فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy – folksonomy

 

فولکسونومی – folk – Taxonomy – folksonomy

 

مقدمه

فولکسونومی رویکردی جدید به سازماندهی محتوای وب است. این اصطلاح به نوعی رده بندی اطلاق می شود که از سوی عامه کاربران اجرا می شود و تابع قوانین علمی خاصی نیست ما مبنای‏ فلسفی خاص خود را داراست. کاربر طی این روند اطلاعاتی را که در اشکال مختلف در وب به دست‏ می‏ آورد، با استفاده از کلیدواژه‏ هایی که در اصطلاح فولکسونومی«تگ» یا برچسب نامیده می‏شوند، طبقه‏بندی کرده،و با دیگر کاربران به اشتراک می‏گذارد  (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۴).

تاریخچه

عبارت فولکسونومی در سال ۲۰۰۵ هنگامی که‏ معمار اطلاعات،توماس وندروال‏، واژگان folk وtaxonomy را برای نامگذاری پدیده در حال‏ رشد ابرداده‏ های تولیدشده از سوی کاربران، از طریق‏ برچسب‏گذاری قطعات اطلاعات دیجیتالی با کلمات‏ کلیدی قابل جست‏وجوی خود، با یکدیگر ترکیب کرد، شکل گرفت (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۵).

 

فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy

اهداف فولکسونومی

–      ذخیره‏سازی و به اشتراک گذاشتن پیوندها به ساده‏ترین شکل ممکن.

–      به کاربران اجازه می‏دهد که‏ به راحتی پیوندها(منابع وب)را با همهء کاربران دیگر در دنیا به اشتراک گذارند.

مزایای  فولکسونومی

–      شناسایی علایق کاربران: فهرست تگ‏های کاربران می‏تواند توصیفی از علایق را بررسی کند.فهرست تگ‏های‏ کاربران در طول زمان افزایش می‏یابد،به طوری که‏ آنها علایق جدید و تگ‏های جدید برای طبقه‏بندی و توصیف آنها کشف می‏کنند. ممکن است که تگ تازه‏ ایجاد شده یک علاقه یا طبقهء جدید از کاربر را نشان‏ دهد(نوروزی، منصوری، ۱۳۸۵)

–      تاثیرگذاری در بازیابی محتوا، به دلیل مفاهیم به کار رفته با زبان کاربران (بابائی، ۱۳۹۰)

–      فولکسونومی‏ ها را می توان به عنوان یک سیستم دموکراتیک شناخت، زیرا  هرکسی فرصت به اشتراک‏گذاری تگ‏ها را دارد. (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۷).

 

محدودیت های فولکسونومی

احتمالا نقیصه اصلی سیستم‏های کنونی‏ فولکسونومی این باشد که عبارات‏ برچسب‏گذاری مورد استفاده در این سیستم‏ها غیر دقیق‏ است. در حال حاضر کنترل کمی روی واژگان هم‏ معنا (واژگان مختلف، معانی یکسان) و لغات متشابه (واژگانی با تلفظ یکسان‏ و معانی متفاوت) وجود دارد. مدیران سیستم دربارهء برچسب‏های انتخاب ‏شده از سوی کاربران قضاوت‏ نمی‏کنند. همچنین برچسب‏های اختصاصی و نامفهوم که به عنوان‏ نشانگرهای منحصربه‏فرد بین گروهی از دوستان و همکاران طرح می‏شود، ممکن است به کار گرفته شوند .نتیجه این امر ایجاد مجموعه‏ای کنترل‏نشده و بی‏قاعده‏ از عبارات برچسب‏گذاری می‏گردد که مانند گروه‏های‏ بیشتر کنترل‏شده لغات، از قابلیت جست‏وجوی کارآمدی‏ پشتیبانی نمی‏ کند. (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص۲۷). فوکسونومی، هیچ مکانیزمی برای پیشگیری از انتخاب واژه‌ها توسط کاربر ندارد، حتی هنگامی که دیگران به کاربرد آن واژه حساس باشند (بابائی، ۱۳۹۰).

بنابراین می توان محدودیت های موجود در فولکسونومی را در موارد زیر خلاصه کرد:

–          فقدان استانداردهای پذیرفته شده

–          عدم محدودیت کاربر در استفاده از برچسب ها

–          مشکلات لغوی و معنایی

–          دقت

–          ابهام

–          مترادف ها

–          متضادها

–          متشابه ها

–          اخص و اعم

–          ترکیبات

–          ایرادات معنایی و لغوی (اسماعیل زاده، ملک آبادی زاده، ۱۳۸۸)

عناصر فولکسونومی

کاربر: هر شخصی با هر دانشی که از منابع وب با هر هدفی استفاده می کند.

برچسب: هر نوع کلیدواژه ای که با هر شکل و ساختاری برای توصیف یک عنصر اطلاعاتی، توسط کاربر انتخاب می شود.

اطلاعات: هر نوع داده ای که با هر شکل و ساختار و در هر موضوعی در وب منتشر شده باشد.

نرم افزارهای اجتماعی: نرم افزارهای تحت وب که با استفاده از فناوری نوین نسل دوم وب موسوم به وب ۲، امکان تعامل کاربران و داده ها را با یکدیگر، به اشکال مختلف فراهم آورده اند. (حسینی، ۱۳۸۶)

روند گردش اطلاعات در فولکسونومی

مرحله اول : برچسب گذاری صفحات وب، نشانی های اینترنتی ، فایلهای صوتی و تصویری، اسناد متنی و … .
مرحله دوم: اشتراک برچسب های ایجاد شده در راهنماهای وبی ویژه فولکسونومی مانند فلیکر
مرحله سوم: بازیابی برچسب ها توسط سیستم جستجوی کلیدواژه ای، فهرست الفبایی برچسبها، فهرست برچسب های مهم و فهرست موضوعی (حسینی، ۱۳۸۶) .

روش های بهبود عملکرد فولکسونومی

مهم ترین مورد بهبود خوانایی برچسب هاست. بهبود خوانایی برچسب‏ها در دنیای فولکسونومی با دو روش امکان‏پذیر است. نخست اینکه لازم است جامعه‏ برای ایجاد مجموعه‏ای از قوانین و رسیدن به توافقی‏ روی یک مجموعه استاندارد برای برچسب‏ها آماده شود. دوم اینکه کاربران باید با این قوانین آشنا شده و از آن‏ پیروی کنند (کریم زاده، ۱۳۸۷، ص ۳۱).

نتیجه گیری

فولکسونومی، با ایجاد رابطه تعاملی چندگانه بین داده و کاربر، علاوه بر ساده کردن روند سازماندهی محتوای وب، امکان بازیابی و اشاعه اطلاعات را نیز برای همه کاربران به آسانی فرآهم آورده است و ضمن اینکه امکان تعامل های فکری و تبادل دانش و اندیشه بین کاربران را با بهره گیری از کلیدواژه هایی ساده، میسر نموده است، می تواند به ابزاری برای سنجش علائق کاربران وب تبدیل شود. با این حال سازماندهی منابع اینترنت، همیشه در بین کتابداران و متخصصان علوم اطلاع رسانی با چالش هایی مواجه بوده است و فولکسونومی نیز، به این چالش اضافه شده است. گرچه فولکسونومی توانسته است تا حدودی چشم انداز روشنی از رده بندی محتوای وب ارائه دهد، اما تا زمانی که قواعد واستانداردهایی خاص برای این منظور تدوین نگردد، بحث ساماندهی اطلاعات وبی همچنان ادامه خواهد داشت. (حسینی، ۱۳۸۶)

 


منابع و ماخذ فولکسونومی

اسماعیل زاده، ربابه، ملک آبادی زاده، فاطمه (۱۳۸۸). “آشنایی با رده بندی مردمی محتوای وب (فوکسونومی)”. نشریه الکترونیکی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان(، شماره اول. بازیابی ۲۷/۸/۱۳۹۰ قابل دسترس در:

http://ilisa-khorasan.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=249:1388-07-23-08-42-49&catid=87:1388-06-25-10-34-31&Itemid=95

 

بابائی، محمود (۱۳۹۰). “درباره  فوکسونومی: رده بندی مردمی”. بازیابی ۲۷/۸/۱۳۹۰ قابل دسترس در:

http://cyber-notes.blogsky.com/1390/02/05/post-3

 

حسینی، سیدمهدی (۱۳۸۵). “فوکسونومی: رویکردی نوین به سازماندهی منابع اطلاعاتی وب”. ارائه شده در: همایش راهبردها و راهکارهای نوین در سازماندهی اطلاعات، کتابخانه ملی ایران، ۱۶ و ۱۷ اسفندماه ۱۳۸۵.

 

کریم زاده، سارا (۱۳۸۷). “فولکسونومی چیست”. کتاب ماه کلیات، شماره ۱۳۰، مهر ۱۳۸۷٫

 

نوروزی، علیرضا؛ منصوری، علی (۱۳۸۵). “رده‌بندی مردمی (فوکسونومی) در تقابل با نظام‌های رده‌بندی کتابخانه‌ای”. ارائه شده در: همایش راهبردها و راهکارهای نوین در سازماندهی اطلاعات، کتابخانه ملی ایران، ۱۶ و ۱۷ اسفندماه ۱۳۸۵

 

صابر فضلی احمدی

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

صابر فضلی احمدی

فارغ التحصیل مهندسی برق کنترل از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و فارغ التحصیل فوق لیسانس مدیریت فناوری اطلاعات – سیستم های اطلاعاتی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران در سال ۱۳۹۴ می باشد.

در دوره ی کارشناسی با داده کاوی و علم داده آشنا شد و حاصل آن پایان نامه ای در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان “کاربرد داده کاوی و هوش مصنوعی در سیستم های مدیریت محتوا” بود.

علایق کاری وی: علم داده، برنامه نویسی به زبان های مختلف، تحلیل سیستم، مدیریت پروژه، تکنولوژی های نوین، دست و پنجه نرم کردن با چالش های جدید.

لینک نمونه کارهای انجام شده صابر فضلی احمدی مرتبط با Data Analytic – تحلیل داده :

Data Analytic – تحلیل داده > تحلیل توصیفی > داشبوردها

http://rayantabib.com/data_analytic/

آدرس ایمیل شخصی صابر فضلی احمدی :

info@rayantabib.com

لینک دانلود رزومه صابر فضلی احمدی :

http://saberfazliahmadi.ir/wp-content/uploads/2016/05/English-Resume-Saber-Fazli-Ahmadi.pdf​

 

 

برچسب های قدرتمند در فولکسونومی: ابزاری برای سازماندهی دانش

مقدمه

سازماندهی دانش یکی از ارکان اصلی علم اطلاعات و دانش شناسی است این امر در محیط وب که روزانه حجم عظیمی از اطلاعات منتشر می شود، از نظردسترسی سریع کاربران به اطلاعات مورد نیازشان ضروری – تر شده است. «گه گاه جست و جوی منابع در محیط وب مستلزم صرف وقت زیادی است و بعضا شبیه جست و جوی سوزن در خرمن کاهی می باشد، تشدید جریان اطلاعات در جوامع اضافه بار اطلاعاتی را پدید می آورد.» (داورپناه، ۱۳۹۱)

تاکنون تلاش های زیادی برای سازماندهی منابع وب انجام شده است که استفاده از طرح های رده بندی برای سازماندهی منابع وب، ایجاد راهنماهای وبی[۱]،ابر داده ها[۲] و فولکسونومی ها[۳] نمونه هایی این امر می باشد.

در ابتدای امر سازماندهی منابع وب با استفاده از فناوریهای وب۱ که در آن تنها کاربران مصرف کننده بودند، انجام می شد اما به تدریج درگاه جدیدی از وب به نام وب۲ متولد شد و کتابداران از قابلیت های وب۲ برای سازمان دهی دانش استفاده کردند. وب۲ که با مفهوم نرم افزارهای اجتماعی معنا پیدا می کند تاثیرات شگرفی را بر تعامل کاربران با دنیای اینترنت نهاده است به گونه ای که آن ها تمایل بیشتری به انتشار محتوا در اینترنت پیدا کرده اند و نظرات شخصی، عکس ها،فیلم ها و دانش شخصی خود را به اشتراک می گذارند.

نکته مهم در فولکسونومی ها که یکی از نمونه های بارز استفاده از رویکردهای کاربرمحور در امر سازماندهی دانش است، برچسب گذاری از سوی کاربران می باشد. «طی این روند کاربر اطلاعاتی را که به اشکال مختلف از از وب به دست می آورد با استفاده از کلید واژه هایی که که در اصطلاح برچسب۴ نامیده می شود طبقه بندی کرده و اطلاعات آن ها را در راهنماهای ویژه ای که با استفاده از نرم افزارهای اجتماعی مدیریت می شوند وارد می نماید. بدین ترتیب هر کاربر می تواند برچسب های مورد علاقه خود را گرد آوری کند، آن ها را به اشتراک بگذارد و از علایق دیگر کاربران آگاهی یابد». (مردانی،۸۸) از میان برچسب های اختصاص داده شده کاربران در رده بندیهای مردم برچسب های قدرتمند[۵] مهمترین برچسب به شمار می روند.

این نوع برچسب در واقع حاکی از نوعی فهم جمعی یا اتفاق نظر عمومی می باشد که برهمین اساس می تواند به منزله عنصری مهم جهت سازماندهی مورد استفاده قرار گیرد.

تشخیص اینکه کاربران عموما از چه کلید واژه هایی برای برچسب گذاری و نمایه سازی منابع به اشتراک گذاری شده خود در رده بندی های مردمی استفاده می کنند به وسیله برچسب قدرتمند انجام می شود به همین جهت برچسب قدرتمند منعکس کننده فهم جمعی کاربران در امر سازماندهی دانش می باشد.

نوشتار حاضر قصد دارد ابتدا تعریف و انواع فولکسونومی ها را به بحث بگذارد و پس از تعریف برچسب قدرتمند چگونگی سازماندهی دانش را به وسیله آن مورد بررسی قرار دهد.

فولکسونومی ها

عبارت فولکسونومی برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ توسط توماس وندرال معمار اطلاعات استفاده شد، این واژه از واژگان folk به معنای مردم و taxonomy به معنای رده بندی تشکیل شده است.

« یک رده بندی تولید شده از سوی کاربر است که برای طبقه بندی و بازیابی محتوای وب مانند منابع وب تصاویر پیوسته اتصالات وب و برچسب هایی با انتهای باز که تگ نامیده می شود به کار می رود.»(کریم زاده ۸۷).

توماس وندرال سه جزء مهم را در رده بندی های مردمی برمی شمارد:

کاربران: هرشخصی با هر دانشی که از منابع وب با هر هدفی استفاده می کند. کاربر می تواند پدیدآورنده اطلاعات و دادها باشد یا صرفا آن ها را در منابع وب بازیابی کند.
منابع توصیف شده به وسیله یک شناساگر واحد نظیر url یا ISBN
توصیفگرها یا برچسب های به کار رفته برای توصیف منابع اطلاعاتی

 

برخی از مهم ترین فولکسونومی ها

در زیر آدرس اینترنتی برخی از مهم ترین فولکسونومی ها آمده است:

www.del.cio.us.com

www.citeulike.org

www.connote.org

www.flickr.com

www.furl.net

www.librarything.com

www.scuttle.org

www.shadows.com

www.simpy.com

www.tagcloud.com

www.tagzania.com

www.Technorati.com

www.unalog.com

www.myweb.yahoo.com

www.youtube.com

 

فولکسونومی های وسیع و محدود

فولکسونومیها ممکن است اجازه اختصاص چندین تگ منحصر به فرد را به یک منبع مشخص بدهند. بنابراین ما می توانیم در این مورد از فولکسونومیهای وسیع صحبت کنیم. در مقابل این فولکسونومیهای محدود تنها اجازه اضافه کردن برچسب های جدید را به منابع می دهند. مثال نمونه برای فولکسونومیهای وسیع و محدود دلیشز و یوتیوب می باشد. تفاوت اصلی بین فولکسونومی های وسیع و محدود این است که در فولکسونومی های وسیع توزیع فراوانی برچسب در سطح منبع قابل مشاهده است.(petrs,2010)

 

برچسب و برچسب گذاری

« برچسب بسته اطلاعاتی کوچکی است که در قالب یک بیان لغوی میان جمعی از متخصصان یا غیر متخصصان برای توصیف پاره ای از ویژگیهای مشخص قبول عام یافته است».(ارسطوپور؛ آزاد،۸۶)

به عبارت دیگر برچسب ها واژگان یا عباراتی هستند که به صفحات وب پیوست می خورند و صرفاً برای منابع وبی اند که برای کمک به کاربر در بازیابی های منابع وب در آینده به کارمی روند. هیچ مجموعه ثابتی از دسته ها یا گزینش اثبات شده وجود ندارد. کاربر می تواند واژگان، نام های مخفف یا اعداد را بدون توجه به نیاز یا خواست دیگران، برای توصیف منابع وب به کاربرد.

« برچسب گذاری اجزای واژگانی فرآیند انتساب دادن اجزای کلام یا واحد زبانی مناسب (فعل , اسم…) به هر کلمه در یک جمله زبان طبیعی می باشد. برچسب گذاری یک بخش مهم در پردازش زبان طبیعی می باشد و برای بسیاری از کاربرد های پردازش زبان سودمند است».(خوشحال، ۹۳)

 

بنابراین برچسب گذاری فرایندی است که در آن کلیدواژگان (برچسب ها) به شکل دستی به منابع تخصیص می یابند تا بازیابی شان آسان باشد.

در مقابل نمایه سازی موضوعی سنتی، کلیدواژگان عموماً آزادانه از سوی کاربر گزینش شده و در جامعه به اشتراک گذاشته می شوند. خروجی فعالیت ها در نظام برچسب گذاری، رده بندی عامه (Folksonomy) خوانده می شود.

 

برچسب های قدرتمند

برچسب های قدرتمند در سیستم های نشانه گذاری اجتماعی مانند فولکسونومی ها ابزاری مهم و اساسی جهت سازماندهی منابع به حساب می آیند.

به برچسب هایی که از سوی کاربران بسیار تکرار می شوند (high-frequent tags ، بسیار محبوب هستندmost popular) و نوعی اتفاق نظر ضمنی(implicit (consensus یا فهم جمعی (collective intelligence) را منتقل می کنند، برچسب قدرتمند می گویند.۱[۳]

هراندازه که کاربران بیشتری بر روی استفاده از برچسبی برای منبعی اتفاق نظر بیشتری داشته باشند، به عبارت دیگر هر اندازه فراوانی برچسبی خاص برای منبعی بیشتر شود آن برچسب های قدرتمند به صورت پررنگ تر و با فونتی بزرگ تر نسبت به سایر برچسب های موجود در فولکسونومی نمایش داده می شوند.۲

 

سازماندهی دانش به وسیله برچسب های قدرتمند

تعیین برچسب یا برچسبهای قدرتمند در فولکسونومی
جهت تعیین برچسب قدرتمند در ابتدا توزیع فراوانی برچسب ها را در فولکسونومی مشخص می کنیم و در نمودارتوزیع فراوانی برچسب ها به ترتیب فراوانی آنها از بالا به پایین مرتب می کنیم. در صورتی که فراوانی برچسب رتبه اول با فراوانی برچسب رتبه دوم فاصله زیادی داشت و هم چنین تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی زیاد در سمت چپ نمودار و متقابلا تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار ظاهر شود اولین برچسب یا همان برچسب رتبه اول به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شود.

اما در صورتی که تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی بالا در سمت چپ نمودار توزیع فراوانی و تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار توزیع فراوانی ظاهر شدند در آن صوررت بیش از یک عدد برچسب قدرتمند خواهیم داشت و همه برچسب های بالای خمیدگی در نمودار به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شوند.

برای مثال کاربران برای منبعی با عنوان «مخترع اندروید» در فولکسونومی delicious برچسب های «گوگل»، «اندروید»، «توسعه» و… را اختصاص داده اند، بنابراین نمودار توزیع فراوانی آن به این شکل خواهد بود:

با توجه به نمودار ترسیم شده که تعداد کمی از برچسب های با فراوانی بالا در سمت چپ نمودار هستند و تعداد زیادی از برچسب های با فراوانی پایین در سمت راست قرار دارند و هم چنین اختلاف فراوانی های برچسب اول و دوم نیز زیاد است بنابراین اولین برچسب دارای فراوانی بالا به عنوان برچسب قدرتمند انتخاب می شود. بنابراین مرحله اول یعنی تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند به پایان می رسد و برچسب اندروید به عنوان برچسب قدرتمند برای منبعی با عنوان مخترع اندروید انتخاب می گردد.

 

تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند جفتی

پس از تعیین برچسب قدرتمند مرحله بعد تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند جفتی می باشد. به همین منظور فراوانی رخداد[۴]۱برچسب قدرتمند تعیین شده (اندروید) با سایر برچسب ها در delcious اندازه گیری می شود. به عبارت دیگر این نکته که برچسب اندروید با کدام یک از برچسب های دیگر در delicious بیشتر همراه می شود تعیین می شود. در این مورد نمودار توزیع فراوانی رخداد برچسب قدرتمند اندروید با برچسب های دیگر جهت تعیین برچسب یا برچسب های قدرتمند جفتی رسم می گردد. بار دیگر در صورتی که فراوانی برچسب رتبه اول با فراوانی برچسب رتبه دوم فاصله زیادی داشت و هم چنین تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی زیاد در سمت چپ نمودار و متقابلا تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار ظاهر شد اولین برچسب به همان برچسب رتبه اول به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شود. اما در صورتی که تعداد زیادی از برچسب های دارای فراوانی بالا در سمت چپ نمودار توزیع فراوانی و تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست نمودار توزیع فراوانی ظاهر شدند در آن صوررت بیش از یک عدد برچسب قدرتمند خواهیم داشت و همه برچسب های بالای خمیدگی در نمودار به عنوان برچسب قدرتمند شناخته می شوند. نمودار فراوانی رخداد برچسب قدرتمند اندروید با سایر برچسب ها در delicious به این شکل است:

با توجه به اینکه در نمودار ترسیم شده برخلاف نمودار توزیع فراوانی برچسب قدرتمند که تعداد زیادی از برچسب های فراوانی بالا با برچسب اندروید در سمت چپ قرار دارند و تعداد کمی از برچسب های دارای فراوانی کم در سمت راست هستند همه برچسبهای بالای منحنی خمیدگی یعنی mobile, google, iPhone, development, apps, software به عنوان برچسبهای قدرتمند جفتی با برچسب اندروید انتخاب می شود. بنابراین کلیه برچسب های قدرتمند جفتی با برچسب قدرتمند اندروید اصطلاح مرتبط هستند. البته بدیهی است که ساختن یک سیستم سازماندهی با استفاده از برچسب های قدرتمند تا حدودی مستلزم تحلیل های ذهنی انسان مدارانه نیز می باشد. با توجه به برچسب قدرتمند اندروید و برچسب های قدرتمند جفتی یک سیستم سازماندهی برای منبعی با عنوان «مخترع اندروید» می تواند به این شکل پایه ریزی شود:

اندروید

ا.ع. تلفن

ا.ع. نرم افزار

ا.و. موبایل

ا.و. گوگل

ا.و. آی فون

ا.و. توسعه

ا.و. آپ

 

نظر به اینکه عمل برچسب گذاری به وسلیه زبان طبیعی کاربران انجام می شود، بنابراین همه مزایا و معایب زبان طبیعی هم در مورد آن صادق می باشد. باتوجه به این نکته برخی ها براین باورند که برچسب ها آن گونه که در رده بندی های مردمی نمایه سازی می شوند قابل استفاده نیستند. دراین صورت جهت حل مشکل برچسب گذاری به زبان طبیعی می توان از برچسب های اختصاص داده شده کاربران جهت خلق اصطلاحنامه مردمی استفاده کرد یعنی ساخت ابزار سازماندهی دانشی که با ستفاده از خردجمعی مردم تدوین شده است. روشی که در بالا به آن اشاره شد می تواند جهت نیل به مقصود در این زمینه مفید باشد. به خدمت گیری اصطلاحنامه های مردمی هم می تواند به بهبود برچسب ها در فولکسونومی و جلوگیری از توزیع نامناسب واژگان در چنین نظامی کمک کند.

 

نتیجه گیری

تاکنون تلاشهای زیادی جهت سازماندهی وب انجام شده است، این کوشش ها در ابتدای امر تحت امکانات وب۱ بود یعنی کاربران تنها به عنوان مصرف کننده صرف منابع به اطلاعاتی وب بودند وهیچ گونه نقشی در به اشتراک گذاری و سازماندهی منابع وب نداشتند، اما از زمانی که رویکرد جدیدی از وب به نام وب۲ ایجاد شد و هم چنین با رواج دیگاه های کاربرمحور در امر سازماندهی از امکانات و قابلیت های وب۲ برای سازماندهی دانش استفاده شد. یکی از نمونه های استفاده از امکانات وب۲ جهت سازماندهی دانش فولکسونومی ها می باشد که در نتیجه عمل برچسب گذاری منابع به اشتراک گذاری شده توسط کاربران به وجود می آید. یعنی کاربران هم خود منابع را به اشتراک می گذارند و هم به سازماندهی منابع وب از طریق اختصاص برچسب عمل می کنند. برای رفع برخی از مشکلات برچسب گذاری به شیوه جمعی که زبان طبیعی استفاده می کند می توان از نوعی از برچسب ها موسوم به برچسب قدرتمند جهت ساخت اصطلاحنامه مردمی استفاده کرد( همان گونه که در متن توضیح داده شد) تا بدین وسیله کیفیت برچسب ها را ارتقا داد و با بخشی از مشکلات سازماندهی به زبان طبیعی مقابله کرد.

 

منابع

ارسطوپور، شعله؛ آزاد، اسدالله. (نظریه برچسب گذاری و برچسب های موضوعی در سازماندهی اطلاعات نگاهی تطبیقی از زاویه ارتباط های متقاعدگرایانه) مجله کتابداری و اطلاع رسانی. زمستان ۱۳۸۶٫ شماره ۴۰٫ ص. ۴۰-۳۰٫

خوشحال، مصطفی. ( ارائه یک سیستم برچسب گذاری خودکار اجزای واژگانی کلام برای متون فارسی (پایان نامه ارشد)). ۱۳۹۳٫

داورپناه، محمدرضا. (اطلاعات و جامعه). تهران: چاپار: دبیزش، ۱۳۹۱٫ ص. ۸۹٫

کریم زاده، سارا. ( فولکسونومی چیست؟). کتاب ماه کلیات شماره ۱۳۰٫ مهر ۱۳۸۷٫ ص. ۳۳-۲۴

مردانی، امیرحسین. (فولکسونومی: از آن کاربران، برای کاربران) فصلنامه کتاب. شماره ۷۹٫پاییز ۱۳۸۸٫ ص. ۲۶۰-۲۳۹٫

۶٫peters,Isabella. (power tags as tools for social knowledge organization systems). Researchgate publication. 2010

 

۱٫ directory

۲٫ Metadata

۳٫ folksonomy

۴٫ tag

۵٫ power tags

 

این تعریف براساس مقاله Isabella petrs منبع شماره ۶ در بخش منابع ارائه شده البته لازم به ذکر است که در مفاهیم به کار برده شده به صورت تلویحی از بخشهای مختلف مقاله به وسیله نگارنده استنباط شده است و در اصل مقاله مبحثی به تعریف برچسب قدرتمند اختصاص داده نشده بود. هم چنین جست و جو در منابع فارسی نیز در مورد برچسب قدرتمند نتیجه ی قابل ذکری در بر نداشت.
جهت مشاهده مثال در این زمینه می توانید به فولکسونومی librarythin مراجعه نمایید. از طریق لینک ذیل:

blog.librarything.com/main/2007/08/tag-mirror-see-your-books-the-way-others-do

مطالب این بخش اقتباسی از مقاله Isabella petrs منبع شماره ۶ به همراه تغییرات توسط نگارنده می باشد.

co-occurrences

فولکسونومی چیست؟

فولکسونومی (رده بندی مردمی)

سازماندهی اطلاعات (گردآوری، ذخیره و پردازشی) به منظور تسهیل فرایند بازیابی اطلاعات مناسب در کوتاهترین زمان ممکن، همواره یکی از مهم ترین مسائل و مباحث در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی بوده است که امروزه با ورود فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین مانند اینترنت و وب دستخوش تغییر و چالش شده است. یکی از جلوههای شناخته شده سازماندهی اطلاعات، ردهبندی است که با هدف تعیین محتوای موضوعی و شناسایی مفاهیم اصلی آثار، تخصیص شماره بازیابی، گروه بندی آثار هم موضوع و جایابی آثار از طریق شماره بازیابی انجام می شود که در نهایت در کتابخانه ها مورد استفاده کاربران قرار میگیرد. در واقع، ردهبندی باعث می شود که آثار هم موضوع کنار هم قرار گیرند و دسترسی به اطلاعات مرتبط افزایش یابد. به تعبیر دیگر، محتوای موضوعی آثار موجب می شود تا آثار فارغ از عنوان، نویسنده، قطع و اندازه در یک رده یا زیررده واحد کنار هم قرار گیرند.

در تدوین نظامهای رده بندی، کتابخانه ها از پیشگامان طراحی نظامهای فهرست نویسی و رده بندی برای منابع اطلاعاتی کتابخانه ای به شمار می روند. هدف اصلی فهرست نویسی و رده بندی، تسهیل دسترسی به اطلاعات مورد نیاز افراد در کوتاه ترین زمان ممکن است. نگاهی به تاریخ کتابخانه ها از دوران باستان تاکنون، نشان میدهد که کتابداران همواره در صدد یافتن راهی برای نظم دادن به مجموعه ها بوده اند تا دسترسی اثربخشی به محتوای منابع کتابخانه به عنوان یک پایگاه اطلاعاتی امکان پذیر باشد. به همین جهت در هر زمان با توجه به ویژگی های منابع کتابخانه و با استفاده از امکانات موجود، در مجموعه ها نظمی برقرار کرده اند تا از طریق آن، .دسترسی به مجموعه ها سریع تر و دقیق تر صورت گیرد

با ظهور منابع کتابخانه ای جدید، به معنای سازماندهی انواع بسیاری از اطلاعات و رسانه ها مورد توجه قرار گرفت، اطلاعاتی که در منابع فیزیکی مانند کتابها، نوارهای ویدیویی یا تصاویر ذخیره شده اند و سازماندهی اطلاعات مجازی یعنی اطلاعاتی که به صورت الکترونیکی در قالب کلمات، صداها یا تصاویر ذخیره شده اند و از طریق شبکه های رایانه ای قابل دسترسی میباشند (نوروزی و منصوری، ۱۳۸۵).

وب اکنون په عنوان یک منبع اطلاعاتی روزآمد و همیشه در دسترس در نظر گرفته می شود و به کتابخانه ای مبدل شده که دانش های بشری را به شکلی – الکترونیکی در خود گردآوری کرده است. اما مهم ترین و اصلی ترین تفاوت این به اصطلاح کتابخانه دیجیتالی بزرگ با کتابخانه های معمولی، در روند سازماندهی و رده بندی اطلاعات و اسناد موجود در آنها است؛ زیرا استانداردها و قوانین مدونی با – هدف گردآوری، سازماندهی، بازیابی و اشاعه اطلاعات و دانش در کتابخانه ها – تدوین گردیده که از جمله آنها میتوان به قوانین فهرست نویسی انگلو- امریکن یا رده بندی های ده دهی دیوئی و کنگره اشاره کرد، در حالی که یک چنین قوانین ،مشابهی برای اطلاعات و اسناد موجود در وب تدوین نشده اند (حسینی۱۳۸۵)

تاکنون دو شیوه رده بندی علوم و اطلاعات در جهان شکل گرفته است که عبارت انداز:

رده بندی کتابخانه ای

رده بندی کتابخانه ای نظامی برای طبقه بندی علوم گوناگون، سازماندهی و کدگذاری منابع کتابخانه ای (کتاب چاپی یا الکترونیکی، نشریه های ادواری چاپی یا الکترونیکی، مواد دیداری-شنیداری، فایلهای رایانه ای، نقشه ها، اسناد، نسخه های خطی و سایر منابع اطلاعاتی) براساس موضوع هر اثر است. به دیگر سخن «عمل سازماندهی جهان دانش به برخی نظم های نظام مند است». معروفترین نظام های رده بندی کتابخانه ای، رده بندی ده دهی دیویی و ردهبندی کتابخانه کنگره هستند که در رده های اصلی یا کلی به صورت سلسله مراتبی و شمارشی می باشند. نظامهای ردهبندی کتابخانه ای از «قواعد فهرست نویسی انگلو امریکن»، سرعنوان های موضوعی، طرح های رده بندی و جدول نشانه مؤلف سه رقمی کاتر-سن برن به منظور شماره سازی و تخصیص شماره ردهبندی به هر اثر استفاده می کنند.

مراحل فهرست نویسی و رده بندی مواد کتابخانه ای توسط متخصصان فهرست نویسی و رده بندی، کتابداران و نمایه سازان انجام می شود. کاربرد اصلی این نظام رده بندی، در سازماندهی مواد کتابخانه ای اعم از چاپی و غیر چاپی رسانه های سنتی اطلاعات است؛ ولی در سالهای اخیر به منظور سازماندهی سایر تی انجام گرفته است.

اختراع اینترنت و وب، نظام های رده بندی سنتی و کتابداران را با چالش های ویژه ای روبه رو ساخته است. با این وجود، کتابداران سعی کردهاند که از نظامهای منابع کتابخانه ای به ویژه منابع اینترنتی رده بندی کتابخانه ای به منظور سازماندهی منابع اطلاعاتی موجود در اینترنت و وب استفاده نمایند. مهم ترین راهنماهایی که توسط کتابداران یا براساس اصول رده بندی کتابداری طراحی شده اند، عبارتند از:

راهنمای BUBL ( www.bubl.ac.uk) راهنمای نظام رده بنای دهبالهی دیویی به منظور رده بندی منابع اینترنتی استفاده می کند. در واقع، یک خحد مت اطلاعاتی برای جامعه دانشگاهی انگلستان است و به همین دلیل منابع انگلیسی زبان را پوشش میدهد.
راهنمای آزاد www .dmoz .org. تقریباً جامع ترین راهنما برای وب است که توسط افراد از کشورهای مختلف داوری و طراحی شده است و از اصول کتابداری تا حدودی استفاده می کند.
راهنمایی یاهو (http://dir.yahoo.com): راهنمای وب است که توسط افراد از کشورهای مختلف داوری می شود و تا جدودی از اصول ردهبندی چهریزهای استفاده می کند.
نمایه کتابداران برای اینترنت (www.lii.org): توسط کتابداران آمریکایی طراحی و اداره میشود. به همین دلیل بیشتر منابع انگلیسی زبان و آمریکایی را پوشش میدهد.
کتابخانه عمومی اینترنت (www.ipl.org): یک خدمت اطلاعاتی عمومی است که توسط کتابداران دانشگاه میشیگان تهیه شده است و منابع انگلیسی زبان را پوشش میدهد(نوروزی و منصوری، ۱۳۸۵).

 

وبگاههای مهم مبتنی بر نظام فولکسونومی

وبگاههای مبتنی بر نظام فولکسونومی:

مهمترین وبگاهها خدمات اطلاعاتی که مبتنی بر نظام رده بندی مردمی  هستند عبارت انداز:

  1. LibraryThing.com -LibraryThing هدف آن فهرست کاردن کتاب های . دلخواه کاربران است
  2. http://delicio.us-  Del.icious هدف آن به اشتراک گذاشتن منابع وب وپیوندها میباشد
  3. www.citeulike.org – Citeulike هدف آن به اشتراک گذاشتن مشخصات کتاب شناختی و چکیده منابع و مقاله های علمی در وب است.
  4. connotea.org-  Connotea به اشتراک گذاشتن دانش در.وب است
  5. www.flickr.com – Flickr هدف آن به اشتراک گذاشتن تصاویر میباشد.
  6.  www.youtube.com – YouTube هدف آن به اشتراک گذاشتن آثار با موسیقایی و فیلم های کوتاه است.
  7. www.technorati.com – Technorati جستجو و بازیابی محتوای وبنوشت ها است.
  8. :(http://myweb.yahoo.com – МуWeb  هدف آن به اشتراک گذاشتن وجست وجوی برچسب ها در موتور یاهو است.

 

سایر وب گاه های معروف مبتنی بر این نظام رده بندی عبارتند از:

 

Simpy.com, Frassle.org, Furl.net, Spurl.com

در زیر تصویری از یک جستجوی ساده در Del.icious برای بازیابی منابع مرتبط با فولکسونومی نشان داده میشود. همان گونه که قبلا گفته شد، در نظام رده بندی مردمی به راحتی می توان متوجه شد که چه کسانی و با چه کلیدواژه هایی یک منبع اطلاعاتی واحد را برچسبگذاری کرده و از طریق سایر کلیدواژهها یا برچسبها نیز میتوان به منابع مرتبط با موضوع جستجور دست یافت (نگاه شود به شکل ۱۱). به عنوان نمونه، منبع شماره یک در شکل زیر (مقاله انگلیسی در مورد مورد  فوکسونومی در ویکیپدیا) توسط ۱۱۷۵ نفر برچسب گذاری شده است. به راحتی می توان متوجه شد که ۱۱۷۵ نفر دارای علائق مشابهی هستند و با چه کلیدواژه هایی این مقاله را برچسب گذاری کرد ه اند. همچنین میتوان فهمید که این مقاله محبوب ترین مقاله از نظر علاقه مندان به موضوع فولکسونومی است (نوروزی و منصوری،۱۳۸۵)

کاربرد «فولکسونومی» در بازنمون تصاویر دیجیتالی رویکردی نوین در نمایه سازی کاربرمدار

 

در این مقاله, روشهای نمایه سازی تصاویر که تا کنون مطرح بوده به اختصار بیان گردیده و نظری کلی از چالشهای مربوط به نمایه سازی تصویر مبتنی بر مفهوم, فراهم آمده است

در این مقاله، روشهای نمایه‌سازی تصاویر که تا کنون مطرح بوده به اختصار بیان گردیده و نظری کلی از چالشهای مربوط به نمایه‌سازی تصویر مبتنی بر مفهوم، فراهم آمده است. از روشی نوین با عنوان «فولکسونومی» یا «رده‌بندی مردمی» که به میزان قابل ملاحظه‌ای در دنیای کتابخانه دیجیتالی مورد توجه قرار گرفته است یاد می‌شود که در آن، برچسب‌زنی اجتماعی ابزاری برای افزایش توصیف اشیای دیجیتالی،‌ فراهم کردن محملی برای درونداد کاربر و درگیری بیشتر کاربر، تلقی می‌گردد. این مقاله، به ارزیابی مزایا و معایب فراداده‌های ساخته شده توسط کاربر در محتوای مجموعه تصاویر رقومی می‌پردازد و آن را با قالب فراداده‌ای ساخته شده به‌ طور حرفه‌ای و ابزار کنترل واژگان، مقایسه می‌کند. همچنین، ضمن تحلیل ویژگیهای رده‌بندی مردمی، درمی‌یابد که برچسب‌زنی مردمی می‌تواند به عنوان مکملی برای پیشینه های فراداده‌ای ساخته شده به طور حرفه‌ای به مرحله عمل درآید تا فرصتی برای کاربر به ‌منظور اظهار نظر درباره تصویر فراهم آید.

● مقدمه

تا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، مجموعه‌های عکس برای عموم قابل دسترس نبود و تنها پس از آن و در دوره بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، شاهد افزایش مجموعه‌های تصاویر بودیم . در این زمان، به علت رشد مجموعه عکس، مشکل دسترسی موضوعی به تصاویر مطرح شد. در ابتدا مجموعه های عکس و بازیابی موضوعی آن مورد توجه افرادی غیر از کتابداران قرار گرفت. به طور مثال، «خن»[۲] [کوهن] از مؤسسه هنر شیکاگو، در مقاله‌ای پیشنهاد می‌کند برای اسلایدها صفحه عنوانی مشابه آنچه در تک نگاشت ها وجود دارد در نظر گرفته شود (کرمی، نقل در مجله الکترونیکی نما،۱۳۸۵).

بعدها پیشنهاد شد یک تصویر باید در هر زمان از سه منظر «پیش پیکرنگاری»[۳]، «پیکرنگاری»[۴] و «شمایل‌شناسی»[۵] مورد توجه قرار گیرد. مثلاً در نمایه‌سازی تصویری از برج ایفل، پیش‌پیکرنگاری (برج، رودخانه، درخت) پیکرنگاری (برج ایفل، رودخانه سابن) واصطلاحات شمایل‌شناسی (خیال انگیزی، تعطیلات هیجان انگیز) را باید به این تصویر اختصاص داد (لنکستر[۶]، ۱۳۸۲ ،ص۱۹۲-۱۹۱).

در سال ۱۹۷۸ کنفرانسی با نام «منابع بصری» برپا شد که موضوع این کنفرانس دسترسی موضوعی به تصاویر بود. این کنفرانس مورد توجه محققان برجسته و متخصصانی قرار گرفت که در زمینه تصاویر کار می‌کردند. هدفها این کنفرانس در کنفرانس دیگری با نام «کنفرانس بلمونت» تداوم یافت. موضوع کنفرانس دوم که در سال ۱۹۸۰ تشکیل شد، دسترسی هوشمند به منابع بصری بود. شرکت کنندگان در این کنفرانس، ۹ نیاز یک سیستم پیکرنگاری را مطرح کردند و اشاره داشتند که این سیستم باید همه اصطلاحات مربوط به محتوا و مفهوم یک تصویر را در برگیرد. شرکت‌کنندگان بر این باور بودند که نمایه‌سازی موضوعی تصاویر بر پایه دو عنصر «مفهوم» و «محتوا» باشد. نمایه‌سازی مفهومی مسلماً محدودیتهایی دارد، زیرا تاحد زیادی انتزاعی و ذهنی است؛ بنابراین به آسانی قابل دستیابی نیست. افزون بر این، پیش‌بینی اینکه از یک تصویر در چه مواردی می‌توان استفاده کرد، دشوار است (کرمی، نقل در مجله الکترونیکی نما، ۱۳۸۵).

گسترش فناوری دیجیتالی، دسترسی وسیع به منابع دیداری، که توسط کتابخانه‌ها و موزه‌ها نگهداری می‌شوند، را ممکن ساخته است. در دهه اخیر، مؤسسه‌های فرهنگی پروژه‌های دیجیتالی کردن در مقیاس گسترده را بر عهده گرفته‌اند تا مجموعه‌هایشان از عکسهای تاریخی و اسلایدهای هنری را به قالب دیجیتالی تبدیل کنند. تصاویر دیجیتالی شده از طریق مجموعه‌های دیجیتالی، با امکان کنترل بیشتر روی تصاویر و گزینه‌های متعدد جستجو، به کاربران روی وب ارائه می‌شود. پیشرفتها در حوزه سیستمهای نمایه‌سازی، بازیابی تصاویر و دستاوردها برای تعامل کاربر، با پیشرفتها در زمینه فناوری دیجیتالی و افزایش شمار مجموعه‌های تصویری همگام نبوده است (ترانت[۷]،‌ ۲۰۰۳).

اخیراً وب فرصتی جدید برای اشتراک تصاویر دیجیتال و رده‌بندی آنها به وسیله کلیدواژه‌های ساخته شده توسط کاربر به وجود آورده است. سایتهای حاوی عکس مثل flickr (www.flickr.com)،‌ این امکان را فراهم می‌سازد که کاربران با استفاده از دایره اصطلاحات خود، تصاویر را بارگذاری و طبقه‌بندی کنند. نمایه‌سازی توسط کاربر که اغلب از آن به عنوان «فولکسونومی» یا «رده‌بندی» مردمی یاد می‌شود،‌ توجه قابل ملاحظه‌ای به خود جلب کرد ه است تا آنجا که برخی از طرفدارانش آن‌ را «انقلابی در طبقه‌بندی علوم و علوم انسانی» می‌نامند (استرلینگ[۸]،‌ ۲۰۰۵ ص۲۱۳).

صحبت از انقلاب و دست کشیدن از استانداردهای فهرست‌نویسی و ابزار کنترل واژگانی، ممکن است کمی عجولانه به نظر برسد. از طرفی‌، رده‌بندی مردمی موجب بحثی جدی در جامعه کتابخانه دیجیتالی درباره استفاده از کارکردهای اجتماعی شبکه،‌ درگیر کردن کاربران و تشکیل انجمنهای مجازی گردیده است.

این مقاله ضمن بازنگری در پیشینه مربوط به نمایه‌سازی تصویر، نظرهایی کلی درباره «رده‌بندی مردمی» را مطرح و چالشها و مزایای برچسب‌زنی مردمی و پیامدهای ضمنی بالقو‌ه‌ آن را برای فراهم کردن نمایه‌سازی کاربرمدار در مجموع تصاویر دیجیتالی بررسی می‌کند.

● رویکردها به نمایه‌سازی تصویر

در حال حاضر، از الگوهای مختلفی برای نمایه‌سازی تصاویر استفاده می شود که عبارتند از:

▪ رویکرد مبتنی بر محتوا

▪ رویکرد مبتنی بر متن

▪ رویکرد مبتنی بر ساختار

▪ رویکرد مبتنی بر مفهوم

رویکرد مبتنی بر محتوا، تصاویر را بر اساس ویژگیهای ذاتی و اولیه آنها نمایه‌سازی می‌کند، که به وسیله الگوریتمهای تحلیل تصویر متعدد پردازش می‌شوند. این ویژگیها شامل ساختار رنگ، خواص شکلی، بافت و … است.

بر اساس نمایه‌سازی مبتنی بر متن، چند شیوه برای بازیابی تصاویر وجود دارد:

– جستجوی کلیدواژه‌ای با واژگان آزاد

– جستجوی کلیدواژه‌ای با واژگان محدود

– جستجوی مبتنی بر اصطلاحنامه که در آن نه تنها واژگان محدود است، بلکه روابط سلسله مراتبی (اصطلاحات اعم و اخص) و سایر روابط می‌توانند در فرایند جستجو مورد استفاده قرار گیرند.

ویژگی عمومی نمایه‌سازی مبتنی بر متن، این است که پرسش جستجو از مجموعه‌ای از اصطلاحات همراه با روابط بولی شکل می‌گیرد و نمایه آن معمولاً شامل مجموعه‌ای نامنظم از اصطلاحات است. دو فرایند «نمایه‌سازی» و «بازیابی» می‌توانند به وسیله ابزارهایی (نرم افزارهایی) برای تورّق و انتخاب اصطلاحات از بانک واژگان پشتیبانی شوند.

رویکرد مبتنی بر ساختار، توصیفهای پیچیده‌تری از جمله «روابط» را امکان‌پذیر می‌سازد. برای مثال، توصیفی از یک شیء عتیقه می‌تواند شامل توصیفی از اجزای تشکیل‌دهنده آن (برای مثال، کشوی یک جعبه) گردد. اجزای تشکیل دهنده، اشیایی هستند که می توانند با استفاده از ویژگیهایی مانند ماده، اندازه و شکل، توصیف شوند. اجزای تشکیل دهنده حتی می‌توانند اجزایی تشکیل دهنده برای خود داشته باشند؛ مثلاً کشوها دستگیره دارند. رویکرد مبتنی بر ساختار، درجه گسترده‌ای از پیچیدگی را در فرایند نمایه‌سازی ارائه می‌کند. توصیفات رابطه‌ای میان طبقات مختلفی از اشیا، می‌توانند تنوع گسترده‌ای داشته باشند. یک راه حل برای مشکل پیچیدگی فرایند نمایه‌سازی، استفاده از اصطلاحات متنی (بافتی یا زمینه‌ای) برای محدود کردن روابط و اصطلاحات ارائه شده به نمایه‌ساز می‌باشد (ویلینگا[۹] ودیگران،۲۰۰۱).

نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم، دسترسی منطقی به محتوای دیداری یک تصویر را فراهم می‌کند. این نمایه شامل تبدیل اطلاعات دیداری به توصیف متنی به منظور بیان آنچه تصویر درباره آن است و آنچه را که نشان می‌دهد، می‌باشد. علاوه بر توصیف موضوعی، فراداده‌های تخصیص داده شده به یک تصویر می‌تواند اطلاعاتی درباره مالک و منشأ تصویر را نیز دربر بگیرد. فراداده‌های توصیفی بر اساس قالب فراداده‌ای استاندارد شده‌ای مثل Dubline core یا VRACore[۱۰] که از ابزار کنترل واژگانی و زبان طبیعی برای ارزیابی فراداده‌ها استفاده می‌کنند، ساخته شده‌اند. نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم به جهت تفسیر معنایی عکس، تعیین سرعنوانهای موضوعی و بازنویسی حاشیه و برنوشتهای تصویر، همچون سه رویکرد فوق نیازمند نمایه‌ساز انسانی است (ماتوزیاک[۱۱]،۲۰۰۶ ص۲۸۵).

فرایند تبدیل محتوای یک تصویر به عبارتهای زبانی، چالشهای* مهمی در نمایه‌سازی مبتنی بر مفهوم مطرح می کند که در ادامه بدانها می‌پردازیم.

برخی چالشها که به دلیل پیچیدگی و غنای رسانه دیداری به وجود آمده‌اند، عبارتند از:

▪ تصاویر فراوانند و اغلب هر یک شامل اطلاعات مفیدی برای پژوهشگران در حوزه های مختلف می باشد .

▪ تصویر اغلب با هدفی استفاده می‌شود که توسط خالق آن پیش‌بینی نشده است.

▪ تصویر واحد می‌تواند معنای متفاوتی برای افراد متفاوت داشته باشد.

▪ تصاویر می‌توانند لایه‌های متفاوت معنایی از تخصصی تا سطحی داشته باشند.

▪ برخلاف سند متنی، تصویر اطلاعاتی درباره مؤلف و خالقش ارائه نمی‌دهد.

▪ چالشهای دیگر در ارتباط با ابهامهای زبانی و محدودیتهای نمایه‌سازی توسط انسان:

▪ نبودِ توافق در خصوص ویژگیهایی از تصویر که باید نمایه شوند.

▪ دشواری تعیین عمق مناسبی از نمایه‌سازی.

▪ ذهنیت و هماهنگ نبودن نمایه‌سازانی که نمی‌توانند اصطلاحات نمایه را با درجه واحدی از انسجام به کار ببرند.

▪ مشکل تطابق اصطلاحات استفاده شده توسط کاربران به منظور تشریح نیازهای اطلاعاتی آنان با واژگان کنترل شده در نمایه‌سازی.

▪ دشواری طراحی و تطابق مدل ذهنی کاربر از مفهوم تصویر با مدل ذهنی نمایه‌ساز (ماتوزیاک، ۲۰۰۶. ص ۲۸۶-۲۸۵).

● مطالعات درباره کاربر

موفقیت یک کاربر در پیدا کردن تصاویر مورد علاقه، به کیفیت نمایه‌سازی تصویر و تطابق واژگان نمایه‌ساز با زبان کاربر بستگی دارد؛ با وجود این، مطالعات بسیار اندکی در ارزیابی تأثیر نمایه‌سازی تصویر از منظر کاربر انجام گرفته است. مطالعات درباره کاربر عمدتاً روی گروه‌های خاصی متمرکز است و پرسشها در مجموعه‌های ویژه یا حوزه‌های موضوعی خاص، بررسی می‌شود. «آرمیتاژ»[۱۲] و «انسر»[۱۳] (۱۹۹۷) درخواستهای اعلام شده از هفت مرکز آرشیو تصویری را تجزیه و تحلیل کردند و آنها را مطابق با یک ماتریس سطحی[۱۴] و سه سطح از فشردگی طبقه‌بندی نمودند. آنها شباهتهایی در فرمول پرسش تصویر در مجموعه‌ای از کتابخانه‌های مختلف مشاهده کردند (آرمیتاژ و انسر، ۱۹۹۷ ص۲۹۷).

«چویی»[۱۵] و «راسموسن»[۱۶] ( ۲۰۰۳) پرسشهای فرمول بندی شده توسط اعضای هیئت علمی و دانش‌آموختگانی که اطلاعات تصویری درباره تاریخ آمریکا را در مجموعه حافظه کتابخانه کنگره آمریکا جستجو می کردند، بررسی نمودند. مطالعه آنها نشان داد بیشتر نیازهای کاربر در زمره نیازهای عمومی قرار می‌گیرد، در حالی که تنها درصد کمی به مقوله‌های خاص تعلق دارد. پژوهشگران دریافتند توصیفگرهای موضوع، عنوان و تاریخ عوامل مهم در ارائه و جستجوی تصاویر هستند (چویی و راسموسن،۲۰۰۳ ص۵۰۹).

مطالعات بسیار اندکی از مشارکت کاربر در فرایند نمایه‌سازی یا درگیری کاربران، در توصیف تصاویر به عنوان بخشی از ارزیابی سیستمهای نمایه‌سازی انجام گرفته است. «هستینگز»[۱۷] (۱۹۹۹) پرسشهای کاربر، اصطلاحات تهیه شده توسط کاربر و اعمال بازیابی در مجموعه پیوسته نقاشیهای کارائیب معاصر را مقایسه کرد. در این تحقیق، از کاربران خواسته شد علاوه بر تهیه کلیدواژه‌ها، اصطلاحات نمایه‌ای تخصیص داده شده را رتبه‌بندی کنند. مطالعه «هستینگز» مشخص کرد کاربران نیاز دارند تا توصیفگرهایشان را با اصطلاحات نمایه‌ای در فرایند جستجو ترکیب کنند (هستینگز، ۱۹۹۹، ص۴۵۰).

«یورگن سن» نیز در پژوهش خود از کاربران غیر متخصص خواست به توصیف تصویر بپردازند. وی روی انواع ویژگیهای تصویری و سطوح نمایه‌سازی تصویر تمرکز کرد. «یورگن سن» در مطالعه خود در سال ۱۹۹۸، تفاوتی بین ویژگیهای تصویری که کاربران توصیف می‌کنند و ویژگیهای مدنظر در سیستمهای نمایه‌سازی سنتی، مشاهده کرد. او توصیه کرد فرضیه‌هایی در زمینه واژگان کنترل شده و ابزار توصیفی جدیدتر مانند قالب فراداده‌ای مطرح و مورد آزمون قرار گیرد (یورگن سن[۱۸]، ۱۹۹۸، ص۱۷۲).

● نیاز به رویکردی تازه

بررسی پیشینه پژوهش، نظر «هستینگز» (۱۹۹۹) را که می‌گوید «مشکل دسترسی منطقی به تصاویر در مجموعه‌های دیجیتال به طور عمده لاینحل باقی مانده است» منعکس می‌کند. این مشکل نیز نیاز به درگیری بیشتر کاربر در فرایند نمایه‌سازی و ارزیابی مهارتهای نمایه‌سازی از دیدگاه کاربر را مورد اشاره قرار می‌دهد. درعمل، کتابداران با شمار فزاینده‌ای از تصاویر رقومی که برای بازیابی به صورت پیوسته به نمایه‌سازی نیازمندند، در کشمکش هستند. تسلط بر مهارتهای خاص نمایه‌سازی سنتی هزینه و نیروی انسانی زیادی می‌طلبد و حتی متخصصان نمایه‌ساز مطمئن نیستند که بتوانند تنها روش یا بهترین روش را برای برآوردن نیاز کاربر فراهم می‌کنند. «ترانت» (۲۰۰۳) یادآور می‌شود، تفکری در میان کتابداران وجود دارد که کارهای بسیاری می‌تواند صورت گیرد تا دسترسی به مجموعه‌های دیداری، هم با استفاده از نمایه‌سازی موجود و هم با کاربردهای فناوریهای جدید، بهبود یابد. وی همچنین تشخیص داد که «با صحبت نکردن به زبان کاربران ممکن است با جامعه آنها بیگانه شویم». بسیاری از متخصصان نمایه‌سازی بر این باورند که مهارتهای نمایه‌سازی سنتی سندمدار برای نمایه‌سازی تصویر در محیط وب ناکافی است؛ از این رو رویکرد جدیدی را جستجو می‌کنند (ترانت،۲۰۰۳).

● رده‌بندی مردمی

«رده‌بندی مردمی» رویکردی جدید برای سازماندهی محتوایی محیط وب ارائه می‌کند که کاربران توصیفات متنی‌شان را با استفاده از اصطلاحات زبان طبیعی (tags) ساخته و آنها را با اجتماعی از کاربران به اشتراک می گذارند. این سیستمِ سازماندهی نوپا و در حال رشد که در آن کاربران کلیدواژه‌ها را با مفهوم شخصی یا اشتراکی تخصیص می‌دهند، با عنوانهایی مانند «رده‌بندی مردمی»، «رده‌بندی توزیعی»[۱۹]، «برچسب‌زنی اجتماعی»، «رده‌بندی قومی» و «فولکسونومی» نام‌گذاری شده است. اصطلاح folksonomy، مرکب از دو واژه folk و taxonomy، به «توماس واندروال»[۲۰] نسبت داده شده است. این رده‌بندی از اقبال قابل توجهی برخوردار شده است. اما افرادی مانند «مرهولز»[۲۱] (۲۰۰۴) در مقاله‌ای تحت عنوان «رده‌بندی محلی و واژگان بومی» خاطرنشان می‌کند که اصطلاح فولکسونومی رایج نیست. تاکسونومی به یک ارتباط سلسله مراتبی اشاره می‌کند، در حالی‌که فرایند برچسب‌زنی در نرم‌افزار شبکه اجتماعی، توسط ساختار غیرسلسله مراتبی و تک‌سطح توصیف می‌شود. اصطلاح رده‌بندی مردمی در اینجا به منظور تأکید بر طبیعت مشارکتی برچسبهای ساخته شده توسط کاربران و استفاده آنها در متن اجتماع، استفاده شده است.

برچسب‌زنی مردمی در بسیاری از سرویسهای وبی معرفی شده‌اند. کاربران می‌توانند برچسبهای خود را در «جانمای»[۲۲] وب‌سایت (www.furl.net یا dil.icio.us)، «پیامهای وبلاگی»[۲۳] (Technorati.com)، و عکسها (www.flickr.com) تعیین کنند. [۲۴]CiteULike و [۲۵]connotea فرصتی برای برچسب زنی انتشارات دانشکده ای فراهم کرده اند. هدف از این برچسب زنی در این محیط اشتراکی، نه تنها برای سازماندهی محتوای وب برای یک کاربر، بلکه به منظور به اشتراک گذاشتن مقوله‌ها با دیگر کاربران است، بنابراین آنها اطلاعات طبقه‌بندی شده توسط دیگران را می‌توانند به سادگی تورق و بازیابی کنند. برچسب‌زنی اشتراکی زمانی بیشترین فایده را در بر دارد که هیچ فردی در نقش «کتابدار» برای رده‌بندی اطلاعات وجود نداشته باشد، یا اینکه محتوای زیادی برای نمایه‌سازی موجود باشد (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۸۷).

● رده‌بندی مردمی تصاویر رقومی

وب‌سایتهایی وجود دارند که برای کاربران، فضایی برای ذخیره عکسهای دیجیتالی فراهم می‌کنند. از جمله این سایتها Flickr می‌باشد. آنچه Flickr را منحصر به فرد و پرطرفدار ساخته رده‌بندی و بهره‌گیری شبکه‌ای آن است که تعیین کردن برچسبها، اظهار نظر کردن و به اشتراک گذاشتن تصاویر و برچسبهای مرتبط را با اجتماعی از کاربران امکان‌پذیر می‌سازد. این سایت در فوریه ۲۰۰۴ راه اندازی شد.

تصاویر Flickr به دلیل اشتراکی که اخیراً با یاهو برقرار کرده است، به عنوان بخشی از جستجوی تصویر یاهو نیز می‌باشد. «اریک کاستلو»[۲۶]، یکی از توسعه دهندگان Flickr، طی مصاحبه‌ای اظهار داشت Flickr ابتدا به عنوان ابزاری برای یک فرد تصور می‌شد تا مجموعه تصاویرش را سازماندهی کند و آنها را با استفاده از برچسب‌زنی ساده که روی جانمای سایت del.icio.us ساخته شده بود، با دوستان و خانواده به اشتراک بگذارد. اما در مدتی کوتاه، فشار برای رده‌بندی و تعامل اجتماعی گسترده‌تر از سوی جامعه کاربران (کسانی که علاقه‌مند در به اشتراک گذاشتن عکسها و برچسبهایشان با جمعیت وسیعتری بودند نه فقط با مجموعه کوچکی از دوستان) وارد آمد.Flickr یک سیستم برچسب‌زنی ساده و بدون قید و شرط فراهم کرده است. کاربران می‌توانند هر میزان برچسب که مایل باشند، با استفاده از کلیدواژه‌هایی که معتقدند برای عکسها مناسب‌ترین است، تخصیص دهند. آنها نیز فرصت این را دارند که ببینند دیگر کاربران چگونه برچسبها را در بافتار دیگر تصاویر به کار می‌برند. این جنبه از بررسی جمعی یا بازخورد بی‌واسطه، آن چیزی است که رده‌بندی مردمی را از نمایه‌سازی سنتی که معمولاً توسط نمایه‌ساز و در نبود کاربر انجام می‌گیرد، متمایز می‌سازد. این حلقه بازخورد تنگاتنگ، به شکل‌گیری یک ارتباط نامتقارن بین کاربران از سوی فراداده‌ها منجر می‌شود. در کاربردهای شبکه اجتماعی، مثل Flickr معنی در همان بافتاری که مورد استفاده قرار گرفته، ساخته و دربار? آن توافق می‌شود (شاو[۲۷]،۲۰۰۶).

 

  •  عام‌ترین برچسبهای Flickr در دهم ژانویه ۲۰۰۶
  • نامهای خاص که محل جغرافیایی (Boston) را نشان می‌دهند، در کنار اصطلاحات موضوعی متناسب دیگر قرار گرفته اند. مانند bridge و building.
  • ارتباطهای سلسه مراتبی وجود ندارد. Europe با Italy یا Rome در یک سطح قرار دارد.
  • اسامی مفرد مانند animal، flower و dog با معادلهای جمع animals، flowers و dogs همراه هستند.
  • کنترلی روی مترادفها وجود ندارد. newyork، newyork city و nyc در یک مجموعه قرار می گیرند.
  • اصطلاحاتی مانند river یا rock با اصطلاحات انتزاعی تر مثل reflection آمده است.
  • چندین برچسب مرکب وجود دارد که دو یا چند واژه را ترکیب می‌کند؛ مثل geotagging، black and white، road trip
  • توصیفگرها مثل blue یا urban یا ضمایر (me) به سرعت به فهرست برچسبها اضافه می شوند.
  • برخی از این ویژگیها مانند عدم کنترل مترادفها یا استفاده از مفرد و جمع، محدودیتهای رده‌بندی مردمی با هدف بازیابی را نمایان می‌کند. برخی از پژوهشگران ماهیت به هم ریخته و درهم برهم برچسب زنی اجتماعی را بخصوص به هنگام مقایسه با سیستمهای رده‌بندی مرسوم، یادآور می‌شوند (ماتوزیاک،۲۰۰۶ ص۲۸۹-۲۸۸).

«گای»[۲۸] و «تونکین»[۲۹] در مقاله‌ای تازه، معایب اصلی فولکسونومی شامل غلطهای املایی، گروه‌های واژه‌ای بد کدگذاری شده، قالب مفرد و جمع، برچسبهای شخصی و برچسبهای تک استفاده را تجزیه و تحلیل کردند. نویسندگان برخی استراتژیها را برای بهبود برچسبهای به هم ریخته پیشنهاد کردند، اما دریافتند که دشواری چنین عملیاتی ممکن است کاربران را دلسرد کند. برخی برچسب‌زنی را به عنوان روشی تدریجی از سازماندهی اطلاعات می دانند که مسیر خود را به سوی ناکامی طی می‌کند. اما همان‌طور که وب به ما نشان داده است، می‌توانید مقدار شگفت‌انگیزی مطلب ارزشمند را از مجموعه داده‌های درهم و برهم استخراج کنید (گای و تونکین، ۲۰۰۶ ص۱۷۳-۱۷۱).

«رده‌بندی مردمی» دارای نقاط مثبت بویژه برای توصیف و بازیابی تصاویر می‌باشد. سیستم «هم ـ پیوندی»[۳۰] برچسبها، از فعالیتهای تورّقی و کشف اتفاقی تصاویر در محیط دیجیتالی حمایت می‌کند. مهم‌ترین توانایی برچسب زنی اجتماعی، ارتباط نزدیک آن با کاربران و زبانشان می باشد. «میسز»[۳۱] (۲۰۰۴) خاطر نشان کرد، که برچسب‌زنی اجتماعی اختیارات کاربر در ترکیب کلمات، کاربرد اصطلاحات و صراحت را منعکس می کند. واژگان جاری و انعطاف‌پذیر می‌باشند، ضمن اینکه سیستم، اصطلاحات و لغات ارائه شده توسط کاربران را به سرعت دربرمی‌گیرد. ترکیبات بی‌نظم مترادفها، اختصارها، مفرد و جمعها حاکی از زبان طبیعی کاربران می‌باشد و این اصطلاحات شامل آنهایی است که کاربران هم برای توصیف تصویرشان استفاده می‌کنند و هم کلماتی است که آنها به احتمال زیاد به هنگام جستجوی تصاویر در دیگر مجموعه‌های دیجیتالی به کار خواهند برد (میسز، ۲۰۰۴).

● مشکلات اجرایی شدن برچسب‌زنی اجتماعی در مجموعه‌های تصویر رقومی

رده‌بندی مردمی، تغییر مسیر مهم و امکاناتی جدید در زمینه نمایه‌سازی تصویر به وجود آورده است. اما راه‌حلی خارق‌العاده یا ساده برای امور ذاتاً پیچیده در توصیف تصویر ارائه نمی‌کند. برعکس، گمان می‌رود چالشها و مشکلات دسترسی منطقی به تصاویر در محیط شبکه اجتماعی چندگانه باشد.

در بحث انگیزش نیز تفاوتی بنیانی بین رده‌بندی مردمی و نمایه‌سازی سنتی وجود دارد. کاربران سایت Flickr محتویاتشان (مجموعه‌های عکس دیجیتالی شخصی که می‌خواهند مرتب کنند و با دوستان، خانواده و جامعه وسیع‌تری به اشتراک بگذارند) را برچسب‌گذاری می‌کنند. در محیط شبکه دیجیتالی، کاربران در راستای منافع خود اقدام به برچسب‌زنی می‌کنند. برخی افراد از این رویکرد در رده‌بندی به عنوان برچسب زنی «خودپسندانه» یاد می‌کنند. پیش‌بینی اینکه آیا کاربران تمایل خواهند داشت تا تلاش و وقت خود را برای توصیف تصاویر موجود در کتابخانه‌ها و موزه‌ها بگذارند، مشکل است. برخی محققان نیز امور انگیزشی و پاداش را مطرح کرده‌اند. بحث درباره رده‌بندی مردمی در مجموعه‌های دیجیتالی به سطح نظری باقی خواهد ماند، مگر اینکه اجرای کاربردهای شبکه اجتماعی را در سیستم کتابخانه دیجیتالی در مقیاس عظیمی شاهد باشیم. همچنین، کتابداران باید محیطی تشویق کننده ایجاد کنند تا کاربران به شرکت در فرایند نمایه‌سازی و در اختیار گذاشتن تخصص خود علاقه‌مند گردند (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۹۴).

● پیامدهای ضمنی برای مجموعه های تصویر دیجیتالی

اگرچه رده‌بندی مردمی راه‌حلی جهانی نیست، امّا با طرح برخی چالشهای گذشته و جدید، فرصتهایی برای ارتقای نمایه‌سازی تصویر و درگیر کردن کاربران ارائه می‌کند. بسیاری از کتابداران احتمالاً نگرانند چنانچه نمایه‌سازی در اختیار کاربران قرار گیرد، نقش فهرستنویسان حرفه‌ای چه خواهد شد؟ به طور جالب توجه این‌که، وقتی طراحی محیط رابط به سوی یک رویکرد کاربرمدارتر در حرکت بود، سؤالهایی مشابه توسط طراحان سیستم مطرح شده بود. به هرحال، طراحی محیط رابط با مشارکت کاربر و آزمون قابلیت استفاده، طراحان سیستم را بی‌کار نکرد.

الزاماً رده‌بندی مردمی به عنوان جانشین نمایه‌سازی سنتی انگاشته نمی‌شود، بلکه ترجیحاًً به عنوان عاملی برای بهبود و تقویت نمایه‌سازی است. این دو رویکرد می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. با در نظر گرفتن مشکلات دسترسی منطقی به منابع دیداری، نمایه‌سازی سنتی، همسازی بیشتری در نمایه‌سازی و بطور نسبی سطح مشابهی از اخصّیت در توصیف ویژگیهای تصویر ارائه می‌کند. واژگان کنترل شده و استانداردها دسترسی یکنواخت و قابلیت درون کنشی[۳۲] را مقدور می‌سازند. در سوی دیگر، رده‌بندی مردمی، موجب فراهم‌آوری زبان، دیدگاه و تخصص کاربر می‌شود و سرانجام ممکن است به نمایه‌سازی کاربرمدارتر منجر شود. بخصوص، فرصتهای فراوانی را برای درگیر شدن کاربر فراهم می‌کند.

در محیط کتابخانه رقومی کنونی، کاربران نه تنها مجاز به افزودن کلیدواژه در فرایند نمایه‌سازی نیستند، بلکه برای اظهارنظر کردن روی تصویر یا فراهم کردن بازخورد در نمایه‌سازی، فرصت اندکی، دارند. در نتیجه، مجموعه‌های تصویری دیجیتال در مقایسه با سایتهایی مثل Flickr تقریباً ایستا و یکدست ظاهر می‌شوند. «هیدورن»[۳۳] (۱۹۹۹) نمایه‌سازی را به عنوان شکلی از ارتباط بین نمایه‌ساز و اشخاصی که تصاویر را در یک مجموعه جستجو می‌کنند، تلقی می‌کند. وی از میراث شناختی مشترک و زبان به عنوان عوامل اصلی ارتباط بین نمایه‌ساز و پژوهشگر نام می‌برد. در نمایه‌سازی سنتی سندمدار، این ارتباط یک سویه است. فهرست‌نویسان تعیین کننده ساختار و زبان توصیف هستند و کاربران در نهایت غیرفعال و دریافت‌کننده باقی می‌مانند. کاربردهای شبکه اجتماعی، اگر در مجموعه های دیجیتالی اجرا شود، ممکن است فرصتی برای مدل ارتباطی دوسویه فراهم کند (هیدورن، ۱۹۹۹، ص ۳۱۸-۳۱۶).

شکاف بین زبان کاربر و واژگان کنترل شده در نمایه‌سازی، مشکل اصلی در فراهم آوردن دسترسی منطقی به تصاویر، تشخیص داده شده است. واژگان کنترل شده، زبان کاربر را منعکس نمی کند و برای هدف نمایه‌سازی تصویر، ابزار انعطاف ناپذیر و منسوخ شده تلقی می‌گردد. برچسبهای ساخته شده توسط کاربر ـ گرچه بدون ساختار و بهم ریخته‌اند ـ غنی‌تر، رایج‌تر و چند زبانی می‌باشند. چندین راه برای یکپارچه کردن زبان کاربر در مجموعه‌های دیجیتال وجود دارد:

▪ کاربران می‌توانند برچسبهای خود را به فراداده‌ها در رکوردها اضافه کنند.

▪ کاربران می توانند روی اصطلاحات تعیین شده توسط نمایه سازان بازخورد فراهم کنند.

▪ برچسبهای کاربران می تواند به منظور توسعه «واژگان کنترل شده‌ای که دقیقاً زبان کاربران را ادا می‌کند» مورد استفاده قرار بگیرد.

به علاوه، اجرا کردن کاربردهای شبکه اجتماعی در مجموعه‌های دیجیتالی می‌تواند طرح ایجاد دانش مشارکتی را در ذهن بپروراند.

کاربران می‌توانند به عمق توصیف تصویر و افزایش محتوای منطقی مجموعه‌های دیجیتالی کمک کنند. درگیری کاربران می‌تواند موجب اقتباس شکلهای مختلفی از برچسب‌گذاریها، اظهار نظر کردن در مورد تصاویر و همچنین تفسیر آنها شود. تخصص در تاریخ و زبان محلی بویژه در مجموعه‌های میراث فرهنگی، می‌تواند ارزشمند باشد؛ جایی که کاربران می توانند با دانش و دیدگاه منحصر به فرد خود، به شناسایی تصاویر و افزایش توصیف کمک کنند. اظهار نظرهای کاربران نیز می‌تواند به عنوان داده‌های باارزشی باشد که ارتباط مجموعه‌ها با نیاز کاربران و فراهم‌آوری رهنمودهایی برای توسعه مجموعه‌های تصویر دیجیتالی در آینده را فراهم آورد (ماتوزیاک، ۲۰۰۶، ص۲۹۵).

● حاصل سخن

پدیده رده‌بندی مردمی، پرسشهایی را درباره یک الگوی ثابت در فعالیت کتابخانه‌ای کنونی، ـ جایی که نمایه‌سازی تصویر بدون حضور کاربران انجام می‌گیرد ـ مطرح کرده است. طراحی محیط رابط کاربرمدار در کتابخانه‌های رقومی، میزان قابل ملاحظه‌ای از توجهات را به خود اختصاص داده است. اما نمایه‌سازی تصویر هنوز از اصول سنتی سندمدارانه پیروی می‌کند. صحبت از رده‌بندی مردمی و «فراداده برای عامه مردم» شاید به شناخت زبان کاربر و دیدگاه‌های او به مجموعه‌های رقومی کمک کند که این خود به تأثیر متقابل بیشتر بین نمایه‌ساز و کاربر و محیط کاربرمدار منتهی می شود. اگرچه رده‌بندی مردمی به خودی خود پاسخی به بسیاری از مشکلات ذاتی در توصیف تصویر نیست؛ با این حال، می‌تواند به نمایه‌سازی کاربرمدارتر منتهی شود. از منظر یک متخصص شاغل در ساخت مجموعه‌های تصویری دیجیتال، این پدیده فرصتی را برای درگیری بیشتر کاربر و کمک به ایجاد جوامع مجازی فراهم می‌کند.

منابع

ـ کرمی، افسانه (۱۳۸۵). «نمایه‌سازی تصویردرپایگاه‌های اطلاعاتی». مجله الکترونیکی نما. شماره سوم،دوره ششم.

ـ لنکستر، اف دبلیو (۱۳۸۲). نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی. ترجمه عباس گیلوری. تهران: چاپار.

– Armitage, L.H and Enser, P.G.B.(۱۹۹۷),”Analysis of user need in image archives”,Journal of Information Science, Vol.۲۳ No.۴, pp.۲۸۷-۹۹.

– Choi, Y and Rasmussen, E.M. (۲۰۰۳), “Searching for images: the analysis of users` queries for image retrieval in American history”, Journal of the American Society for Information Science and Technology, Vol.۵۴ No.۶, pp.۴۹۸-۵۱۱.

– Guy, M. and Tonkin, E. (۲۰۰۶),” Folksonomies: tidying-up tags?”, D-Lib Magazine, Vol.۱۲ No.۱, [on-line] available: www.dlib.org/dlib/january۰۶/guy/۰۱guy.html

– Hastings, S.K. (۱۹۹۹), “Evaluation of image retrieval systems: rol of user feedback”, Library Trends, Vol.۴۸ No.۲, pp. ۴۳۸-۵۲.

– Heidorn, B.P. (۱۹۹۹),”Image retrieval as linguistic and nonlinguistic visual model matching”, Library Trends, Vol.۴۸ No.۲, pp.۳۰۳-۲۶.

– Jorgensen, C (۱۹۹۸), “Attributes of images in describing tasks”, Information Processing & Management, Vol.۳۴ Nos۲/۳, pp.۱۶۱-۷۴.

– Mathes, A. (۲۰۰۴), “Folksonomies – cooperative classification and communication through shared metadata”, [on-line] available: www.adammathes.com/academic/computer-mediated-communication /folksonomies. html (accessed October ۲۸,۲۰۰۵).

– Matusiak K., Krystyna.(۲۰۰۶), “Towards user-centered indexing in digital image collections”,OCLC Systems&Services: International digital library perspectives, Volume ۲۲ Number ۴ ۲۰۰۶ pp. ۲۸۳-۲۹۸.[on-line] available: www.emeraldinsight.com /۱۰۶۵-۰۷۵X.htm

– Merholz, P. (۲۰۰۴a), “Ethnoclassification and vernacular vocabularies”, Agust ۳۰, [on-line] available: www.peterme.com/ archives/۰۰۰۳۸۷.html

– Shaw,Blake.(۲۰۰۶),”Learning from a Visual Folksonmy: Automatically Annotating images from Flickr”. [on-line] available: http://www.metablake.com/vdb.final.pdf

– Sterling, B. (۲۰۰۵), “Order out of chaos”, Wired, Vol.۱۳ No.۲, p۲۰۰۵, [on-line] available: www.wired.com/wired/archive/۱۳.۰۴/ view.html?pg=۴ (accessed December ۲,۲۰۰۵).

– Trant, J. (۲۰۰۳), “Image retrieval benchmark database service: a needs assessment and preliminary development plan”, [on-line] available: www.clir.org/pubs/reports/ trant۰۴/tranttext.htm

– Wielinga, B. J. et al. (۲۰۰۱): “From Thesaurus to Ontology”. [on-line] available: http://www.cs.vu.nl/guus/ Papers/ Wielinga۰۱a. pdf

مجید سبزی‌پور دانشجوی کارشناسی ارشد علوم کتابداری واطلاع رسانی دانشگاه تهران sabzipoor۱۸۶۶@yahoo.com

۱. Kohn.

۲. Pre iconographic.

۳. Iconographic.

۴. Iconology.

۵. Lancaster.

۱. Ttrant.

۲. Sterling.

۱. Wielinga.

۲. (VRA): Visual Resource Association

۳. Matusiak

* این چالشها در مورد سه رویکرد دیگر نیز مطرح‌اند. اما به دلیل کاربرد بیشتر این رویکرد در حوزه نمایه سازی تصویر در این قسمت ذکر گردیده است.

۱. Armitage.

[۱۳] . Enser.

[۱۴] . Facet_based matrix.

[۱۵] . Choi.

[۱۶] . Rasmussen.

[۱۷] . Hastings.

۱. Jorgensen.

۱. Distributed classification.

۲. Thomas Vander Wal.

[۲۱]. Merholz.

۴. Bookmark.

۵. Weblog posts.

[۲۴]. http://www.citeulike.org.

[۲۵]. http://www.connotea.org.

۱. Eric Costello.

[۲۷] . Shaw

۱. Guy.

۲. Tonkin.

۳. Interlinked system.

۴. Mathes.

۱. Interoperability.

۱. Heidorn.

 

فولکسونومی چیست؟

فوکسونومی (Folksonomy ) عنوان تئوری جدیدی در رده بندی محتوای وب است که توسط توماس واندر وال، مطرح شده است. ( تعریف دائره المعارف ویکیپدیا از فوکسونومی ). این لغت در اصل از دو کلمه Folk (به معنای عامه ) و Taxonomy (یعنی رده بندی دانش ) مشتق شده است.

 

به طور خلاصه؛ فوکسونومی به روندی اطلاق می شود که طی آن فرمت های مختلف اطلاعاتی در وب اعم از متن، داده، صوت و تصویر در قالب کلیدواژه های معمولی و توسط کاربران عادی برچسب گذاری می گردند. این کلیدواژه ها که در اصطلاح فوکسونومی به آنها برچسب (tag ) گفته می شود امکان بازیابی و جستجوی منابع دانش، اطلاعات مختلف و پیوندهای وبی را برای همه کاربران فراهم می کنند. فوکسونومی با استفاده از مفاهیم جدیدی همچون Social Bookmarking ، Collaborative tagging، Social Software و با کمک فناوری های جدید نسل جدید و پویای وب، موسوم به وب ۲، مانند RSS، AJAX و Tagging راه حلی جدید برای ساماندهی و رده بندی محتوای وب محسوب می شود.

نمونه های مشهور از فوکسونومی، عبارتند از Del.icio.us ( وب سایتی برای به اشتراک گذاری منابع و پیوندهای وبی ) ، Flickr ( وب سایتی برای به اشتراک گذاری و بازیابی تصاویر) ، Technorati ( وب سایتی برای جستجو و بازیابی محتوای وبلاگها ) ، Myweb2 یاهو ( سرویس به اشتراک گذاری و جستجوی تگ ها در موتور جستجوی یاهو ) ، Citeulike ( سرویس به اشتراک گذاری پیوندها به منابع و مقالات علمی در وب ) و Connotea (سرویس جستجو و به اشتراک گذاری دانش در وب ).

Taxonomy چیست؟

فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy

شاید قبل از اینکه با کلمه Taxonomy در مباحث IT آشنا شوید کاربرد این کلمه را در علم زیست شناسی دیده باشید وقتیکه با یک سر بریده و خشک شده گوزن با شاخهای بزرگ که به دیوار چسبیده مواجه می شوید. اما در حوزه IT مفهوم Taxonomy به علم معماری و طبقه بندی محتوا و داده های پایه در دسته های منطقی گفته می شود بطوریکه کاربران در برخورد با این ساختار به راحتی به اطلاعات مورد نظر دست پیدا کنند.
فرمول Taxonomy را می توان به شکل زیر نوشت:
معماری + ابزار + کارایی = Taxonomy
بطور کلی چهار مدل Taxonomy وجود دارد:
– مسطح (Flat)
– سلسله مراتبی (Hierarchical)
– شبکه ای (Networked)
– مفصلی (Faceted)
توجه داشته باشید که اشتباه در انتخاب نوع Taxonomy باعث شکست شما در کارتان خواهد شد.

تکسونومی مسطح

در صورتیکه مجموعه آیتمهای مورد نیاز ما در معماری اطلاعات از عدد ۳۰ بالاتر نمی رود از این نوع تکسونومی استفاده خواهیم کرد. تکسونومی مسطح لیستی ساده از اقلام اطلاعاتی است.

خصوصیات تکسونومی مسطح
– محتویات در دسته های مشخص طبقه بندی می شوند.
– هیچ سلسله مراتب و ارتباطی بین دسته های تعریف شده وجود ندارد.

نمونه تکسونومی مسطح را می توان در سایتهای فروش الکترونیک بخوبی مشاهده کرد. در این سایتها دسته بندی های مشخصی از کالاها را در لیستی افقی از فروشگاه ها می توان دید.
کاربرد تکسونومی مسطح در Sharepoint در لیستها یا کتابخانه های اسناد (Document Libraries) است که تعداد زیادی آیتم در خود جای داده اند. برای یافتن اطلاعات مشخص می توان از امکانات Filtering در لیستها و همچنین Filter Web part و Viewها استفاده نمود.

تکسونومی سلسله مراتبی

تکسونومی سلسله مراتبی دارای ساختاری درختی است که شامل لینکها و اتصالات می باشد. در این مدل، مفاهیم بر اساس معانی خود به یکدیگر متصل می گردند. در این حالت این معانی هستند که ارتباط سلسله مراتبی را بر اساس جهت حرکت مشخص می نمایند. بعنوان مثال یخچال-> نوشیدنی -> آبمیوه -> آب پرتغال. ارتباط بین یخچال و نوشیدنی به معنی نوشیدنی است که در یخچال قرار دارد. تکسونومی سلسله مراتبی به معنی اعمال محدودیت است. یعنی در این مدل هر نود می تواند تنها یک منشاء (Parent) داشته باشد.

خصوصیات سلسله مراتبی
– سازماندهی محتوا حداقل در دو مرحله
– سلسله مراتب بصورت دوطرفه قابل دسترس می باشند
– هر مسیر حرکت معنی منحصر بفرد دارد
– حرکت به سمت منبع سلسله مراتب به معنی گسترش دسته بندی یا مفهوم است
– حرکت به سمت انتهای سلسله مراتب به معنی محدود نمودن دسته بندی یا مفهوم است
نمونه تکسونومی سلسله مراتبی وب سایتی است که دایرکتوری از موضوعات را در دسته بندی های بهم پیوسته ایجاد کرده است. در Sharepoint این نوع دسته بندی را در Site Collection های مختلف که بر اساس ساختار سازمانی ساخته می شوند می توان دید. در Sharepoint می توان سلسله مراتب را در سطوح مختلف پیاده نمود. سلسله مراتب دسترسی اطلاعات می توانند از سطح Site Collection ها ایجاد و تا صفحات و لیستها پایین بیایند.
در این مدل باید در نظر داشت که هر نود(node) باید دارای اطلاعات باشد و نودهای خالی برای کاربر بی معنی خواهد بود، بعلاوه هر نود باید یک دلیل موجه برای وجود در این ساختار داشته باشد. هر نود باید ارتباط مشخص با منبع و زیرمجموعه های خود داشته باشد.
در نظر داشته باشید که در پیاده سازی این مدل بهتر است بیش از چهار مرحله در سلسله مراتب پایین نروید.

تکسونومی شبکه ای

تکسونومی شبکه ای بطور نسبی دارای معماری نامشخصی است. در این مدل هر نود می تواند چند منبع و چند زیر مجموعه داشته باشد. به هر نود می توان از نودهای مختلف لینک برقرار کرد. هر لینک دارای وزن مشخصی است که نسبت ارتباط آن نود به نود دیگر را مشخص می کند.

خصوصیات تکسونومی شبکه ای
– محتویات به دو صورت سلسله مراتبی و ارتباط نظیر به نظیر طبقه بندی می شوند.
– تلفیق معماری ستاره ای و سلسله مراتبی
– هر دو نود در این مدل می توانند به هم لینک شوند.
– طبقه بندی ها و محتویات بر اساس وجوه اشتراک به یکدیگر لینک می شوند
– لینکها معنی کامل تری نسبت به آنچه در مدل سلسله مراتبی تعریف شد خواهند داشت.
در Sharepoint 2007 می توان برای کلمات قابل جستجو در سلسله مراتب مختلف مترادفهای متفاوت تعریف نمود و از این طریق نتایج جستجو را بهبود بخشید.

تکسونومی مفصلی

تکسونومی مفصلی مشابه یک گیاه است که که هر برگ آن به ساقه متصل شده است. در این مدل هر مفصل باید دلیلی مشخص برای وجود داشته باشد و هر جزء، باید رابطه مشخص و واضحی با منبع داشته باشد. بیشتر تکسونومی های مفصلی بر اساس جدولی از اطلاعات ساخته می شوند.
خصوصیات تکسونومی مفصلی
– هر مفصل می تواند توسط مقادیر یا ویژگیهای (Properties) مختلف توضیح داده شود
– هر مفصل می تواند جنبه های مختلف از یک موضوع را آشکار کند
– محتویات هر کدام از مقادیر یا ویژگیهای می تواند با دیگر مدلهای تکسونومی در ارتباط باشد
– معنی ساختار اصلی از مجموعه دسته بندی ها و موضوعات اصلی شکل می گیرد
بعنوان مثال Metadata می تواند نمونه ای از مفصل در تکسونومی مفصلی باشد. اطلاعات زیر می تواند بعنوان Metadata برای یک Object اطلاعاتی باشد:
– ایجاد کننده
– عنوان
– زبان
– تاریخ انتشار
– کلمات کلیدی
– موضوع
– سطح دسترسی
در Sharepoint هر گاه برای یک آیتم Metadata تعریف می کنیم از این مدل تکسونومی استفاده می نماییم. استفاده از Propertyهای مستندات Office بعنوان فیلدهای اطلاعاتی در Sharepoint نمونه استفاده از تکسونومی مفصلی است.

 

تعدادی از پروژههای مهم فولکسونومی:

Penntags: عنوان پروژه ای است که توسط دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفته و هدف آن مکان یابی، سازماندهی و اشتراک دادههای یافته شده در وب توسط کاربران است.کاربران میتوانند نشانی های اینترنتی نظیر پیوند به مقالات نشریات اطلاعات متنی و تصویری موجود در وب، و همچنین اطلاعات فهرست پیوسته آنلاین کتب و فهرست پیوسته فیلمهای کتابخانه دانشگاه را از طریق Penntags جمع آوری، و با یکدیگر به اشتراک گذارده، منابع و داده های گردآوری شده را با استفاده از تگ هایی که به آنها اختصاص می دهند سازماندهی و یا در قالب یک موضوع خاص، گروه بندی نمایند. به این ترتیب، دسترسی به منابع اطلاعاتی مورد نیاز نیز به راحتی میسر می شود. مهم ترین ویژگی این پروژه، امکان اشتراک دادههای بازیابی شده از فهرست های پیوسته کتب و فیلمهای موجود در کتابخانه دانشگاه توسط کاربران است.

KFTF: نام پروژه ای است که در حال حاضر در دانشکده علوم اطلاع رسانی دانشگاه واشنگتن انجام می شود. بر این مبنا، دادههایی که قبلاً توسط کاربران، بازیابی شده اند، گردآوری سازماندهی شده، امکان بازیابی مجدد آنها فراهم می گردد. این پروژه با هدف تقویت مهارت کاربران در «مدیریت اطلاعات شخصی»، و بازیابی اطلاعات در محیطهای الکترونیکی نظیروب و ایمیل صورت می گیرد.

H20 PLAYLIST: ابزاری برای یادگیری، آموزش و پژوهشی است که توسط دانشگاه هاروارد ابداع گردیده و طی آن، دانشجویان و محققان خواندنیها و منابع مطالعاتی خود را به اشتراک می گذارند. این ابزار، ضمن اینکه امکان اشاعه اطلاعات را از طریق سرویس خبر رسانی جاری و سیستم Alert، فراهم می آورد

Connotea : سرویس اشتراک اطلاعات و دانش Connotea» توسط گروه انتشاراتی nature راه اندازی شده است. این سرویسری کاربران را قادر می سازد منابع و مراجع اطلاعاتی خود در وب را نگهداری و سازماندهی کنند، و اطلاعات کتابشناختی مقالات و کتابهای خود را به اشتراک بگذارند. امکان جستجوی کلیدواژه های سایر کاربران و عضویت در گروه های موضوعی نیز وجود دارد. به نظر می رسد، فولکسونومی، با ایجاد رابطه تعاملی چندگانه بین داده و کاربر، علاوه بر ساده کردن روند سازماندهی محتوای وب، امکان بازیابی و اشاعه اطلاعات را نیز برای همه کاربران به آسانی فرآهم آورده است. در حقیقت فولکسونومی، ملیریت اطلاعات شخصی در محیط وب را به راحتی مقدور ساخته با بهره گیری از کلیدواژه هایی ساده، میسر نموده است. به علاوه، فولکسونومی، می چشمگیر کاربران اینترنت را به همراه داشته، به نحوی که در طی ماه های اخیر، تعداد سرویس های مبتنی بر فولکسونومی، چندین برابر شده اند و شرکتهای مهمی نیز که در امر جستجو در وب فعال هستند و به ارائه سرویس های مشابه مبادرت ورزیده اند، به طور مثال، سرویس جدید بلاگر، این امکان را به کاربر می دهد تا مطالب خود را برچسب گذاری نماید، یا امکان برچسب گذاری ایمیلها در سرویس پست الکترونیکی گوگل فراهم شده است، همچنین می توان از سرویس ہر جسبب گذاری اطلاعات در نوار ابزار گوگل” نام برد. در حال حاضر نیز، پژوهشهای عمده ای با هدف بررسی نقش و تأثیر فولکسونومی در بهبود بازیابی اطلاعات در محیطهای الکترونیکی و توسعه عناصر ابر داده ای و معناشناختی و انجام گرفته است. با این حال سازماندهی منابع اینترنت، همیشه در بین کتابداران متخصضان علوم اطلاع رسانی با چالش هایی مواجه بوده است و فولکسونومی نیز، به این چالش اضافه شده است. گرچه فولکسونومی توانسته است تا حدودی چشم استانداردهایی خاص برای این منظور تدوین نگردد، بحث ساماندهی اطلاعات وبی ،همچنان ادامه خواهد داشت (حسینی۱۳۸۵ )

Product-Market Fit

Product Market Fit – رسیدن به‌ تناسب محصول با بازار

۱۰ دروغ‌ بزرگ استارتاپ‌ها (به جای آن چه‌ چیزی بگوییم)

۱۰ دروغ‌ بزرگ استارتاپ‌ها (به جای آن چه‌ چیزی بگوییم)

در دنیای استارتاپ‌ها گای کاوازاکی را به خاطر پیش‌بینی‌اش در رابطه با بازگشت استیو جابز به شرکت اپل می‌شناسند. هرچند در مقاله او اشاره واضحی به این موضوع نشده و اصولا شرایط شرکت اپل در دهه ۹۰ میلادی به گونه‌ای بود که هر اتفاقی ممکن بود بیفتد اما امروزه حرف‌های گای کاوازاکی خریداران زیادی دارد. از طرفی به خاطر تجربه کار با شرکت‌های بزرگ و از طرفی به خاطر کتاب‌های خوبی که می‌نویسد این روزها او تبدیل به یک چهره تاثیرگذار در سیلیکن ولی شده که حرف‌هایش ارزش شنیدن دارد.

امروز تصمیم گرفتیم بخشی از کتاب هنر شروع او را به انتخاب اریک ریس (مولف کتاب لین استارتاپ) با هم مرور کنیم. این انتخاب بیشتر از این جهت بود که در دوره جهش اول می‌دیدیم که تیم‌های ارائه دهنده آمار و اطلاعاتی را ارائه می‌کنند که به هیج وجه قابل دفاع نیست و گاهی هم خودمان از آن‌ها می‌خواستیم برای جذاب‌تر شدن ایده‌شان دروغ‌هایی بگویند! که در ادامه آن‌ها را می‌خوانید.

همانطور که گای کاواساکی در این مطلب می‌گوید اگر قصد راه اندازی استارتاپ و یا ارائه به سرمایه‌گذار را دارید حداقل استفاده شما از این مطلب می‌تواند این باشد که دروغ‌های جدیدتری بگویید :

یک سرمایه گذار در طول روز تعداد زیادی کسب و کار را به صورت حضوری ملاقات میکند و علاوه بر آن چند توضیح مختصر اجرایی هم میخواند. هر یک از این کسب و کارها ادعا میکنند که فرصتی تکرار نشدنی و یک تیم عالی و تکنولوژی دست نیافتنی و بازار ثابت شده دارند. هیچ کدام از آنها نمی خواهند طوری حرف بزنند تا یک مشت بازنده و بی مصرف به نظر برسند که نمی دانند چه کار می کنند.

این لیست برای آن دسته از سرمایه گذارانی است که از این دروغ ها خسته شده اند و برای آن دسته از کارآفرینانی است که با گفتن این دروغ ها به کار خود ضربه می زنند. این متن را مطالعه کنید تا حد اقل بتوانید دروغ های جدیدی بگویید!

۱. طرح ما بسیار واقع بینانه است.

طرح شما بسیار واقع بینانه است، اما شما میگویید که شرکت شما در سال سوم ۱۰۰ میلیون دلار فروش خواهد داشت. در واقع شرکت شما سریعترین رشد را در تمام طول تاریخ بشر خواهد داشت.

واقعیت این است که شما هیچ نظری راجع به میزان فروش شرکتتان در آینده ندارید و من امیدوارم روزی برسد که یک کارآفرین به من بگوید “طرح ما یک سری اعداد تخیلی است و ما این اعداد را به این خاطر زیاد کردهایم تا توجه شما را جلب کنیم، اما آنقدر هم این اعداد را بزرگ نکردهایم که احمق به نظر برسیم. در واقع ما هیچ نظری راجع به به فروشمان نداریم تا وقتی که بتوانیم سفارش دریافت کنیم و بفهمیم که محصولمان چقدر طرفدار دارد.” حد اقل در این مورد با یک کارآفرین راستگو طرف هستیم.

۲. متخصصان می گویند که بازار ما در عرض ۵ سال ارزشی معادل ۵ میلیارد دلار خواهد داشت.

توقع نداشته باشید با گفتن چنین اعدادی دهان سرمایه گذار ها باز بماند و تحت تاثیر قرار بگیرند. هیچ وقت هیچ کس نمیگوید که “ما یک بازار کوچک و بی ثبات داریم.” همه همین را می گویند. در واقع به نفع همه است که فرآیند رشدشان را سریع و بزرگ نشان دهند.

۳. قرار است هفته بعد با شرکت آمازون قرارداد همکاری امضا کنیم.

قرارداد چیز بسیار خوبی است و یکی از نقاط قوت شرکت ها به شمار می رود. این قرارداد ها اعتماد سرمایه گذاران به تیم شما را بیشتر می کند و باعث می شود پول بیشتری به سمت شرکت شما سرازیر شود. اما تنها وقتی که قرارداد امضا شده باشد. همیشه در نظر داشته باشید تا وقتی که یک قرارداد امضا نشود، آن قرارداد امضا نشده!

اگر سرمایه گذار هفته بعد از شما راجع به قرارداد سوال کند و این قرارداد هنوز امضا نشده باشد اعتبار شما خدشه دار خواهد شد. در طول ۵ سال گذشته من هیچ قراردادی را به خاطر نمی آورم که به موقع امضا شده باشد. راجع به آمازون و قرارداد های بزرگتان بعد از این که امضا شدند و رسمی شدند صحبت کنید.

۴. همکاران کلیدی دیگر ما پس از جذب سرمایه به ما ملحق خواهند شد.

بیایید با هم صادق باشیم : شما دونفر آدم در گاراژ خانه تان هستید، میخواهید چند صد هزار دلار سرمایه جذب کنید، محصول شما حد اقل ۱۲ ماه تا کامل شدن فاصله دارد و در عین حال دارید میگویید که این افراد قرارداد حقوق ۲۵۰ هزاردلار سالیانه خود را به علاوه مزایا و سهم خود از شرکت را رها خواهند کرد و به شرکت شما ملحق می شوند؟

معمولن وقتی سرمایه گذارها این افراد کلیدی را ملاقات می کنند از آنها در مورد این ادعای شما می پرسند و معمولن هم جواب آنها چیزی نیست که شما گفته اید. پس اگر واقعن مجبورید که این دروغ را بگویید تنها زمانی این کار را بکنید که مطمئن هستید که همکاران کلیدی شما آماده ملحق شدن به شما هستند.

۵. سرمایه گذاران زیادی در تلاش برای سرمایه گذاری در شرکت ما هستند.

در واقع شما با این حرف میخواهید بگویید که “اگر عجله نکنید، کس دیگری در کار ما سرمایه گذاری خواهد کرد و شانس شما از بین خواهد رفت.”

شاید زمانی که رشد شما بسیار زیاد است این روش جواب دهد اما در موارد دیگر این تاکتیک تنها سرمایه گذاران را به خنده وامیدارد.

در واقع چیزی که شنونده به نظرش می رسد این است که شما چند سرمایه گذار دیگر را ملاقات کرده اید اما آنها هنوز طرح شما را رد نکرده اند.

همیشه این را در نظر بگیرید که سرمایه گذارها، همکارانشان را بهتر از شما می شناسند. آنها به راحتی میتوانند با دیگر سرمایه گذارها تماس بگیرند و بفهمند که دیگران چقدر به طرح شما علاقه دارند. اگر میخواهید از این دروغ استفاده کنید بهتر است دروغگوی حرفه ای باشید در غیر این صورت هیچ شانسی در مقابل سرمایه گذارها نخواهید داشت.

۶. مایکروسافت یک سازمان قدیمی، بزرگ و عقب افتاده است و نمیتواند برای ما تهدیدی ایجاد کند.

هر شرکت موفقی را که میخواهید به جای اسم مایکروسافت بگذارید. اکثر کارآفرینان فکر میکنند با گفتن چنین جملاتی در قدم اول سرمایه گذاران را قانع می کنند و در قدم بعدی ثابت می کنند که میتوانند یک رقیب بزرگ را شکست دهند و در قدم آخر روحیه رقابتی خود را به نمایش می گذارند.تمام چیزی که با گفتن این جملات معلوم می شود این است که چقدر این کارآفرین ها دید ساده لوحانه ای نسبت به ساختن یک شرکت موفق دارند. حتمن دلیل خاصی وجود دارد که افرادی مثللری الیسون (موسس شرکت اوراکل) با جت شخصی خود سفر می کنند و فرودگاه سن خوزه تا دیروقت برای رسیدگی به پروازهای او کار می کند در حالی که افرادی مثل این گونه کارآفرین ها در خطوط هوایی ساوت وست بادام می جوند. دلیل این اتفاق بزرگ، قدیمی و عقب افتاده بودن شرکت لری الیسون نیست.این که شما خود را رقیب شرکتی بزرگ و اثبات شده می دانید برای سرمایه گذاران به اندازه کافی ترسناک است پس سعی نکنید با گفتن جملات احمقانه بیشتر که نشان از بی تجربگی و نادانی شما نسبت به چنین موضوعی است اوضاع را بدتر کنید. به جای این جملات بهتر است بگویید که با هدف قرار دادن بخش خاصی از بازار که مورد توجه شرکت های بزرگ نیست از رقابت با آنها جلوگیری میکنید یا این که تمام سعی خود را می کنید که بی سرو صدا و چراغ خاموش جلو بروید تا وارد رقابت با آنها نشوید. اگر این کارها را هم نمیتوانید بکنید میتوانید به سرمایه گذاران بگویید که با این کار شما ریسک زیادی را متحمل می شوید و شما از این چالش و پیامد های احتمالی آن آگاهی دارید.

۷. پتنت ها از ما محافظت خواهند کرد.

پتنت ها هیچ بیزینسی را شکست ناپذیر نمیکنند. پتنت شاید به طور موقت در حوزه های خاصی مثل علم مواد و صنعت دارو و شرکت های بیوتک یک مزیت رقابتی به حساب بیاید اما کار بیشتری از آن ساخته نیست.

بهتر است تا جایی که میتوانید برای ثبت مالکیت مادی و معنوی اختراعات خود اقدام کنید اما بیش از حد روی آنها حساب باز نکنید مگر این که وقت و پول زیادی برای رفتن به دادگاه دارید.

وقتی با سرمایه گذاران درباره اختراع خود صحبت میکنید بهتر است یک بار به قابلیت ثبت آن اشاره کنید یا اگر ثبت شده است فقط یک بار روی آن تاکید کنید. اگر به این مورد اشاره نکنید در واقع شما مالک هیچ چیزی نیستید و این چیز بدی است و اگر بیش از یک بار به آن اشاره کنید نشان از بی تجربگی شماست.

۸. تنها کافی است که ۱% از بازار را به دست آوریم.

این دروغ به قدری معروف است که سرمایه گذاران خطرپذیر اسم هم روی آن گذاشته اند. دروغ نوشیدنی چینی (Chinese Soda Lie). این دروغ ها معمولن مانند دروغ اصلی هستند که می گوید : “اگر تنها ۱% از مردم چین نوشیدنی شرکت من را بخورند، شرکت من به موفق ترین سازمان در طول تاریخ بشر تبدیل خواهد شد.”

اول از همه این که ترغیب ۱% از مردم چین به نوشیدن محصول شما کار چندان آسانی هم نیست. دوم این که کارآفرینان کمی به دنبال بازارهای بزرگی مثل تمام مردم چین می روند. سوم این که شرکت های زیادی قبل و بعد از شما درباره بازارهای دیگر همین حرف را زده اند و در آخر اینکه شرکتی که به دنبال به دست آوردن تنها ۱% از سهم بازار است آنقدرها هم جالب نیست.

۹. ما اولین شرکت در این زمینه هستیم.

حداقل دو مشکل در رابطه با این دروغ وجود دارد :

اول این که ممکن است این حرف شما درست نباشد. شما بر چه اساسی مسگویید که نفر اول هستید؟ شاید همین الان یک گروه دیگر هم دارند بر روی همین ایده کار می کنند. اگر یک حساب سر انگشتی هم بکنیم، وقتی شما بر روی یک ایده خوب کار می کنید حد اقل ۵ نفر دیگر هم دارند روی همین ایده کار می کنند و اگر این ایده عالی باشد تعداد تیم ها هم بیشتر می شود.

دوم این که نفر اول بودن آنقدرها که به نظر می رسد جالب نیست. شاید نفر دوم اما سریعتر بودن بهتر باشد. صبر کنید تا یک نفر دیگر ایده شما را اجرا کند و از تجربه های او استفاده کنید تا سریعتر رشد کنید.

۱۰. ما یک تیم حرفه ای و اثبات شده هستیم.

لغاتی مثل “حرفه ای”، “ثابت شده” و “جهانی” این ایده را در ذهن شنونده تداعی می کند که این تیم در گذشته برای یک سری سرمایه گذار مقدار زیادی سود ایجاد کرده و ثروت هنگفتی به دست آورده اند یا این که در شرکت های بزرگ سمت های مهمی به دست آورده اند. در نظر داشته باشید که صرف کار کردن برای یک شرکت بزرگ شما را حرفه ای نمیکند.

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

 

 

فروش به ۵ تیپ شخصیتی مشتریان

 

فروشندگان با انواع مختلفی از خریداران بر‌خواهند خورد: برخی ایده‌های جالبی را جذاب می‌دانند و دیگران نسبت به آن‌ها مشکوک هستند. برخی فقط می‌خواهند کلیت موضوع را بدانند در‌حالی که دیگران ترجیح می‌دهند از کل جزییات با‌خبر باشند. برخی با توجه به درک خودشان تصمیم می‌گیرند و بقیه به گزارش‌ها و آمار‌ها نیاز دارند. راز فروش بیشتر شناختن شخصیت مشتریان احتمالی و منطبق کردن گفتگوها با سبک فکر مخصوص آن‌ها است.

فهمیدن شخصیت مشتری‌های احتمالی

پنج عامل شخصیتی بر نحوه‌ی تصمیم‌گیری مشتری‌های شما اثر می‌گذارد. اگر بتوانید بفهمید که خریدار بالقوه با این معیار‌ها در چه جایگاهی‌ قرار دارد، می‌توانید روش خود را با شخصیت مشتری تطبیق دهید و احتمال انجام فروش را بیشتر کنید:

اول، برخی افراد جذب ایده‌های جدید می‌شوند؛ این‌ها خریداران «متمایل» هستند. مزایای یک محصول یا خدمت، این مشتری‌ها را جذب می‌کنند چون در آن ایده‌های جالبی می‌یابند. مشتری‌های دیگر در برابر چیز‌های بدیع مقاومت نشان می‌دهند؛ این‌ها خریداران «دور» هستند، آن‌ها بیشتر جلب این می‌شوند که بدانند پیشنهاد شما چگونه می‌تواند مسائل آن‌ها را حل کند. برای تشخیص اینکه مشتری شما در کدام گروه قرار می‌گیرد، از او بپرسید که کدام ویژگی محصول برایش از همه مهم‌تر است. برای انجام فروش در این تمایز، هم مزایا محصول را بر شمارید هم مشکلاتی که هر مزیت می‌تواند برطرف کند

دوم، مشتری‌ها در دو‌ دسته‌ی بزرگ تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند: «خریداران خرگوشی» به سرعت می‌خواهند به هدف‌هایشان برسند، این خرگوش‌ها خریدارانی عمل‌گرا هستند، افرادی که به سرعت مشتاق رسیدن به مقاصد خود هستند. «خریداران لاک‌پشتی» آهنگ حرکت آرام و پیوسته‌ای را ترجیح می‌دهند. این خریداران منفعل بسیار مواظب و متفکر هستند، قبل از هر عمل کاملا تجزیه و تحلیل می‌کنند. فهمیدن اینکه مشتری احتمالی شما یک لاک‌پشت است یا خر‌گوش به شما اجازه می‌دهد که از روش‌ درستی استفاده کنید.

سوم، برخی تصمیم‌گیرندگان«خریداران درونی» هستند، که با شهود و تجربیات شخصی خود برانگیخته می‌شوند. با خریداران درونی، در یک سطح احساسی ارتباط برقرار کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که به خواسته‌هایشان گوش دهند. دیگران «خریداران خارجی» هستند؛ این افراد به دلایل ملموس واکنش نشان می‌دهند، مانند توصیه‌نامه‌های خریداران راضی، تحقیقات و نتایج دستاوردها. داده‌های لازم را برای این نوع تصمیم‌گیرندگان آماده کنید.

چهارم، برخی مردم، خریداران «رویه‌ای» یا «حسابدار» هستند- آن‌ها عاشق روتین‌ها، فرایندها و زمان‌بندی‌ها هستند. دیگران خریداران «گزینه‌ها» یا «هنرمند» هستند- ترجیح می‌دهند ذهن خود را پرواز دهند و تخیلی باشند. مشخص کردن اینکه مشتری شما کدام یک از این‌ها است به شما در انتخاب عبارت‌های درست کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، وقتی که با یک مشتری از نوع «رویه‌ای» پیشنهادی را مطرح می‌کنید بر روی روش‌ها و قدم‌های لازم تاکید کنید و رویکردی سیستماتیک داشته باشید. اما وقتی با افراد دسته‌ی دیگر صحبت می‌کنید از کلماتی مانند، «روش‌های جایگزین، انتخاب، انعطاف‌پذیری» استفاده کنید. در حالی که در این وادی کار می‌کنید، به دید‌گاه خودتان نیز توجه کنید. به طور  کلی فروشندگان رویه‌ای کسانی هستند که از روش‌های فروش استاندارد  استفاده می‌کنند و دسته‌ی دیگر افرادی هستند که از سیستماتیک بودن پرهیز می‌کنند.

پنجم، مشتری‌های بالقوه  یا «کلی نگر و از دید بالا» هستند و به تصویر کلی توجه دارند، یا اینکه «جز نگر» هستند و به جزئیات توجه می‌کنند. از مشتری‌ها بپرسید که آیا مشخصات اساسی محصول یا خدمت را می‌خواهند یا تمام جزئیات مربوطه را نیز می‌خواهند و ارائه‌ی خود را بر طبق آن درست کنید.

متقاعد کردن

متقاعد کردن مردم برای اینکه از شما بخرند نیازمند یک استراتژی سه قسمتی است:

۱.با زبان خریدار تطبیق پیدا کنید
برخی از مردم «بصری» هستند و اساساً بر آنچه که می‌بینند تکیه می‌کنند؛ برخی دیگر «شنیداری» هستند و اطلاعات را با گوش‌ دادن جذب می‌کنند؛ یا برخی «جنبشی» هستند و با خواندن و لمس کردن اطلاعات را پردازش می‌کنند.

۲. با «الگوی قطعیت» آن‌ها تطبیق پیدا کنید
وقتی که فهمیدید که مشتریان اطلاعات را چگونه پردازش می‌کنند، بفهمید که آن‌ها چه می‌کنند تا با تصمیمی خود را راحت حس کنند. الگوی قطعیت فرایندی است که در طی آن خریدار‌ان برای ادامه‌ی مسیر احساس امنیت می‌کنند. برخی افراد اطلاعات را به سرعت قبول می‌کنند و عمل می‌کنند. دیگران باید حرف‌های شما را بار‌ها و بار‌ها بشنوند تا بتوانند آماده‌ی انتخاب شوند.

۳. با معیار‌های انتخاب آن‌ها، خود را وقف دهید
معیار مشخصی که خریدار می‌خواهد تحقق یابد تا بتواند انتخاب خود را انجام دهد، را کشف کنید. سؤالاتی بپرسید و به دقت به جواب‌ها گوش دهید. گفتگو را به سمتی سوق دهید که به دغدغه‌ها و موقعیت مشتری احتمالی اشاره کند.

سؤالات، گوش دادن و مقاصد

سریع‌ترین راه برای فروش، پرسیدن سؤالاتی است که مشکلاتی که محصول یا خدمت شما می‌تواند برای مشتری برطرف کند را شناسایی کند یا مزایای آن را نشان دهد. وقتی سؤالات شما هدفمند باشد و واکنش احساسی‌ای را برانگیزد، شما و خریدار به عنوان یک تیم خواهید بود، که با هم به دنبال راه‌حل مناسب برای مشکل خریدار هستید.

بهترین سؤالات دنیا هم بی ثمر خواهد بود اگر واقعاً به پاسخ‌های مشتری گوش نکنید. خوب گوش دادن باعث می‌شوند مردم فکر کنند که آن‌ها را به درستی درک می‌کنید و  به آن‌ها اهمیت می‌دهید و پیوندی ایجاد می‌کند. راز درست گوش دادن، کنجکاو بودن است. اصول اولیه‌ی گوش دادن درست شامل برقراری تماس بصری، بازتاب کردن حرکات بدن طرف مقابل و استفاده از عباراتی مانند «خب، بعدش چی شد»، «چه جالب»، «ادامه‌ بدهید» است. در پایان گفته‌هایش با جمله‌ای نشان دهید که گوش داده‌اید و هر جا لازم بود سؤالاتی برای روشن شدن بیشتر مطلب بپرسید. به احساسات و هیجانات گوینده گوش دهید.

در هنگام فروش، آیا متوجه می‌شوید که مخاطبان مکررا از بهانه‌های یکسانی برای رد کردن محصول یا خدمات شما استفاده می‌کنند؟  مهمترین مسئله‌ها را شناسایی کنید. با همکاران و اعضای تیم فروش خود بر روی آن‌ها فکر کنید و مناسب‌ترین واکنش‌ها را مشخص کنید، این واکنش‌ها را با شخصیت و حالت خود تطبیق کنید. هرگز در برابر مخالفت‌ها واکنش تدافعی نشان ندهید و یا اینکه دوباره صرفا مزایای محصول را برشمارید. در عوض، بر احساس‌هایی که در پشت مخالفت قرار دارند تاکید کنید. نسبت به چیزی که مشتری می‌خواهد بگوید کنجکاو و علاقه‌مند باشید. از واکنش‌های مناسبی که قبلا آماده کرده‌اید استفاده کنید.

زبان قدرتمند

فروشندگان حرفه‌ای نسبت به زبانی که به کار می‌برند حساس هستند. برخی کلمات به اثر پیام شما شدت می‌دهند، درحالی‌که بقیه از اثر آن می‌کاهند. در حین یک تماس فروش، سؤالاتی بپرسید که هیجانات مثبتی مانند «شوق و ذوق، همدلی، امید و سورپرایز» در مشتری ‌بالقوه ایجاد کند. از احساسات منفی مانند «ترس، استرس، آزردگی و تحریک و تنفر» دور بمانید. آموختن اینکه چه بگویید و از چه چیز‌هایی پرهیز کنید، برای تاثیر گذاری بر مشتری‌های بالقوه ضروری است. این هفت استراتژی به شما کمک خواهد کرد:

۱.کوچک کننده‌ها
از بکار بردن کلماتی مانند، «فقط»، «دقیقا»، «صرفاً»  یا کلمات دیگر که تأثیر عبارت شما را کم می‌کنند، بپرهیزید. به عنوان مثال: «من فقط می‌خواهم در مورد … » قدرت لازم را ندارد. در عوض گفتگو را با یک عبارت دقیق و قدرتمند شروع کنید: «این اطلاعات مهمی است، مشتری‌های ما از خدمات ما استفاده می‌کنند تا این سه مشکل کلیدی، که احتمالاً شما هم‌اکنون با آن‌ها روبرو هستید را برطرف کنند».

۲. ولی …
یک جمله با این کلمه تمام گفته‌های قبلی را بی‌اثر می‌کند.

۳. شاید، احتمالاً
این کلمات نشانگر ضعف هستند. به عنوان مثال، «شاید بتوانم به شما تخفیف دهم». مطمئن نبودن شما را القا می‌کند. به ‌جای آن، توضیح دهید که چگونه می‌توانید با هم مذاکره کنید. مثلاً، «اگر شما با ما یک قرارداد سه ساله ببندید من قیمت را برای شما کاهش خواهم داد» بسیار خوب است.

۴. پیش‌فرض‌ها
کلمه‌ی «اگر» فرض را بر آن می‌گذارد که نتیجه غیر‌قطعی خواهد بود، «وقتی» یک باور راسخ را نشان می‌دهد. «اگر شما مشتری ما شوید» بسیار ضعیف‌تر جمله‌ی «وقتی شما مشتری ما شوید» است. عبارت دوم قطعی بودن رسیدن به نتیجه را القا می‌کند.

۵. استفاده از حسن تعبیر
مردم از کلمات طفره‌‌ای استفاده می‌کنند تا از واقعیت دور بمانند. اما، از آنجایی که حسن‌تعبیر‌ها مبهم هستند، می‌‌توانند باعث سو‌ء‌تعبیرهای جدی شوند و فروش را خراب کنند، مگر بتوانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید. به عنوان مثال به خریداران نشان دهید که به رویکردی جدید نیاز دارند، می‌توانید بپرسید: «منظور شما این است که از شرکتی که ‌هم‌اکنون از آن خرید می‌کنید، از هر‌ لحاظ راضی هستید؟» این جمله این معنی را القا می‌کند که رقیب شما به جای اینکه با مشتری، تعاملی توأم با احترام داشته باشد- همان کاری که شما برای مشتری انجام خواهید داد- محصول را به آن‌ها «فروخته است».

۶. چرا؟
پرسیدن این سؤال هوش  و درک مشتری احتمالی را به چالش می‌کشد. پرسیدن این سؤال که «چرا علاقه‌مند نیستید که بتوانید زمان مشتری‌یابی تیم فروشتان را ۴۰درصد کاهش دهید؟» می‌تواند حالتی تهاجمی داشته باشد. در عوض با احترام و با «چگونه» سؤال کنید.

۷. خواندن ذهن
هرگز فرض نکنید که می‌دانید در درون ذهن خریدارتان چه می‌گذرد.

اما پیش از این موارد، اولین جایی که باید تاثیر مثبت بگذارید، بر روی خودتان است. نحوه‌ی مدیریت هفت نقطه‌ی پر‌فشار مشترک، مستقیما بر توانایی فروش شما تاثیر خواهد گذاشت.

۱.جواب رد
۹۰ درصد از تعاملات فروش به نوعی شامل انواع جواب‌های رد می‌شوند. آماده شدن برای مدیریت جواب‌های رد برای موفقیت فروش شما حیاتی است. اینگونه فکر کنید: یا جواب مثبت می‌گیرید، یا جواب رد می‌گیرید و به سراغ مشتری بعدی می‌روید تا از او جواب بگیرید.

۲. انعطاف‌پذیری
افراد انعطاف پدیر همواره مثبت و آرام می‌مانند و در مسیر درست می‌مانند.

۳. هدف‌ها
مقصود‌های مشخص و طرح‌هایی با جزیات برای دست‌یافتن به آن‌ها، داشته باشید. اهداف شما باید: خاص، قابل اندازه‌گیری، قابل دست‌یابی، واقع‌بینانه و دارای سررسید باشند. آینده‌ای را مجسم کنید که به آن اهداف رسیده باشید.

۴. اولویت‌ها
برای استفاده بهینه و موثر از زمان خود اولویت‌های خاصی قرار دهید. اولویت‌ها اجازه می‌دهند که بر روی مهمترین کار متمرکز شوید. مهمترین کار شما فروش است.

۵. تعادل
برای اینکه در کار خود بهترین عملکرد را داشته باشید، برای استراحت وقت بگذارید و نفسی تازه کنید.

۶. طرز فکر
همواره مثبت باشید و از هر کسی که به نوعی باعث بهبود زندگی شما می‌شود قدر‌دان باشید.

۷. گفتگوی درون
فکر هایی که در سر می پرورانید تاثیر عظیمی بر احساسی که از خود دارید می‌گذارند. یاد بگیرید که این گفتگو‌ها را مدیریت کنید. افکار منفی را با واقعیت‌ها مقایسه کنید.

پادکست برایان تریسی

پادکست برایان تریسی

حقایق تلخ و نکاتی درباره قرض از خانواده و دوستان

حقایق تلخ و نکاتی درباره قرض از خانواده و دوستان

 

حقایق تلخ و نکاتی درباره قرض از خانواده و دوستان

 

حقایق تلخ و نکاتی درباره قرض از خانواده و دوستان

 

آیا تاکنون از تامین مالی FFF چیزی شنیده اید؟ FFF حرف های اول سه کلمه family، friends و fools به معنی خانواده، دوستان و احمق ها است. بسیاری از کارآفرینان، سرمایه اولیه کسب و کار خود را از افرادی دریافت می کنند که با آنها روابط نزدیکی دارند، و به همین وسیله رابطه خود را به نابودی می کشانند. جاش استیمل (Josh Steimle) در طول دوران ۱۵ ساله فعالیت خود، از هر سه گروه ذکر شده پول قرض کرده که این او را به یک منبع ممتاز برای اطلاع از ملاحظات لازم در هنگام قرض از FFF تبدیل می کند.

اگرچه برخی از این گونه از موارد تامین مالی پایان خوشی دارند، اما بسیاری از آنها با درد و رنج به پایان می رسند که پیامدهای آنها از شوربختی تا فاجعه در نوسان است. پیش از اینکه پول FFF را به عنوان یک روش آسان برای آغاز کسب و کار خود در نظر بگیرید، به موارد زیر توجه کنید:

پول مردم را تغییر می دهد

هیچ کس در هنگام ازدواج نمی گوید “چطور می توانم از پول برای تخریب این رابطه استفاده کنم؟” اما ظاهرا در عمل بسیاری از زوج ها همین کار را انجام می دهند. بر اساس یک تحقیق، اختلاف نظرهای مالی، اولین عامل طلاق در ایالات متحده هستند. ممکن است فردی که ملاقات کرده و پیش از ازدواج دیوانه وار عاشقش بوده اید، هنگامی که مسائل مالی وارد صحنه می شوند تبدیل به موجود دیگری شود.

پول در روابط کاری نیز انسان ها را تغییر می دهد. هر چقدر هم شما یا قرض دهنده انسان های بزرگ منشی باشید، هنگامی که سرمایه کافی نباشد، بیش از حد زیاد باشد یا در هر وضعیتی بین این دو حالت، تضادهایی پیش خواهد آمد.

قرض گیرنده برده قرض دهنده است

بسیاری اعتقاد دارند که از لحظه ای که از کسی پولی قرض می گیرید تا زمانی که آخرین ریال را به او بازگردانید برده او هستید.

ممکن است قرض دهنده ادعا کند که برایش مهم نیست و تنها می خواهد در موفقیت شما سهیم باشد. اما فقط تا زمانی که به یک سفر خارجی بروید، یا خانه ای بخرید یا حتی غذای گرانتری از آنها در رستوران سفارش بدهید صبر کنید. اینجاست که قرض دهنده با خودش فکر می کند “صبر کن، من به این طرف پول قرض دادم، حالا به جای اینکه پول من رو بده، داره خرج این چیزها می کنه؟”

ممکن است کار شما با شکست مواجه شود

بیشتر کسب و کارهای کوچک شکست می خورند. تصور می کنید کسب و کار شما یک استثنا است؟ همین تصور را تقریبا نیمی از مجموع صاحبان کسب و کارهای ایالات متحده که در همان پنج سال اول شرکت هایشان تعطیل شد نیز داشتند.

اگر ایده خارق العاده شما به نتیجه نرسد برنامه شما چیست؟ آیا می توانید به راحتی به سرمایه گذاران خود بگویید که بخاطر از دست رفتن پولشان متاسف هستید یا اینکه احساس می کنید باید سرمایه ها را تبدیل به وام کنید و پول آنها را برگردانید؟ در مورد دوم، برنامه شما برای بازپرداخت این وام ها چه خواهد بود؟

با توجه به ریسک های موجود، یک کارآفرین برای کاهش احتمال تخریب یک رابطه شخصی به خاطر قرض های خانوادگی چه کاری می تواند انجام دهد؟

یکی از موثرترین دلایلی که در ابتدا استیمل را در مسیر کارآفرینی قرار داد، قرض ۱۰۰۰ دلاری از پدرش برای راه اندازی یک کسب و کار خرده فروشی اسکیت در زمانی بود که به دبیرستان می رفت. آن تجربه در کنار مواردی دیگر، احساسات متناقضی را در او به وجود آورد.

نکاتی برای اجتناب از بروز مشکل

موارد زیر، توصیه های استیمل برای همه افرادی است که قرض گرفتن از اعضای خانواده یا دوستان را به عنوان یکی از گرینه های خود در نظر دارند:

  1. روند کار باید شبیه بانک باشد، نه یک مساله خانوادگی. بازپرداخت باید الزامی باشد. شرایط پرداخت می تواند انعطاف پذیر باشد، اما وام گیرنده نباید بتواند از زیر مسئولیت بازپرداخت فرار کند. این به خاطر خود قرض گیرنده است و نه قرض دهنده، چرا که نباید این تصور به وجود بیاید که قرض گرفتن و بازنگرداندن پول ایرادی ندارد. در واقع، چنین درسی مناسب هیچ فردی در هیچ گروه سنی نیست.
  1. یک برنامه بازپرداخت مشخص کنید. اگر کسب و کار جدید به اندازه ای درآمد ندارد که بتوان با آن مبلغ قرض را پرداخت کرد، در اینصورت باز هم تحت هر شرایطی، قرض گیرنده باید پول را از راه دیگری کسب کند و هر ماه بازپرداخت مقرر را انجام دهد. برای هر مورد پرداخت دیرتر از موعد و عدم پرداخت در یک ماه باید جریمه مشخص شود و تا زمانی که قرض گیرنده از روال برنامه بازپرداخت عقب باشد، این جریمه باید ادامه پیدا کند.
  1. پرداخت سود. دنیا با دریافت سود روی وام ها می چرخد. اگر قرض گیرنده مایل است سود کمتری بپردازد، در اینصورت باید بازپرداخت را در بازه زمانی کوتاهتری انجام دهد.

به زیر بار قرض رفتن برای راه اندازی یک کسب و کار تقریبا تحت هر شرایطی ایده آل نیست. قرض گرفتن از خانواده و دوستان هم موجب تحمیل ریسک بروز مسائل و مشکلات شخصی می شود. با این حال، اگر تنها راه تامین مالی یا راه اندازی یک کسب و کار همین باشد، دنبال کردن موارد زیر می تواند این ریسک را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.

روش صحیح درخواست از والدین برای تامین مالی کسب و کار

الکس گنادینیک (Alex Genadinik) برای راه اندازی یک استارتاپ به نام پرابلمیو (Problemio) که برای کسب و کارهای کوچک، اپ موبایل می سازد، ۲۰۰۰۰ دلار از مادرش قرض گرفت. کارلو سیسکو از سال ۲۰۱۲، ۱۵۰۰۰۰ دلار به صورت سرمایه گذاری قابل تبدیل به سهام از خویشاوندان خود دریافت کرده است تا باشگاه غذاخوری، مسافرتی و تخفیف های سرگرمی خود با نام سلکت (Select) را گسترش دهد؛ و اندرو انگوس ۵۰۰۰۰۰ دلار از مادرش قرض گرفت (نیمی از دارایی خالص او) تا مانع از تاخیر در رشد تصاعدی شرکت انیمیشن سازی خود به نام سویچ ویدیو شود (که در سال ۲۰۱۵ توسط ویدیارد خریداری شد).

هیچ یک از این تراکنش ها بدون پیامد یا افسوس نبودند. سیسکو می گوید: “این پولی است که احتمالا از همه آسانتر به دست می آید، اما احتمالا مهم ترین پولی است که به دست می آورید، زیرا نمی خواهید آنها را ناامید کنید.”

اگر می خواهید در طول شام شب سال نو از پدر و مادر خود برای نقدینگی استارتاپ خود پول بخواهید، ابتدا به توصیه های این کارآفرینان به دقت گوش کنید:

  1. ابتدا پول خودتان را سرمایه گذاری کنید. سیسکو که قبلا برای گروپان (Groupon) کار می کرد، برای راه اندازی فودفَن (یک سایت نقد و بررسی رستوران ها که قبل از سلکت پا به عرصه وجود گذاشت) ۴۰۰۰۰ دلار از پس انداز خود را صرف کرد. یک سرمایه گذاری ۱۰۰۰۰۰ دلاری قابل تبدیل به سهام به او کمک کرد تا با رستوران ها ارتباط برقرار کند و یک نسخه اولیه را از پلتفورم خودش ایجاد کند. هنگامی که از خانواده اش درخواست کمک کرد، فودفن ۸۵۰۰۰۰ رستوران و ۵۰۰۰۰ منو را در سایت خود فهرست کرده بود. سیسکو می گوید: “ما یک نام برند خارق العاده و حجم انبوهی از اطلاعات را در اختیار داشتیم.”
  1. از غریبه ها کمک مالی بگیرید. یک تایید شخص ثالث از سمت تامین کنندگان مالی بیرونی می تواند باعث شود برای والدین خود متقاعد کننده تر به نظر برسید. آنگوس که کسب و کار خود را در سال ۲۰۱۶ در کالینگ وود انتاریو (Collingwood, Ontarioo) راه اندازی کرد می گوید که یک وام ۲۵۰۰۰۰ دلاری از مرکز توسعه بازرگانی و اقتصادی کانادا به او کمک کرد تا برنامه هایش را به مادرش بقبولاند. مادر آنگوس برای کاهش میزان بازپرداخت خود یک وام مسکن اعتباری گرفت و اکنون در شرکت، یک سرمایه قابل تبدیل به سهام دارد که با نرخ سود ۶ درصد در طول پنج سال قابل بازپرداخت است.

سیسکو هم درخواست کمک مالی از سرمایه گذاران بیرونی را توصیه می کند. او تنها زمانی به سراغ خویشاوندان خود رفت که چندین سرمایه گذار فرشته (angel investor) به او مبالغی بین ۲۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ دلار در ازای ۶ تا ۱۰ درصد از سهام به او پیشنهاد داده بودند که به نظر او سهم زیادی بود. سیسکو از طریق قرض های قابل تبدیل به سهام از خانواده اش توانست مذاکره زودهنگام قیمت برای شرکتش را به تاخیر بیندازد. هنگامی که او سرانجام از سرمایه گذاران بیرونی ۱۵۰۰۰۰ دلار به دست آورد، مبلغ سرمایه خانواده اش در شرکت به سهام مستقیم تبدیل شد.

  1. همه چیز را مکتوب کنید. گنادینیک اعتراف می کند که به خاطر توافق “خیلی خیلی غیررسمی” خود با مادرش پشیمان است. در این توافق هیچ برنامه زمانی، نرخ سود، قرارداد مشخص و کلا هیچ چیز وجود نداشت. تقریبا شش ماه بعد، مادر او می خواست ۲۰۰۰۰ دلارش را پس بگیرد. علیرغم اینکه پرابلمیو در آن زمان درآمد خوبی داشت، اما گنادینیک نقدینگی در دست نداشت. او به جای اینکه مادرش را ناراحت کند، برای بازپرداخت مبلغ، یک خرده وام کوتاه مدت گرفت و ۱۵۰۰۰ دلار از سهامش را فروخت. این کار یک نرخ بهره و هزینه های ناخواسته ای را به او تحمیل کرد. درسی که می توان گرفت این است: برای اینکه انتظارات کاملا واضح و روشن باشند، یک قرارداد با خانواده خود امضا کنید.
  1. زیاد پای خود را از گلیم فراتر نگذارید. اگر سویچ ویدیو شکست می خورد، مادر آنگوس خانه اش را از دست می داد. خوشبختانه، کسب و کار او با بیش از ۲ میلیون دلار درآمد سالانه و مشتریانی مانند فیسبوک، IBM، HPP، مایکروسافت و امریکن اکسپرس رونق گرفت، و این کم کم منجر به جابجایی به منطقه خلیج سانفرانسیسکو و سرانجام خرید سویچ ویدیو توسط ویدیارد شد.

به نظر می رسد همانند هر چیز دیگری، برای استفاده از سرمایه خانوادگی نیز مزایا و معایبی وجود دارد.

نقاط مثبت:

  • احتمال پذیرش بسیار بالای درخواست قرض
  • شرایط تامین مالی و سهام بهتر
  • دسترسی سریع تر به نقدینگی

نقاط منفی:

  • مداخله خویشاوندان در کسب و کار
  • تمسخر از جانب شاغلان در حوزه فعالیت کسب و کار
  • احساس گناه مادام العمر در صورت شکست استارتاپ

سیسکو نسبت به گرفتن قرض از والدین، بیشتر از مقداری که استطاعت از دست دادن آن را داشته باشند هشدار می دهد. او می گوید: “شما باید به اندازه ای سرمایه داشته باشید که شانس موفقیت داشته باشید، اما نباید این مبلغ آنقدر زیاد باشد که در صورت شکست شما، فرد دیگری به دردسر بیفتد.” به خاطر داشته باشید که اینها افرادی هستند که یک عمر در کنار شما خواهند بود.

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

مصاحبه مجله وب مارکتینگ نیوز با صابر فضلی احمدی

صابر فضلی احمدی   SABER FAZLIAHMADI     SABER FAZLI AHMADI

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

SABER FAZLI AHMADI صابر فضلی احمدی

 

فارغ التحصیل مهندسی برق کنترل از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و فارغ التحصیل فوق لیسانس مدیریت فناوری اطلاعات – سیستم های اطلاعاتی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران در سال ۱۳۹۴ می باشد.

در دوره ی کارشناسی با داده کاوی و علم داده آشنا شد و حاصل آن پایان نامه ای در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان “کاربرد داده کاوی و هوش مصنوعی در سیستم های مدیریت محتوا” بود.

علایق کاری وی: علم داده، بازاریابی، مشاوره و مدیریت IT, برنامه نویسی به زبان های مختلف، تحلیل سیستم، مدیریت پروژه، تکنولوژی های نوین، دست و پنجه نرم کردن با چالش های جدید.

لینک نمونه کارهای انجام شده صابر فضلی احمدی مرتبط با Data Analytic – تحلیل داده :

Data Analytic – تحلیل داده > تحلیل توصیفی > داشبوردها

http://rayantabib.com/data_analytic/

شماره تماس صابر فضلی احمدی : ۰۹۱۲۵۷۹۰۹۰۲

آدرس ایمیل شخصی صابر فضلی احمدی :

info@rayantabib.ir

لینک دانلود رزومه صابر فضلی احمدی :

http://saberfazliahmadi.ir/wp-content/uploads/2016/08/English-Resume-Saber-Fazli-Ahmadi.pdf

چه پیش آمد که از مهندسی برق به سمت بازاریابی، مشاوره و مدیریت IT رفتید؟

حدود ۷ سال پیش، در پروژه‌ای برقی با شرکتی همکاری داشتم و در نهایت دویست هزار تومان برای آن دریافت کردم که البته در آن زمان مبلغ زیادی بود؛ اما بعد متوجه شدم که برای کل این پروژه که کار فنی آن با من بود، حدود پنج میلیون تومان قرارداد بسته شده است؛ بنابراین سود بخش بازاریابی و مدیریت آن پروژه حدود ۲۵ برابر دریافتی من بود. با مدیران آن شرکت صحبت کردم و از پروژه بعدی، با همان دوستان به صورت مشارکتی همکاری کردم. به این ترتیب، بسیار سریع متوجه شدم که موضوع اصلی، برنامه‌نویسی یا تولید محتوا و ساخت محصول نیست؛ این‌ کارها بسیار راحت است. آن زمان برنامه‌نویس‌های خوبی بودند که ماهیانه حدود دویست هزار تومان درآمد داشتند، اما در کارشان چندان موفق نبودند؛ چون نمی‌توانستند کدهایشان را بفروشند یا پروژه بگیرند. در همان زمان، من مطالعه در زمینه بازاریابی را به زبان انگلیسی شروع کردم. آن موقع شرکتی کامپیوتری را اداره می‌کردم. من ایده‌های بازاریابی‌ام را آنجا اجرا می‌کردم که باعث شده بود میزان فروش شرکت مرتباً افزایش یابد؛ به جایی رسیدیم که رقیبی نداشتیم و رقبا نمی‌توانستند راز موفقیت ما را کشف کنند؛ رازش این بود که ما هر روز شیوه‌های بازاریابی را یاد می‌گرفتیم، اما آن‌ها فقط روی تولید محصول متمرکز شده بودند.

در حال حاضر از چه روش‌ها و ابزارهایی برای پیشبرد هدف‌هایتان استفاده می‌کنید؟

ما تقریباً تمام رسانه‌های آموزشی را به کار گرفته‌ایم. از اپلیکیشن موبایل تا شبکه‌های اجتماعی و بسته‌های فیزیکی، دوره‌های آنلاین، کلاس‌های حضوری، کارگاه، همایش و مانند این‌ها.

بازاریابی آنلاین یا انواع دیگر بازایابی؟

بازاریابی آنلاین؛ آن هم به طور عمده برای کسب‌وکارهای کوچک. برای مثال، شخصی که شرکتی را تأسیس کرده است، تعداد محدودی کارمند دارد، بودجه میلیاردی هم ندارد که در تلویزیون یا در بیلبورد تبلیغات کند، چطور می‌تواند با چند صدهزار تومان تا چندمیلیون تومان هزینه تبلیغات، برگشت سرمایه خوبی داشته باشد.

بازاریابی آنلاین را چگونه تعریف می‌کنید؟ 

بازاریابی آنلاین حالت خاصی از بازاریابی مستقیم است. تعریف بازاریابی مستقیم این است که یک پیام تبلیغاتی خوب را از طریق رسانه‌هایی به مخاطبانی برسانیم. حالا اگر این رسانه، اینترنت باشد، می‌شود بازاریابی آنلاین و اگر تلویزیون باشد می‌شود، بازاریابی سنتی یا تلویزیونی.

در انجام عملیات بازاریابی و تبلیغات چه رویکردهایی مدنظر قرار می‌گیرد؟

معمولاً در این کار دو رویکرد داریم؛ یکی رویکرد برندسازی است که متأسفانه بسیاری از شرکت‌های کوچک این رویکرد را در پیش می‌گیرند. اینکه ادعا کنیم برند ما در دنیا بهترین است و مانند این‌ها، برای شرکت‌های کوچک ارزشی ندارد. رویکرد دیگر بازاریابی مستقیم (Direct Marketing) است. اینکه در هر قطعه تبلیغاتی پیشنهاد واضحی به مخاطب بدهیم و از او بخواهیم کاری انجام دهد. این کار می‌تواند خرید باشد یا عضویت در سایت یا هر عمل دیگری. تبلیغی که Call to Action یعنی «دعوت به اقدام» در آن نباشد، برای شرکت‌های کوچک مفید نیست و تنها در برندهای بزرگ کارآمد است.

امروز در دنیا چه روندها و گرایش‌هایی در بازاریابی آنلاین وجود دارد؟

اولین و مهم‌ترین گرایش در بازاریابی آنلاین، گرایش به سمت آموزش است. مثلاً شما شکلات یا همبرگر می‌فروشید. بنر تبلیغاتی‌تان باید در جهتی باشد که مشتری به کمک آن، دریابد چگونه کالری یک همبرگر را محاسبه کند یا در ماه چه تعداد از این محصول بخورد که به سلامتی وی آسیب نزند. برای مثال، مک‌دونالد پارسال تبلیغاتی را درباره تشخیص کیفیت سیب‌زمینی شروع کرد؛ اینکه چگونه می‌توانیم از روی سیب‌زمینی خام بفهمیم که بعداً سیب‌زمینی سرخ‌کرده خوشمزه‌ای خواهد شد یا نه. با این کار، میلیون‌ها نفر را به صفحه‌ای خاصی در سایتش هدایت می‌کند. در قدم‌های بعدی، پیشنهادهایی می‌دهد و تخفیف‌هایی در نظر می‌گیرد تا افرادی را که به سایتش آمده‌اند، به مشتری تبدیل کند.

آیا استفاده از تبلیغات ویدیویی را می‌توان یک پدیده یا گرایش دانست؟

تبلیغات ویدیویی را نمی‌توان یک پدیده یا گرایش دانست؛ اما جست‌وجوی ویدیویی در گوگل از جست‌وجوی وبی در حال پیشی گرفتن است. مثلاً این روزها اگر کسی بخواهد کیک درست کند، مقاله جست‌وجو نمی‌کند، بلکه به دنبال فیلمی می‌گردد که طریقه ساخت آن را نشان دهد. بنابراین شرکت‌ها از طریق ساختن ویدیو می‌توانند مخاطب را جذب کنند؛ به شرط اینکه دعوت به اقدام (Call to Action) نیز در ویدیو باشد. نکته دیگر اینکه در این کمپین‌های حرفه‌ای، هرگز گام اول و حتی گام دوم، خرید نیست؛ به این معنا که در آن ویدیو اعلام می‌کنید: «اگر می‌خواهید فایل پی‌دی‌اف نکات مهم این ویدیو را رایگان دانلود کنید، به سایت ما مراجعه کنید.»

آیا هدف همه این کارها این است که مردم را به سایت هدایت کنند یا روش‌های دیگری هم هست؟

به اعتقاد من، تا این لحظه هیچ گزینه دیگری به عنوان جایگزین سایت وجود ندارد. داشتن صفحه اینستاگرام، کانال تلگرام و … می‌تواند بسیار مفید باشد، اما در نهایت باید افراد را به سایتتان هدایت کنید.

آیا شبکه‌های اجتماعی می‌توانند رسانه به حساب بیایند یا همه این‌ها در خدمت رسانه بزرگ‌تری مثل سایت هستند؟

سؤال بسیار خوبی است. اگر برند بزرگی داشته باشیم و محصولات معروفی ‌بفروشیم، مثل پفک یا چیپس، در این حالت اینستاگرام یا تلگرام می‌تواند یک رسانه باشد؛ چراکه در نهایت افراد را به سوپرمارکت‌ها هدایت می‌کنند. اما اگر کسب‌وکار کوچکی داریم و محصولاتمان در هر فروشگاهی پیدا نمی‌شود، شبکه‌های اجتماعی باید مردم را به سایت هدایت کنند، زیرا فروش در اصل در سایت انجام می‌شود و محصول همه‌جا در دسترس مردم نیست.

امروزه مهم‌ترین ابزارهای بازاریابی آنلاین کدامند؟ برای مثال، آیا بازاریابی با ایمیل که یکی از اولین ابزارها یا روش‌ها بود، هنوز هم کارآمد است؟

اجازه دهید بازاریابی اینترنتی را به صورت کلی توضیح دهم؛ تنها مدلی که در دنیا کارآمد بوده، این است: افراد را با هر تبلیغی به سایتتان می‌آورید، در صفحه‌ای به نام صفحه فرود (Landing Page)، هدیه خوبی به آن‌ها می‌دهید، ایمیلشان را درخواست می‌کنید و بعد از آن، بازاریابی از طریق ایمیل را با آن‌ها ادامه می‌دهید. ایمیل، قدرتمندترین ابزار بازاریابی اینترنتی است و به نظر من، حداقل تا ده سال آینده جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد. ایمیل به مدهای زودگذر وابسته نیست و تا زمان زیادی کاربردی خواهد بود.

به جز ایمیل، ابزار دیگری هم در این حوزه وجود دارد؟

یک یا دو ابزار جدید هم هست؛ یکی از آن‌ها پوش نوتیفیکیشن (push notification) است که با کمک آن می‌توان روی دسکتاب و مرورگرها پیام فرستاد. آموزش اجرای آن به صورت فیلم نیم‌ساعته‌ای در سایت شرکت رایان طبیب وجود دارد.  دوستان علاقه‌مند می‌توانند این فیلم آموزشی را از Rayantabib.ir دانلود کنند.

نوتفیکیشن‌های اپلکیشن‌های موبایل هم یک ابزار دیگر است.

آیا آماری وجود دارد که نشان دهد چند درصد از بازاریابی به صورت آنلاین انجام می‌شود و چند درصد به صورت سنتی؟

متأسفانه در ایران آماری وجود ندارد. اما به چند نکته اشاره می‌کنم که آن‌ها را روی چند صد شرکت آزمایش کرده‌ام. تعصب روی بازاریابی اینترنتی و عنوان کردن اینکه بیلبورد یا تبلیغات چاپی منقرض شده است، درست نیست. ما هشت سال است که به صورت تخصصی بازاریابی اینترنتی را آموزش می‌دهیم، اما گاه به اندازه یک کمپین آنلاین از تبلیغ در مجلات نتیجه می‌گیریم. این‌ها جایگزین هم نیستند، در کنار هم هستند. نکته بعدی این است که دریابیم چرا مردم تا این اندازه سراغ بازاریابی اینترنتی می‌روند. به نظر من، دو دلیل دارد: یکی اینکه بازدهی آن بسیار سریع است و بلافاصله با تبلیغ، افراد به سایت شما می‌آیند و این حس خوبی دارد. دومین و مهم‌ترین نکته، بازگشت سرمایه (ROI) است؛ یعنی چقدر هزینه می‌کنیم و چقدر بازگشت سرمایه داریم؛ به دلیل ارزانی تبلیغات اینترنتی، بازگشت سرمایه بسیار زیاد است.

این روزها، با وجود انواع گزینه‌ها، نگهداشتن مشتری بسیار دشوار شده است. چه پیشنهادی برای وفادار نگهداشتن مشتریان دارید؟

قوی‌ترین استراتژی، حفظ ارتباط دوستانه با مشتری است و این یعنی کمک به مشتری، بدون اینکه از او درخواست خرید داشته باشیم. مثلاً شخصی در صفحه محصولات شما، لپ‌تاپی را دیده، اما نخریده است. حال می‌توانیم از طریق پوش نتیفیکیشن یا ایمیل با او در ارتباط باشیم و او را وارد کارزار بازاریابی کنیم. مثلاً چند روز برایش آموزش‌های رایگان خرید لپ‌تاپ بفرستیم که هیچ پیشنهاد خریدی هم در آن نیست. بعد از خرید هم این کارها می‌تواند صورت بگیرد که در حوزه آنلاین بسیار راحت و با ابزارهای اتوماسیون انجام می‌شوند. برای مثال، شخصی از شما محصولی خریده است، می‌توانید برایش پیامی بفرستید که محصول را ارسال کرده‌اید تا خیالش راحت شود. هفته بعد ایمیلی بفرستید که آیا محصول به دست شما رسیده، سالم است و مواردی از این دست. می‌توانید تا چند ماه به صورت خودکار پیام‌های مختلفی برایش بفرستید که باعث ‌شود از شما قدردانی کنند. آینده کسب‌و‌کار در همین سیستم‌سازی‌ها است که باعث می‌شوند تعداد مشتریان از صد به صدهزار برسد، بدون اینکه خللی در کار شما ایجاد شود. برای این کار به خرید یا نوشتن برنامه‌های سنگین یا گران نیازی نیست؛ سایت‌هایی هستند که با اشتراک ماهیانه چند ده دلاری، تمام این خدمات را ارائه می‌دهند.

گرفتن بازخورد در دنیای مجازی بسیار رایج است. در بازاریابی و تبلیغات آنلاین در گرفتن بازخورد باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

در این خصوص باید به چند نکته اشاره کنم. بسیاری از افرادی که سایتی را تأسیس می‌کنند، خیلی زود با اولین بازخوردها نا‌امید می‌شوند. من محصولی در خصوص سئوی گوگل روی سایت گذاشتم. شخصی برایمان نوشت که این چه محصولی است که آموزش داده‌اید، هزار تومان هم نمی‌ارزید و من همه آن را بلد بودم. اما واقعیت چه بود؟ ما هنوز آن محصول را تولید نکرده بودیم. فقط صفحه آن محصول را روی سایت ساخته بودیم و قرار بود از فردای آن روز، محصول را ارسال کنیم. پس مشخص است که این شخص اصلاً محصول را ندیده و نظر داده است. پس نظرش ارزشی ندارد. در گرفتن بازخورد از یک محصول، نظر افرادی که آن محصول را نخریده‌اند، چندان مهم نیست. عده‌ای هستند که همیشه نظر منفی می‌دهند. نظر کسانی که حتی یک ریال به شما پول داده‌اند، بسیار ارزشمند است؛ چراکه با پولشان به شما رأی داده‌اند و قبولتان دارند. در واقع، باید روی نظرات وزن بگذاریم. مثلاً بازدیدکننده‌ای می‌گوید که کاش محصول شما این امکان خاص را داشت، من حداقل صد بار این موضوع را آزمایش کرده‌ام، اگر آن امکان مدنظر را هم اضافه کنید، باز هم محصول را نمی‌خرد، اما به نظر کسی که یک ریال به شما پول داده است، وزن ده برابری بدهید و در صورت امکان، خواسته‌اش را سریع‌تر در سیستم پیاده کنید.

موضوع جالبی را مطرح کردید، اغلب فکر می‌کنیم که باید به نظر کسانی که محصول ما را نخریده‌اند، توجه بیشتری کنیم.

خیر؛ اگر کسی محصول را نخرید، اما نظر داد، سابقه نظرات او را بررسی می‌کنیم، چنانچه تعداد زیادی نظر از وی وجود داشت که همه آن‌ها اعتراض بود، به این نتیجه می‌رسیم که آن شخص مشکل دارد. اما اگر چند اعتراض دارد و چند نظر مثبت، باز هم وزن بیشتری به نظراتش می‌دهیم؛ اگر ایمیلش را داده باشد، باز هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کسانی که نام واقعی‌شان را نمی‌گویند، باید همان موقع نظرشان را پاک ‌کنیم. بهتر است نظر کسی که جرئت ندارد اسمش را بگوید، اما به همه‌چیز اعتراض دارد، پاک شود. بنابراین باید یک سیستم نظرسنجی با چند سطح تعریف کرد و نظرات را به‌راحتی و باسرعت فیلتر کرد.

رقابت در فضای مجازی که از یک جهت کاملاً شفاف است و از جهت دیگر کاملاً مبهم، چگونه تعریف می‌شود؟ آیا مزیت‌های رقابتی همان عوامل قدیمی هستند؟

رقابت در فضای اینترنت به چند عامل مهم بستگی دارد که بیش از محصول اهمیت دارند. اول از همه، سرعت سایت است. سایت‌هایی که لود آن‌ها بیشتر از چند ثانیه طول می‌کشد، اغلب فروش‌ها را از دست می‌دهند. وقتی شخص دکمه خرید را می‌زند، اگر بیشتر از چهار یا پنج ثانیه طول بکشد، صفحه را می‌بندد و با اینکه تا همان لحظه مصمم به خرید بوده است، بلافاصله منصرف می‌شود. گوگل آماری منتشر کرده‌ است که نشان می‌دهد، در روزی که مثلاً در یک‌دهم ثانیه سرورش دچار کندی شده است، تعداد کلیک‌ها روی تبلیغات و درآمد گوگل ۳۰ درصد افت کرده است. سایت مرجعی در دنیا به نام gtmetrix.com وجود دارد که سرعت سایت‌ها را مطابق با استاندارد‌هایی می‌سنجد و پیشنهاد‌هایی برای بهبود می‌دهد که سرعت سایت را بهتر می‌کند.

دومین نکته، بهبود فرایند خرید است؛ به این معنی که فرایند خرید را برای مشتری راحت‌تر و لذتبخش‌تر کنیم. برای مثال در فرم‌های اینترنتی، اول، نام است، بعد نام‌خانوادگی، بعد نشانی ایمیل و بعد شماره موبایل. ما آزمایش کردیم اگر مشتری بخواهد فرمی را پر کند و در آن، جای موبایل با ایمیل عوض شود، سی یا چهل درصد، بیشتر کار را ادامه می‌دهند؛ چون برای شخصی که هر دو را حفظ است، تایپ کردن شماره موبایل راحت‌تر از ایمیل است. قدم‌به‌قدم که مشتری پیش می‌رود، اگر از آسان به سخت برود، احساس می‌کند که کار تکمیل می‌شود و انگیزه‌اش بیشتر می‌شود. اگر در فرمی لازم است که شخص، هم مشخصاتش را بدهد، هم آدرس، هم ایمیل و اطلاعاتی از این قبیل، فرم باید به چند صفحه تقسیم شود. در صفحه اول فقط اسم، ایمیل و موبایل را می‌گیریم که اگر شخص منصرف شد، بتوانیم با ایمیل پیگیری کنیم. قدم بعدی، ثبت شهر و استان است که شخص احساس کند کار کوچک ساده‌ای است و بعد قدم‌های بعدی. چندمرحله‌ای کردن تکمیل فرم‌ها، بر تعداد خریدها تأثیرگذار است. این یک علم است که به آن Conversion Optimization می‌گویند. یک آمار جالب نشان می‌دهد در ایران از صد نفری که روی دکمه خرید کلیک می‌کنند، یعنی صفحه محصول را خوانده‌اند و محصول را می‌خواهند، حدود ۸۷ تا ۹۰ درصد آن‌ها تا آخر کار منصرف می‌شوند. اگر ما راهکاری پیدا کنیم که هر کسی را که منصرف شد، به صورت خودکار پیگیری کنیم و بازاریابی را ادامه دهیم، فروشمان حداقل سه‌برابر می‌شود.

درباره سئو چه نکاتی هست که برای مخاطبان مجله و سایت بازگو کنید؟

سئو یعنی بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو یا Search Engine Optimization که در فارسی بهتر است به آن «بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جست‌وجو» گفته شود. در حال حاضر، در سئو، بهترین معیار گوگل است؛ چون بیش از ۹۰ درصد جست‌وجو‌ها در گوگل انجام می‌شود. اگر در گوگل رتبه بالا داشته باشید، خودبه‌خود رتبه شما در همه موتورهای جست‌وجو بالا خواهد بود. سئو یعنی کاری کنیم که وقتی کاربر کلمه کلیدی خاصی را جست‌وجو کرد، سایت ما در اولین نتایج نشان داده شود. سئوی سایت هم معنا ندارد؛ ما سئوی یک صفحه سایت را انجام می‌دهیم. هر صفحه سایت با صفحه دیگر کاملاً متمایز است و ارزش متفاوتی دارد. یکی از اشتباهات رایج در ایران، این است که صفحه اصلی سایت را سئو می‌کنند؛ مثلا اگر کسی شبکه را جست‌وجو کرد،shabakeh-mag.com  اول نتایج بیاید. این کار ارزش زیادی ندارد، ضمن اینکه کار بسیار سختی است. ما باید یک مقاله درباره شبکه در سایت شما را سئو کنیم و پایان مقاله نیز یک ایمیل بگیریم تا هدیه‌ای بدهیم.

در زمینه On Page Optimization، اغلب سایت‌های ما ضعیف هستند. اگر چگالی کلمات در یک مقاله به اندازه کافی باشد، بعضی کلمات یا جملات پررنگ شده باشند، توضیحات عکس مرتبط با موضوع باشد و مانند این‌ها، کافی است تا سایت شما رتبه خوبی کسب کند. اگر از CMS‌های خوبی مانند وردپرس استفاده کنید، پلاگین‌های رایگان و پولی وجود دارد که هر مقاله را تجزیه‌وتحلیل می‌کند و دقیقاً پیشنهاد می‌دهد که مثلاً در این مقاله کجا کلمه شبکه را bold کنید یا میان مقاله، یک عکس با این مشخصات اضافه کنید. همین کارهای ساده می‌تواند شما را در بالای جست‌وجوهای گوگل قرار دهد.

صفحات مهم سایت کدام‌ها هستند؟

مهم‌ترین آن‌ها، صفحه فرود است که وظیفه آن گرفتن ایمیل در ازای دادن هدیه است. حتی در این صفحه فهرست‌ها و سایر اجزا را برمی‌داریم. در واقع کمک می‌کند که کاربر تصمیم بگیرد که این هدیه را قبول کند و ایمیل بدهد یا نه. صفحه مهم‌ بعدی، صفحه تشکر است. وقتی شخص ایمیلش را داد، به صفحه‌ای هدایت می‌شود که در آن با ارائه تخفیف‌های زیاد یا معرفی یک محصول ارزان، کاری می‌کنیم که اولین خرید انجام شود یا بعد از دادن ایمیل، بلافاصله به کاربر پیشنهاد می‌کنیم که همین حالا به اینستاگرام یا تلگرام ما بپیوندد. صفحات محصول هم از صفحات مهم سایت هستند. مهارتی وجود دارد به نام تبلیغ‌نویسی در وب؛ این مهارت کمک می‌کند متن صفحات محصول را طوری بنویسیم که مخاطب به محض خواندن، تصمیم به خرید بگیرد. علمی هم با عنوان بازاریابی عصبی وجود دارد که درباره عملکرد مغز است و من درباره آن کتابی هم نوشته‌ام که چطور شخص در لحظه تصمیم می‌گیرد که خریدی را انجام دهد یا نه. با این علم، در صفحه محصول تغییراتی انجام می‌دهیم که فروش افزایش پیدا کند.

در واقع روی تصمیم‌گیری مخاطب در لحظه انتخاب اثر می‌گذارید.

بله؛ خرید در اینترنت مانند خرید در سوپرمارکت نیست. وقتی شخصی روی دکمه خرید کلیک می‌کند، بیشتر اوقات تصمیمش پنجاه-پنجاه است. اصلاً مطمئن نیست قدم بعدی را بردارد؛ منتظر قطعی اینترنت است یا اینکه رمز دوم کارتش همراهش نباشد تا فرایند خرید را رها کند. می‌توانید فرایند را به‌گونه‌ای طراحی کنید که شخص تمام مراحل را تا آخر برود و در انتها رضایت نیز داشته باشد. در زمینه بازاریابی عصبی، موضوع دیگری که مطرح می‌شود، درخواست‌های کوچک است. اگر از مشتری، درخواست کوچکی داشته باشیم، درخواست‌های بزرگ‌تر را راحت‌تر می‌پذیرد. مثلاً وقتی دکمه خرید را زد، فقط اسم و ایمیل را بگیریم. حال با طی یک مرحله، احتمال بیشتری دارد که استان و شهر را در مرحله بعدی وارد کند و همین کار را تا پایان فرایند ادامه دهد.

آیا این همه درخواست نقض‌غرض نمی‌شود و نتیجه برعکس نمی‌دهد؟

خیر؛ چون مغز برای کسب موفقیت‌های کوچک ساخته شده است. همین که یک فرم با دو فیلد را پر کرد و دکمه را زد، مغز این را یک موفقیت حساب می‌کند و این روحیه شخص را برای کسب موفقیت بعدی آماده می‌کند. اما اگر از اول یک فرم طولانی ببیند، حتماً فرار می‌کند!

تولید محتوا برای بازاریابی چقدر اهمیت دارد؟

اولین قسمت کمپین‌های تبلیغاتی و بازاریابی، در واقع به آموزش تبدیل شده است که تلاش برای تولید محتوا است. به نظر من، هر کسب‌وکاری باید تمرکز جدی روی تولید محتوا داشته باشد. مثلاً فروش کولر گازی یا دوربین را در نظر بگیرید. هر فروشنده‌ای می‌تواند با تولید محتوا از رقبایش پیشی بگیرد. با ارائه مطالبی درباره اینکه چطور دوربین یا کولر بخریم، محصولات را مقایسه و بررسی کنیم و مانند این‌ها، آنقدر به شخص آموزش می‌دهیم که قبول می‌کند که ما متخصص‌ترین شرکت در حوزه کولر گازی یا دوربین هستیم. به همین دلیل با اطمینان از ما خرید می‌کند.

دیدگاه‌های مردم درباره کسب‌وکارهای اینترنتی در ایران چقدر با واقعیت انطباق دارد؟

متأسفانه در این زمینه دیدگاه‌هایی وجود دارد که اصلاً با واقعیت‌ها همخوانی ندارند. مانند اینکه کسب‌وکار اینترنتی، کسب‌وکار دوم است و بعد از ساعت کاری، می‌توانید دو ساعتی سرگرم شوید و پول خوبی به دست ‌آورید؛ من با این دیدگاه کاملا مخالفم. کسب‌وکارهای اینترنتی همانند کسب‌وکارهای معمولی و شاید بیشتر از آن‌ها، وقت و انرژی می‌خواهد.

نکته دوم اینکه کسب درآمد از اینترنت به‌هیچ‌وجه آسان نیست. در میدان‌های شلوغ شهر پوستر زده‌اند که کلیک کنید و ماهی ششصد هزار تومان به دست بیاورید. چنین چیزی درست نیست. نکته آخر و مهم اینکه اگر کسی با کسب‌وکار آشنایی ندارد، در اینترنت هم معجزه‌ای برایش صورت نمی‌گیرد. کسی که در عمرش کارمند نداشته، با مشتری برخورد نداشته و چیزی هم از کسب‌وکار نمی‌داند، با تأسیس یک سایت باز هم همان فرد است. ما باید در کسب‌وکار فیزیکی قوی باشیم و به اندازه کافی مطالعه کنیم، بعد شاید بتوانیم در اینترنت هم موفق شویم. بسیاری از کسانی که در اینترنت موفق هستند، کسانی هستند که قبلا شرکت داشته‌اند و بعد سراغ اینترنت رفتند. نمونه‌های کمی وجود دارند که شخصی فقط با یک سایت به جایی رسیده باشد.

بله، اما نکته‌ای وجود دارد که البته درباره افراد خیلی موفق صدق می‌کند. شخصی اپلیکیشنی می‌نویسد، بدون اینکه قصد راه‌اندازی کسب‌وکار یا شرکتی را داشته باشد. بعد به دلیل نیاز جامعه، این کار رونق می‌گیرد. این شخص با دید مهندسی شروع به کار کرده، اما در موقعیت مدیر قرار گرفته است که شاید برای آن آمادگی لازم را هم نداشته است.

احتمال این نوع موفقیت‌ها بسیار کم است.

اما بسیار مثال زده می‌شوند. در مقالات، کتاب‌ها و رسانه، به طور مدام از دو جوان گمنامی که گوگل را تأسیس کردند و به سود میلیاردی رسیده‌اند، حرف می‌زنند و همه آدم‌هایی را که در این کار موفق نشده‌اند، نادیده می‌گیرند.

کارآفرینی موضوع عجیبی است. اینکه یک نفر شب ایده‌ای به ذهنش رسید، از فردا صبح اپلیکیشن آن را نوشت و ثروتمند شد. اما هیچ‌کدام از این داستان‌ها حقیقت ندارد. به نظر من در ایران هم ایده اپلیکیشن‌ها یا سایت‌هایی که موفق شده‌اند، خیلی مهم نبوده است. آنچه مهم است، اجرای قوی پشت آن است که یا خودش ذاتاً مدیر خوبی بوده یا مدیران خوبی را به کار گرفته است. همین اپلیکیشن‌های آژانس را در نظر بگیرید که این روزها خیلی رواج دارند. شما جایی تبلیغ آن‌ها را دیده‌اید؟ این‌ها را افراد جامعه به یکدیگر خبر می‌دهند. کافی است یک‌بار آزمایش کنید و تاکسی نیم‌ساعت دیر بیاید یا پول بیشتری بگیرد؛ بلافاصله شما واکنش منفی نشان می‌دهید. اجرای کار مهم است و تعیین می‌کند کدام کسب‌وکار و ایده می‌ماند و کدام نمی‌ماند. نه آن کد و ایده و اپلیکیشن.

و سخن آخر؟

توصیه آخر من به دوستان آن است برای موفقیت در کسب‌‌و‌کار و به خصوص کسب‌و‌کار اینترنتی فقط دنبال ایده خوب یا موارد فنی نباشند.

بزرگترین موفقیت‌ها به اصول پایه‌ای برمی‌گردد.

به جای اینکه فقط دنبال ترفند یا میان‌بر باشیم با جدیت بر بهبود فردی کار کنیم.

به نظر من موفقیت‌های بزرگ بیشتر به خود فرد بستگی دارد.

بر خصوصیاتی مانند انضباط شخصی، صداقت و شجاعت و جسارت کار کنید و در هر کاری بزرگترین موفقیت‌ها در انتظار شما است!

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ 70 ۸۰

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ ۷۰ ۸۰

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ 70 ۸۰

۵ نکته بسیار مهم در بازاریابی برای جذب متولدین دهه ۶۰ ۷۰ ۸۰

 

۵ نکته اساسی در بازاریابی برای جذب متولدین دهه های ۶۰ تا ۸۰

 

بر طبق آمار و ارقام، متولدین دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ شمسی، ۲۰۰ میلیارد دلار قدرت خرید مستقیم و بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار قدرت خرید غیر مستقیم را در اختیار دارند. با توجه به این مطلب، هدف گیری آنها می تواند یک حرکت درست برای تصاحب سهم بیشتری از بازار برای کسب وکار شما باشد. اغلب اوقات تصویر درستی از این نسل ارائه نمی شود، با این وجود، متولدین این سه دهه به تدریج در حال شناخته شدن به عنوان مصرف کنندگانی هستند که می توانند محرک رشد کسب و کار برای بازاریاب ها باشند.

این تغییر در شناخت به این معنی است که بازاریاب هایی که همیشه محصولات و خدمات خود را به سوی نسل های قدیمی تر هدفگذاری می کردند، امروزه برای جذب این نسل های جدیدتر ناچار به اتخاذ راهبردهای جدیدتری هستند. به منظور هدف گیری مناسب متولدین این سه دهه، لازم است از ابعاد مختلف با آنها ارتباط برقرار کنید و این یعنی باید خواسته های آنها را درک کنید.

 

راهبردهای زیر به شما کمک خواهد کرد تا یک بازار فعال از متولدین دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را به تصرف خود درآورید

 

  1. موبایل را در اولویت قرار دهید.

امروزه متولدین این سه دهه، بیش از هر نسل دیگری به گوشی های هوشمند خود وابسته هستند. ۹۰ درصد این افراد می گویند که هرگز نمی توانند از گوشی های خود جدا شوند، و ۷۸ درصد نیز می گویند که اولین چیزی که پس از بیدار شدن از خواب انجام می دهند این است که با چشمان نیمه باز خود به دنبال گوشی شان می گردند.

برای جذب این نسل ها باید کار خود را از گوشی های همراه آنها آغاز کنید. هدف گیری آنها با محتواهایی در زمینه موبایل که باعث جذب تعامل آنها شود ضروری است.

اولین گام برای بازاریابی موبایلی موفق، تولید محتوایی است که این نسل تمایل به استفاده از آن در گوشی های خود داشته باشند. یک مطالعه که توسط مایتک (Mitek) انجام شد و طی آن از ۱۰۱۹ نفر از افراد بین سنین ۱۸ تا ۳۴ سال نظر سنجی انجام شد، نشان داد که بیشتر آنها سلفی را به عکسبرداری معمول ترجیح می دهند. تقریبا ۹۰ درصد از آنها هر روز یا هر هفته از خود سلفی می گرفتند.

 

  1. بررسی کنید که مخاطب شما چه می خواهد.

یک گزارش در لس آنجلس تایمز نشان داد که این نسل، صرف هزینه روی تجارب را به مادیات ترجیح می دهد. متولدین این دهه ها بر خلاف والدین خود که ساعت یا ماشین های رویایی را ترجیح می دادند، بیشتر ترجیح می دهند مسافرت های تحسین برانگیز خود را با سلفی در رستوران های گرانقیمت و حتی تصاویری از غذای خود به رخ دیگران بکشند.

تطابق با این تغییر در اقتصاد مصرف کننده برای بازاریاب هایی که به جذب مشتریان این دهه ها علاقمند هستند مهم است. اکنون تمرکز شما باید روی بازاریابی برای مخاطب هدفی باشد که تجربه را بر مادیات ترجیح می دهد. اتخاذ راهبردهای بازاریابی مانند استفاده از سلفی و اولویت بخشی به تجربه ها می تواند کسب و کار شما را محبوب متولدین دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ کند.

 

  1. از روش های پرداخت نوین استفاده کنید.

این نسل، راحتی و انعطاف پذیری در کارها را متناسب با توسعه فناوری های جدید ترجیح می دهد. این یعنی روش های سنتی معمول شما برای تسویه حساب ها ممکن است برای نیروی کاری متولدین این سه دهه –که بیشتر ترجیح می دهند به عنوان فریلنسر کار کنند- مناسب نباشد.

رشد و افزایش نیروی کاری این نسل به این معنی است که کسب و کارها باید سیستم های خود را با روش کار مورد علاقه آنها تطبیق دهند. ترنسفروایز (TransferWise) که یک تامین کننده خدمات پرداخت است نمونه خوبی است که نسل جدید فریلنسرها را هدف گذاری کرده است. اخیرا این شرکت توانست ۲۶ میلیون دلار سرمایه از بیلی گیفورد (یک شرکت سرمایه گذاری بین المللی) دریافت کند.

 

  1. به وسیله بازاریابی از طریق افراد تاثیرگذار با این نسل تعامل برقرار کنید.

احتمالا دلیلی که بازاریابی از طریق افراد تاثیرگذار برای این نسل ها موثر است، این واقعیت است که بسیاری از افراد تاثیرگذار و مشهور در رسانه های اجتماعی متعلق به همین گروه های سنی هستند. شخصیت های فیسبوک و افراد مشهور در اینستاگرام در قلب بسیاری از متولدین این دهه ها جای دارند.

اگر بتوانید با این افراد تاثیرگذار ارتباط برقرار کنید و از آنها بخواهید تصویر مثبتی از برند شما برای مخاطبان علاقمند خود ارائه کنند، به مخاطب هدف خود بیشتر نزدیک خواهید شد. ۲۸ درصد از جوان تر های این نسل ها و ۲۳ درصد از مسن ترهای آنها می گویند که به احتمال قطع به یقین، برندی که خانواده، دوستان و یا حتی یک غریبه نظر مساعدی نسبت به آن نداشته باشند را انتخاب نخواهند کرد.

 

  1. از تصنُّع پرهیز کنید.

این نسل ها برای بازاریابی اصیل و معتبر ارزش قائل هستند. این نسلی است که تصاویر اصیل و ویرایش نشده از افراد معمولی که محصولات مورد علاقه آنها را تبلیغ می کنند را تحسین می کند. بازاریابی با محتوای تصنعی می تواند به جای علاقمند کردن این نسل ها به برند شما، باعث از بین رفتن انگیزه و تنفر آنها شود. دلیل این امر ممکن است به خاطر رسانه های اجتماعی باشد، چرا که این رسانه ها باعث شده اند مردم به جای اینکه انتظار داشته باشند مردم مطابق خواست آنها تغییر کنند، بیشتر پذیرای شخصیت واقعی افراد باشند.

یک راهبرد بسیار خوب برای ارتباط با این نسل ها استفاده از داستان گویی است. اهمیت این رویکرد در بازاریابی در ایجاد اعتماد به برند و وفاداری مشتری اثبات شده است و به شما کمک خواهد کرد نسل های دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را به خود جذب کنید.

انتخاب-هم-بنیانگذار-در-استارتاپ-ها

انتخاب هم بنیانگذار در استارتاپ ها

نکاتی مهم در انتخاب یک هم بنیانگذار در استارتاپ های ایرانی

 

احتمالا شما ایده ای دارید و قصد دارید که یک استارتاپ رو راه اندازی کنید ، شاید به دنبال یک هم بنیانگذار (Co-Founder)بگردید احتمالا هم چند نفری رو کاندید کردید که ایدتون رو می خواهید باهاشون مطرح کنید و ببینید که آیا علاقه ای دارن که شما رو در این مسیر پر از فراز و نشیب همراهی کنن یا نه !
مسئله انتخاب هم بنیانگذار به اندازه انتخاب همسر مهم هست ! اینجا یک چک لیست میخواهیم پیشنهاد بدیم که در انتخاب هم بنیانگذارتون باید بهش توجه کنید :

من از چه جور اخلاقی بدم میاد ؟ با چه جور آدمهایی نمی تونم کار کنم !

واقعیت اینه که شخصا بارها و بارها تاکید کردم که شما چقدر شناخت و آگاهی از خودتون دارید ؟ چه چیزهایی شما رو رنج می ده ، چه چیزهایی شما رو ناراحت میکنه ، مثلا من شخصا از بدقولی و عدم پایبندی به زمان خیلی بدم میاد ، و اگر شخصی در یک قرار ملاقات یا جلسه مشاوره دیر تر از زمان مقرر بیاد شدیدا ناراحت میشم! خوب حالا فرض کنید من هم بنیانگذاری رو انتخاب کنم که کلا تو زمینه مدیریت شخصی و برنامه ریزی بی خیال باشه! اینجوری من عذاب می کشم و شاید نتونم تحمل کنم .

چرا میخواهم یک هم بنیانگذار انتخاب کنم ؟ دقیقا علتش چیست ؟

سئوال مهم بعدی اینه که چرا می خواهیم یک هم بنیانگذار انتخاب کنید ، ببینید توی این دوره زمانی موفقیت در کسب و کار ، نیاز به مشارکت داره ، از نظر من دوره تک روی تموم شده ، ولی به این نکته توجه کنید که به چه دلیل میخواهید مشارکت کنید ، بهترین دلیل در این زمینه ، تکمیل مهارت های مورد نیاز است ، یعنی چی ، یعنی اینکه مثلا شما یک برنامه نویس حرفه ای هستید و برای بازاریابی و رشد استارتاپتون نیاز به یک هم بنیانگذار با تخصص بازار دارید که روابط خیلی خوبی هم با جامعه مشتریان هدفتون داره !یادتون باشه مهارت های هم بنیانگذار شما باید مکمل باشه نه مشابه شما!

آیا با شخص مربوطه تجربه همکاری داشتید ؟

چند وقتی هست که روی بحث ارزشگذاری استارتاپ ها دارم کار می کنم ، جالبه بدونید که در برخی از روشهای ارزش گذاری ، این فاکتور در نظر گرفته میشه که آیا هم بنیانگذار ها آیا در گذشته سابقه انجام کار مشترک داشتن یا نه ؟ و اگر داشتن مدت زمانش چقدر بوده ، این مسئله خیلی مهمه ، چون تجربه کار مشترک و موفقیت در اون کار ، بیانگر این هست که این بنیانگذار ها با اخلاقیات و توانمندی های یکدیگه آشنایی دارن . پس اگر در ذهنتون لیستی از افراد کاندید برای شراکت رو دارید ، به این نکته توجه کنید که با کدومشون تابه حال تجربه کار مشترک داشتید ، و آیا راضی بودید یا نه ؟

آیا عادت های کاری وی مشابه شماست؟

آگاهی از عادت های کاری هم بنیانگذارتون خیلی مهمه ، منظور از عادت های کاری چیه ، ببینید مثلا من خیلی دوست دارم صبح زود از خواب بیدار شم و کارهامو انجام بدم ، و در صبح بازده کاری زیادی دارم ، الان تقریبا روزی ۱۰ ساعت روی استارتاپمون میلوژی داریم کار می کنیم ،ممکنه هم بنیان گذار شما شب بازده باشه ، یعنی تازه از ساعت ۱۱ صبح موتورش روشن بشه و تا ۱ شب فعالیت کنه ! آگاهی از این عادت ها و پذیرش اونها میتونه باعث کاهش تنش ها بشه !

اوضاع مالی اش چطور هست ؟

آیا میتونه ۶ ماه تا ۱ سال با یک حقوق حداقلی دوام بیاره (اتفاقی که در مورد استارتاپتون در ایران در بهترین حالت ممکنه اتفاق بیافته اینه که ۶ ماه بدون حقوق باید کار کنه ، و شاید بعد از ۶ ماه یک حقوق خیلی خیلی خیلی معمولی بتونه بگیره) ممکنه به دلیل مشکلات مالی ، و علاقه شدید به سود دهی کوتاه مدت ، هم بنیان گذار شما بخواد شما رو تحت فشار قرار بده بخواد که جهت گیری پروژه رو تغییر دهید و همین مسئله باعث شکست شما بشه ! مسیله مالی خیلی فاکتور مهمی هست.

آرزو های مشترک دارید ؟ چشم انداز آینده شما چیست ؟

شفافیت در مورد چشم انداز استارتاپتون خیلی مهمه ! اینکه واقعا قراره کار به کجا برسه چی بشه و اینکه همتون موافق اون باشید خیلی مهمه ! چشم انداز و رویاهای متفاوت باعث ایجاد تنش میشه ،چشم اندازه هر فرد یه جورایی بر می گرده به نگرش شخص به زندگی ، اینکه واقعا از زندگی چی می خواد ؟!

چقدر به وی اعتماد دارید؟

اعتماد ، اعتماد و اعتماد . خیلی سخته ، در این زمانه که واقعا شناخت افراد بسیار سخت هست ، اعتماد کردن هم سخته ، ببینید ، در ۱۰۰ فرمان استارتاپی هم به این نکته اشاره کردم که ، برای تک تک جلساتتان صورتجلسه ای تنظیم کنید ( حداقل جلسات اصلی و استراتژیک را ) ، حداقل این کار باعث میشود اگر کسی خواست زیر حرفش بزند ، سند و مدرکی وجود داشته باشد. در مورد اعتماد حرف زیادی ندارم ، و هیچ ابزار سنجشی نمیتونم ارایه بدم ، چون فاکتور های خیلی مهم و گوناگونی درش دخیل هست!

سرمایه اجتماعی هم بنیانگذار چقدر است؟

سرمایه اجتماعی چیه ؟ خیلی خودمونی بخوام بگم اینه که ، ارتباطات اجتماعی و گروه هایی که هم بنیانگذار شما میشناسه و بین اونها از اعتبار برخوردار هست چقدره ؟ البته منظورم گروه ها و ارتباطاتی هست که در راستای هدف استارتاپ شماست ! مثلا ،من مطب آنلاین در حوزه کسب وکار های نوپا خیلی ها رو میشناسم و باهاشون ارتباط دارم و میتونم ازشون مشورت و راهنمایی بگیرم و در برخی مواقع کارها رو سریعتر پیش ببرم ( تسهیل گری کنم ) . نکته مهم اینه که همه افراد بواسطه شبکه های اجتماعی ، این روزها دارای سرمایه اجتماعی هستند ، ولی کیفیت اون و میزان توان فرد به بهره برداری از اون از اهمیت ویژه ای برخوردار هست.

تجربه قبلی هم بنیانگذار در زمینه کارگروهی و مشترک ؟

همانطور که شما باید تجربه کارگروهی را قبلا کسب کرده باشید ، هم بنیانگذار شما هم باید حتما این کار را کرده باشد ، اگر خودتان قبلا تا به حال در هیچ گروهی فعالیت نکرده اید ، حتما پیشنهاد میدم که قبل از شریک شدن با یک نفر ، حتما در یک فعالیت گروهی حضور داشته باشید ، اینجوری خودتون رو محک میزنید ، که واقعا در یک گروه چه نقشی رو میتونید ایفا کنید! با چه افرادی میتونید کار کنید و…

گرایشات سیاسی و مذهبی

شاید کمی بی ربط بیاد ، ولی من تا به حال حداقل سه تیم کاری رو دیدم که به دلیل دخیل کردن جبهه گیری های سیاسی و مذهبی در تیم استارتاپیشون از هم پاشیدن ، ببینید ، مثال : فرض کنید شما راستی هستید و برنامه نویس شما چپی هست ، یک روز موقع نهار ، یکی از بچه های تیم شروع به انتقاد از راستی ها یا چپی ها می کند ، شما هم یک فرد متعصب ، شروع به دفاع می کنید ، بحث بالا میگیره و شما بر افروخته شدید و…. بقیه ماجرا رو هم که میدونید، اگر مهارت کنترل احساساتتون رو نداشته باشید ، از فردا به شخصی که در جبهه مخالف شما هست موضع میگیرد و کم کم روابط تیره میشه و بالاخره به مشکل می خورید ! تو این مسایل من هیچ نظری نمی تونم بدم ، ولی بهش توجه داشته باشید ! شخصا اعتقاد دارم که باید احترام فرهنگ هر تیم رو نگه داشت ، و نباید افراد رو با نوع نگرش مذهبی و سیاسی شون تقسیم بندی کرد، همه ما انسانیم ، و در این مقوله ( منظورم راه اندازی یک استارتاپ هست ) قراره کنار هم کار کنیم !

برنامه مهاجرت ؟

آیا هم بنیانگذار شما عاشق رفتنه ( مهاجرت )؟ برنامه ای براش داره ؟ این مسئله رو بررسی کنید و از همین اول نسبت به نگرش هم بنیانگذارتون برای خروج از کشور اطلاعات کسب کنید .

آیا ازدواج کرده یا خیر؟

هم بنیانگذار مجرد : وقتش آزاده ، درگیر روابط احساسی هیجانی است ، خیلی براش درآمدزایی شاید مهم نباشه ، مدتها شاید بتونه بدون حقوق کار کنه ، بی نظمه
هم بنیانگذار متاهل : وقتش کمتره ، پخته تر هست ، درآمدزایی و هدفمندی استارتاپ براش مهمه ، تا مدت کمی میتونه بدون حقوق کار کنه ، منظم تره
( این دسته بندی ، نظر شخصی بنده است ، و قطعا موافق و مخالف زیاد خواهد داشت )
کدومش بهتره ، نمیدونم ، این مواردی که من نوشتم قطعی نیست ، فقط خواستم در جریان باشید که به این نکته در انتخاب هم بنیانگذار توجه کنید

سربازی رفته یا نه ؟

در مورد آقایون بحث سربازی بسیار مهمه ، بهش توجه داشته باشید ، چقدر دیگر باید سرباز بشه ، سربازی رفته ، معاف شده …. همه اینها مهم هست.

امیدوارم این موارد ، راهنمای مناسبی در انتخاب هم بنیانگذار برای شما باشه !
منتظر نظرات شما هستم

راهنمــای اسکــرام

راهنمــای اسکــرام

راهنمــای اسکــرامTM

راهنمای جامع اسکرام: قوانین بازی

 

هدف از راهنمای اسکرام

اسکرام چارچوبی برای توسعه و نگهداری محصولات پیچیده است. این راهنما دربرگیرنده تعاریف اسکرام است. این تعاریف شامل نقشها، رویدادها، مصنوعات و همچنین قوانین حاکم بر آنهاست. کن شوئبر۱ و جف سادرلند۱ ، توسعهدهندگان اسکرام، راهنمای اسکرام را نیز نوشته و تدوین کردهاند. آنها باهم این راهنما را تضمین و پشتیبانی میکنند.

 

 

تعریف اسکرام

اسکرام -اسم خاص- : چارچوبی است که در آن افراد میتوانند درحالیکه به شکل خلاقانه و پربار محصولاتی با بالاترین ارزش ممکن ارائه میدهند، مشکلات پیچیدۀ سازگاری طلب۳ را حل کنند.

اسکرام:

  • سبک وزن است.
  • یادگیری آن ساده است.
  • تسلط بر آن دشوار است.

اسکرام چارچوبی برای فرآیند است که بهمنظور مدیریت توسعۀ محصولات پیچیده از اوایل دهه نود میلادی به کار گرفته شد. اسکرام  بهخودیخود یک فرآیند و یا شگرد ساخت محصول نیست؛ بلکه چارچوبی است که در آن میتوانید شگردها و فرآیندهای گوناگونی را بکار ببندید. اسکرام سطح سودمندی روشهای توسعه و مدیریت محصولی که پی میگیرید را شفاف میکند، بنابراین میتوانید آنها را بهبود بخشیده و پیشرفت کنید.   

چارچوب اسکرام از «تیمهای اسکرام» و نقشهای مرتبط با آنها، رویدادها، مصنوعات و یک سری قوانین تشکیلشده است. هر یک از مؤلفههای درون این چارچوب، هدفی خاص را دنبال میکند که برای عملکرد صحیح و موفقیت اسکرام ضروری است.

قوانین اسکرام نقشها، رویدادها و مصنوعات آن را به هم متصل کرده و در مورد تعاملات بین آنها تصمیمگیری میکند. در متن این راهنما به تشریح و توصیف همین قوانین پرداختهشده است.

لازم به ذکر است که شیوههای متنوعی برای استفاده از چارچوب اسکرام وجود دارد که در منابع دیگری ارائهشدهاند.

نظریه اسکرام

شالوده اسکرام بر پایه نظریه کنترل فرآیند تجربی یا «تجربهگرایی۱» بنانهاده شده است. نظریه تجربهگرایی تأکید میکند که دانش از تجربه حاصل میشود و تصمیمگیری بر اساس دانستهها است. اسکرام بهمنظور بهینهسازی قدرت پیشبینی و کنترل ریسک از یک روش تکرارشونده۵ ، افزایشی۶  استفاده میکند.

                                                 

  1. Ken Schwaber
  2. Jeff Sutherland                
  3. Complex Adaptive Problems

هر نوع اجرای مبتنی بر نظریه کنترل فرآیند تجربی را سه رکن اساسی تقویت میکند: شفافیت ، بازرسی و سازگاری.

 

 

شفافیت

برای کسانی که مسئول خروجی کار هستند باید زوایای مهم فرآیند، قابلمشاهده و به عبارتی شفاف باشد. ایجاد شفافیت مستلزم تعریف آن زوایا با استفاده از یک استاندارد مشترک است تا همگان درک مشترکی ازآنچه دیده میشود داشته باشند.

به عنوانمثال:

  • تمام ذینفعان باید برای توصیف فرآیند، از یکزبان مشترک استفاده کنند.
  • کسانی که کار را انجام میدهند و کسانی که کار را تأیید میکنند باید تعریفی روشن از «تکمیلشده»۷ را میان خود به اشتراک بگذارند.

بازرسی

کسانی که از اسکرام استفاده میکنند، باید بهطور مداوم مصنوعات اسکرام و پیشرفت کارها را در مقایسه با یک هدف اسپرینت، موردبررسی قرار دهند تا ناسازگاریهای نامطلوب تشخیص داده شود. بازرسیها نباید آنقدر مکرر باشد تا بهطور کل تبدیل به مانعی بر سر راه شود. این بررسیها زمانی بیشتر مفید خواهند بود که توسط کارشناسان متخصص در زمان معین انجامپذیرند.

سازگاری

اگر بررسیکننده پس از بازرسی، تشخیص داد که فرآیند از یک یا چند جنبه از حدود قابلقبول خارجشده و ادامه فرآیند به همین شکل باعث غیرقابلپذیرش شدن محصول تولیدی میشود، فرآیند یا آنچه فرآیند بر روی آن انجام میشود باید اصلاح شود. این کار باید در سریعترین زمان ممکن صورت گیرد تا از انحرافات بیشتر جلوگیری به عمل آید.

اسکرام چهار رویداد رسمی را برای بازرسی و سازگاری، همانطور که در بخش «رویدادهای اسکرام» به آنها  اشارهشده، تجویز کرده است.

  • برنامهریزی اسپرینت۸
  • اسکرام روزانه۹
  • بازبینی اسپرینت۱۰
  • بازاندیشی اسپرینت۱۱

                                                                                                                                                        

۱. تجربهگرایی یا اصالت تجربه –Empiricism– نظریهای در علم شناختشناسی است که معتقد است، دانش تنها یا دستکم در مراحل مقدماتی، از ادراک و تجربیات حسی نشأت میگیرید. )مترجم(

  1. Iterative
  2. Incremental
  3. Definition of “Done”
  4. Sprint Planning
  5. Daily Scrum
  6. Sprint Review
  7. Sprint Retrospective

ارزشهای اسکرام

وقتی ارزشهایی مانند تعهد، شجاعت، تمرکز، بازبودن و احترام، توسط تیم اسکرام مجسم ومحقق شود، ارکان شفافیت، بازرسی و سازگار ی  اسکرام، پدیدار شده و موجب ایجاد اعتماد برای همه خواهد شد. اعضای تیم اسکرام وقتی با رویدادها، نقش ها و مصنوعات اسکرام کار می کنند، این ارزش ها را کشف کرده و یاد می گیرند.

استفادهی موفق از اسکرام بستگی به افزایش سطح مهارت  افراد در اُنُس با این پنج ارزش و بهکارگیری آنها دارد. همه افراد به شخصه برای دستیابی به اهداف تیم اسکرام متعهد میشوند. اعضای تیم اسکرام شجاعت انجام کار  درست و دستوپنجه نرم کردن با مسائل دشوار را دارا هستند. همه بر روی کار  اسپرینت و اهداف تیم اسکرام متمرکز میشوند. اعضای تیم اسکرام و ذینفعان آنها با یکدیگر توافق دارند که نسبت به همهی کارها و چالشهای حین کار، باز عمل کنند. اعضای تیم اسکرام برای استقلال فردی و توانمندی یکدیگر احترام قائلند.

تیم اسکرام

تیم اسکرام شامل یک مالک محصول، تیم توسعه و یک اسکراممستر میشود. تیمهای اسکرام خود سازمانده۱۱ و فراوظیفه۱۳ای هستند. تیمهای خودسازمانده خودشان بهترین روش انجام کار را انتخاب میکنند بجای اینکه توسط کس دیگری از خارج تیم مدیریت شوند. تیمهای فراوظیفه تمام توانمندیهای لازم جهت تکمیل کارها را بدون وابستگی به اجزای خارج از تیم دارا هستند. الگوی تیم در اسکرام بهگونهای طراحیشده تا انعطافپذیری، خلاقیت و بازدهی بهبود پیدا کند.

تیمهای اسکرام محصول را بهصورت تکرارهای افزایشی عرضه میکنند که امکان دریافت بازخورد را به حداکثر میرساند. ارائه محصول «تکمیلشده» بهصورت افزایشی این اطمینان را به وجود میآورد که همیشه یک نسخه بالقوه کارآمد از محصولی کارکننده۱۱ در دسترس است.

مالک محصول  

مالک محصول، مسئول به حداکثر رساندن ارزش محصول و کار تیم توسعه است. چگونگی انجام این مسئولیت ممکن است بهطور گستردهای در سطح سازمانها، تیمهای اسکرام و افراد مختلف، متفاوت باشد.

مالک محصول تنها فرد مسئول در خصوص مدیریت بکلاگ محصول است. مدیریت بکلاگ محصول شامل موارد زیر میشود:

  • شرح و توصیف اقلام بکلاگ محصول بهصورت شفاف؛
  • رتبهبندی اقلام در بکلاگ محصول بهمنظور دستیابی بهتر به اهداف و مأموریتها؛
  • بهینهسازی ارزش کارهایی که تیم توسعه انجام میدهد؛

                                                

  1. Self-Organize
  2. Cross-Functional
  3. Working Product
  • حصول اطمینان از اینکه بکلاگ محصول برای همه شفاف، واضح و قابلمشاهده بوده و بهخوبی، کاری که تیم اسکرام در قدمهای بعدی انجام خواهد داد را نمایش میدهد؛
  • حصول اطمینان از اینکه  تیم توسعه به درکی کافی از اقلام بکلاگ محصول، در سطحی که نیاز دارد، رسیده است؛

ممکن است مالک محصول موارد بالا را خودش انجام دهد یا تیم توسعه مجبور به انجام این موارد شود، ولی درهرصورت مالک محصول شخصاً مسئول و پاسخگوی این وظایف است.  

مالک محصول تنها یک نفر است و نه یک کمیته. ممکن است مالک محصول نماینده خواستههای یک کمیته باشد، ولی کسانی که تمایل به تغییر اولویت اقلام بکلاگ محصول دارند، باید مالک محصول را متقاعد کنند.

برای موفقیت مالک محصول، کل سازمان باید به تصمیمات او احترام بگذارد. تصمیمات مالک محصول در محتوا و رتبهبندی بکلاگ محصول قابلمشاهده است. هیچکس این حق را ندارد به تیم توسعه بگوید که بر روی نیازمندیهای دیگری کار کند و تیم توسعه نیز مجاز نیست بهجز بکلاگ محصول به نیازمندیهای دیگری مراجعه کند.  

تیم توسعه  

تیم توسعه شامل متخصصانی است که کار لازم برای ارائه فرآوردۀ بالقوه قابلعرضه در انتهای هر اسپرینت را انجام میدهند. اعضای تیم توسعه تنها افرادی هستند که فرآوردهها را تولید میکنند.

تیمهای توسعه از سوی سازمان تشکیل میشوند و اختیارات لازم به آنها داده میشود تا کارها را خودشان سازماندهی و مدیریت کنند.

همافزایی حاصله باعث افزایش بازده و سودمندی همهجانبه تیم توسعه خواهد شد.  

تیمهای توسعه دارای مشخصات زیر هستند:

  • آنها خود سازمانده هستند. هیچکس )حتی اسکراممستر( به تیم توسعه نمیگوید که چگونه باید بکلاگ محصول را به فرآوردهای بالقوه قابلعرضه تبدیل کنند.
  • تیمهای توسعه، فراوظیفه هستند به صورتی که تیم تمام تخصصهای موردنیاز برای ساخت یک فرآورده محصول را دارا است.
  • اسکرام تصدیق میکند که برای همه اعضای تیم عنوانی بهجز «توسعهدهنده» وجود ندارد، صرفنظر از نوع کاری که توسط فردی انجام میشود؛ این قانون استثنایی ندارد.
  • اسکرام تصدیق میکند که زیرتیمها، جایی در  تیمهای توسعه ندارند. صرفنظر از حوزههای خاص که نیازمند رسیدگی هستند، مانند آزمودن یا تحلیل کسبوکار؛ این قانون استثنایی ندارد.
  • شاید بعضی از اعضای تیم دارای یک سری تخصصهای خاص باشند ولی بااینحال درنهایت کل تیم توسعه پاسخگو است.  

اندازه تیم توسعه  

اندازه بهینه تیم توسعه باید آنقدر کوچک باشد که چابک باقی بماند و بهاندازهای بزرگ باشد تا بتواند کار مؤثری را در طول اسپرینت به سرانجام برساند. کمتر از ۳ نفر برای تیم توسعه، باعث کاهش سطح روابط و نتایجی با سودمندی پایین خواهد شد. تیمهای توسعه کوچکتر ممکن است با محدودیت و کمبود مهارت در طول اسپرینت مواجه شوند به صورتی که نتوانند در آخر اسپرینت ، فرآوردۀ بالقوه قابلعرضه، ارائه دهند. داشتن بیش از ۹ نفر در تیم توسعه نیازمند هماهنگیهای خیلی زیاد است. تیمهای توسعه بزرگ پیچیدگی خیلیزیادی برای یک مدیریت فرآیند تجربی به وجود میآورند. مالک محصول و اسکراممستر تا زمانی که کار عملیاتی درزمینۀ ارائه فرآوردهانجام ندهند جزء اعضای تیم برشمرده نمیشوند.  

اسکرام مستر

اسکراممستر مسئول حصول اطمینان از درک اسکرام و عملیاتی شدن آن است. اسکراممستر این کار را با اطمینان حاصل کردن از وفاداری تیم اسکرام به مبانی نظری، روشها و قوانین اسکرام انجام میدهد.  

اسکراممستر یک رهبر خدمتگزار۱۵ برای تیم اسکرام به شمار میرود. اسکراممستر به افراد خارج از تیم کمک میکند تا متوجه شوند کدامیک از رفتارهایشان به تیم اسکرام، کمککننده بوده و کدامیک نبوده است. اسکراممستر بهمنظور بیشینه ساختن ارزشآفرینی تیم اسکرام، به همه کمک میکند این رفتارها را تغییر دهند.

خدمات اسکرام مستر برای مالک محصول

اسکراممستر به چندین روش میتواند خدمات خود را به مالک محصول ارائه دهد:

  • یافتن شگردهایی جهت مدیریت مؤثر بکلاگ محصول؛
  • کمک به تیم اسکرام برای درک نیازمندی جهت داشتن اقلام بکلاگ محصول شفاف، کوتاه و موجز؛
  • درک نحوه برنامهریزی محصول در یک محیط تجربی؛
  • حصول اطمینان از اینکه مالک محصول میداند چگونه بکلاگ محصول را بهمنظور بیشینهسازی ارزش، مرتب کند؛
  • درک و تمرین چابکی؛
  • تسهیل رویدادهای اسکرام بهمحض درخواست یا نیاز.

خدمات اسکرام مستر برای تیم توسعه

اسکراممستر به چندین روش میتواند خدمات خود را به تیم توسعه ارائه دهد:

  • مربیگری و آمادهسازی تیم توسعه در راستای خودسازمانده و فراوظیفه شدن؛
  • کمک، آموزش و رهبری تیم توسعه جهت ایجاد محصولات باارزش بالا؛
  • حذف موانع پیش روی پیشرفت تیم توسعه؛
  • تسهیل رویدادهای اسکرام بهمحض درخواست یا نیاز؛
  • مربیگری و آمادهسازی تیم توسعه در محیطهای سازمانی که هنوز اسکرام بهصورت کامل در آنها مقبولیت نداشته یا درک نشده است.

                                                

۱۵٫ Servant-Leader

خدمات اسکراممستر برای سازمان

اسکراممستر به چندین روش میتواند خدمات خود را به سازمان ارائه دهد:

  • رهبری، مربیگری و آمادهسازی سازمان برای پذیرش اسکرام؛
  • برنامهریزی جهت پیادهسازی اسکرام در سازمان؛
  • کمک به کارمندان و ذینفعان بهمنظور تصویب اسکرام و درک توسعه تجربی محصول؛
  • ایجاد تغییراتی که باعث افزایش بهرهوری تیم اسکرام میشوند؛
  • همکاری با دیگر اسکراممسترها جهت افزایش میزان سودمندی در کاربری اسکرام در سازمان.

رویدادهای اسکرام

رویدادهای تجویزشده در اسکرام برای ایجاد نظم و به حداقل رساندن نیاز به جلساتی که در اسکرام تعریفنشده است به کار میروند. همه رویدادها زمان ثابت۱۶ هستند،  بدینصورت که هر رویداد دارای یک محدوده زمانی حداکثر است. زمانی که یک اسپرینت شروع میشود طول آن ثابت بوده و نمیتوان آن را کوتاهتر یا طولانیتر کرد. مابقی رویدادها زمانی تمام میشوند که هدف رویداد موردنظر بهدستآمده باشد، فقط باید اطمینان حاصل کرد که زمان بهینه صرف شود و از تلف شدن زمان اضافی در طی فرآیند پرهیز گردد.  

علاوه بر خود اسپرینت که جای دهنده دیگر رویدادهای اسکرام است، هر رویداد در اسکرام مجال مناسبی جهت بازرسی و سازگاری است. این رویدادها مخصوصاً بهگونهای طراحیشدهاند که قابلیت  ضروری بازرسی و شفافیت را ایجاد کنند. عدم موفقیت در گنجاندن هر یک از این رویدادها، باعث کاهش شفافیت و از بین رفتن فرصت بازرسی و سازگاری خواهد شد.

اسپرینت

اسپرینت قلب اسکرام است که در طی یک بازه زمان ثابت به مدت یک ماه یا کمتر، یک فرآورده «تکمیلشده»، کاربردی و بالقوه قابلعرضه به مشتری، ساخته میشود. اسپرینتها بهتر است در سرتاسر فرآیند توسعه طولی ثابت داشته باشند. اسپرینت جدید بلافاصله پس از اتمام اسپرینت قبلی شروع میشود.

اسپرینتها شامل  اسکرام روزانه، کارهای مربوط به توسعه محصول و جلسات برنامهریزی، بازبینی و بازاندیشی اسپرینت هستند.

در طول اسپرینت:

  • تغییراتی که بر روی هدف اسپرینت تأثیرگذار باشند، اعمال نمیشوند؛
  • مقاصد کیفی کاهش نمییابند؛
  • بر اساس یادگیریهای بیشتر امکان دارد دوباره دامنه اسپرینت توسط تیم توسعه و مالک محصول موردبحث قرار گیرد یا واضحتر شود؛

                                                

۱۶٫ Time-Boxed

هر اسپرینت را میتوان همانند یک پروژه با زمانی به طول حداکثر یک ماه در نظر گرفت. همانند همه پروژهها، اسپرینتها نیز برای تکمیلکردن یک سری مورد خاص مورداستفاده قرار میگیرند. هر اسپرینت شامل یک تعریف ازآنچه در آن ساخته میشود، یک طرح و برنامهانعطافپذیر که راهنمای چگونگی ساختن آن خواهد بود، بعلاوه مجموعهای از کارها و نهایتاً  محصول نهایی است.

اسپرینتها محدود به مدتزمان یک ماه تقویمی شدهاند. وقتی مدتزمان اسپرینت طولانیتر باشد تعاریف آنچه باید ساخته شود ممکن است دستخوش تغییر شوند، درنتیجه ممکن است پیچیدگی و ریسک افزایش یابد. اسپرینتها با تضمین بازرسی و سازگار سازی فرآیند نسبت به اهداف تعیینشده اسپرینت، حداقل ماهی یکبار، پیشبینی پذیری را میسر میسازند. اسپرینتها همچنین هزینه ریسک را به یک ماه تقویمی محدود میکنند.  

لغو یک اسپرینت

یک اسپرینت میتواند قبل از سررسیدش لغو شود. فقط مالک محصول مجوز لغو اسپرینت را دارا است. البته این کار را ممکن  است تحت تأثیر ذینفعان، تیم توسعه و یا اسکراممستر انجام دهد.

یک اسپرینت زمانی که هدف آن غیرقابل استفاده، منسوخ و یا فاقد ارزش گردد، لغو خواهد شد. این کار زمانی که شرکت مسیر خود را عوض میکند یا تغییری در شرایط فنّّاوری یا بازار رخ دهد، محتمل است. بهطورکلی درصورتیکه تصور شود یک اسپرینت مهیاکننده شرایط مطلوب نیست باید لغو شود. ولی با توجه به زمان کوتاه اسپرینتها  بندرت لغو آنها معقول به نظر میرسد.  

زمانی که یک اسپرینت لغو میشود، هر یک از اقلام «تکمیلشده» بکلاگ محصول، مورد بازبینی قرار میگیرند. اگر بخشی از کار بهصورت بالقوه قابلارائه باشد، مالک محصول معمولاً آن را قبول میکند. همه اقلام ناتمام دوباره برآورد شده و به بکلاگ محصول بازگردانده میشوند. کار انجامشده بر روی آنها، بهسرعت ارزش خود را از دست میدهد و باید دوباره برآورد شوند.  

لغو اسپرینتها باعث تحلیل و هدر رفتن منابع میشود، زیرا همه  باید دوباره برای برنامهریزی اسپرینت دورهم جمع شوند. لغو اسپرینتها اغلب باعث آسیب دیدن تیمهای اسکرام شده و بسیار غیرمعمول است.

برنامه ریزی اسپرینت

کاری که باید در طول یک اسپرینت انجام شود در جلسه برنامهریزی اسپرینت، برنامهریزی میشود. این برنامهریزی از طریق تعامل و همکاری مابین تمام اعضای تیم اسکرام صورت میگیرد.  

برنامهریزی اسپرینت یک جلسه زمان ثابت به طول حداکثر هشت ساعت برای یک اسپرینت یکماهه است. برای اسپرینتهای کوتاهتر، طبیعتاً زمان کمتری در نظر گرفته میشود. اسکراممستر باید مطمئن شود که این جلسه برگزارشده و همه لزوم آن را درک کردهاند.

اسکراممستر به تیم اسکرام آموزش میدهد تا جلسه را در محدوده زمان ثابت نگاهدارند.

جلسه برنامهریزی اسپرینت جوابگوی سؤالات زیر است:

  • چه چیزی در قالب فرآورده اسپرینت پیش رو، قابلارائه است؟  
  • چه نوع کاری برای دستیابی به فرآورده موردنظر، نیاز است؟

 

موضوع اول: چه چیزی در این اسپرینت تکمیل خواهد شد؟

تیم توسعه سعی میکند قابلیتهایی که میتواند در طی این اسپرینت انجام دهد را پیشبینی کند. هدف عینی که اسپرینت باید به آن دست یابد و اقلامی از بکلاگ محصول که در صورت تکمیل شدن، هدف اسپرینت را در بر خواهند داشت توسط مالک محصول به بحث گذاشته میشود. تمامی افراد تیم اسکرام بهمنظور درک نحوه کار اسپرینت باهم همکاری میکنند.

بکلاگ محصول، آخرین فرآورده محصول، ظرفیت محاسبهشده تیم توسعه در طول اسپرینت و عملکرد گذشته تیم توسعه، ورودیهای این جلسه هستند. تعداد اقلام انتخابشده از بکلاگ محصول برای اسپرینت، منحصراً به تیم توسعه بستگی دارد. تنها تیم توسعه میتواند ارزیابی کند که چهکاری در طول اسپرینت قابل انجام است.

پسازاینکه تیم توسعه اقلامی از بکلاگ محصول که در اسپرینت ارائه خواهند شد را پیشبینی کرد، تیم اسکرام هدفی برای اسپرینت به دست میآورد. هدف اسپرینت مقصودی عینی و قابلدسترس است که با پیادهسازی بکلاگ محصول طی اسپرینت، بهدستآمده و راهنمایی برای تیم توسعه جهت روشن ماندن علت تولید فرآورده است.  

موضوع دوم: چگونه کار انتخابشده، انجام میشود؟

با تعیین هدف اسپرینت و انتخاب اقلام بکلاگ محصول برای اسپرینت، تیم توسعه در مورد نحوه ساخت و تبدیل این قابلیتها به یک فرآورده قابلارائه تصمیمگیری میکند. اقلام انتخابشده بکلاگ محصول برای این اسپرینت به همراه طرح چگونگی ارائه آنها، بکلاگ اسپرینت نامیده میشود.

تیم توسعه معمولاً با طراحی سامانه و عملیاتی که برای تبدیل بکلاگ محصول به یک فرآوردۀ کارکننده از محصول لازم است، کار را آغاز میکند. کارها میتوانند در اندازهها و برآوردهای مختلفی باشند. بههرحال، در جلسه برنامهریزی اسپرینت کارها فقط تا جایی طرحریزی میشوند که تیم توسعه بتواند آنها را در اسپرینت جاری انجام دهد. در انتهای جلسه، کارهایی که توسط تیم توسعه برای روزهای ابتدایی اسپرینت برنامهریزیشدهاند، به واحدهای یکروزه یا کوچکتر تجزیه میشوند. تیم توسعه به شکل خودسازمانده خود را موظف به انجام کلیه کارهای موجود در بکلاگ اسپرینت میداند؛ چه آنهایی که طی جلسه برنامهریزی اسپرینت مشخص شدند و چه آنهایی که در طول اسپرینت نمایان خواهند شد.

مالک محصول میتواند در تشریح و سبک و سنگین کردن اقلام بکلاگ محصول به تیم توسعه کمک کند. درصورتیکه تیم توسعه تشخیص دهد که قلم انتخابشده از بکلاگ محصول کاری بیشتر یا کمتر از حد انتظار میطلبد، ممکن است دوباره با مالک محصول بر سر آنها مذاکره کند. ممکن است افراد دیگری جهت ارائه مشاورۀ فنی یا کارشناسی حوزه، توسط تیم توسعه دعوت شوند.

در انتهای برنامهریزی اسپرینت، تیم توسعه باید قادر به ارائه توضیح به مالک محصول و اسکراممستر باشد که چگونه بهعنوان تیم خودسازمانده میخواهد هدف اسپرینت را تکمیل و فرآورده پیشبینیشده را بسازد.

هدف اسپرینت

هدف اسپرینت مجموعه مقاصد عینی و قابلدسترسی است که میتوانند با پیادهسازی بکلاگ محصول طی اسپرینت به دست آیند. این هدف، راهنمایی برای تیم توسعه جهت روشن ماندن علت تولید فرآورده مهیا میکند. هدفگذاری اسپرینت طی جلسه برنامهریزی صورت

۰۱

میگیرد. هدف اسپرینت، در مورد قابلیتهایی که در طول اسپرینت پیادهسازی میشوند به تیم توسعه کمی انعطاف میدهد. اقلامانتخابشده از بکلاگ محصول در کنار هم یک عملکرد واحد و منسجم را نوید میدهند که میتواند همان هدف اسپرینت باشد. هرعملکرد واحد و معنیدار دیگری که بجای افتراق اعضای تیم توسعه منجر به همکاری و همافزایی جمعی آنها شود، میتواند هدف اسپرینت باشد.

تیم در حین کار، هدف را در ذهن خود نگاه میدارد. تنها برای نیل به هدف اسپرینت است که قابلیتها پیادهسازی و فنّاّوریها مورداستفاده قرار میگیرند. اگر کار با آن چیزی که تیم توسعه انتظار داشت متفاوت شد، میتوانند در طول اسپرینت  با مالک محصول در مورد دامنه بکلاگ اسپرینت تعامل کنند.

اسکرام روزانه

اسکرام روزانه یک جلسه زمان ثابت ۱۵ دقیقهای برای هماهنگی فعالیتهای تیم توسعه و ایجاد یک طرح برای ۱۱ ساعت آینده است. این جلسه با بررسی کار انجامشده از اسکرام روزانه قبل تابهحال و پیشبینی کاری که میتواند قبل از جلسه بعدی انجام شود، صورت میگیرد.

برای کاهش پیچیدگی، اسکرام روزانه هرروز در یکزمان و در یک مکان معین برگزار میشود. در طی جلسه، هر یک از اعضای تیم توسعه شرح میدهد که:

  • من دیروز چهکاری انجام دادم که به تیم توسعه در دستیابی به هدف اسپرینت کمک کرده است؟
  • من امروز چهکارهایی انجام خواهم داد که به تیم توسعه در دستیابی به هدف اسپرینت کمک میکند؟
  • آیا با مانعی برخورد کردم که از دستیابی من یا تیم توسعه به هدف اسپرینت جلوگیری کرده است؟

تیم توسعه از اسکرام روزانه برای بررسی میزان پیشرفت دررسیدن به هدف اسپرینت و همچنین جهت پایش وضعیت فرآیند تکمیل کارهای بکلاگ اسپرینت استفاده میکند.  اسکرام روزانه احتمال دستیابی تیم توسعه به هدف اسپرینت را بهبود میبخشد. تیم اسکرام هرروز باید به درک کاملی از اینکه چگونه بهعنوان تیم خودسازمانده میخواهند به کمک هم هدف اسپرینت را تکمیل و فرآورده پیشبینیشده را بسازند، برسد. تیم توسعه یا اعضای تیم بهطورکلی، معمولاً پس از اسکرام روزانه جهت تبادلنظرهای جزئیتر، سازگاری بیشتر و برنامهریزی دوبارۀ مابقی کارهای بکلاگ اسپرینت، سریعاً یکدیگر را ملاقات میکنند.

اسکراممستر موظف است از برگزاری جلسه مطمئن شود ولی تیم توسعه مسئول اداره  اسکرام روزانه است. اسکراممستر، تیم توسعه را آموزش میدهد تا اسکرام روزانه را در محدوده زمان ثابت ۱۵ دقیقه نگاهدارند.  

اسکراممستر صرفاً بر شرکت و نقشآفرینی صحیح تیم توسعه در اسکرام روزانه تأکید دارد.

اسکرام روزانه ارتباطات را بهبود میبخشد، دیگر جلسات بیهوده را حذف میکند، به تشخیص و حذف موانع توسعه کمک  میکند، قابلیت تصمیمگیری سریع را پررنگ ترکرده و ارتقاء میبخشد، و سطح دانش تیم توسعه را بهبود میدهد. 

بازبینی اسپرینت  

بازبینی اسپرینت در انتهای اسپرینت و بهمنظور بررسی فرآورده و در صورت نیاز تصحیح و تعدیل بکلاگ محصول برگزار میشود. طی بازبینی اسپرینت، ذینفعان و تیم اسکرام بر روی کاری که طی اسپرینت انجامشده است، تعامل میکنند. بر این اساس و نیز تغییرات

۰۰

بکلاگ محصول در طول اسپرینت، حاضران در جلسه بر روی مواردی که در صورت تکمیل میتوانند ارزشآفرین باشند، به تعامل میپردازند. اینیک جلسه غیررسمی است، نه جلسه وضعیت سنجی و هدف از ارائه و نمایش فرآورده در آن، دریافت بازخورد و برانگیختن تعامل است.

بازبینی یک جلسه زمان ثابت به طول حداکثر چهار ساعت برای اسپرینتهای یکماهه است. برای اسپرینتهای کوتاهتر معمولاً از زمان کمتری استفاده میشود. اسکراممستر باید مطمئن شود که این جلسه برگزارشده و همه لزوم آن را درک کردهاند. اسکراممستر به تیم اسکرام آموزش میدهد تا جلسه را در محدوده زمان ثابت نگاه دارد.  

بازبینی اسپرینت شامل عناصر زیر است:

  • شرکتکنندگان ازجمله تیم اسکرام و همه ذینفعان کلیدی توسط مالک محصول دعوت میشوند.  
  • مالک محصول به همه توضیح میدهد که چه مواردی «تکمیلشده» و چه مواردی «تکمیلنشده» اند.
  • تیم توسعه در خصوص مواردی که در طول اسپرینت خوب پیش رفته است، مشکلات پیشآمده و چگونه حل آنها بحث میکند.
  • تیم توسعه کارهایی که «تکمیلشده» اند را نمایش داده و به سؤالات مربوط به فرآورده پاسخ میدهد.  
  • مالک محصول بکلاگ محصول را به همانگونه که هست موردبحث قرار میدهد. او بهاحتمالزیاد، درصورتیکه نیاز بداند، تاریخ اتمام پروژه را بر اساس پیشرفت صورت گرفته تا به امروز، حدس خواهد زد.
  • کل گروه بر روی آنچه در ادامه انجام خواهند داد بحث و گفتگو میکنند، بنابراین بازبینی اسپرینت ورودی ارزشمندی را برای جلسه برنامهریزی اسپرینت بعدی مهیا خواهد کرد.  
  • بازبینی تغییرات به وجود آمده در کاربری بالقوه محصول یا بازار هدف برای تشخیصکاری که در ادامه باید انجام شود حائز اهمیت فراوانی است.
  • خط سیر، بودجه، ظرفیتهای بالقوه و بازار هدف نسخه بعدی که برای انتشار پیشبینیشده است، بازبینی میشوند.

نتیجه بازبینی اسپرینت، بکلاگ محصول اصلاحشدهای است که اقلامی که احتمالاً در اسپرینت بعدی انجام میشوند، در آن تعریفشده است. بکلاگ محصول بهمنظور دستیابی به فرصتهای جدید ممکن است مورد تصحیح و تنظیم سرتاسری قرار گیرد.  

بازاندیشی اسپرینت

بازاندیشی اسپرینت یک مجال مناسب برای تیم اسکرام است تا به بازرسی خود پرداخته و یک طرح بهبود جهت اجرا در اسپرینت بعدی آماده کند.  

بازاندیشی اسپرینت پس از بازبینی اسپرینت و قبل از برنامهریزی اسپرینت بعدی انجام میشود. بازاندیشی یک جلسه زمان ثابت به طول حداکثر سه ساعت برای اسپرینتهای یکماهه است. اسکراممستر باید مطمئن شود که این جلسه برگزارشده و همه لزوم آن را درک کردهاند. اسکراممستر به تیم اسکرام آموزش میدهد تا جلسه را در محدوده زمان ثابت نگاه دارد. اسکراممستر بهعنوان مسئول فرآیند و عضو همعرض با تیم در این جلسه شرکت میکند.  

هدف از بازاندیشی اسپرینت:

۰۲

  • بررسی اینکه، اسپرینت قبل با توجه به افراد، روابط آنها، فرآیند و ابزارها چگونه طی شده است.
  • شناسایی و طبقهبندی اصلاحات بالقوه و مواردی که خوب پیشرفتهاند.
  • ایجاد یک طرح برای پیادهسازی اصلاحات به شکلی که تیم اسکرام در مسیر انجام کارهایش آنها را عملیاتی کند.

اسکراممستر، تیم اسکرام را جهت بهبود فرآیند توسعهشان درون چارچوب اسکرام تشویق میکند تا اسپرینت بعدی هر چه لذتبخشتر و مؤثرتر برگزار شود. طی هر بازاندیشی اسپرینت، تیم اسکرام روشهایی را برای افزایش کیفیت محصول از طریق بهروزرسانی و تطبیق مناسب تعریف «تکمیلشده»، طراحی میکند.  

پس از اتمام بازاندیشی اسپرینت، تیم اسکرام باید اصلاحاتی که میخواهد در اسپرینت بعدی پیادهسازی کند را تشخیص داده باشد. اجرای این اصلاحات در اسپرینت بعدی، همسوسازی تیم اسکرام بر نتایج بررسیهای خود است. گرچه بهینهسازیها و اصلاحات ممکن است در هرزمانی صورتپذیرند ولی بازاندیشی اسپرینت فرصتی رسمی و اختصاصی برای بازرسی و سازگاری ایجاد میکند.  

مصنوعات اسکرام

مصنوعات اسکرام نشاندهنده کار و ارزشی در جهت ایجاد شفافیت و فرصت بازرسی و سازگاری هستند. مصنوعات تعریفشده توسط اسکرام مخصوصاً بهگونهای طراحیشدهاند که شفافیت اطلاعات کلیدی را به حداکثر رسانند تا همه درک یکسانی از آنها داشته باشند.

بکلاگ محصول

بکلاگ محصول یک لیست رتبهبندی شده از هر آن چیزی است که نیاز است در محصول گنجانده شود و تنها منبع نیازمندیها جهت هر تغییری در محصول است. مالک محصول، مسئول بکلاگ محصول است که این مسئولیت شامل محتوا، در دسترس بودن و رتبهبندی اقلام آن میشود.

یک بکلاگ محصول هیچوقت کامل نیست. توسعه ابتدائی آن مبتنی بر دانش و نیازمندیهای شناختهشدۀ اولیه است. با تغییر شرایط محیطی و رشد محصول عملیاتی، بکلاگ محصول نیز دچار رشد و تغییر میشود. بکلاگ محصول ماهیتی پویا دارد؛ به این مفهوم که بهمنظور بازتاب نیازهای محصول برای کاربردی، مناسب و قابلرقابت بودنش، دائماً در حال تغییر است. تا زمانی که محصول وجود دارد بکلاگ محصول آن نیز وجود خواهد داشت.  

بکلاگ محصول فهرستی از تمام خصوصیات، قابلیتها، نیازمندیها، ارتقاءها و تصحیحهایی است که دگرگونیهای موجود در انتشارهای آتی محصول را تشکیل میدهند. هر قلم از بکلاگ محصول دارای ویژگیهایی مانند شرح، رتبه، برآورد و ارزش  آن است.  

همچنان که محصول مورداستفاده قرارگرفته و ارزشمندتر میشود، و بازخوردهای بازار هدف مطالعه میشوند، بکلاگ محصول فهرستی بزرگتر و جامعتر خواهد شد. تغییر نیازمندیها هیچگاه متوقف نمیشود، بنابراین بکلاگ محصول یک مصنوع زنده و پویاست. تغییرات در نیازمندیهای کسبوکار، شرایط بازار یا فنّّاوری، سبب تغییر در بکلاگ محصول خواهد شد.  

بسیاری اوقات چند تیم اسکرام باهم بر روی یک محصول کار میکنند. تنها یک بکلاگ محصول برای تشریح مجموعه کارهای آتی محصول مورداستفاده قرار خواهد گرفت. در این حالت یک ویژگی جدید که اقلام را گروهبندی کند مورداستفاده قرار میگیرد.

۰۳

پالایش بکلاگ محصول فعالیتی است که شامل افزودن جزئیات، برآورد و رتبهبندی اقلام درون بکلاگ محصول میشود. این فعالیت، فرآیندی مداوم است که در آن مالک محصول و تیم توسعه بر روی جزئیات اقلام بکلاگ محصول به تعامل میپردازند. طی پالایش بکلاگ محصول، اقلام مرور و اصلاح میشوند. تیم اسکرام است که تصمیم میگیرد پالایش در چه زمانی و چگونه انجام بپذیرد. فرآیند پالایش معمولاً بیش از ۱۱% از توان و منابع تیم توسعه را به خود اختصاص نمیدهد. هرچند اقلام بکلاگ محصول، در هرزمانی توسط شخص مالک محصول یا به صلاحدید وی قابلتغییر و بهروزرسانی است.  

اقلام بکلاگ محصول دارای رتبه بالاتر، معمولاً تفصیلیتر و واضحتر از اقلام کم رتبهتر فهرست هستند. برآوردهای دقیقتر بر اساس شفافیت و جزئیات بیشتر صورت میگیرد؛ رتبۀ پایینتر مساوی است با جزئیات کمتر! اقلام بکلاگ محصولی که تیم توسعه برای اسپرینت بعدی با آنها سروکار خواهد داشت پالایششدهاند، بنابراین تکمیل شدنشان طی زمان ثابت اسپرینت معقول به نظر میرسد. اقلامی از بکلاگ محصول که قابلیت «تکمیل شدن» توسط تیم توسعه در یک اسپرینت را داشته باشند، بهعنوان اقلام «آماده» برای انتخاب، شناخته میشوند. اقلام بکلاگ محصول پس از گذراندن فعالیتهای پالایشی  که در بالا شرح داده شد معمولاً میتوانند به چنین سطحی از شفافیت برسند.

مسئولیت تمام برآوردها بر عهده تیم توسعه است. مالک محصول ممکن است با کمک در فهم و میانجیگری، بر روی تیم توسعه تأثیر بگذارد ولی افرادی که انجام کاربر عهده آنها است، برآورد نهایی را انجام خواهند داد.  

پایش پیشرفت نسبت به یک هدف

در هر مقطعی از زمان، کل کار باقیمانده برای رسیدن به هدف قابلمحاسبه است. مالک محصول این مجموع کار باقیمانده را حداقل در هر بازبینی اسپرینت، پیگیری میکند. مالک محصول این مقدار را با مقدار کار باقیمانده از بازبینی اسپرینت قبلی مقایسه میکند تا وضعیت پیشرفت کار نسبت به زمان مطلوب برای دسترسی به هدف آشکار شود. این اطلاعات باعث ایجاد شفافیت برای تمام ذینفعان میشود.

شیوههای گوناگون پایش بصری مانند نمودارهای برن داوون۱۷ ، برن آپ۱۸ و روند انباشتگی۱۹ ، برای پایش و پیشبینی پیشرفت کار مورداستفاده قرار میگیرند. روشهای فوق، کاربردی هستند ولی بههرحال جایگزین اهمیت تجربهگرایی نمیشوند. در محیطهای پیچیده اینکه دقیقاً چه روی خواهد داد، نامشخص است. تنها ازآنچه اتفاق افتاده، ممکن است بتوان برای تصمیمگیریهای آیندهنگرانه استفاده کرد.

بکلاگ اسپرینت  

بکلاگ اسپرینت مجموعهای از اقلام انتخابشده از بکلاگ محصول برای اسپرینت به همراه برنامهای برای تحقق هدف اسپرینت و ارائه فرآورده است. بکلاگ محصول پیشبینی تیم توسعه در خصوص قابلیتهایی است که قرار است در فرآورده آتی وجود داشته باشند.

همچنین شامل مجموعه کارهای لازم برای تبدیل این قابلیتها به یک فرآورده «تکمیلشده» است.

بکلاگ اسپرینت تمامکارهایی که تیم توسعه برای رسیدن به هدف اسپرینت ضروری تشخیص داده است را شفاف و قابلمشاهده میسازد.  

                                                

  1. Burn-Down
  2. Burn-Up
  3. Cumulative Flow

۰۴

بکلاگ اسپرینت طرحی با جزئیات کافی است که از پیشرفت حاصل در اسکرام روزانه تأثیر گرفته و تغییر میکند. تیم توسعه، بکلاگ اسپرینت را در طول اسپرینت اصلاح میکند  و بکلاگ اسپرینت در طول اسپرینت بروز و ظهور میکند. این بروز و ظهور وقتیکه تیم توسعه با برنامه خود پیش میرود و بیشتر یاد میگیرد که چهکاری برای دستیابی به هدف اسپرینت لازم است انجام شود، اتفاق میافتد.  

هنگامیکه کار جدید نیاز باشد، تیم توسعه آن را به بکلاگ اسپرینت اضافه میکند. بهمحض اتمام یا تکمیل شدن کار، میزان کار باقیمانده بهروزرسانی میشود. وقتی عناصری از برنامه، غیرضروری به نظر برسند، حذف خواهند شد. فقط تیم توسعه میتواند بکلاگ اسپرینت را در طول اسپرینت تغییر دهد. بکلاگ اسپرینت تصویری شفاف و بهروز از کاری که تیم توسعه قصد دارد در طول اسپرینت انجام دهد، بوده و مالکیت آن منحصراً متعلق به تیم توسعه است.

پایش پیشرفت اسپرینت

در هر مقطع زمانی از اسپرینت، مجموع کل کار باقیمانده در بکلاگ اسپرینت قابلمحاسبه است. تیم توسعه این مجموع کار باقیمانده را حداقل در هر اسکرام روزانه جهت تشخیص و راستی آزمایی دستیابی به هدف اسپرینت، پیگیری میکند. تیم توسعه با پیگیری کار باقیمانده در طول اسپرینت میتواند پیشرفت خود را مدیریت کند.

فرآورده

یک فرآورده مجموع تمام اقلام بکلاگ محصول تکمیلشده در یک اسپرینت به همراه فرآورده اسپرینتهای پیش از آن است. در انتهای یک اسپرینت، فرآوردهای جدید باید تکمیلشده باشد، به این مفهوم که قابلاستفاده و با «تعریف تکمیلشده۱۱» تیم اسکرام سازگار باشد.

این فرآورده باید قابلاستفاده باشد صرفنظر از اینکه مالک محصول حقیقتاً تصمیم به انتشار آن داشته باشد یا خیر.

شفافیت در مصنوعات

اسکرام بر شفافیت تکیه و تأکید دارد. تصمیمات ارزشآفرین و کنترلکننده ریسک بر مبنای مشاهده و درک وضعیت مصنوعات، اتخاذ میشوند.  این تصمیمات تا زمانی که شفافیت کافی و کامل است، قابل استناد هستند. در غیر این صورت این تصمیمات خدشهدار بوده و باعث کاهش ارزشآفرینی و افزایش ریسک خواهند شد.

اسکراممستر باید بهمنظور حصول اطمینان از شفاف بودن مصنوعات با مالک محصول، تیم توسعه و دیگر گروهها تعامل و همکاری کند. راهکارهایی برای مقابله با کمبود شفافیت وجود دارد؛ اسکراممستر باید به همه برای بکار بستن مناسبترین راهکار  مقابله با کمبود شفافیت، کمک کند. یک اسکراممستر میتواند با بررسی مصنوعات، استفاده از الگوهای سنجش شهودی، توجه کافی به گفتوگوها و مقایسه وقایع با نتایج مورد انتظار، هرگونه نقص در شفافیت را شناسایی کند.

وظیفه اسکراممستر کار با تیم اسکرام و سازمان جهت افزایش سطح شفافیت مصنوعات است. این کار معمولاً شامل یادگیری، متقاعد کردن و تغییر میشود. شفافیت یکشبه اتفاق نمیافتد بلکه مسیری است که باید پیموده شود.  

                                                

۲۰٫ Definition of Done  

۰۵

تعریف «تکمیل شده»

هنگامیکه یکقلم بکلاگ محصول یا یک فرآورده، «تکمیلشده» توصیف میشود، همه باید بدانند که منظور از «تکمیلشده» چیست.

گرچه این تعریف به ازای هر تیم اسکرام تفاوت محسوسی دارد، ولی اعضا بهمنظور تضمین شفافیت باید درک مشترکی از کاری که تکمیلشده تلقی میشود، داشته باشند. این تعریف «تکمیلشده» برای تیم اسکرام است و بهمنظور تشخیص اینکه چه زمانی کار بر روی فرآورده محصول کامل شده است، مورداستفاده قرار میگیرد.

چنین تعریفی میتواند برای تیم توسعه جهت تشخیص تعداد اقلام بکلاگ محصولی که میتواند در جلسه برنامهریزی اسپرینت انتخاب کند، راه گشا باشد. نهایت مطلوب هر اسپرینت، ارائه فرآوردههایی بالقوه قابلعرضه است که با تعریف «تکمیلشده» تیم اسکرام مطابقت داشته باشند.  

تیم توسعه در طی هر اسپرینت، تکهای از قابلیتهای محصول را ارائه میکند. این فرآورده قابلاستفاده است پس مالک محصول ممکن است بخواهد بیدرنگ آن را منتشر کند. درصورتیکه تعریف «تکمیلشده» بخشی از اصول، استانداردها و یا دستور عملهای سازمان توسعه باشد، تمامی تیمهای اسکرام موظفاند از آن بهعنوان یک حداقل پیروی کنند؛ اگر تعریفی از فرآورده «تکمیلشده» در دستور کار سازمان توسعه قرار نداشته باشد، تیم توسعه اسکرام باید یک تعریف «تکمیلشده» مناسب برای محصول معین کند. اگر چندین تیم اسکرام بر روی انتشار سامانه یا محصول موردنظر کار میکنند، باید همه باهم تعریف «تکمیلشده» را تدوین کنند.

هر فرآورده با فرآوردههای قبلی جهت اطمینان از عملکرد هماهنگشان، یکپارچهشده و بهصورت جامع آزمایش میشوند.

 انتظار میرود همانطور که تیمهای اسکرام رشد میکنند، تعاریف «تکمیلشده» آنها شامل ضوابط و معیارهای دقیقتری برای دستیابی به کیفیت بالاتر باشد. هر محصول یا سامانه باید یک تعریف از «تکمیلشده» که استانداردی برای کارهای انجامشده بر روی آن است، داشته باشد.

سخن آخر

اسکرام رایگان بوده و در این راهنما عرضهشده است. نقشها، مصنوعات، رویدادها و قوانین اسکرام تغییرناپذیر هستند و اگرچه پیادهسازی فقط بخشی از اسکرام امکانپذیر است، ولی نتیجه حاصل دیگر اسکرام نخواهد بود. اسکرام تنها با تمامیتش  موجودیت داشته و زمانی که ظرفی برای متدلوژیها، شگردها و روشهای دیگر باشد، خوب عمل خواهد کرد.

سپاسگزاری

اشخاص

از هزاران نفری که تاکنون به اسکرام کمک کردهاند، باید مخصوصاً به تعدادی از آنها که در ده سال اول مؤثر بودهاند اشاره کرد. قبل از همه جف سادرلند با جف مک کنا۱۱ مشغول کار بود، و از سوی دیگر کن شوئبر با مایک اسمیت۱۱ و کریس مارتین۱۳ باهم همکاری داشتند. 

بسیاری دیگر نیز طی سالهای بعد در این امر مشارکت داشتند که بدون کمک آنها، اسکرام به پالایش امروزی خود نمیرسید.  

                                                

۲۱٫ Jeff McKenna

۰۶

پیشینه  

نخستین بار، کن شوئبر و جف سادرلند اسکرام را بهصورت مشترک، در همایش OOPSLA۱۱ سال ۱۹۹۵ ارائه دادند. این ارائه، اساس ااً تجربیات سالهای قبل  کن و جف در مسیر اجرای اسکرام را مستند کرده بود.

تاریخچه اسکرام ظاهراً خیلی قدیمی تصور میشود. به احترام نخستین مجموعههایی که اسکرام در آنجا اجرا و محک خورد میتوان به Fidelity Investments و Inc و IDX )در حال حاضر GE Medical(، اشاره کرد.

این راهنما، اسکرامی که توسط جف سادرلند و کن شوئبر طی بیش از بیست سال، تقویت و توسعه دادهشده را مستند کرده است. دیگر منابع الگوها، فرآیندها و بینشی که باعث تکمیل چارچوب اسکرام میشوند را در اختیار شما قرار خواهند داد. این منابع باعث افزایش بهرهوری، ارزشآفرینی و خلاقیت میشوند.  

 

تاریخچه ی تغییرات

تغییرات بین سالهای ۳۱۰۲ و ۳۱۰۲

۰ سرفصل  جدید «ارزشهای اسکرام». وقتی ارزشهایی مانند تعهد، شجاعت، تمرکز، باز بودن و احترام، توسط تیم اسکرام مجسم و محقََق شود، ارکان شفافیت، بازرسی و سازگاری  اسکرام، پدیدار شده و موجب ایجاد اعتماد برای همه خواهد شد. اعضای تیم اسکرام وقتی با رویدادها، نقشها و مصنوعات اسکرام کار میکنند، این ارزشها را کشف کرده و یاد میگیرند.

استفادهی موفق از اسکرام بستگی به افزایش سطح مهارت  افراد در اُنُس با این پنج ارزش و بهکارگیری آنها دارد. همه افراد بهشخصه برای دستیابی به اهداف تیم اسکرام متعهد میشوند. اعضای تیم اسکرام شجاعت انجام کار  درست و دستوپنجه نرم کردن با مسائل دشوار را دارا هستند. همه بر روی کار  اسپرینت و اهداف تیم اسکرام متمرکز میشوند. اعضای تیم اسکرام و ذینفعان آنها با یکدیگر توافق دارند که نسبت به همهی کارها و چالشهای حین کار، باز عمل کنند. اعضای تیم اسکرام برای استقلال فردی و توانمندی یکدیگر احترام قائلاند.

                                                                                                                                                        

  1. Mike Smith
  2. Chris Martin
  3. OOPLSA Conference: Object-Oriented Programming, Systems, Languages & Applications Conference

۰۷

 

راهنمــای اسکــرام

راهنمــای اسکــرام

 

[caption id="attachment_1035" align="alignnone" width="600"][caption id="attachment_1035" align="aligncenter" width="600"]راهنمــای اسکــرامراهنمــای اسکــرام

راهنمــای اسکــرام[/caption]

 

راهنمــای اسکــرام

راهنمــای اسکــرام

راهنمــای اسکــرام[/caption]