندهی اطلاعات می دانند که مسیر خود را به سوی ناکامی طی می‌کند. اما همان‌طور که وب به ما نشان داده است، می‌توانید مقدار شگفت‌انگیزی مطلب ارزشمند را از مجموعه داده‌های درهم و برهم استخراج کنید (گای و تونکین، ۲۰۰۶ ص۱۷۳-۱۷۱).

«رده‌بندی مردمی» دارای نقاط مثبت بویژه برای توصیف و بازیابی تصاویر می‌باشد. سیستم «هم ـ پیوندی»[۳۰] برچسبها، از فعالیتهای تورّقی و کشف اتفاقی تصاویر در محیط دیجیتالی حمایت می‌کند. مهم‌ترین توانایی برچسب زنی اجتماعی، ارتباط نزدیک آن با کاربران و زبانشان می باشد. «میسز»[۳۱] (۲۰۰۴) خاطر نشان کرد، که برچسب‌زنی اجتماعی اختیارات کاربر در ترکیب کلمات، کاربرد اصطلاحات و صراحت را منعکس می کند. واژگان جاری و انعطاف‌پذیر می‌باشند، ضمن اینکه سیستم، اصطلاحات و لغات ارائه شده توسط کاربران را به سرعت دربرمی‌گیرد. ترکیبات بی‌نظم مترادفها، اختصارها، مفرد و جمعها حاکی از زبان طبیعی کاربران می‌باشد و این اصطلاحات شامل آنهایی است که کاربران هم برای توصیف تصویرشان استفاده می‌کنند و هم کلماتی است که آنها به احتمال زیاد به هنگام جستجوی تصاویر در دیگر مجموعه‌های دیجیتالی به کار خواهند برد (میسز، ۲۰۰۴).

● مشکلات اجرایی شدن برچسب‌زنی اجتماعی در مجموعه‌های تصویر رقومی

رده‌بندی مردمی، تغییر مسیر مهم و امکاناتی جدید در زمینه نمایه‌سازی تصویر به وجود آورده است. اما راه‌حلی خارق‌العاده یا ساده برای امور ذاتاً پیچیده در توصیف تصویر ارائه نمی‌کند. برعکس، گمان می‌رود چالشها و مشکلات دسترسی منطقی به تصاویر در محیط شبکه اجتماعی چندگانه باشد.

در بحث انگیزش نیز تفاوتی بنیانی بین رده‌بندی مردمی و نمایه‌سازی سنتی وجود دارد. کاربران سایت Flickr محتویاتشان (مجموعه‌های عکس دیجیتالی شخصی که می‌خواهند مرتب کنند و با دوستان، خانواده و جامعه وسیع‌تری به اشتراک بگذارند) را برچسب‌گذاری می‌کنند. در محیط شبکه دیجیتالی، کاربران در راستای منافع خود اقدام به برچسب‌زنی می‌کنند. برخی افراد از این رویکرد در رده‌بندی به عنوان برچسب زنی «خودپسندانه» یاد می‌کنند. پیش‌بینی اینکه آیا کاربران تمایل خواهند داشت تا تلاش و وقت خود را برای توصیف تصاویر موجود در کتابخانه‌ها و موزه‌ها بگذارند، مشکل است. برخی محققان نیز امور انگیزشی و پاداش را مطرح کرده‌اند. بحث درباره رده‌بندی مردمی در مجموعه‌های دیجیتالی به سطح نظری باقی خواهد ماند، مگر اینکه اجرای کاربردهای شبکه اجتماعی را در سیستم کتابخانه دیجیتالی در مقیاس عظیمی شاهد باشیم. همچنین، کتابداران باید محیطی تشویق کننده ایجاد کنند تا کاربران به شرکت در فرایند نمایه‌سازی و در اختیار گذاشتن تخصص خود علاقه‌مند گردند (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۹۴).

● پیامدهای ضمنی برای مجموعه های تصویر دیجیتالی

اگرچه رده‌بندی مردمی راه‌حلی جهانی نیست، امّا با طرح برخی چالشهای گذشته و جدید، فرصتهایی برای ارتقای نمایه‌سازی تصویر و درگیر کردن کاربران ارائه می‌کند. بسیاری از کتابداران احتمالاً نگرانند چنانچه نمایه‌سازی در اختیار کاربران قرار گیرد، نقش فهرستنویسان حرفه‌ای چه خواهد شد؟ به طور جالب توجه این‌که، وقتی طراحی محیط رابط به سوی یک رویکرد کاربرمدارتر در حرکت بود، سؤالهایی مشابه توسط طراحان سیستم مطرح شده بود. به هرحال، طراحی محیط رابط با مشارکت کاربر و آزمون قابلیت استفاده، طراحان سیستم را بی‌کار نکرد.

الزاماً رده‌بندی مردمی به عنوان جانشین نمایه‌سازی سنتی انگاشته نمی‌شود، بلکه ترجیحاًً به عنوان عاملی برای بهبود و تقویت نمایه‌سازی است. این دو رویکرد می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. با در نظر گرفتن مشکلات دسترسی منطقی به منابع دیداری، نمایه‌سازی سنتی، همسازی بیشتری در نمایه‌سازی و بطور نسبی سطح مشابهی از اخصّیت در توصیف ویژگیهای تصویر ارائه می‌کند. واژگان کنترل شده و استانداردها دسترسی یکنواخت و قابلیت درون کنشی[۳۲] را مقدور می‌سازند. در سوی دیگر، رده‌بندی مردمی، موجب فراهم‌آوری زبان، دیدگاه و تخصص کاربر می‌شود و سرانجام ممکن است به نمایه‌سازی کاربرمدارتر منجر شود. بخصوص، فرصتهای فراوانی را برای درگیر شدن کاربر فراهم می‌کند.

در محیط کتابخانه رقومی کنونی، کاربران نه تنها مجاز به افزودن کلیدواژه در فرایند نمایه‌سازی نیستند، بلکه برای اظهارنظر کردن روی تصویر یا فراهم کردن بازخورد در نمایه‌سازی، فرصت اندکی، دارند. در نتیجه، مجموعه‌های تصویری دیجیتال در مقایسه با سایتهایی مثل Flickr تقریباً ایستا و یکدست ظاهر می‌شوند. «هیدورن»[۳۳] (۱۹۹۹) نمایه‌سازی را به عنوان شکلی از ارتباط بین نمایه‌ساز و اشخاصی که تصاویر را در یک مجموعه جستجو می‌کنند، تلقی می‌کند. وی از میراث شناختی مشترک و زبان به عنوان عوامل اصلی ارتباط بین نمایه‌ساز و پژوهشگر نام می‌برد. در نمایه‌سازی سنتی سندمدار، این ارتباط یک سویه است. فهرست‌نویسان تعیین کننده ساختار و زبان توصیف هستند و کاربران در نهایت غیرفعال و دریافت‌کننده باقی می‌مانند. کاربردهای شبکه اجتماعی، اگر در مجموعه های دیجیتالی اجرا شود، ممکن است فرصتی برای مدل ارتباطی دوسویه فراهم کند (هیدورن، ۱۹۹۹، ص ۳۱۸-۳۱۶).

شکاف بین زبان کاربر و واژگان کنترل شده در نمایه‌سازی، مشکل اصلی در فراهم آوردن دسترسی منطقی به تصاویر، تشخیص داده شده است. واژگان کنترل شده، زبان کاربر را منعکس نمی کند و برای هدف نمایه‌سازی تصویر، ابزار انعطاف ناپذیر و منسوخ شده تلقی می‌گردد. برچسبهای ساخته شده توسط کاربر ـ گرچه بدون ساختار و بهم ریخته‌اند ـ غنی‌تر، رایج‌تر و چند زبانی می‌باشند. چندین راه برای یکپارچه کردن زبان کاربر در مجموعه‌های دیجیتال وجود دارد:

▪ کاربران می‌توانند برچسبهای خود را به فراداده‌ها در رکوردها اضافه کنند.

▪ کاربران می توانند روی اصطلاحات تعیین شده توسط نمایه سازان بازخورد فراهم کنند.

▪ برچسبهای کاربران می تواند به منظور توسعه «واژگان کنترل شده‌ای که دقیقاً زبان کاربران را ادا می‌کند» مورد استفاده قرار بگیرد.

به علاوه، اجرا کردن کاربردهای شبکه اجتماعی در مجموعه‌های دیجیتالی می‌تواند طرح ایجاد دانش مشارکتی را در ذهن بپروراند.

کاربران می‌توانند به عمق توصیف تصویر و افزایش محتوای منطقی مجموعه‌های دیجیتالی کمک کنند. درگیری کاربران می‌تواند موجب اقتباس شکلهای مختلفی از برچسب‌گذاریها، اظهار نظر کردن در مورد تصاویر و همچنین تفسیر آنها شود. تخصص در تاریخ و زبان محلی بویژه در مجموعه‌های میراث فرهنگی، می‌تواند ارزشمند باشد؛ جایی که کاربران می توانند با دانش و دیدگاه منحصر به فرد خود، به شناسایی تصاویر و افزایش توصیف کمک کنند. اظهار نظرهای کاربران نیز می‌تواند به عنوان داده‌های باارزشی باشد که ارتباط مجموعه‌ها با نیاز کاربران و فراهم‌آوری رهنمودهایی برای توسعه مجموعه‌های تصویر دیجیتالی در آینده را فراهم آورد (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۹۵).

● حاصل سخن

پدیده رده‌بندی مردمی، پرسشهایی را درباره یک الگوی ثابت در فعالیت کتابخانه‌ای کنونی، ـ جایی که نمایه‌سازی تصویر بدون حضور کاربران انجام می‌گیرد ـ مطرح کرده است. طراحی محیط رابط کاربرمدار در کتابخانه‌های رقومی، میزان قابل ملاحظه‌ای از توجهات را به خود اختصاص داده است. اما نمایه‌سازی تصویر هنوز از اصول سنتی سندمدارانه پیروی می‌کند. صحبت از رده‌بندی مردمی و «فراداده برای عامه مردم» شاید به شناخت زبان کاربر و دیدگاه‌های او به مجموعه‌های رقومی کمک کند که این خود به تأثیر متقابل بیشتر بین نمایه‌ساز و کاربر و محیط کاربرمدار منتهی می شود. اگرچه رده‌بندی مردمی به خودی خود پاسخی به بسیاری از مشکلات ذاتی در توصیف تصویر نیست؛ با این حال، می‌تواند به نمایه‌سازی کاربرمدارتر منتهی شود. از منظر یک متخصص شاغل در ساخت مجموعه‌های تصویری دیجیتال، این پدیده فرصتی را برای درگیری بیشتر کاربر و کمک به ایجاد جوامع مجازی فراهم می‌کند.

منابع

ـ کرمی، افسانه (۱۳۸۵). «نمایه‌سازی تصویردرپایگاه‌های اطلاعاتی». مجله الکترونیکی نما. شماره سوم،دوره ششم.

ـ لنکستر، اف دبلیو (۱۳۸۲). نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی. ترجمه عباس گیلوری. تهران: چاپار.

– Armitage, L.H and Enser, P.G.B.(۱۹۹۷),”Analysis of user need in image archives”,Journal of Information Science, Vol.۲۳ No.۴, pp.۲۸۷-۹۹.

– Choi, Y and Rasmussen, E.M. (۲۰۰۳), “Searching for images: the analysis of users` queries for image retrieval in American history”, Journal of the American Society for Information Science and Technology, Vol.۵۴ No.۶, pp.۴۹۸-۵۱۱.

– Guy, M. and Tonkin, E. (۲۰۰۶),” Folksonomies: tidying-up tags?”, D-Lib Magazine, Vol.۱۲ No.۱, [on-line] available: www.dlib.org/dlib/january۰۶/guy/۰۱guy.html

– Hastings, S.K. (۱۹۹۹), “Evaluation of image retrieval systems: rol of user feedback”, Library Trends, Vol.۴۸ No.۲, pp. ۴۳۸-۵۲.

– Heidorn, B.P. (۱۹۹۹),”Image retrieval as linguistic and nonlinguistic visual model matching”, Library Trends, Vol.۴۸ No.۲, pp.۳۰۳-۲۶.

– Jorgensen, C (۱۹۹۸), “Attributes of images in describing tasks”, Information Processing & Management, Vol.۳۴ Nos۲/۳, pp.۱۶۱-۷۴.

– Mathes, A. (۲۰۰۴), “Folksonomies – cooperative classification and communication through shared metadata”, [on-line] available: www.adammathes.com/academic/computer-mediated-communication /folksonomies. html (accessed October ۲۸,۲۰۰۵).

– Matusiak K., Krystyna.(۲۰۰۶), “Towards user-centered indexing in digital image collections”,OCLC Systems&Services: International digital library perspectives, Volume ۲۲ Number ۴ ۲۰۰۶ pp. ۲۸۳-۲۹۸.[on-line] available: www.emeraldinsight.com /۱۰۶۵-۰۷۵X.htm

– Merholz, P. (۲۰۰۴a), “Ethnoclassification and vernacular vocabularies”, Agust ۳۰, [on-line] available: www.peterme.com/ archives/۰۰۰۳۸۷.html

– Shaw,Blake.(۲۰۰۶),”Learning from a Visual Folksonmy: Automatically Annotating images from Flickr”. [on-line] available: http://www.metablake.com/vdb.final.pdf

– Sterling, B. (۲۰۰۵), “Order out of chaos”, Wired, Vol.۱۳ No.۲, p۲۰۰۵, [on-line] available: www.wired.com/wired/archive/۱۳.۰۴/ view.html?pg=۴ (accessed December ۲,۲۰۰۵).

– Trant, J. (۲۰۰۳), “Image retrieval benchmark database service: a needs assessment and preliminary development plan”, [on-line] available: www.clir.org/pubs/reports/ trant۰۴/tranttext.htm

– Wielinga, B. J. et al. (۲۰۰۱): “From Thesaurus to Ontology”. [on-line] available: http://www.cs.vu.nl/guus/ Papers/ Wielinga۰۱a. pdf

مجید سبزی‌پور دانشجوی کارشناسی ارشد علوم کتابداری واطلاع رسانی دانشگاه تهران sabzipoor۱۸۶۶@yahoo.com

۱. Kohn.

۲. Pre iconographic.

۳. Iconographic.

۴. Iconology.

۵. Lancaster.

۱. Ttrant.

۲. Sterling.

۱. Wielinga.

۲. (VRA): Visual Resource Association

۳. Matusiak

* این چالشها در مورد سه رویکرد دیگر نیز مطرح‌اند. اما به دلیل کاربرد بیشتر این رویکرد در حوزه نمایه سازی تصویر در این قسمت ذکر گردیده است.

۱. Armitage.

[۱۳] . Enser.

[۱۴] . Facet_based matrix.

[۱۵] . Choi.

[۱۶] . Rasmussen.

[۱۷] . Hastings.

۱. Jorgensen.

۱. Distributed classification.

۲. Thomas Vander Wal.

[۲۱]. Merholz.

۴. Bookmark.

۵. Weblog posts.

[۲۴]. http://www.citeulike.org.

[۲۵]. http://www.connotea.org.

۱. Eric Costello.

[۲۷] . Shaw

۱. Guy.

۲. Tonkin.

۳. Interlinked system.

۴. Mathes.

۱. Interoperability.

۱. Heidorn.

 

فولکسونومی چیست؟

فوکسونومی (Folksonomy ) عنوان تئوری جدیدی در رده بندی محتوای وب است که توسط توماس واندر وال، مطرح شده است. ( تعریف دائره المعارف ویکیپدیا از فوکسونومی ). این لغت در اصل از دو کلمه Folk (به معنای عامه ) و Taxonomy (یعنی رده بندی دانش ) مشتق شده است.

 

به طور خلاصه؛ فوکسونومی به روندی اطلاق می شود که طی آن فرمت های مختلف اطلاعاتی در وب اعم از متن، داده، صوت و تصویر در قالب کلیدواژه های معمولی و توسط کاربران عادی برچسب گذاری می گردند. این کلیدواژه ها که در اصطلاح فوکسونومی به آنها برچسب (tag ) گفته می شود امکان بازیابی و جستجوی منابع دانش، اطلاعات مختلف و پیوندهای وبی را برای همه کاربران فراهم می کنند. فوکسونومی با استفاده از مفاهیم جدیدی همچون Social Bookmarking ، Collaborative tagging، Social Software و با کمک فناوری های جدید نسل جدید و پویای وب، موسوم به وب ۲، مانند RSS، AJAX و Tagging راه حلی جدید برای ساماندهی و رده بندی محتوای وب محسوب می شود.

نمونه های مشهور از فوکسونومی، عبارتند از Del.icio.us ( وب سایتی برای به اشتراک گذاری منابع و پیوندهای وبی ) ، Flickr ( وب سایتی برای به اشتراک گذاری و بازیابی تصاویر) ، Technorati ( وب سایتی برای جستجو و بازیابی محتوای وبلاگها ) ، Myweb2 یاهو ( سرویس به اشتراک گذاری و جستجوی تگ ها در موتور جستجوی یاهو ) ، Citeulike ( سرویس به اشتراک گذاری پیوندها به منابع و مقالات علمی در وب ) و Connotea (سرویس جستجو و به اشتراک گذاری دانش در وب ).

Taxonomy چیست؟

فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy

شاید قبل از اینکه با کلمه Taxonomy در مباحث IT آشنا شوید کاربرد این کلمه را در علم زیست شناسی دیده باشید وقتیکه با یک سر بریده و خشک شده گوزن با شاخهای بزرگ که به دیوار چسبیده مواجه می شوید. اما در حوزه IT مفهوم Taxonomy به علم معماری و طبقه بندی محتوا و داده های پایه در دسته های منطقی گفته می شود بطوریکه کاربران در برخورد با این ساختار به راحتی به اطلاعات مورد نظر دست پیدا کنند.
فرمول Taxonomy را می توان به شکل زیر نوشت:
معماری + ابزار + کارایی = Taxonomy
بطور کلی چهار مدل Taxonomy وجود دارد:
– مسطح (Flat)
– سلسله مراتبی (Hierarchical)
– شبکه ای (Networked)
– مفصلی (Faceted)
توجه داشته باشید که اشتباه در انتخاب نوع Taxonomy باعث شکست شما در کارتان خواهد شد.

تکسونومی مسطح

در صورتیکه مجموعه آیتمهای مورد نیاز ما در معماری اطلاعات از عدد ۳۰ بالاتر نمی رود از این نوع تکسونومی استفاده خواهیم کرد. تکسونومی مسطح لیستی ساده از اقلام اطلاعاتی است.

خصوصیات تکسونومی مسطح
– محتویات در دسته های مشخص طبقه بندی می شوند.
– هیچ سلسله مراتب و ارتباطی بین دسته های تعریف شده وجود ندارد.

نمونه تکسونومی مسطح را می توان در سایتهای فروش الکترونیک بخوبی مشاهده کرد. در این سایتها دسته بندی های مشخصی از کالاها را در لیستی افقی از فروشگاه ها می توان دید.
کاربرد تکسونومی مسطح در Sharepoint در لیستها یا کتابخانه های اسناد (Document Libraries) است که تعداد زیادی آیتم در خود جای داده اند. برای یافتن اطلاعات مشخص می توان از امکانات Filtering در لیستها و همچنین Filter Web part و Viewها استفاده نمود.

تکسونومی سلسله مراتبی

تکسونومی سلسله مراتبی دارای ساختاری درختی است که شامل لینکها و اتصالات می باشد. در این مدل، مفاهیم بر اساس معانی خود به یکدیگر متصل می گردند. در این حالت این معانی هستند که ارتباط سلسله مراتبی را بر اساس جهت حرکت مشخص می نمایند. بعنوان مثال یخچال-> نوشیدنی -> آبمیوه -> آب پرتغال. ارتباط بین یخچال و نوشیدنی به معنی نوشیدنی است که در یخچال قرار دارد. تکسونومی سلسله مراتبی به معنی اعمال محدودیت است. یعنی در این مدل هر نود می تواند تنها یک منشاء (Parent) داشته باشد.

خصوصیات سلسله مراتبی
– سازماندهی محتوا حداقل در دو مرحله
– سلسله مراتب بصورت دوطرفه قابل دسترس می باشند
– هر مسیر حرکت معنی منحصر بفرد دارد
– حرکت به سمت منبع سلسله مراتب به معنی گسترش دسته بندی یا مفهوم است
– حرکت به سمت انتهای سلسله مراتب به معنی محدود نمودن دسته بندی یا مفهوم است
نمونه تکسونومی سلسله مراتبی وب سایتی است که دایرکتوری از موضوعات را در دسته بندی های بهم پیوسته ایجاد کرده است. در Sharepoint این نوع دسته بندی را در Site Collection های مختلف که بر اساس ساختار سازمانی ساخته می شوند می توان دید. در Sharepoint می توان سلسله مراتب را در سطوح مختلف پیاده نمود. سلسله مراتب دسترسی اطلاعات می توانند از سطح Site Collection ها ایجاد و تا صفحات و لیستها پایین بیایند.
در این مدل باید در نظر داشت که هر نود(node) باید دارای اطلاعات باشد و نودهای خالی برای کاربر بی معنی خواهد بود، بعلاوه هر نود باید یک دلیل موجه برای وجود در این ساختار داشته باشد. هر نود باید ارتباط مشخص با منبع و زیرمجموعه های خود داشته باشد.
در نظر داشته باشید که در پیاده سازی این مدل بهتر است بیش از چهار مرحله در سلسله مراتب پایین نروید.

تکسونومی شبکه ای

تکسونومی شبکه ای بطور نسبی دارای معماری نامشخصی است. در این مدل هر نود می تواند چند منبع و چند زیر مجموعه داشته باشد. به هر نود می توان از نودهای مختلف لینک برقرار کرد. هر لینک دارای وزن مشخصی است که نسبت ارتباط آن نود به نود دیگر را مشخص می کند.

خصوصیات تکسونومی شبکه ای
– محتویات به دو صورت سلسله مراتبی و ارتباط نظیر به نظیر طبقه بندی می شوند.
– تلفیق معماری ستاره ای و سلسله مراتبی
– هر دو نود در این مدل می توانند به هم لینک شوند.
– طبقه بندی ها و محتویات بر اساس وجوه اشتراک به یکدیگر لینک می شوند
– لینکها معنی کامل تری نسبت به آنچه در مدل سلسله مراتبی تعریف شد خواهند داشت.
در Sharepoint 2007 می توان برای کلمات قابل جستجو در سلسله مراتب مختلف مترادفهای متفاوت تعریف نمود و از این طریق نتایج جستجو را بهبود بخشید.

تکسونومی مفصلی

تکسونومی مفصلی مشابه یک گیاه است که که هر برگ آن به ساقه متصل شده است. در این مدل هر مفصل باید دلیلی مشخص برای وجود داشته باشد و هر جزء، باید رابطه مشخص و واضحی با منبع داشته باشد. بیشتر تکسونومی های مفصلی بر اساس جدولی از اطلاعات ساخته می شوند.
خصوصیات تکسونومی مفصلی
– هر مفصل می تواند توسط مقادیر یا ویژگیهای (Properties) مختلف توضیح داده شود
– هر مفصل می تواند جنبه های مختلف از یک موضوع را آشکار کند
– محتویات هر کدام از مقادیر یا ویژگیهای می تواند با دیگر مدلهای تکسونومی در ارتباط باشد
– معنی ساختار اصلی از مجموعه دسته بندی ها و موضوعات اصلی شکل می گیرد
بعنوان مثال Metadata می تواند نمونه ای از مفصل در تکسونومی مفصلی باشد. اطلاعات زیر می تواند بعنوان Metadata برای یک Object اطلاعاتی باشد:
– ایجاد کننده
– عنوان
– زبان
– تاریخ انتشار
– کلمات کلیدی
– موضوع
– سطح دسترسی
در Sharepoint هر گاه برای یک آیتم Metadata تعریف می کنیم از این مدل تکسونومی استفاده می نماییم. استفاده از Propertyهای مستندات Office بعنوان فیلدهای اطلاعاتی در Sharepoint نمونه استفاده از تکسونومی مفصلی است.

 

تعدادی از پروژههای مهم فولکسونومی:

Penntags: عنوان پروژه ای است که توسط دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفته و هدف آن مکان یابی، سازماندهی و اشتراک دادههای یافته شده در وب توسط کاربران است.کاربران میتوانند نشانی های اینترنتی نظیر پیوند به مقالات نشریات اطلاعات متنی و تصویری موجود در وب، و همچنین اطلاعات فهرست پیوسته آنلاین کتب و فهرست پیوسته فیلمهای کتابخانه دانشگاه را از طریق Penntags جمع آوری، و با یکدیگر به اشتراک گذارده، منابع و داده های گردآوری شده را با استفاده از تگ هایی که به آنها اختصاص می دهند سازماندهی و یا در قالب یک موضوع خاص، گروه بندی نمایند. به این ترتیب، دسترسی به منابع اطلاعاتی مورد نیاز نیز به راحتی میسر می شود. مهم ترین ویژگی این پروژه، امکان اشتراک دادههای بازیابی شده از فهرست های پیوسته کتب و فیلمهای موجود در کتابخانه دانشگاه توسط کاربران است.

KFTF: نام پروژه ای است که در حال حاضر در دانشکده علوم اطلاع رسانی دانشگاه واشنگتن انجام می شود. بر این مبنا، دادههایی که قبلاً توسط کاربران، بازیابی شده اند، گردآوری سازماندهی شده، امکان بازیابی مجدد آنها فراهم می گردد. این پروژه با هدف تقویت مهارت کاربران در «مدیریت اطلاعات شخصی»، و بازیابی اطلاعات در محیطهای الکترونیکی نظیروب و ایمیل صورت می گیرد.

H20 PLAYLIST: ابزاری برای یادگیری، آموزش و پژوهشی است که توسط دانشگاه هاروارد ابداع گردیده و طی آن، دانشجویان و محققان خواندنیها و منابع مطالعاتی خود را به اشتراک می گذارند. این ابزار، ضمن اینکه امکان اشاعه اطلاعات را از طریق سرویس خبر رسانی جاری و سیستم Alert، فراهم می آورد

Connotea : سرویس اشتراک اطلاعات و دانش Connotea» توسط گروه انتشاراتی nature راه اندازی شده است. این سرویسری کاربران را قادر می سازد منابع و مراجع اطلاعاتی خود در وب را نگهداری و سازماندهی کنند، و اطلاعات کتابشناختی مقالات و کتابهای خود را به اشتراک بگذارند. امکان جستجوی کلیدواژه های سایر کاربران و عضویت در گروه های موضوعی نیز وجود دارد. به نظر می رسد، فولکسونومی، با ایجاد رابطه تعاملی چندگانه بین داده و کاربر، علاوه بر ساده کردن روند سازماندهی محتوای وب، امکان بازیابی و اشاعه اطلاعات را نیز برای همه کاربران به آسانی فرآهم آورده است. در حقیقت فولکسونومی، ملیریت اطلاعات شخصی در محیط وب را به راحتی مقدور ساخته با بهره گیری از کلیدواژه هایی ساده، میسر نموده است. به علاوه، فولکسونومی، می چشمگیر کاربران اینترنت را به همراه داشته، به نحوی که در طی ماه های اخیر، تعداد سرویس های مبتنی بر فولکسونومی، چندین برابر شده اند و شرکتهای مهمی نیز که در امر جستجو در وب فعال هستند و به ارائه سرویس های مشابه مبادرت ورزیده اند، به طور مثال، سرویس جدید بلاگر، این امکان را به کاربر می دهد تا مطالب خود را برچسب گذاری نماید، یا امکان برچسب گذاری ایمیلها در سرویس پست الکترونیکی گوگل فراهم شده است، همچنین می توان از سرویس ہر جسبب گذاری اطلاعات در نوار ابزار گوگل” نام برد. در حال حاضر نیز، پژوهشهای عمده ای با هدف بررسی نقش و تأثیر فولکسونومی در بهبود بازیابی اطلاعات در محیطهای الکترونیکی و توسعه عناصر ابر داده ای و معناشناختی و انجام گرفته است. با این حال سازماندهی منابع اینترنت، همیشه در بین کتابداران متخصضان علوم اطلاع رسانی با چالش هایی مواجه بوده است و فولکسونومی نیز، به این چالش اضافه شده است. گرچه فولکسونومی توانسته است تا حدودی چشم استانداردهایی خاص برای این منظور تدوین نگردد، بحث ساماندهی اطلاعات وبی ،همچنان ادامه خواهد داشت (حسینی۱۳۸۵ )

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

 

 

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

 

فروشندگان با انواع مختلفی از خریداران بر‌خواهند خورد: برخی ایده‌های جالبی را جذاب می‌دانند و دیگران نسبت به آن‌ها مشکوک هستند. برخی فقط می‌خواهند کلیت موضوع را بدانند در‌حالی که دیگران ترجیح می‌دهند از کل جزییات با‌خبر باشند. برخی با توجه به درک خودشان تصمیم می‌گیرند و بقیه به گزارش‌ها و آمار‌ها نیاز دارند. راز فروش بیشتر شناختن شخصیت مشتریان احتمالی و منطبق کردن گفتگوها با سبک فکر مخصوص آن‌ها است.

فهمیدن شخصیت مشتری‌های احتمالی

پنج عامل شخصیتی بر نحوه‌ی تصمیم‌گیری مشتری‌های شما اثر می‌گذارد. اگر بتوانید بفهمید که خریدار بالقوه با این معیار‌ها در چه جایگاهی‌ قرار دارد، می‌توانید روش خود را با شخصیت مشتری تطبیق دهید و احتمال انجام فروش را بیشتر کنید:

اول، برخی افراد جذب ایده‌های جدید می‌شوند؛ این‌ها خریداران «متمایل» هستند. مزایای یک محصول یا خدمت، این مشتری‌ها را جذب می‌کنند چون در آن ایده‌های جالبی می‌یابند. مشتری‌های دیگر در برابر چیز‌های بدیع مقاومت نشان می‌دهند؛ این‌ها خریداران «دور» هستند، آن‌ها بیشتر جلب این می‌شوند که بدانند پیشنهاد شما چگونه می‌تواند مسائل آن‌ها را حل کند. برای تشخیص اینکه مشتری شما در کدام گروه قرار می‌گیرد، از او بپرسید که کدام ویژگی محصول برایش از همه مهم‌تر است. برای انجام فروش در این تمایز، هم مزایا محصول را بر شمارید هم مشکلاتی که هر مزیت می‌تواند برطرف کند

دوم، مشتری‌ها در دو‌ دسته‌ی بزرگ تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند: «خریداران خرگوشی» به سرعت می‌خواهند به هدف‌هایشان برسند، این خرگوش‌ها خریدارانی عمل‌گرا هستند، افرادی که به سرعت مشتاق رسیدن به مقاصد خود هستند. «خریداران لاک‌پشتی» آهنگ حرکت آرام و پیوسته‌ای را ترجیح می‌دهند. این خریداران منفعل بسیار مواظب و متفکر هستند، قبل از هر عمل کاملا تجزیه و تحلیل می‌کنند. فهمیدن اینکه مشتری احتمالی شما یک لاک‌پشت است یا خر‌گوش به شما اجازه می‌دهد که از روش‌ درستی استفاده کنید.

سوم، برخی تصمیم‌گیرندگان«خریداران درونی» هستند، که با شهود و تجربیات شخصی خود برانگیخته می‌شوند. با خریداران درونی، در یک سطح احساسی ارتباط برقرار کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که به خواسته‌هایشان گوش دهند. دیگران «خریداران خارجی» هستند؛ این افراد به دلایل ملموس واکنش نشان می‌دهند، مانند توصیه‌نامه‌های خریداران راضی، تحقیقات و نتایج دستاوردها. داده‌های لازم را برای این نوع تصمیم‌گیرندگان آماده کنید.

چهارم، برخی مردم، خریداران «رویه‌ای» یا «حسابدار» هستند- آن‌ها عاشق روتین‌ها، فرایندها و زمان‌بندی‌ها هستند. دیگران خریداران «گزینه‌ها» یا «هنرمند» هستند- ترجیح می‌دهند ذهن خود را پرواز دهند و تخیلی باشند. مشخص کردن اینکه مشتری شما کدام یک از این‌ها است به شما در انتخاب عبارت‌های درست کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، وقتی که با یک مشتری از نوع «رویه‌ای» پیشنهادی را مطرح می‌کنید بر روی روش‌ها و قدم‌های لازم تاکید کنید و رویکردی سیستماتیک داشته باشید. اما وقتی با افراد دسته‌ی دیگر صحبت می‌کنید از کلماتی مانند، «روش‌های جایگزین، انتخاب، انعطاف‌پذیری» استفاده کنید. در حالی که در این وادی کار می‌کنید، به دید‌گاه خودتان نیز توجه کنید. به طور  کلی فروشندگان رویه‌ای کسانی هستند که از روش‌های فروش استاندارد  استفاده می‌کنند و دسته‌ی دیگر افرادی هستند که از سیستماتیک بودن پرهیز می‌کنند.

پنجم، مشتری‌های بالقوه  یا «کلی نگر و از دید بالا» هستند و به تصویر کلی توجه دارند، یا اینکه «جز نگر» هستند و به جزئیات توجه می‌کنند. از مشتری‌ها بپرسید که آیا مشخصات اساسی محصول یا خدمت را می‌خواهند یا تمام جزئیات مربوطه را نیز می‌خواهند و ارائه‌ی خود را بر طبق آن درست کنید.

متقاعد کردن

متقاعد کردن مردم برای اینکه از شما بخرند نیازمند یک استراتژی سه قسمتی است:

۱.با زبان خریدار تطبیق پیدا کنید
برخی از مردم «بصری» هستند و اساساً بر آنچه که می‌بینند تکیه می‌کنند؛ برخی دیگر «شنیداری» هستند و اطلاعات را با گوش‌ دادن جذب می‌کنند؛ یا برخی «جنبشی» هستند و با خواندن و لمس کردن اطلاعات را پردازش می‌کنند.

۲. با «الگوی قطعیت» آن‌ها تطبیق پیدا کنید
وقتی که فهمیدید که مشتریان اطلاعات را چگونه پردازش می‌کنند، بفهمید که آن‌ها چه می‌کنند تا با تصمیمی خود را راحت حس کنند. الگوی قطعیت فرایندی است که در طی آن خریدار‌ان برای ادامه‌ی مسیر احساس امنیت می‌کنند. برخی افراد اطلاعات را به سرعت قبول می‌کنند و عمل می‌کنند. دیگران باید حرف‌های شما را بار‌ها و بار‌ها بشنوند تا بتوانند آماده‌ی انتخاب شوند.

۳. با معیار‌های انتخاب آن‌ها، خود را وقف دهید
معیار مشخصی که خریدار می‌خواهد تحقق یابد تا بتواند انتخاب خود را انجام دهد، را کشف کنید. سؤالاتی بپرسید و به دقت به جواب‌ها گوش دهید. گفتگو را به سمتی سوق دهید که به دغدغه‌ها و موقعیت مشتری احتمالی اشاره کند.

سؤالات، گوش دادن و مقاصد

سریع‌ترین راه برای فروش، پرسیدن سؤالاتی است که مشکلاتی که محصول یا خدمت شما می‌تواند برای مشتری برطرف کند را شناسایی کند یا مزایای آن را نشان دهد. وقتی سؤالات شما هدفمند باشد و واکنش احساسی‌ای را برانگیزد، شما و خریدار به عنوان یک تیم خواهید بود، که با هم به دنبال راه‌حل مناسب برای مشکل خریدار هستید.

بهترین سؤالات دنیا هم بی ثمر خواهد بود اگر واقعاً به پاسخ‌های مشتری گوش نکنید. خوب گوش دادن باعث می‌شوند مردم فکر کنند که آن‌ها را به درستی درک می‌کنید و  به آن‌ها اهمیت می‌دهید و پیوندی ایجاد می‌کند. راز درست گوش دادن، کنجکاو بودن است. اصول اولیه‌ی گوش دادن درست شامل برقراری تماس بصری، بازتاب کردن حرکات بدن طرف مقابل و استفاده از عباراتی مانند «خب، بعدش چی شد»، «چه جالب»، «ادامه‌ بدهید» است. در پایان گفته‌هایش با جمله‌ای نشان دهید که گوش داده‌اید و هر جا لازم بود سؤالاتی برای روشن شدن بیشتر مطلب بپرسید. به احساسات و هیجانات گوینده گوش دهید.

در هنگام فروش، آیا متوجه می‌شوید که مخاطبان مکررا از بهانه‌های یکسانی برای رد کردن محصول یا خدمات شما استفاده می‌کنند؟  مهمترین مسئله‌ها را شناسایی کنید. با همکاران و اعضای تیم فروش خود بر روی آن‌ها فکر کنید و مناسب‌ترین واکنش‌ها را مشخص کنید، این واکنش‌ها را با شخصیت و حالت خود تطبیق کنید. هرگز در برابر مخالفت‌ها واکنش تدافعی نشان ندهید و یا اینکه دوباره صرفا مزایای محصول را برشمارید. در عوض، بر احساس‌هایی که در پشت مخالفت قرار دارند تاکید کنید. نسبت به چیزی که مشتری می‌خواهد بگوید کنجکاو و علاقه‌مند باشید. از واکنش‌های مناسبی که قبلا آماده کرده‌اید استفاده کنید.

زبان قدرتمند

فروشندگان حرفه‌ای نسبت به زبانی که به کار می‌برند حساس هستند. برخی کلمات به اثر پیام شما شدت می‌دهند، درحالی‌که بقیه از اثر آن می‌کاهند. در حین یک تماس فروش، سؤالاتی بپرسید که هیجانات مثبتی مانند «شوق و ذوق، همدلی، امید و سورپرایز» در مشتری ‌بالقوه ایجاد کند. از احساسات منفی مانند «ترس، استرس، آزردگی و تحریک و تنفر» دور بمانید. آموختن اینکه چه بگویید و از چه چیز‌هایی پرهیز کنید، برای تاثیر گذاری بر مشتری‌های بالقوه ضروری است. این هفت استراتژی به شما کمک خواهد کرد:

۱.کوچک کننده‌ها
از بکار بردن کلماتی مانند، «فقط»، «دقیقا»، «صرفاً»  یا کلمات دیگر که تأثیر عبارت شما را کم می‌کنند، بپرهیزید. به عنوان مثال: «من فقط می‌خواهم در مورد … » قدرت لازم را ندارد. در عوض گفتگو را با یک عبارت دقیق و قدرتمند شروع کنید: «این اطلاعات مهمی است، مشتری‌های ما از خدمات ما استفاده می‌کنند تا این سه مشکل کلیدی، که احتمالاً شما هم‌اکنون با آن‌ها روبرو هستید را برطرف کنند».

۲. ولی …
یک جمله با این کلمه تمام گفته‌های قبلی را بی‌اثر می‌کند.

۳. شاید، احتمالاً
این کلمات نشانگر ضعف هستند. به عنوان مثال، «شاید بتوانم به شما تخفیف دهم». مطمئن نبودن شما را القا می‌کند. به ‌جای آن، توضیح دهید که چگونه می‌توانید با هم مذاکره کنید. مثلاً، «اگر شما با ما یک قرارداد سه ساله ببندید من قیمت را برای شما کاهش خواهم داد» بسیار خوب است.

۴. پیش‌فرض‌ها
کلمه‌ی «اگر» فرض را بر آن می‌گذارد که نتیجه غیر‌قطعی خواهد بود، «وقتی» یک باور راسخ را نشان می‌دهد. «اگر شما مشتری ما شوید» بسیار ضعیف‌تر جمله‌ی «وقتی شما مشتری ما شوید» است. عبارت دوم قطعی بودن رسیدن به نتیجه را القا می‌کند.

۵. استفاده از حسن تعبیر
مردم از کلمات طفره‌‌ای استفاده می‌کنند تا از واقعیت دور بمانند. اما، از آنجایی که حسن‌تعبیر‌ها مبهم هستند، می‌‌توانند باعث سو‌ء‌تعبیرهای جدی شوند و فروش را خراب کنند، مگر بتوانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید. به عنوان مثال به خریداران نشان دهید که به رویکردی جدید نیاز دارند، می‌توانید بپرسید: «منظور شما این است که از شرکتی که ‌هم‌اکنون از آن خرید می‌کنید، از هر‌ لحاظ راضی هستید؟» این جمله این معنی را القا می‌کند که رقیب شما به جای اینکه با مشتری، تعاملی توأم با احترام داشته باشد- همان کاری که شما برای مشتری انجام خواهید داد- محصول را به آن‌ها «فروخته است».

۶. چرا؟
پرسیدن این سؤال هوش  و درک مشتری احتمالی را به چالش می‌کشد. پرسیدن این سؤال که «چرا علاقه‌مند نیستید که بتوانید زمان مشتری‌یابی تیم فروشتان را ۴۰درصد کاهش دهید؟» می‌تواند حالتی تهاجمی داشته باشد. در عوض با احترام و با «چگونه» سؤال کنید.

۷. خواندن ذهن
هرگز فرض نکنید که می‌دانید در درون ذهن خریدارتان چه می‌گذرد.

اما پیش از این موارد، اولین جایی که باید تاثیر مثبت بگذارید، بر روی خودتان است. نحوه‌ی مدیریت هفت نقطه‌ی پر‌فشار مشترک، مستقیما بر توانایی فروش شما تاثیر خواهد گذاشت.

۱.جواب رد
۹۰ درصد از تعاملات فروش به نوعی شامل انواع جواب‌های رد می‌شوند. آماده شدن برای مدیریت جواب‌های رد برای موفقیت فروش شما حیاتی است. اینگونه فکر کنید: یا جواب مثبت می‌گیرید، یا جواب رد می‌گیرید و به سراغ مشتری بعدی می‌روید تا از او جواب بگیرید.

۲. انعطاف‌پذیری
افراد انعطاف پدیر همواره مثبت و آرام می‌مانند و در مسیر درست می‌مانند.

۳. هدف‌ها
مقصود‌های مشخص و طرح‌هایی با جزیات برای دست‌یافتن به آن‌ها، داشته باشید. اهداف شما باید: خاص، قابل اندازه‌گیری، قابل دست‌یابی، واقع‌بینانه و دارای سررسید باشند. آینده‌ای را مجسم کنید که به آن اهداف رسیده باشید.

۴. اولویت‌ها
برای استفاده بهینه و موثر از زمان خود اولویت‌های خاصی قرار دهید. اولویت‌ها اجازه می‌دهند که بر روی مهمترین کار متمرکز شوید. مهمترین کار شما فروش است.

۵. تعادل
برای اینکه در کار خود بهترین عملکرد را داشته باشید، برای استراحت وقت بگذارید و نفسی تازه کنید.

۶. طرز فکر
همواره مثبت باشید و از هر کسی که به نوعی باعث بهبود زندگی شما می‌شود قدر‌دان باشید.

۷. گفتگوی درون
فکر هایی که در سر می پرورانید تاثیر عظیمی بر احساسی که از خود دارید می‌گذارند. یاد بگیرید که این گفتگو‌ها را مدیریت کنید. افکار منفی را با واقعیت‌ها مقایسه کنید.

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

مصاحبه مجله وب مارکتینگ نیوز با صابر فضلی احمدی

صابر فضلی احمدی   SABER FAZLIAHMADI     SABER FAZLI AHMADI

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

 

فارغ التحصیل مهندسی برق کنترل از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و فارغ التحصیل فوق لیسانس مدیریت فناوری اطلاعات – سیستم های اطلاعاتی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران در سال ۱۳۹۴ می باشد.

در دوره ی کارشناسی با داده کاوی و علم داده آشنا شد و حاصل آن پایان نامه ای در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان “کاربرد داده کاوی و هوش مصنوعی در سیستم های مدیریت محتوا” بود.

علایق کاری وی: علم داده، بازاریابی، مشاوره و مدیریت IT, برنامه نویسی به زبان های مختلف، تحلیل سیستم، مدیریت پروژه، تکنولوژی های نوین، دست و پنجه نرم کردن با چالش های جدید.

لینک نمونه کارهای انجام شده صابر فضلی احمدی مرتبط با Data Analytic – تحلیل داده :

Data Analytic – تحلیل داده > تحلیل توصیفی > داشبوردها

http://rayantabib.com/data_analytic/

شماره تماس صابر فضلی احمدی : ۰۹۱۲۵۷۹۰۹۰۲

آدرس ایمیل شخصی صابر فضلی احمدی :

info@rayantabib.ir

لینک دانلود رزومه صابر فضلی احمدی :

http://saberfazliahmadi.ir/wp-content/uploads/2016/08/English-Resume-Saber-Fazli-Ahmadi.pdf

چه پیش آمد که از مهندسی برق به سمت بازاریابی، مشاوره و مدیریت IT رفتید؟

حدود ۷ سال پیش، در پروژه‌ای برقی با شرکتی همکاری داشتم و در نهایت دویست هزار تومان برای آن دریافت کردم که البته در آن زمان مبلغ زیادی بود؛ اما بعد متوجه شدم که برای کل این پروژه که کار فنی آن با من بود، حدود پنج میلیون تومان قرارداد بسته شده است؛ بنابراین سود بخش بازاریابی و مدیریت آن پروژه حدود ۲۵ برابر دریافتی من بود. با مدیران آن شرکت صحبت کردم و از پروژه بعدی، با همان دوستان به صورت مشارکتی همکاری کردم. به این ترتیب، بسیار سریع متوجه شدم که موضوع اصلی، برنامه‌نویسی یا تولید محتوا و ساخت محصول نیست؛ این‌ کارها بسیار راحت است. آن زمان برنامه‌نویس‌های خوبی بودند که ماهیانه حدود دویست هزار تومان درآمد داشتند، اما در کارشان چندان موفق نبودند؛ چون نمی‌توانستند کدهایشان را بفروشند یا پروژه بگیرند. در همان زمان، من مطالعه در زمینه بازاریابی را به زبان انگلیسی شروع کردم. آن موقع شرکتی کامپیوتری را اداره می‌کردم. من ایده‌های بازاریابی‌ام را آنجا اجرا می‌کردم که باعث شده بود میزان فروش شرکت مرتباً افزایش یابد؛ به جایی رسیدیم که رقیبی نداشتیم و رقبا نمی‌توانستند راز موفقیت ما را کشف کنند؛ رازش این بود که ما هر روز شیوه‌های بازاریابی را یاد می‌گرفتیم، اما آن‌ها فقط روی تولید محصول متمرکز شده بودند.

در حال حاضر از چه روش‌ها و ابزارهایی برای پیشبرد هدف‌هایتان استفاده می‌کنید؟

ما تقریباً تمام رسانه‌های آموزشی را به کار گرفته‌ایم. از اپلیکیشن موبایل تا شبکه‌های اجتماعی و بسته‌های فیزیکی، دوره‌های آنلاین، کلاس‌های حضوری، کارگاه، همایش و مانند این‌ها.

بازاریابی آنلاین یا انواع دیگر بازایابی؟

بازاریابی آنلاین؛ آن هم به طور عمده برای کسب‌وکارهای کوچک. برای مثال، شخصی که شرکتی را تأسیس کرده است، تعداد محدودی کارمند دارد، بودجه میلیاردی هم ندارد که در تلویزیون یا در بیلبورد تبلیغات کند، چطور می‌تواند با چند صدهزار تومان تا چندمیلیون تومان هزینه تبلیغات، برگشت سرمایه خوبی داشته باشد.

بازاریابی آنلاین را چگونه تعریف می‌کنید؟ 

بازاریابی آنلاین حالت خاصی از بازاریابی مستقیم است. تعریف بازاریابی مستقیم این است که یک پیام تبلیغاتی خوب را از طریق رسانه‌هایی به مخاطبانی برسانیم. حالا اگر این رسانه، اینترنت باشد، می‌شود بازاریابی آنلاین و اگر تلویزیون باشد می‌شود، بازاریابی سنتی یا تلویزیونی.

در انجام عملیات بازاریابی و تبلیغات چه رویکردهایی مدنظر قرار می‌گیرد؟

معمولاً در این کار دو رویکرد داریم؛ یکی رویکرد برندسازی است که متأسفانه بسیاری از شرکت‌های کوچک این رویکرد را در پیش می‌گیرند. اینکه ادعا کنیم برند ما در دنیا بهترین است و مانند این‌ها، برای شرکت‌های کوچک ارزشی ندارد. رویکرد دیگر بازاریابی مستقیم (Direct Marketing) است. اینکه در هر قطعه تبلیغاتی پیشنهاد واضحی به مخاطب بدهیم و از او بخواهیم کاری انجام دهد. این کار می‌تواند خرید باشد یا عضویت در سایت یا هر عمل دیگری. تبلیغی که Call to Action یعنی «دعوت به اقدام» در آن نباشد، برای شرکت‌های کوچک مفید نیست و تنها در برندهای بزرگ کارآمد است.

امروز در دنیا چه روندها و گرایش‌هایی در بازاریابی آنلاین وجود دارد؟

اولین و مهم‌ترین گرایش در بازاریابی آنلاین، گرایش به سمت آموزش است. مثلاً شما شکلات یا همبرگر می‌فروشید. بنر تبلیغاتی‌تان باید در جهتی باشد که مشتری به کمک آن، دریابد چگونه کالری یک همبرگر را محاسبه کند یا در ماه چه تعداد از این محصول بخورد که به سلامتی وی آسیب نزند. برای مثال، مک‌دونالد پارسال تبلیغاتی را درباره تشخیص کیفیت سیب‌زمینی شروع کرد؛ اینکه چگونه می‌توانیم از روی سیب‌زمینی خام بفهمیم که بعداً سیب‌زمینی سرخ‌کرده خوشمزه‌ای خواهد شد یا نه. با این کار، میلیون‌ها نفر را به صفحه‌ای خاصی در سایتش هدایت می‌کند. در قدم‌های بعدی، پیشنهادهایی می‌دهد و تخفیف‌هایی در نظر می‌گیرد تا افرادی را که به سایتش آمده‌اند، به مشتری تبدیل کند.

آیا استفاده از تبلیغات ویدیویی را می‌توان یک پدیده یا گرایش دانست؟

تبلیغات ویدیویی را نمی‌توان یک پدیده یا گرایش دانست؛ اما جست‌وجوی ویدیویی در گوگل از جست‌وجوی وبی در حال پیشی گرفتن است. مثلاً این روزها اگر کسی بخواهد کیک درست کند، مقاله جست‌وجو نمی‌کند، بلکه به دنبال فیلمی می‌گردد که طریقه ساخت آن را نشان دهد. بنابراین شرکت‌ها از طریق ساختن ویدیو می‌توانند مخاطب را جذب کنند؛ به شرط اینکه دعوت به اقدام (Call to Action) نیز در ویدیو باشد. نکته دیگر اینکه در این کمپین‌های حرفه‌ای، هرگز گام اول و حتی گام دوم، خرید نیست؛ به این معنا که در آن ویدیو اعلام می‌کنید: «اگر می‌خواهید فایل پی‌دی‌اف نکات مهم این ویدیو را رایگان دانلود کنید، به سایت ما مراجعه کنید.»

آیا هدف همه این کارها این است که مردم را به سایت هدایت کنند یا روش‌های دیگری هم هست؟

به اعتقاد من، تا این لحظه هیچ گزینه دیگری به عنوان جایگزین سایت وجود ندارد. داشتن صفحه اینستاگرام، کانال تلگرام و … می‌تواند بسیار مفید باشد، اما در نهایت باید افراد را به سایتتان هدایت کنید.

آیا شبکه‌های اجتماعی می‌توانند رسانه به حساب بیایند یا همه این‌ها در خدمت رسانه بزرگ‌تری مثل سایت هستند؟

سؤال بسیار خوبی است. اگر برند بزرگی داشته باشیم و محصولات معروفی ‌بفروشیم، مثل پفک یا چیپس، در این حالت اینستاگرام یا تلگرام می‌تواند یک رسانه باشد؛ چراکه در نهایت افراد را به سوپرمارکت‌ها هدایت می‌کنند. اما اگر کسب‌وکار کوچکی داریم و محصولاتمان در هر فروشگاهی پیدا نمی‌شود، شبکه‌های اجتماعی باید مردم را به سایت هدایت کنند، زیرا فروش در اصل در سایت انجام می‌شود و محصول همه‌جا در دسترس مردم نیست.

امروزه مهم‌ترین ابزارهای بازاریابی آنلاین کدامند؟ برای مثال، آیا بازاریابی با ایمیل که یکی از اولین ابزارها یا روش‌ها بود، هنوز هم کارآمد است؟

اجازه دهید بازاریابی اینترنتی را به صورت کلی توضیح دهم؛ تنها مدلی که در دنیا کارآمد بوده، این است: افراد را با هر تبلیغی به سایتتان می‌آورید، در صفحه‌ای به نام صفحه فرود (Landing Page)، هدیه خوبی به آن‌ها می‌دهید، ایمیلشان را درخواست می‌کنید و بعد از آن، بازاریابی از طریق ایمیل را با آن‌ها ادامه می‌دهید. ایمیل، قدرتمندترین ابزار بازاریابی اینترنتی است و به نظر من، حداقل تا ده سال آینده جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد. ایمیل به مدهای زودگذر وابسته نیست و تا زمان زیادی کاربردی خواهد بود.

به جز ایمیل، ابزار دیگری هم در این حوزه وجود دارد؟

یک یا دو ابزار جدید هم هست؛ یکی از آن‌ها پوش نوتیفیکیشن (push notification) است که با کمک آن می‌توان روی دسکتاب و مرورگرها پیام فرستاد. آموزش اجرای آن به صورت فیلم نیم‌ساعته‌ای در سایت شرکت رایان طبیب وجود دارد.  دوستان علاقه‌مند می‌توانند این فیلم آموزشی را از Rayantabib.ir دانلود کنند.

نوتفیکیشن‌های اپلکیشن‌های موبایل هم یک ابزار دیگر است.

آیا آماری وجود دارد که نشان دهد چند درصد از بازاریابی به صورت آنلاین انجام می‌شود و چند درصد به صورت سنتی؟

متأسفانه در ایران آماری وجود ندارد. اما به چند نکته اشاره می‌کنم که آن‌ها را روی چند صد شرکت آزمایش کرده‌ام. تعصب روی بازاریابی اینترنتی و عنوان کردن اینکه بیلبورد یا تبلیغات چاپی منقرض شده است، درست نیست. ما هشت سال است که به صورت تخصصی بازاریابی اینترنتی را آموزش می‌دهیم، اما گاه به اندازه یک کمپین آنلاین از تبلیغ در مجلات نتیجه می‌گیریم. این‌ها جایگزین هم نیستند، در کنار هم هستند. نکته بعدی این است که دریابیم چرا مردم تا این اندازه سراغ بازاریابی اینترنتی می‌روند. به نظر من، دو دلیل دارد: یکی اینکه بازدهی آن بسیار سریع است و بلافاصله با تبلیغ، افراد به سایت شما می‌آیند و این حس خوبی دارد. دومین و مهم‌ترین نکته، بازگشت سرمایه (ROI) است؛ یعنی چقدر هزینه می‌کنیم و چقدر بازگشت سرمایه داریم؛ به دلیل ارزانی تبلیغات اینترنتی، بازگشت سرمایه بسیار زیاد است.

این روزها، با وجود انواع گزینه‌ها، نگهداشتن مشتری بسیار دشوار شده است. چه پیشنهادی برای وفادار نگهداشتن مشتریان دارید؟

قوی‌ترین استراتژی، حفظ ارتباط دوستانه با مشتری است و این یعنی کمک به مشتری، بدون اینکه از او درخواست خرید داشته باشیم. مثلاً شخصی در صفحه محصولات شما، لپ‌تاپی را دیده، اما نخریده است. حال می‌توانیم از طریق پوش نتیفیکیشن یا ایمیل با او در ارتباط باشیم و او را وارد کارزار بازاریابی کنیم. مثلاً چند روز برایش آموزش‌های رایگان خرید لپ‌تاپ بفرستیم که هیچ پیشنهاد خریدی هم در آن نیست. بعد از خرید هم این کارها می‌تواند صورت بگیرد که در حوزه آنلاین بسیار راحت و با ابزارهای اتوماسیون انجام می‌شوند. برای مثال، شخصی از شما محصولی خریده است، می‌توانید برایش پیامی بفرستید که محصول را ارسال کرده‌اید تا خیالش راحت شود. هفته بعد ایمیلی بفرستید که آیا محصول به دست شما رسیده، سالم است و مواردی از این دست. می‌توانید تا چند ماه به صورت خودکار پیام‌های مختلفی برایش بفرستید که باعث ‌شود از شما قدردانی کنند. آینده کسب‌و‌کار در همین سیستم‌سازی‌ها است که باعث می‌شوند تعداد مشتریان از صد به صدهزار برسد، بدون اینکه خللی در کار شما ایجاد شود. برای این کار به خرید یا نوشتن برنامه‌های سنگین یا گران نیازی نیست؛ سایت‌هایی هستند که با اشتراک ماهیانه چند ده دلاری، تمام این خدمات را ارائه می‌دهند.

گرفتن بازخورد در دنیای مجازی بسیار رایج است. در بازاریابی و تبلیغات آنلاین در گرفتن بازخورد باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

در این خصوص باید به چند نکته اشاره کنم. بسیاری از افرادی که سایتی را تأسیس می‌کنند، خیلی زود با اولین بازخوردها نا‌امید می‌شوند. من محصولی در خصوص سئوی گوگل روی سایت گذاشتم. شخصی برایمان نوشت که این چه محصولی است که آموزش داده‌اید، هزار تومان هم نمی‌ارزید و من همه آن را بلد بودم. اما واقعیت چه بود؟ ما هنوز آن محصول را تولید نکرده بودیم. فقط صفحه آن محصول را روی سایت ساخته بودیم و قرار بود از فردای آن روز، محصول را ارسال کنیم. پس مشخص است که این شخص اصلاً محصول را ندیده و نظر داده است. پس نظرش ارزشی ندارد. در گرفتن بازخورد از یک محصول، نظر افرادی که آن محصول را نخریده‌اند، چندان مهم نیست. عده‌ای هستند که همیشه نظر منفی می‌دهند. نظر کسانی که حتی یک ریال به شما پول داده‌اند، بسیار ارزشمند است؛ چراکه با پولشان به شما رأی داده‌اند و قبولتان دارند. در واقع، باید روی نظرات وزن بگذاریم. مثلاً بازدیدکننده‌ای می‌گوید که کاش محصول شما این امکان خاص را داشت، من حداقل صد بار این موضوع را آزمایش کرده‌ام، اگر آن امکان مدنظر را هم اضافه کنید، باز هم محصول را نمی‌خرد، اما به نظر کسی که یک ریال به شما پول داده است، وزن ده برابری بدهید و در صورت امکان، خواسته‌اش را سریع‌تر در سیستم پیاده کنید.

موضوع جالبی را مطرح کردید، اغلب فکر می‌کنیم که باید به نظر کسانی که محصول ما را نخریده‌اند، توجه بیشتری کنیم.

خیر؛ اگر کسی محصول را نخرید، اما نظر داد، سابقه نظرات او را بررسی می‌کنیم، چنانچه تعداد زیادی نظر از وی وجود داشت که همه آن‌ها اعتراض بود، به این نتیجه می‌رسیم که آن شخص مشکل دارد. اما اگر چند اعتراض دارد و چند نظر مثبت، باز هم وزن بیشتری به نظراتش می‌دهیم؛ اگر ایمیلش را داده باشد، باز هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کسانی که نام واقعی‌شان را نمی‌گویند، باید همان موقع نظرشان را پاک ‌کنیم. بهتر است نظر کسی که جرئت ندارد اسمش را بگوید، اما به همه‌چیز اعتراض دارد، پاک شود. بنابراین باید یک سیستم نظرسنجی با چند سطح تعریف کرد و نظرات را به‌راحتی و باسرعت فیلتر کرد.

رقابت در فضای مجازی که از یک جهت کاملاً شفاف است و از جهت دیگر کاملاً مبهم، چگونه تعریف می‌شود؟ آیا مزیت‌های رقابتی همان عوامل قدیمی هستند؟

رقابت در فضای اینترنت به چند عامل مهم بستگی دارد که بیش از محصول اهمیت دارند. اول از همه، سرعت سایت است. سایت‌هایی که لود آن‌ها بیشتر از چند ثانیه طول می‌کشد، اغلب فروش‌ها را از دست می‌دهند. وقتی شخص دکمه خرید را می‌زند، اگر بیشتر از چهار یا پنج ثانیه طول بکشد، صفحه را می‌بندد و با اینکه تا همان لحظه مصمم به خرید بوده است، بلافاصله منصرف می‌شود. گوگل آماری منتشر کرده‌ است که نشان می‌دهد، در روزی که مثلاً در یک‌دهم ثانیه سرورش دچار کندی شده است، تعداد کلیک‌ها روی تبلیغات و درآمد گوگل ۳۰ درصد افت کرده است. سایت مرجعی در دنیا به نام gtmetrix.com وجود دارد که سرعت سایت‌ها را مطابق با استاندارد‌هایی می‌سنجد و پیشنهاد‌هایی برای بهبود می‌دهد که سرعت سایت را بهتر می‌کند.

دومین نکته، بهبود فرایند خرید است؛ به این معنی که فرایند خرید را برای مشتری راحت‌تر و لذتبخش‌تر کنیم. برای مثال در فرم‌های اینترنتی، اول، نام است، بعد نام‌خانوادگی، بعد نشانی ایمیل و بعد شماره موبایل. ما آزمایش کردیم اگر مشتری بخواهد فرمی را پر کند و در آن، جای موبایل با ایمیل عوض شود، سی یا چهل درصد، بیشتر کار را ادامه می‌دهند؛ چون برای شخصی که هر دو را حفظ است، تایپ کردن شماره موبایل راحت‌تر از ایمیل است. قدم‌به‌قدم که مشتری پیش می‌رود، اگر از آسان به سخت برود، احساس می‌کند که کار تکمیل می‌شود و انگیزه‌اش بیشتر می‌شود. اگر در فرمی لازم است که شخص، هم مشخصاتش را بدهد، هم آدرس، هم ایمیل و اطلاعاتی از این قبیل، فرم باید به چند صفحه تقسیم شود. در صفحه اول فقط اسم، ایمیل و موبایل را می‌گیریم که اگر شخص منصرف شد، بتوانیم با ایمیل پیگیری کنیم. قدم بعدی، ثبت شهر و استان است که شخص احساس کند کار کوچک ساده‌ای است و بعد قدم‌های بعدی. چندمرحله‌ای کردن تکمیل فرم‌ها، بر تعداد خریدها تأثیرگذار است. این یک علم است که به آن Conversion Optimization می‌گویند. یک آمار جالب نشان می‌دهد در ایران از صد نفری که روی دکمه خرید کلیک می‌کنند، یعنی صفحه محصول را خوانده‌اند و محصول را می‌خواهند، حدود ۸۷ تا ۹۰ درصد آن‌ها تا آخر کار منصرف می‌شوند. اگر ما راهکاری پیدا کنیم که هر کسی را که منصرف شد، به صورت خودکار پیگیری کنیم و بازاریابی را ادامه دهیم، فروشمان حداقل سه‌برابر می‌شود.

درباره سئو چه نکاتی هست که برای مخاطبان مجله و سایت بازگو کنید؟

سئو یعنی بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو یا Search Engine Optimization که در فارسی بهتر است به آن «بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جست‌وجو» گفته شود. در حال حاضر، در سئو، بهترین معیار گوگل است؛ چون بیش از ۹۰ درصد جست‌وجو‌ها در گوگل انجام می‌شود. اگر در گوگل رتبه بالا داشته باشید، خودبه‌خود رتبه شما در همه موتورهای جست‌وجو بالا خواهد بود. سئو یعنی کاری کنیم که وقتی کاربر کلمه کلیدی خاصی را جست‌وجو کرد، سایت ما در اولین نتایج نشان داده شود. سئوی سایت هم معنا ندارد؛ ما سئوی یک صفحه سایت را انجام می‌دهیم. هر صفحه سایت با صفحه دیگر کاملاً متمایز است و ارزش متفاوتی دارد. یکی از اشتباهات رایج در ایران، این است که صفحه اصلی سایت را سئو می‌کنند؛ مثلا اگر کسی شبکه را جست‌وجو کرد،shabakeh-mag.com  اول نتایج بیاید. این کار ارزش زیادی ندارد، ضمن اینکه کار بسیار سختی است. ما باید یک مقاله درباره شبکه در سایت شما را سئو کنیم و پایان مقاله نیز یک ایمیل بگیریم تا هدیه‌ای بدهیم.

در زمینه On Page Optimization، اغلب سایت‌های ما ضعیف هستند. اگر چگالی کلمات در یک مقاله به اندازه کافی باشد، بعضی کلمات یا جملات پررنگ شده باشند، توضیحات عکس مرتبط با موضوع باشد و مانند این‌ها، کافی است تا سایت شما رتبه خوبی کسب کند. اگر از CMS‌های خوبی مانند وردپرس استفاده کنید، پلاگین‌های رایگان و پولی وجود دارد که هر مقاله را تجزیه‌وتحلیل می‌کند و دقیقاً پیشنهاد می‌دهد که مثلاً در این مقاله کجا کلمه شبکه را bold کنید یا میان مقاله، یک عکس با این مشخصات اضافه کنید. همین کارهای ساده می‌تواند شما را در بالای جست‌وجوهای گوگل قرار دهد.

صفحات مهم سایت کدام‌ها هستند؟

مهم‌ترین آن‌ها، صفحه فرود است که وظیفه آن گرفتن ایمیل در ازای دادن هدیه است. حتی در این صفحه فهرست‌ها و سایر اجزا را برمی‌داریم. در واقع کمک می‌کند که کاربر تصمیم بگیرد که این هدیه را قبول کند و ایمیل بدهد یا نه. صفحه مهم‌ بعدی، صفحه تشکر است. وقتی شخص ایمیلش را داد، به صفحه‌ای هدایت می‌شود که در آن با ارائه تخفیف‌های زیاد یا معرفی یک محصول ارزان، کاری می‌کنیم که اولین خرید انجام شود یا بعد از دادن ایمیل، بلافاصله به کاربر پیشنهاد می‌کنیم که همین حالا به اینستاگرام یا تلگرام ما بپیوندد. صفحات محصول هم از صفحات مهم سایت هستند. مهارتی وجود دارد به نام تبلیغ‌نویسی در وب؛ این مهارت کمک می‌کند متن صفحات محصول را طوری بنویسیم که مخاطب به محض خواندن، تصمیم به خرید بگیرد. علمی هم با عنوان بازاریابی عصبی وجود دارد که درباره عملکرد مغز است و من درباره آن کتابی هم نوشته‌ام که چطور شخص در لحظه تصمیم می‌گیرد که خریدی را انجام دهد یا نه. با این علم، در صفحه محصول تغییراتی انجام می‌دهیم که فروش افزایش پیدا کند.

در واقع روی تصمیم‌گیری مخاطب در لحظه انتخاب اثر می‌گذارید.

بله؛ خرید در اینترنت مانند خرید در سوپرمارکت نیست. وقتی شخصی روی دکمه خرید کلیک می‌کند، بیشتر اوقات تصمیمش پنجاه-پنجاه است. اصلاً مطمئن نیست قدم بعدی را بردارد؛ منتظر قطعی اینترنت است یا اینکه رمز دوم کارتش همراهش نباشد تا فرایند خرید را رها کند. می‌توانید فرایند را به‌گونه‌ای طراحی کنید که شخص تمام مراحل را تا آخر برود و در انتها رضایت نیز داشته باشد. در زمینه بازاریابی عصبی، موضوع دیگری که مطرح می‌شود، درخواست‌های کوچک است. اگر از مشتری، درخواست کوچکی داشته باشیم، درخواست‌های بزرگ‌تر را راحت‌تر می‌پذیرد. مثلاً وقتی دکمه خرید را زد، فقط اسم و ایمیل را بگیریم. حال با طی یک مرحله، احتمال بیشتری دارد که استان و شهر را در مرحله بعدی وارد کند و همین کار را تا پایان فرایند ادامه دهد.

آیا این همه درخواست نقض‌غرض نمی‌شود و نتیجه برعکس نمی‌دهد؟

خیر؛ چون مغز برای کسب موفقیت‌های کوچک ساخته شده است. همین که یک فرم با دو فیلد را پر کرد و دکمه را زد، مغز این را یک موفقیت حساب می‌کند و این روحیه شخص را برای کسب موفقیت بعدی آماده می‌کند. اما اگر از اول یک فرم طولانی ببیند، حتماً فرار می‌کند!

تولید محتوا برای بازاریابی چقدر اهمیت دارد؟

اولین قسمت کمپین‌های تبلیغاتی و بازاریابی، در واقع به آموزش تبدیل شده است که تلاش برای تولید محتوا است. به نظر من، هر کسب‌وکاری باید تمرکز جدی روی تولید محتوا داشته باشد. مثلاً فروش کولر گازی یا دوربین را در نظر بگیرید. هر فروشنده‌ای می‌تواند با تولید محتوا از رقبایش پیشی بگیرد. با ارائه مطالبی درباره اینکه چطور دوربین یا کولر بخریم، محصولات را مقایسه و بررسی کنیم و مانند این‌ها، آنقدر به شخص آموزش می‌دهیم که قبول می‌کند که ما متخصص‌ترین شرکت در حوزه کولر گازی یا دوربین هستیم. به همین دلیل با اطمینان از ما خرید می‌کند.

دیدگاه‌های مردم درباره کسب‌وکارهای اینترنتی در ایران چقدر با واقعیت انطباق دارد؟

متأسفانه در این زمینه دیدگاه‌هایی وجود دارد که اصلاً با واقعیت‌ها همخوانی ندارند. مانند اینکه کسب‌وکار اینترنتی، کسب‌وکار دوم است و بعد از ساعت کاری، می‌توانید دو ساعتی سرگرم شوید و پول خوبی به دست ‌آورید؛ من با این دیدگاه کاملا مخالفم. کسب‌وکارهای اینترنتی همانند کسب‌وکارهای معمولی و شاید بیشتر از آن‌ها، وقت و انرژی می‌خواهد.

نکته دوم اینکه کسب درآمد از اینترنت به‌هیچ‌وجه آسان نیست. در میدان‌های شلوغ شهر پوستر زده‌اند که کلیک کنید و ماهی ششصد هزار تومان به دست بیاورید. چنین چیزی درست نیست. نکته آخر و مهم اینکه اگر کسی با کسب‌وکار آشنایی ندارد، در اینترنت هم معجزه‌ای برایش صورت نمی‌گیرد. کسی که در عمرش کارمند نداشته، با مشتری برخورد نداشته و چیزی هم از کسب‌وکار نمی‌داند، با تأسیس یک سایت باز هم همان فرد است. ما باید در کسب‌وکار فیزیکی قوی باشیم و به اندازه کافی مطالعه کنیم، بعد شاید بتوانیم در اینترنت هم موفق شویم. بسیاری از کسانی که در اینترنت موفق هستند، کسانی هستند که قبلا شرکت داشته‌اند و بعد سراغ اینترنت رفتند. نمونه‌های کمی وجود دارند که شخصی فقط با یک سایت به جایی رسیده باشد.

بله، اما نکته‌ای وجود دارد که البته درباره افراد خیلی موفق صدق می‌کند. شخصی اپلیکیشنی می‌نویسد، بدون اینکه قصد راه‌اندازی کسب‌وکار یا شرکتی را داشته باشد. بعد به دلیل نیاز جامعه، این کار رونق می‌گیرد. این شخص با دید مهندسی شروع به کار کرده، اما در موقعیت مدیر قرار گرفته است که شاید برای آن آمادگی لازم را هم نداشته است.

احتمال این نوع موفقیت‌ها بسیار کم است.

اما بسیار مثال زده می‌شوند. در مقالات، کتاب‌ها و رسانه، به طور مدام از دو جوان گمنامی که گوگل را تأسیس کردند و به سود میلیاردی رسیده‌اند، حرف می‌زنند و همه آدم‌هایی را که در این کار موفق نشده‌اند، نادیده می‌گیرند.

کارآفرینی موضوع عجیبی است. اینکه یک نفر شب ایده‌ای به ذهنش رسید، از فردا صبح اپلیکیشن آن را نوشت و ثروتمند شد. اما هیچ‌کدام از این داستان‌ها حقیقت ندارد. به نظر من در ایران هم ایده اپلیکیشن‌ها یا سایت‌هایی که موفق شده‌اند، خیلی مهم نبوده است. آنچه مهم است، اجرای قوی پشت آن است که یا خودش ذاتاً مدیر خوبی بوده یا مدیران خوبی را به کار گرفته است. همین اپلیکیشن‌های آژانس را در نظر بگیرید که این روزها خیلی رواج دارند. شما جایی تبلیغ آن‌ها را دیده‌اید؟ این‌ها را افراد جامعه به یکدیگر خبر می‌دهند. کافی است یک‌بار آزمایش کنید و تاکسی نیم‌ساعت دیر بیاید یا پول بیشتری بگیرد؛ بلافاصله شما واکنش منفی نشان می‌دهید. اجرای کار مهم است و تعیین می‌کند کدام کسب‌وکار و ایده می‌ماند و کدام نمی‌ماند. نه آن کد و ایده و اپلیکیشن.

و سخن آخر؟

توصیه آخر من به دوستان آن است برای موفقیت در کسب‌‌و‌کار و به خصوص کسب‌و‌کار اینترنتی فقط دنبال ایده خوب یا موارد فنی نباشند.

بزرگترین موفقیت‌ها به اصول پایه‌ای برمی‌گردد.

به جای اینکه فقط دنبال ترفند یا میان‌بر باشیم با جدیت بر بهبود فردی کار کنیم.

به نظر من موفقیت‌های بزرگ بیشتر به خود فرد بستگی دارد.

بر خصوصیاتی مانند انضباط شخصی، صداقت و شجاعت و جسارت کار کنید و در هر کاری بزرگترین موفقیت‌ها در انتظار شما است!

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ 70 ۸۰

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ ۷۰ ۸۰

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ 70 ۸۰

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ ۷۰ ۸۰

 

۵ نکته اساسی در بازاریابی برای جذب متولدین دهه های ۶۰ تا ۸۰

 

بر طبق آمار و ارقام، متولدین دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ شمسی، ۲۰۰ میلیارد دلار قدرت خرید مستقیم و بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار قدرت خرید غیر مستقیم را در اختیار دارند. با توجه به این مطلب، هدف گیری آنها می تواند یک حرکت درست برای تصاحب سهم بیشتری از بازار برای کسب وکار شما باشد. اغلب اوقات تصویر درستی از این نسل ارائه نمی شود، با این وجود، متولدین این سه دهه به تدریج در حال شناخته شدن به عنوان مصرف کنندگانی هستند که می توانند محرک رشد کسب و کار برای بازاریاب ها باشند.

این تغییر در شناخت به این معنی است که بازاریاب هایی که همیشه محصولات و خدمات خود را به سوی نسل های قدیمی تر هدفگذاری می کردند، امروزه برای جذب این نسل های جدیدتر ناچار به اتخاذ راهبردهای جدیدتری هستند. به منظور هدف گیری مناسب متولدین این سه دهه، لازم است از ابعاد مختلف با آنها ارتباط برقرار کنید و این یعنی باید خواسته های آنها را درک کنید.

 

راهبردهای زیر به شما کمک خواهد کرد تا یک بازار فعال از متولدین دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را به تصرف خود درآورید

 

  1. موبایل را در اولویت قرار دهید.

امروزه متولدین این سه دهه، بیش از هر نسل دیگری به گوشی های هوشمند خود وابسته هستند. ۹۰ درصد این افراد می گویند که هرگز نمی توانند از گوشی های خود جدا شوند، و ۷۸ درصد نیز می گویند که اولین چیزی که پس از بیدار شدن از خواب انجام می دهند این است که با چشمان نیمه باز خود به دنبال گوشی شان می گردند.

برای جذب این نسل ها باید کار خود را از گوشی های همراه آنها آغاز کنید. هدف گیری آنها با محتواهایی در زمینه موبایل که باعث جذب تعامل آنها شود ضروری است.

اولین گام برای بازاریابی موبایلی موفق، تولید محتوایی است که این نسل تمایل به استفاده از آن در گوشی های خود داشته باشند. یک مطالعه که توسط مایتک (Mitek) انجام شد و طی آن از ۱۰۱۹ نفر از افراد بین سنین ۱۸ تا ۳۴ سال نظر سنجی انجام شد، نشان داد که بیشتر آنها سلفی را به عکسبرداری معمول ترجیح می دهند. تقریبا ۹۰ درصد از آنها هر روز یا هر هفته از خود سلفی می گرفتند.

 

  1. بررسی کنید که مخاطب شما چه می خواهد.

یک گزارش در لس آنجلس تایمز نشان داد که این نسل، صرف هزینه روی تجارب را به مادیات ترجیح می دهد. متولدین این دهه ها بر خلاف والدین خود که ساعت یا ماشین های رویایی را ترجیح می دادند، بیشتر ترجیح می دهند مسافرت های تحسین برانگیز خود را با سلفی در رستوران های گرانقیمت و حتی تصاویری از غذای خود به رخ دیگران بکشند.

تطابق با این تغییر در اقتصاد مصرف کننده برای بازاریاب هایی که به جذب مشتریان این دهه ها علاقمند هستند مهم است. اکنون تمرکز شما باید روی بازاریابی برای مخاطب هدفی باشد که تجربه را بر مادیات ترجیح می دهد. اتخاذ راهبردهای بازاریابی مانند استفاده از سلفی و اولویت بخشی به تجربه ها می تواند کسب و کار شما را محبوب متولدین دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ کند.

 

  1. از روش های پرداخت نوین استفاده کنید.

این نسل، راحتی و انعطاف پذیری در کارها را متناسب با توسعه فناوری های جدید ترجیح می دهد. این یعنی روش های سنتی معمول شما برای تسویه حساب ها ممکن است برای نیروی کاری متولدین این سه دهه –که بیشتر ترجیح می دهند به عنوان فریلنسر کار کنند- مناسب نباشد.

رشد و افزایش نیروی کاری این نسل به این معنی است که کسب و کارها باید سیستم های خود را با روش کار مورد علاقه آنها تطبیق دهند. ترنسفروایز (TransferWise) که یک تامین کننده خدمات پرداخت است نمونه خوبی است که نسل جدید فریلنسرها را هدف گذاری کرده است. اخیرا این شرکت توانست ۲۶ میلیون دلار سرمایه از بیلی گیفورد (یک شرکت سرمایه گذاری بین المللی) دریافت کند.

 

  1. به وسیله بازاریابی از طریق افراد تاثیرگذار با این نسل تعامل برقرار کنید.

احتمالا دلیلی که بازاریابی از طریق افراد تاثیرگذار برای این نسل ها موثر است، این واقعیت است که بسیاری از افراد تاثیرگذار و مشهور در رسانه های اجتماعی متعلق به همین گروه های سنی هستند. شخصیت های فیسبوک و افراد مشهور در اینستاگرام در قلب بسیاری از متولدین این دهه ها جای دارند.

اگر بتوانید با این افراد تاثیرگذار ارتباط برقرار کنید و از آنها بخواهید تصویر مثبتی از برند شما برای مخاطبان علاقمند خود ارائه کنند، به مخاطب هدف خود بیشتر نزدیک خواهید شد. ۲۸ درصد از جوان تر های این نسل ها و ۲۳ درصد از مسن ترهای آنها می گویند که به احتمال قطع به یقین، برندی که خانواده، دوستان و یا حتی یک غریبه نظر مساعدی نسبت به آن نداشته باشند را انتخاب نخواهند کرد.

 

  1. از تصنُّع پرهیز کنید.

این نسل ها برای بازاریابی اصیل و معتبر ارزش قائل هستند. این نسلی است که تصاویر اصیل و ویرایش نشده از افراد معمولی که محصولات مورد علاقه آنها را تبلیغ می کنند را تحسین می کند. بازاریابی با محتوای تصنعی می تواند به جای علاقمند کردن این نسل ها به برند شما، باعث از بین رفتن انگیزه و تنفر آنها شود. دلیل این امر ممکن است به خاطر رسانه های اجتماعی باشد، چرا که این رسانه ها باعث شده اند مردم به جای اینکه انتظار داشته باشند مردم مطابق خواست آنها تغییر کنند، بیشتر پذیرای شخصیت واقعی افراد باشند.

یک راهبرد بسیار خوب برای ارتباط با این نسل ها استفاده از داستان گویی است. اهمیت این رویکرد در بازاریابی در ایجاد اعتماد به برند و وفاداری مشتری اثبات شده است و به شما کمک خواهد کرد نسل های دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را به خود جذب کنید.

طراحی سایت برج

طراحی سایت برج آرتمیس فرمانیه

طراحی سایت شرکت ساختمانی و برج ها

بنا به تجربیات ما در انجام پروژه های طراحی سایت شرکت ساختمانی و برج ها بیشترین و مهم ترین خواسته کارفرما ها حول محور فروش می باشد که ما در تمامی پروژه های خود سعی بر این داشتیم تا پاسخ گوی این خواسته باشیم و زمینه لازم برای سهولت بیشتر در فروش را فراهم کرده ایم.

.قسمت مهمی که در این سایت ها باید به آن توجه شود، گالری تصاویر می باشد زیرا طراحی سایت شرکت ساختمانی و برج ها و یا تاسیساتی عمدتا از تصاویر زیادی در سایت خود استفاده می کنند

طراحی سایت برج های مدرن برای برج ها جهت معرفی برند و نوع فعالیت به همراه آماده سازی بستر سایت برای موتور های جستجو در صنعت امروز یکی از مهم ترین فعالیت ها جهت پیشرفت در رقابت با رقبای داخلی و خارجی می باشد که این کار در شرکت طراحی سایت رایان طبیب با موفقیت به انجام رسیده است

طراحی سایت برج آرتمیس فرمانیه در سال ۱۳۹۵ توسط شرکت طراحی سایت رایان طبیب صورت پذیرفت جهت طراحی سایت برج آرتمیس فرمانیه از بروزترین تکنولوژی‌ها موجود در دنیای طراحی وب سایت استفاده شده است. تیم فنی شرکت طراحی سایت رایان طبیب همیشه برآن بوده است تا برای مشتریان خود طراحی سایت با کمترین هزینه و بالاترین کیفیت صورت پذیرد.

 

تکنولوژی‌های بکار رفته طراحی سایت برج :

  • PHP
  • OOP
  • GD lib
  • Mysql
  • HTML,HTML5
  • XHTML
  • CSS,CSS3
  • java Script
  • jQuery
  • AJAX
  • htaccess
  • Photoshop theme
  • Actionscript
  • Flash      

 

آدرس سایت برج آرتمیس فرمانیه : www.artemisfarmanieh.com

طراحی سایت رایان طبیب

طراحی وب سایت برج آرتمیس فرمانیه

 

طراحی سایت حضوری | طراحی سایت به صورت حضوری | طراحی سایت حضوری در تهران و تمامی شهرستان ها

طراحی سایت حضوری | طراحی سایت به صورت حضوری | طراحی سایت حضوری در تهران و تمامی شهرستان ها

 

طراحی سایت در حضور شما

طراحی وب سایت در محل شما

 

 

 

 

 

 

 

طراحی سایت حضوری | طراحی سایت به صورت حضوری | طراحی سایت حضوری در تهران و تمامی شهرستان ها

 

 

 

 

 

 

 

یکی دیگر از خدمات ما طراحی سایت بصورت حضوری یا (طراحی سایت حضوری) است.

مزایای این نوع طراحی سایت نسب به دیگر روش ها (غیر حضوری – آفلاین) در لیست زیر به شرح آمده است:

  • درک بهتر طراح از فضای مجموعه و در نتیجه طراحی سایت بر اساس نیاز واقعی مشتری
  • اعمال نظرات مدیران و اعضای شرکت در هنگام طراحی سایت
  • انجام کار به صورت گروهی
  • بالا رفتن چشم گیر سرعت انجام پروژه
  • بالا رفتن دقت انجام
  • آموزش نحوه کار کردن با سیستم مدیریت محتوا به متصدی (به روز رسان) سایت و پاسخ به تمامی سوالات آن

طراحی سایت حضوری و به صورت تمام وقت – پاره وقت انجام می گردد و هزینه آن به صورت ساعتی حساب می شود.

طراحی سایت حضوری

طراحی سایت به صورت حضوری

طراحی سایت حضوری در تهران و تمامی شهرستان ها

اینترنت چطور اختراع شد

اینترنت چطور اختراع شد

مدت زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

اینترنت چطور اختراع شد

 

طی ۴۰ سال، اینترنت از یک شبکهٔ ارتباطی نظامی به فضای مجازی گسترده جهانی تبدیل شده است. اما شاید جالب باشد بدانید که همه چیز از باغی در کالیفرنیا شروع شد.

در پادشاهی اپ‌ها و عجایب، نمونهٔ Rossotti نادر است. این باغ از سال ۱۸۵۲ در قلب سیلیکون ولی واقع شده، اما بیش از ۱۵۰ سال است که یک کار را به بهترین شکل انجام می‌دهد: مکان خوبی برای کالیفرنیایی‌ها فراهم می کند تا تفریح کنند. هنوز هم مسافران از مناطق مختلف به آنجا می‌روند؛ دوچرخه‌سواری می‌کنند و در آنجا اتاق اجاره می‌کنند.

شاید به فکر کسی خطور نکند که اینجا فعالیت‌های نوآورانه در جریان است. اما ۴۰ سال پیش در ماه اوت یک تیم کوچک از دانشمندان در یکی از محوطه‌های پیک نیک، ترمینال کامپیوتری راه اندازی کردند و آزمایش فوق العاده‌ای انجام شد. آنها ثابت کردند که یک ایده عجیب و غریب به نام اینترنت می‌تواند کار کند.


اینترنت آنقدر وسیع و بی‌شکل است که سیستم کاری آن را به سختی می‌توان تصور کرد. ادیسون و اختراع لامپ؛ تصور کردنش سخت نیست. تجسم کردن لامپ به عنوان وسیله ای که هر روز می‌بینید؛ می‌توانید آن را دستتان بگیرید و از هر زاویه‌ای بررسی کنید راحت است.

اینترنت کاملا برعکس است. همه جا هست؛ کمی مثل روح: با اشغال پیکسل‌های مانیتور، برای نشان دادن سایت‌ها، نرم‌افزارها و ایمیل شما، حضورش را نشان می‌دهد، اما خودش جای دیگری است. این قابلیت اینترنت باعث می‌شود تا خیلی پیچیده به نظر برسد. مطمئنا چیزی که همه جا وجود دارد از لحاظ فنی باید پیچیدگی‌هایی داشته باشد. اما اینترنت اساسا پیچیده نیست و کلید موفقیتش همین سادگی است.

مخترعان اینترنت از سراسر دنیا آمده بودند. از جاهایی Cyclades شبکه کامپیوتری دولتی فرانسه، آزمایشگاه ملی فیزیک انگلستان، دانشگاه هاوایی و Xerox. اما پشتیبان تحقیقاتی این پروژه که هزینه‌های گزاف آن را تأمین می‌کرد بازوی پژوهشی وزارت دفاع آمریکا بود، یعن آژانس پروژه‌های تحقیقات پیشرفته (ARPA) – که بعدها نام خود را به آژانس پروژه‌های تحقیقات پیشرفته دفاعی (DARPA) تغییر داد. در واقع این‌طور بگوییم بهتر است: بدون آرپا، اینترنتی هم وجود نداشت.

اینترنت چطور اختراع شد

عکسی قدیمی از باغ Rossotti، یکی از مکان‌های تولد اینترنت.

 آرپا به عنوان یک موسسه نظامی، انگیزه خاص نظامی برای ایجاد اینترنت داشت: راهی برای رساندن محاسبات به خط مقدم. در سال ۱۹۶۹، آرپا یک شبکه کامپیوتری به نام آرپانت ایجاد کرد که رایانه‌های بزرگ در دانشگاه‌ها، سازمان‌های دولتی، و پیمانکاران دفاعی در سراسر کشور را به همدیگر مرتبط می‌ساخت. آرپانت سریع رشد کرد، و تا اواسط دهه ۷۰ میلادی شامل نزدیک به ۶۰ گره می‌شد.

اما آرپانت یک مشکل داشت: آرپانت سیار نبود! کامپیوتر‌های آرپانت در مقایسه با نمونه‌های استاندارد امروز غول‌پیکر بود و روی خطوط ثابت کار می‌کرد. این برای پژوهشگران پشت ترمینال‌هایشان در مثلا کمبریج خوب بود، اما چندان به درد سربازان در جبهه نبرد نمی‌خورد. رویای آرپانت این بود که حتی هر ماشین و بمب‌افکنی گره‌ ای در شبکه‌ای بی‌سیم باشد متصل به شبکه دیگری از هزاران رایانه قدرتمند دور‌تر که با قدرت محاسباتی خود، اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش را شکست دهد. اینترنت آن را محقق ساخت.

تبدیل کردن این رویا به واقعیت مستلزم انجام دادن دو مورد بود: اول ایجاد شبکه‌ای بی‌سیم که می‌تواند بسته‌های داده را به روش رادیویی و یا ماهواره‌ای در ابعاد گسترده منتقل کند. در مرحله دوم، اتصال شبکه‌های بی‌سیم به شبکه سیمی آرپانت؛ به این ترتیب که رایانه‌های بزرگ چند میلیون دلاری بتوانند به سربازان در نبرد خدمت کنند. «ارتباط شبکه» یا Internetworking نامی است که دانشمندان به آن دادند.

ارتباط شبکه همان مشکلی است که اینترنت برای حل آن اختراع شد. ارتباط کامپیوتر با کامپیوتری دیگر –شبکه‌‌سازی – به اندازهٔ کافی سخت بود. اما ایجاد ارتباط بین این شبکه‌ها با هم -ارتباط شبکه- مشکلات کاملا جدیدی ایجاد کرد. به این دلیل که شبکه‌ها زبان هم را نمی‌فهمیدند. تلاش برای انتقال داده از یکی به دیگری مثل نوشتن نامه به زبان چینی است برای کسی که فقط مجارستانی بلد است.

در واکنش به این مشکل، معماران اینترنت نوعی زبان دیجیتال طراحی دادند: زبانی مشترک که امکان می‌داد داده در هر شبکه‌ای جابجا شود. در سال ۱۹۷۴، دو پژوهشگر آرپا به نام رابرت کان و وینت سرف طرح اولیه‌ای منتشر کردند. «یک پروتکل ساده اما بسیار منعطف»: یک مجموعه قوانین جهانی برای شیوهٔ برقراری ارتباط کامپیوتر‌ها. این قوانین از طرفی باید آنقدر سخت‌گیرانه می‌بود که بشود از صحت انتقال داده‌ها اطمینان داشت. از طرفی باید آنقدر آزاد می‌بود که انواع روش‌های مختلف انتقال داده ممکن باشد.

اینترنت چطور اختراع شد

وینتون سرف، سمت چپ، و رابرت کان، سمت راست، که اولین پروتکل اینترنت را نوشتند

به گفته وینت سرف، باید فکر آینده را هم کرد. نمی‌شد پروتکل را برای دورهٔ خاصی نوشت؛ به این دلیل که خیلی زود منسوخ می‌شد. ارتش نوآوری را ادامه می‌داد و ساخت شبکه‌ها و تکنولوژی متوقف نمی‌شد. این پروتکل باید می‌توانست «بین انبوهی از شبکه‌های متنوع و متفاوت و حتی ناسازگار» کار کند. این ویژگی نه تنها سیستم را در برابر گذر زمان بیمه می‌کرد، بلکه به‌طور بالقوه نامحدود می‌ساخت.

در نهایت، این قوانین به زبان میانجی اینترنت تبدیل شد. اما در ابتدا، باید اجرا، بهینه سازی و تست می‌شدند – بارها و بارها و بارها. هیچ چیز بدیهی دربارهٔ ساختن اینترنت وجود نداشت. حتی در میان سازندگانش مانند یک ایده مضحک بود. اینترنت یک آسمان خراش بود که تا آن زمان هیچ‌کس ندیده بود.

در تابستان ۱۹۷۶، اینترنت راه اندازی شد و شروع به کار کرد.


اگر در ۲۷ اوت ۱۹۷۶ در باغ روسوتی قدم می‌زدید، چنین صحنه‌ای می‌دیدید: هفت مرد و یک زن پشت یک میز؛ مرد‌ها در حال پرسه زدن دور ترمینال کامپیوتر و زن در حال تایپ کردن. چند کابل از ترمینال تا محوطهٔ پارکینگ می‌رفت و داخل یک ون بزرگ خاکستری ناپدید می‌شد.

داخل ون دستگاه‌هایی بود که کلمات تایپ شده در ترمینال را به بسته‌های داده تبدیل می‌کرد. سپس آنتن روی سقف ماشین این بسته‌ها را در قالب سیگنال رادیویی انتقال می‌داد. این سیگنال از طریق هوا به یک تکرارکننده در بالای یکی از کوه‌های اطراف می‌رسید، و در آنجا مجددا تقویت و ارسال می‌شد. با این زور اضافه، امواج می‌توانست تا پارک منلو برسد؛ و آنتنی روی سقف یک ساختمان اداری آن را دریافت می‌کرد.

و اینجا بود که جادوی واقعی آغاز می‌شد. در داخل ساختمان اداری، بسته‌های ورودی بدون وقفه از یک شبکه وارد شبکهٔ دیگری می‌شد: از شبکه رادیویی به آرپانت. برای این پرش، بسته دست‌خوش یک دگردیسی ظریف می‌شد. باید بدون تغییر در محتوا، قالب بسته داده تغییر می‌کرد. آب را در نظر بگیرید؛ می‌توان آن را به بخار، مایع یا یخ تبدیل کرد، اما ترکیب شیمیایی‌اش تغییری نمی‌کند.

اما انعطاف‌پذیری مورد نیاز اینترنت به‌طور وجود نداشت و باید مهندسی می‌شد. بسته‌هایی که قبلا فقط در قالب موج رادیویی وجود داشت، با دگردیسی به بسته‌های الکترونیکی داخل سیم تبدیل می‌شد. اما با وجود این تحول، محتوای داده بدون تغییر حفظ می‌شد. و به این شکل داده می‌توانست پنج هزار کیلومتر تا کامپیوتر دیگری در بوستون برود و عینا همان پیام را منتقل کند. و اینترنت به کار افتاد.

با گذشت زمان، خاطره روسوتی کمرنگ شد. نیلسون خودش هم این را فراموش کرده بود تا زمانی که یک خبرنگار با او تماس گرفت و دربارهٔ تولد اینترنت سوال‌هایی پرسید. تا سال ۱۹۹۶، آمریکایی‌ها در چت‌روم‌های AOL گپ می‌زدن، در GeoCities صفحه‌های زشت و سوهان روح می‌ساختند. اینترنت ریشهٔ نظامی‌اش را کنار زده بود و عمومی شده بود، و مردم داشتند نسبت به خاستگاه آن کنجکاو می‌شدند. بنابراین نیلسون گزارش‌های قدیمی دربارهٔ شروع کار اینترنت را از فایل‌هایش خارج کرد.

آنچه اینترنت را اینقدر مهم کرد، همان ویژگی بود که در تابستان آن سال در روسوتی آزمایش شد: انعطاف‌پذیری. چهل سال پیش هزاران کلمه از منطقه شرق به غرب بر انواع رسانه از امواج رادیویی گرفته تا خطوط مسی تلفن منتقل شد. امروز اینترنت مسافت‌های بیشتر و دور‌تری را روی انواع گسترده‌تری از رسانه‌ها در می‌نوردد و داده‌ها در چند میلی‌ثانیه، بین میلیون‌ها دستگاه جابجا می‌شود.

اینترنت چطور اختراع شد

باغ آلپاین این، امروز  هنوز هم جایی است که اهالی سیلیکون ولی جمع می‌شوند.

این فقط یک دستاورد فنی نیست؛ بلکه یک طراحی عمدی است. مهم‌ترین مسئله در شناخت مبدأ اصلی اینترنت این است که این پروژه از ارتش بیرون آمد. پروژه باید به شکلی می‌بود که شاید روزی برای پیروزی در جنگ مفید باشد. به همین دلیل اینترنت طوری طراحی شده که هر جایی کار کند: چون ارتش آمریکا همه جا هست؛ با ۸۰۰ پایگاه در بیشتر از ۷۰ کشور جهان، صدها کشتی، هزاران هواپیمای جنگی، و ده‌ها هزار وسایل نقلیه زره‌پوش. اگر امروز یک گوشی هوشمند در سائو پائولوی برزیل می‌تواند آهنگی از یک سرور در سنگاپور دانلود کند، به خاطر همان نیاز اولیه بوده است.

اما در آن زمان تصوری از آینده اینترنت وجود نداشت. نیلسون می‌گوید: «هر کسی که بگوید آن موقع خیال اینترنت امروزی را دیده بوده، کاملاً صادقانه بگویم دروغ می‌گوید. آنچه برایم از همه چیز نامنتظره‌تر بود، این بود که مردم حاضر بودند پول خرج کنند تا خودشان را وارد اینترنت کنند. موج اشتیاق برای حضور در این دنیای جدید.»

اینکه ما اینترنت را به خودی خود یک دنیای واحد در نظر می‌گیریم، به عنوان جایی که می‌توانیم «در» یا «بر» آن باشیم- این هم میراث دان نیلسون و دانشمندان همکارش است. با اتصال یکپارچهٔ شبکه‌های مختلف با هم، کاری کردند که اینترنت حس یک فضای واحد را داشته باشد. اینترنت از تعداد بسیار زیادی شبکه‌ تشکیل می‌شود: زمانی که من به وبسایت گوگل می‌روم، اطلاعاتم قبل از اینکه به گوگل برسد باید از ۱۱ مسیریاب مختلف عبور کند. اما اینترنت خیاطی ماهر است که جای کوک و دوخت را به خوبی پنهان می‌کند. ما با جهانی بدون حد و مرز روبرو هستیم؛ جایی است که اسمش را گذاشته‌ایم فضای مجازی. چهل سال پیش، این جهان برای اولین بار در کوهپایه‌های حومه پالو آلتو به وجود آمد، و از آن زمان هر روزی گسترش یافته است.

منبع: Gaurdian

در صورتی که این مطلب را مفید دیدید با دوستان خود به اشتراک بگذارید 🙂

Here’s The Best Time To Post A Photo On Instagram - بهترین زمان برای برای ارسال عکس های شما در اینستاگرام

Here’s The Best Time To Post A Photo On Instagram – بهترین زمان برای برای ارسال عکس های شما در اینستاگرام

Here’s The Best Time To Post A Photo On Instagram - بهترین زمان برای برای ارسال عکس های شما در اینستاگرام

بهترین زمان برای برای ارسال عکس های شما در اینستاگرام

Here’s The Best Time To Post A Photo On Instagram

 

Easy, right?

Following a request from The Huffington Post, Latergramme, a service that lets users manage and schedule Instagram posts, ran an analysis of over 61,000 posts to determine the when photos received the most “likes” and comments.

On average, the team found that 2 a.m. and 5 p.m. EST are the best times to post if you want your followers to pay attention to you; the worst times are 9 a.m. and 6 p.m. Also, Wednesday is apparently the best day of the week to post, though not by much.

Check out the charts (below) to see more details on the best days and times to post.

 

Here’s The Best Time To Post A Photo On Instagram

Here’s The Best Time To Post A Photo On Instagram - بهترین زمان برای برای ارسال عکس های شما در اینستاگرام

So what’s so special about 2 a.m. and 5 p.m.? Matt Smith, founder of Latergramme, has some theories about 5 p.m.: “We think this is because less people are posting at that time and that more engaged users are using Instagram at that time,” Smith told HuffPost.

Posting at 5 p.m. is an especially good time to engage people who have hopped on Instagram at the end of the workday and are procrastinating before they leave for the evening, Smith added.

The Latergramme team also broke down the best times for each day of the week. According to the data, the most “engaged” time on Instagram shifts from day to day: On Monday, for example, 5 p.m. is actually a pretty crummy time; engagement is highest at 7 p.m. and 10 p.m. On Friday, 1 a.m. and 8 p.m. are apparently the sweet spots. You can interact with the graphic below to see more.

The Best Times To Post On Instagram Every Day

Instagram scheduling service Latergramme looked at over 61,000 posts to determine when they got the best "engagement" — meaning "likes" and comments divided by a user's number of followers. The data for each day is visualized here and sorted by engagement percent versus time of day. The higher the bar, the better.

The Best Times To Post On Instagram Every Day

 

Finally, Latergramme ranked the days of the week according to engagement, a measurement Latergramme gauges by adding a post’s likes and comments and dividing by a user’s follower count. Differences were slight overall — a 4.9 percent engagement average at best, compared to 4.4 percent at worst — but you might still be interested to know that Wednesday is the day to post on Instagram.

 

Which Days Have The Best Instagram Engagement? 

Click here for more information about Latergramme and to download the app for iOS or Android.

More:

Instagram What’s Working