فولکسونومی - folk - Taxonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy – folksonomy

فولکسونومی – folk – Taxonomy – folksonomy

 

چکیده:

افزایش سرعت تولید و انتشار اطلاعات در شبکه جهانی وب و نیاز سازمان­ها به دسترسی موثر به این اطلاعات، کار سازماندهی منابع موجود در پرتال­ها را به امری ضروری تبدیل ساخته است. تلاش­های انجام شده در سال­های اخیر مانند استفاده از واژگان کنترل شده و اصطلاح­نامه­ها در ایجاد راهنماهای وبی، گسترش رده بندی­های دیوئی و کنگره در جهت رده بندی منابع اینترنتی و به کارگیری ابر داده­ها برای سهولت دسته بندی اطلاعات از جمله تلاش­های انجام گرفته در این خصوص می­باشد تا با بکارگیری آنها، علاوه بر سهولت در بازیابی اطلاعات، میزان دسترس پذیری به منابع اطلاعاتی برای کاربران افزایش یابد.

پژوهش حاضر به معرفی نوعی رده بندی جدید با عنوان «فولکسونومی»[۱] می­پردازد و نقش آن را در بهبود بازیابی اطلاعات توسط کاربران در پرتال­های سازمانی بررسی و امکان سنجی می­نماید، توسعه خدمات «آگاهی رسانی جاری»[۲]، اشاعه و اشتراک اطلاعات تحت وب و نیز تاثیر استفاده از این روش نوین در رده بندی انواع فرمت­های اطلاعاتی از قبیل متن، فایل­های صوتی و تصویری، صفحات وب، کتاب­های الکترونیکی و غیره را در پرتال­های سازمانی بررسی می­کند و نیز مواردی از پروژه­های انجام شده در این زمینه را بر می­شمارد.

 

بیان مسئله:

در حال حاضر که در اواسط عصر اطلاعات هستیم و از یک طرف با سرعت بالای تولید حجم عظیمی از اطلاعات روبه­رو هستیم و از طرف دیگر با نیاز به دانش و آگاهی در سازمان­ها، از این رو پورتال­های سازمانی نوعی از سیستم­های اطلاعاتی هستند که به عنوان پاسخ به این نیاز سازمان­ها مطرح می­شوند و معمولاً ابزار اصلی مدیریت دانایی نامیده می­شوند.

پس از تزریق این حجم عظیم اطلاعات به درون پرتال­های سازمانی و جایگزینی پورتال­ها با کتابخانه­های عمومی در سازمان، موضوع جامعیت و مانعیت در بازیابی اطلاعات از اهمیت ویژه و استراتژیکی برای سازمان­ها بر­خورد دار می­گردد.

امروزه به همان میزان که روزانه حجم عظیمی از اطلاعات در وب منتشر می­گردد، دسترسی کاربران به اطلاعات مورد نیازشان نیز پیچیده و دشوارتر شده است، بخصوص اگر جستجو و بازیابی در بین میلیاردها رکورد اطلاعاتی که به اشکال مختلف از قبیل صفحات HTML[۳] (زبان نشانه گذاری متنی)، اسناد و متون الکترونیکی، فایلهای صوتی و تصویری و داده­های گرافیکی باشد که بدون هیچ گونه نظم و ترتیب استاندارد و مشخصی در سرتاسر شبکه وب پراکنده شده­اند. وب اکنون به عنوان یک منبع اطلاعاتی روزآمد و همیشه در دسترس در نظر گرفته می­شود و به کتابخانه­ای مبدل شده که دانش های بشری را به شکلی الکترونیکی در خود گردآوری کرده است اما مهم­ترین و اصلی­ترین تفاوت این به اصطلاح کتابخانه دیجیتالی بزرگ با کتابخانه­های معمولی، در روند سازماندهی و رده بندی اطلاعات و اسناد موجود در آن است زیرا استانداردها و قوانین مدونی با هدف گردآوری، سازماندهی، بازیابی و اشاعه اطلاعات و دانش در کتابخانه ها تدوین گردیده که از جمله آنه می­توان به قوانین فهرست نویسی انگلو امریکن یا رده بندی­های دهدهی دیوئی و کنگره اشاره کرد (فتاحی، ۱۳۷۷)؛ در حالی که یک چنین قوانین مشابهی برای اطلاعات و اسناد موجود در وب تدوین نشده­اند.

کار سازماندهی سیستم­­های اطلاعاتی در پرتال­های سازمانی بر عهده موتور‌های جستجوی درون پرتال می‌باشد، اما در این میان نکته مهم و قابل ذکر این است که حاصل کاوشی که در پرتال صورت می‌گیرد بعضاً دارای مشکلات و نواقصی است که هنوز مورد بحث محافل علمی بوده و تا کنون راه­کار جامع و کاملی که منجر به باز‌یابی دقیق اطلاعات درون پرتال­ها بشود ارائه نگردیده است، به عبارتی دیگر موتورهای جستجوگر درون پرتال هرچه قدر هم که قوی و کار‌آمد باشند به دلیل بالا بودن حجم، تنوع موضوع و منابع موجود در سیستم­­های اطلاعاتی قادر به ساز‌ماندهی مناسب تمام اطلاعات نیستند، بنابراین هیچ یک از موتور‌های جستجوگر درون پرتالی قابلیت جستجوی تمامی منابع اطلاعاتی موجود در شبکه پرتال را نداشته و به طور معمول نتایج جستجو در پرتال­ها بصورت سیاهه‌ای بسیار طولانی و غیر قابل فهم از مطالب و منابع کم ‌ربط و حتی در مواردی کاملا نامربوط در اختیار جستجو‌گر قرار می‌گیرد که این امر باعث کاهش جامعیت و مانعیت[۴] بازیابی اطلاعات در سازمان­ها می­گردد.

همچنین با نگاهی به معماری اطلاعات در شبکه­های اجتماعی امروزیی به این استنباط می­رسیم که امکان تولید و اشتراک­گذاری مطالب با برچسب­های دلخواه کاربر باعث ایجاد انگیزه درونی در کاربران برای مدیریت و نمایه سازی اطلاعات می­­گردد و از طرفی کمبود این ویژگی در پرتال­های سازمانی موجب کاهش میزان تعاملات درون سازمانی ­گردیده است.

اهمیت و ضرورت:

با ظهور انقلاب اطلاعات، سهم صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات در سراسر دنیا در روابط اقتصادی و اجتماعی به یکباره افزایش یافته و بدلیل ارزش بلقوه اطلاعات و استفاده­های کاربردی از آن تبدیل به نوعی ثروت گردیده است و دقیقاً همان نقشی که طلا و نفت در دوره انقلاب اقتصادی پیشین ایفاء کرده­اند، صنعت فناوری اطلاعات در عصر حاضر بر عهده دارد.

اطلاعات، اسناد و مدارک محصول اندیشه، فعالیت­ها و تجربیات گرانبهایی است که در تعالی اهداف سازمان­ها نقش مهمی دارند و یکی از ابزارهای مهم مدیریتی در تهیۀ برنامه­­های سازمان محسوب­ می­شوند درنتیجه باید بطور موثر از آن استفاده گردد

بر اساس گزارشات روزانه حجم بسیار زیادی از اطلاعات تولید می­گردد و به درون سیستم­های اطلاعاتی در پرتال­های سازمانی انتقال می­یابد، استفاده بهینه از این اطلاعات ارزش­های استراتژیکی را در تصمیم­گیری­های مدیریتی برای سازمان ایجاد می­نماید، بنابراین لازم است تا سازمان­های دولتی برای بهبود رده­بندی و نمایه­سازی این اطلاعات برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشند.

یکی از روش­های به­روز در رده بندی و نمایه­سازی اطلاعات روش فولکسونومی می­باشد، ضرورت استفاده از فولکسونومی یا رده بندی اجتماعی در حالی در سازمان­ها احساس می­گردد که نمایه سازان حرفه­ای در سازمان­ها وجود نداشته، از این رو سازمان­ها می­توانند با صرف کمترین هزینه مالی و زمانی منابع اطلاعاتی موجود در پرتال­ها را سازماندهی و رده بندی نمایند.

از طرفی نرم­افزارهای اجتماعی دارای کارکردهای مفیدی در جهت افزایش تعاملات و انگیزش افراد درون سازمانی برای ساخت و رده بندی اطلاعات می­باشند.

نتیجه این کارکردها کمک به افزایش جامعیت و مانعیت در بازیابی اطلاعات پرتال­های سازمانی می­نماید و این دقیقا همان نیازی است که امروزه در پرتال­های سازمانی احساس می­گردد.

در طی این روند کاربر، اطلاعاتی را که دراشکال مختلف در وب بدست می­آورد، با استفاده از کلیدواژه­هایی که در اصطلاح فولکسونومی تگ[۵] یا برچسب نامیده می­شوند، طبقه بندی کرده، اطلاعات آنها را در راهنماهای ویژه­ای که با استفاده از نرم افزارهای اجتماعی[۶]، مدیریت می­شوند وارد می­نماید و با دیگر کاربران به اشتراک می­گذارد.

نرم­افزارهای اجتماعی که با فناوری­های جدید ارتباطی و اطلاعاتی تحت وب نظیر RSS، RDF و AJAX اداره می­شوند، امکان دسته بندی تگ­ها را برای کاربران فراهم می­کنند و به نوعی نقش واسطه­گری را بین کاربران و داده ها ایفا می­نمایند. به این ترتیب هر کاربری می­تواند برچسب­های مورد علاقه خود را گردآوری کند، آنها را با دیگران به اشتراک بگذارد، از علائق کاربران دیگر آگاه شود و در گروه­های موضوعی مورد علاقه خود عضو گردد. برچسب در فولکسونومی، عنصر اصلی و مهم به شمار می رود که توسط خود کاربر خلق شده و زمینه ارتباط فکری وی را با منابع وب و کاربران دیگر فراهم می­کند.

 

اهداف و کارکردهای اصلی و مفید نرم­افزارهای اجتماعی[۷]:

نرم­افزارهای اجتماعی با استفاده از فناوری نوین نسل دوم وب موسوم به وب ۲[۸]، امکان تعامل کاربران و داده­ها را با یکدیگر، به اشکال مختلف فراهم آورده­اند. از ویژگی­های این نرم­افزارها می­توان به موارد زیر اشاره کرد Bryant, Todd (2006).

Bryant, Todd (2006). “Social Software in Academia”.EDUCAUSE Quarterly (2)2006. Retrieved March 10, 2007, from http://www.educause.edu/ir/library/pdf/eqm0627.pdf

  • ارتباطات و تعامل­های چند جانبه بین کاربران و داده­ها را موجب می­شود
  • کاربران دارای علائق مشترک را در محیط­های مجازی، گروه بندی و مجتمع می­نماید
  • زمینه­های موضوعی همفکری و هم­اندیشی را در بین کاربران بوجود می­آورد
  • اجتماعات مجازی را که دائما در حال رشد هستند پشتیبانی و بهبود می­بخشد
  • اشتراک داده­ها و اطلاعات را با بهره­گیری از فاکتورهایی نظیر RSS[۹]،[۱۰]XML و RDF[۱۱] فرآهم می­آورد
  • توسعه مشارکت­های اجتماعی مفید را موجب می­شود
  • موجب به اشتراک گذاشتن علاقه­مندی­ها توسط کاربران می­گردد
  • باعث ایجاد محتوا توسط کاربران می­گردد
  • موجب شکل­گیری و تقویت خرد جمعی می­گردد
  • همه کاربران فعال می­توانند در به اشتراک گذاری، سازماندهی، مدیریت و دسترسی به منابع مشارکت و فعالیت داشته باشند
  • کلیه کاربرانی که در برچسب گذاری اطلاعات مشارکت داشته­اند و کاربرانی که در برچسب گذاری اطلاعات مشارکت نداشته­اند می­توانند از دسته­بندی برچسب­ها استفاده نمایند

 

پیشینه پژوهش:

با افزایش نیازهای اطلاعاتی کاربران و رشد روزافزون حجم اطلاعات در وب، ضرورت سازماندهی و نظم و ترتیب بخشیدن به منابع اطلاعاتی موجود در وب، از سوی کتابداران و متخصصان اطلاع رسانی مطرح شده است (باتیلی، ۱۳۷۸؛ حاجی زین العابدینی،۱۳۸۱)

وب اکنون به عنوان یک منبع اطلاعاتی روزآمد و همیشه در دسترس درنظر گرفته می­شود و به کتابخانه­ای مبدل شده که دانش­های بشری را به شکل الکترونیکی در خود گردآوری کرده است، اما مهم­ترین و اصلی­ترین تفاوت این به­ اصطلاح کتابخانه دیجیتالی بزرگ با کتابخانه­های معمولی، در روند سازماندهی و رده بندی اطلاعات و اسناد موجود در آن می­باشد، زیرا استانداردها و قوانین مدونی با هدف گردآورى، سازماندهی، بازیابى و اشاعه اطلاعات و دانش در کتابخانه­ها تدوین شده که از جمله آنها می­توان به قوانین فهرست نویسى انگلوامریکن یا رده بندى­هاى دهدهى دیویى و کنگره اشاره کرد (فتاحى، ۱۳۷۷).

همواره یکى از تلاش­هاى وب این بوده است که کاربران گرفتار سازماندهى اطلاعات نشوند. اخیراً سیستم­هاى بر پایه فولکسونومی مانند del.icio.us کاربران را به نشانه گذارى کردن و معرفى علایقشان دعوت مى­کنند (نوروزى، ۲۰۰۷).

به منظور فهم بیشتر این فرآیند، مهم است که بررسى شود چگونه فولکسونومى­ها ساخته مى­شوند و مورد استفاده قرار مى­گیرند و میزان نیازهاى کاربران را که در فهرست سرعنوان­هاى موضوعى موجود یافت نمى­شود، مشخص و منعکس گردانند (اسپیترى، ۲۰۰۷)

ظهور محیط­های الکترونیکی جدید و منابع الکترونیکی مختلف، ضرورت الگوها، روشها، استانداردها و ابزارهای جدیدی را برای ذخیره، سازماندهی و بازیابی آنها مخصوصا منابع اینترنتی را می­طلبد (مختاری نبی، ۱۳۸۲)

رابطه بین سازماندهی اطلاعات و اینترنت یک رابطه دو سویه و تعاملی است. اینترنت از سویی تسهیلات فراوانی جهت سازماندهی اطلاعات پدید آورده است و از سوی دیگر تحت تاثیر روشهای سازماندهی اطلاعات قرار گرفته است. در این جا به برخی ازدلایلی که بحث سازماندهی را برای صفحات وب ضروری می سازد، اشاره می گردد:

مسائل و مشکلات جستجو و بازیابی اطلاعات در اینترنت از طریق موتورهای کاوش، توانایی­ها و مزایای فهرست­های کتابخانه ای در سازماندهی اطلاعات و حل مشکلات جستجو و بازیابی اطلاعات، فراهم آوردن امکان دسترسی به منابع ارزشمندی که به طور روز افزون به اینترنت افزوده می شود.

منابع موجود در اینترنت توسط افراد و سازمان­های گوناگون و با هدف های متفاوت به آن افزوده می شود. روز به روز بر تعداد صفحات خانگی توسط افراد افزوده می­گردد؛ به عبارت دیگر اکثر منابع بدون ضابطه و الگوی مشخص وارد اینترنت می شود.

بازیافت زیاد و نامربوط که یکی از مشکلات عمده پایگاه­های اطلاعاتی می­باشد در این جا نیز با شدت و دامنه بسیار گسترده تری به چشم می­خورد و موجب عدم دسترسی به اطلاعات مفید و مناسب در اینترنت می شود.

از نظر نوع و محتوای اطلاعات موجود در اینترنت برخی آنرا به مغازه سمساری تشبیه کرده اند که هر چیزی در آن یافت می شود. همین گوناگونی غیر موجه در برخی موارد موجب بیراهه رفتن کاربران، به ویژه کاربران غیر ماهر می شود که هنگام جستجو پیرامون مطلبی خاص از موضوع دیگر سر در می آورند.

در حالی که گستره و نوع اطلاعات در اینترنت حجیم و قابل توجه است اما این اطلاعات به صورتی ناقص و نابسامان سازماندهی شده است گاهی اوقات تا بدان اندازه ضعیف است که جستجو در اینترنت از نظر وقت و هزینه مقرون به صرفه نیست و کاربر ترجیح می­دهد به شبکه های اطلاع رسانی تجاری مراجع کند. اگر چه برای جستجو در اینترنت نرم افزارها یا موتورهای جستجوی گوناگونی در اختیار است اما اطلاعات اینترنت بطور مناسبی سازماندهی نشده و شیوه عمل موتورهای جستجو مانع از رسیدن به یک نتیجه مطلوب در بازیابی است. بعضا مشاهده می­شود که اطلاعات سایتی توسط پدیدآورنده آن یا مسئولان سایت از یک رایانه سرویس دهنده دیگری انتقال می یابد بدون آنکه به این تغییر نشانی اشاره ای شود.(محمدی، ۱۳۸۴)

مقایسه میان واژگان کنترل شده و کنترل نشده یا همان فولکسونومی­ها در روشن ساختن چهارچوب حاکم بر ساختار واژگان از نظر میزان مراجعه کاربران و میزان استفاده از واژگان جهت بررسی ویژگی­های فولکسونومی­ها به عنوان یک ساختار واژگانی جدید که علاوه بر ایجاد سرعت و سهولت دسترسی به عنوان منبعی مهم برای انتخاب و نگهداری واژگان به شمار می­روند خالی از فایده نیست. حال سوال این است که قدر میان این دو نوع ساختار زبانی متخصصی مدار (کنترل شده) و مردم مدار (کنترل نشده) همپوشانی وجود دارد؟

در این راستا تحقیقات متعددی نیز انجام شده است برای مثال لین و همکارانش در سال ۲۰۰۶ مقایسه میان واژگان کنترل شده و فولکسونومی­ها که به مقالات پزشکی مربوط می­شد انجام دادند. آنها به این نتیجه رسیدند که تنها ۱۱٪ میان این دو نوع واژگان همپوشانی وجود دارد و کاربران گرایش کمتری به ساختار اسمی کلمات که در سرعنوان­های موضوعی مش به عنوان یک ساختار زبانی کنترل شده موجود است نشان می­دهند.

در تحقیق دیگری که مارتین­لوتر­کینگ در بررسی که در سال ۲۰۰۸ با هدف بررسی میزان هم پوشانی بان واژگان کنترل شده و غیر کنترل شده بر روی تگ­های سایت فولکسونومی Citeulike در مقایسه با اصطلاحات، اصطلاحنامه اریک انجام داد نشان داد که تعداد کمی از تگ – توصیفگرها (حدود ۷%) با هم طابقت دارند و استفاده کننده­های سایت یولایک از ترمینولوژی مشابهی که در توصیفگرهای تزاروس سایت اریک وجود دارد استفاده نمی­کنند­(کینگ، ۲۰۰۸، ص ۴۵)[۱۲].

کیم در مورد هدف مدیریت دانش اظهار می­دارد که تجزیه و تحلیل دانش موجود و شناسایی دانش مورد نیاز برای تکمیل و انجام اهداف سازمان با کمک و همفکری و تعامل متخصصان دانش، کارشناسان فناوری و ارتباطات و استفاده کنندگان، هدف نهایی مدیریت دانش است. (فصلنامه کتاب. نشریه سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران. دوره ۱۵٫۴۹-۴۸٫ شماره ۳، پاییز ۱۳۸۳)

 

سرعت رشد اطلاعات

در سال­های اخیر دسترسی و استفاده از فناوری اطلاعات به ویژه سرویس­های مرتبط با موبایل و اینترنت رشد بالایی داشته است و در آینده­ای نزدیک حجم داده­ها انفجار خواهد یافت، سرعت رشد اطلاعات در دو سال گذشته بیشتر از تمام اطلاعات تولید شده در تاریخ بشریت بوده است. بیش از ۹۰% از تمام اطلاعات در جهان در طول دو سال گذشته تولید شده است.(Business2Community)

 

آمارهای جالب از سرعت رشد اطلاعات، منتشر شده از کمپانی فوربس[۱۳]:

  • کاربران در هر ثانیه اطلاعات جدیدی ایجاد می­نمایند، برای مثال ۴۰،۰۰۰ جستجو در هر ثانیه (فقط در گوگل) انجام می­گردد که بیش از ۳٫۵ میلیارد جستجو در روز و ۱٫۲ تریلیون جستجو هر ساله در سراسر جهان انجام می­شود.
  • در آگوست ۲۰۱۵ بیش از ۱ میلیارد نفر از فیسبوک در یک روز استفاده کردند.
  • کاربران فیسبوک به طور متوسط در هر دقیقه ​​۲۵ میلیون پیام ارسال می­کنند و ۲٫۷۷ میلیون ویدیو در هر دقیقه مشاهده می­نمایند.
  • ما شاهد رشد عظیمی در داده­های ویدئویی و عکس هستیم که هر دقیقه تا ۳۰۰ ساعت ویدئو به تنهایی در بارگذاریی می­گردد.
  • در سال ۲۰۱۵، در بستر اینترنت یک تریلیون عکس به نمایش گذاشته شد و میلیاردها نفر این عکس­ها را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشته اند. تا سال ۲۰۱۷، حدود ۸۰ درصد از عکس­ها بر روی تلفن­های هوشمند گرفته خواهد شد.
  • در سال ۲۰۱۷، بیش از ۱٫۴ میلیارد تلفن هوشمند عرضه خواهد شد و همه تلفن­های هوشمند دارای سنسورهایی خواهند بود که قادر به جمع­آوری انواع داده­ها هستند و این داده­ها جدای از اطلاعاتی است که خود کاربران در تلفن­های هوشمند خود ایجاد می­کنند، این سنسورها اطلاعات را به سرورهای از پیش برنامه ریزی شده ارسال می­نمایند.
  • تا سال ۲۰۲۰، ما بیش از ۶/۱ میلیارد تلفن هوشمند را در سطح جهانی در اختیار خواهیم داشت.
  • در عرض پنج سال، در جهان بیش از ۵۰ میلیارد دستگاه هوشمند متصل وجود دارد که همه آنها برای جمع آوری، تجزیه و تحلیل و به اشتراک گذاری داده ها توسعه یافته­ و برنامه ریزی شده­اند.
  • تا سال ۲۰۲۰، حداقل یک سوم از تمام داده­ها از طریق ابر (شبکه ای از سرورهای متصل به اینترنت) عبور می­کنند.
  • محاسبات توزیع شده (انجام وظایف محاسباتی با استفاده از شبکه کامپیوتری در فضای ابری) بسیار کاربردی خواهد بود. گوگل ۰٫۸% از آن را هر روز استفاده می­نماید و حدود ۱۰۰۰ کامپیوتر را در پاسخ دادن به یک پرس و جو استفاده کرده به طوری که فرآیند جستجو در گوگل حداکثر ۰٫۲ ثانیه به طول می­انجامد.

 

آمار جالب دیگر در مورد داده­ها و رشد آن در ده سال گذشته، منتشر شده از کمپانی فوربس[۱۴]:

  • در عرض پنج سال گذشته، در جهان بیش از ۵۰ میلیارد دستگاه هوشمند متصل به اینترنت وجود داشته که همه آنها برای جمع آوری، تجزیه و تحلیل و به اشتراک گذاری داده ها توسعه یافته­اند.
  • تا سال ۲۰۲۰، ما بیش از ۶/۱ میلیارد تلفن هوشمند دنیا را در اختیار داریم.
  • در سال ۲۰۱۵، یک تریلیون عکس گرفته شده است و میلیاردها نفر از این عکس­ها را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشته­اند.
  • تا پایان سال ۲۰۱۷، حدود ۸۰ درصد از عکس­ها بر روی تلفن­های هوشمند گرفته خواهد شد.
  • در حال حاضر تا ۳۰۰ ساعت فیلم در هر دقیقه از روز به YouTube آپلود می شود.
  • در هر دقیقه از روز، ۵۷۰ وب سایت جدید ایجاد می شوند (Business2Community).
  • حجم کل داده­ها که صنعت ضبط و ذخیره می­کند، در هر ۱٫۲ سال دو برابر می­شود. (Business2Community)
  • در حال حاضر کمتر از ۵٪ از تمام داده­ها تا کنون مورد تجزیه و تحلیل و استفاده قرار گرفته است (BernardMarr).

برآوردهای اتحادیه جهانی مخابرات (ITU) در گزارش اندازه­گیری جامعه اطلاعاتی[۱۵] حاکی از آن است که تا پایان سال ۲۰۱۵ میلادی:

  • ۹۵% از افراد جهان تحت پوشش شبکه­های تلفن همراه قرار دارند که تعداد مشترکین تلفن همراه از ۲/۲ میلیارد نفر در سال ۲۰۰۵ به ۱/۷ میلیارد نفر در سال ۲۰۱۵ افزایش خواهد یافت، لازم به ذکر است که تعداد مشترکین تلفن همراه به جمعیت جهان نزدیک شده است.
  • برآورد می­شود که تعداد مشترکین جهانی پهن باند موبایل از ۸/۰ میلیارد نفر در سال ۲۰۱۰ به ۵/۳ میلیارد نفر در سال ۲۰۱۵ افزایش خواهد یافت.
  • کاربران اینترنت به سرعت در حال افزایشند و برآورد می شود که ۴۰% از جمعیت جهان کاربر اینترنت باشند.

 

طی سالیان اخیر، تلاش­های متعددی از سوی برخی سازمان­ها، کتابخانه­ها و افراد، برای سازماندهی منابع اینترنتی صورت گرفته است که از جمله آنها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- استفاده از طرح های رده بندی کنگره و دیوئی برای سازماندهی منابع اینترنتی:

استفاده از شیوه­های سنتی رده بندی برای سازماندهی و رده بندی محتوای آنلاین سابقه­ای نسبتا طولانی دارد.

Macgregor, George, and McCulloch, Emma (2006)

Macgregor, George, and McCulloch, Emma (2006). “Collaborative tagging as a knowledge organization and resource discovery tool”. Library Review, 55(5): 291-300.

بطور مثال سرویس خدمات اطلاع رسانی BUBL[۱۶] راهنمای خود را مطابق با رده­بندی دیوئی دسته بندی کرده است. برای نمونه، در این راهنما، وب سایت­ها و صفحاتی که محتوای آنها در موضوعات آموزش، حقوق، سیاست، اقتصاد یا جامعه شناسی هستند در رده ۳۰۰ که به علوم اجتماعی اختصاص دارد دسته بندی شده­اند. مثال دیگر، پروژه[۱۷]CYBERSTACKS می­باشد که اطلاعات و منابع اینترنتی را با استفاده از نظام رده بندی کنگره سازماندهی کرده است. در این مورد نیز می­توان از راهنمای[۱۸]CyberDewey نام برد که با بهره­گیری از سیستم دیوئی منابع اینترنتی را دسته بندی کرده است. عمده ترین دلیل استفاده از طرح های رده بندی دیوئی یا کنگره، کاربرد قابلیت­های این طرح ها هم در جهت سازماندهی منابع و هم بازیابی موضوعی آنها بوده اما با وجود قدمت طولانی استفاده از این طرح­ها در جهت ساماندهی محتوای آنلاین، به نظر می­رسد موفقیت چندانی حاصل نشده است.

۲- بهره­گیری از واژگان کنترل شده بخصوص اصطلاح­نامه­ها و تزاروس­ها، با هدف ایجاد راهنماهای وبی (دایرکتوری­ها):

بسیاری از کتابخانه­های دیجیتالی آنلاین، منابع خود را با استفاده از سرعنوان­های موضوعی کنگره نمایه سازی کرده­اند و برخی نیز با بهره جستن از اصطلاح­نامه­های تخصصی و موضوعی محتوای خود را سامان داده­اند مانند پایگاه اینترنتی Artifact[۱۹] که از اصطلاح­نامه موضوعی هنر و معماری استفاده کرده است. از موارد دیگر می­توان به راهنمای وبی Dmoz[۲۰]، نمایه کتابداران برای اینترنت[۲۱]، کتابخانه عمومی اینترنت[۲۲] و دایرکتوری­های Yahoo و Google اشاره کرد. در این راهنماها نوعی روند سلسلسه مراتبی “کل به جزء” برای رده بندی منابع اینترنتی در نظر گرفته شده است مثلا:

Science > Math > Application > Communication Theory > Cryptography

دسته بندی اطلاعات در این راهنماها مطابق با قواعدی است که در هرکدام از آنها اعمال می­شود و صفحات وب و پایگاه­های اینترنتی را در موضوعات از پیش تعیین شده رده بندی می­کنند.

 

 

واژگان کنترل شده[۲۳] و نقش آنها در سازماندهی منابع اینترنتی

ساختار سلسلسه مراتبی[۲۴] و معناشناختی واژگان کنترل شده از جمله مهمترین ویژگی­های این ابزارها برای بازیابی و جستجوی اطلاعات در محیط­های چاپی و الکترونیکی است زیرا:

۱- در واژگان کنترل شده، لغات مترادف[۲۵] و نزدیک به هم با گزینش یک لغت خاص، یکدست می­شوند.

Macgregor, George, and McCulloch, Emma (2006).

Macgregor, George, and McCulloch, Emma (2006). “Collaborative tagging as a knowledge organization and resource discovery tool”. Library Review, 55(5): 291-300.

 

این امر با استفاده از ارجاعات مختلف از لغات انتخاب شده به لغات انتخاب نشده، صورت می­گیرد و از تشویش و پراکندگی در ساختار واژگان جلوگیری کرده و کاربر را به سوی بهترین انتخاب و گزینه راهنمایی می­کند. ضمن اینکه منابع مرتبط را نیز به یکدیگر پیوند می دهد مانند:

اتومبیل

ماشین

نگاه کنید به: خودرو

۲- در واژگان کنترل شده، لغات متشابه و هم آوا[۲۶] از یکدیگر مجزا می­شوند، مانند “Java” که نام یک زبان برنامه نویسی است و “Java” که نام جزیره­ای متعلق به اندونزی می­باشد. این امر از سردرگمی کاربر در نتایج جستجو جلوگیری می­کند و امکان عمل بیشتری به نمایه ساز می دهد.

۳- لغاتی که ممکن است از نظر قواعد املایی، مشکلاتی برای کاربران و ویراستاران ایجاد کنند، در “واژگان کنترل شده”، مشخص می گردند و اگر کاربرد آنها در واژگان ضرورتی نداشته باشد، حذف می­گردند.

۴- نکته مهم تر در “واژگان کنترل شده”، حاکم شدن نوعی روند سلسله مراتبی معناشناختی[۲۷] در بین واژه ها است که کاربر را در بازیابی منابع و اطلاعات مرتبط یاری می­دهد. دسته بندی واژگان در این سلسلسه مراتب بر اساس لغات هم موضوع و مرتبط و از اعم به اخص یا برعکس صورت می­گیرد، مانند “لنینیسم” که از گونه “کمونیسم” است و آن نیز از جمله “نظریه های سیاسی” بشمار می رود.

۵- در ساختار “واژگان کنترل شده”، استفاده از علائم و نشانه­ها، امری مهم است و کاربر با استفاده از نشانه­ها و علائم تعریف شده در هر واژگانی، ارتباطات بین لغات را تشخیص داده و کاربردهای آنها را در می­یابد.

نمونه های بسیار مهم و مطرح در زمینه “واژگان کنترل شده” عبارتند از: طرحهای رده بندی کتابشناختی (مانند کنگره و دیوئی)، فهرست سرعنوان­های موضوعی مانند سرعنوان­های موضوعی کنگره و سرعنوانهای پزشکی MESH و انواع اصطلاح­نامه­ها مانند کلیه اصطلاحنامه های تخصصی و عمومی.

عمده راهنماهای وبی مهم موجود در وب، از “واژگان کنترل شده” برای ساماندهی محتوای خود بهره می­گیرند و این موضوع، در کنار مزایایی که دارد، مشکلاتی نیز برای بازیابی اطلاعات در وب برای کاربران فراهم می­کند، بطور مثال برای یک کاربر تشخیص اینکه وب سایت مورد جستجوی وی در کدام دسته قرار دارد مشکل است و برای یک ویراستار نیز تشخیص اینکه یک وب سایت، بایستی در کدام یک از گروه­ها و دسته­ها قرار بگیرد مشکل به نظر می­رسد. فقدان برخی زمینه­های موضوعی خاص و دقیق برای توصیف اطلاعات تخصصی و جدید، حجم روزافزون منابع مختلف اطلاعاتی در محیط وب در مقایسه با نیروی انسانی معدود و متخصص در جهت سازماندهی محتوای آنلاین و نیز هزینه های مالی و زمانی فراوان درجهت آموزش افراد مورد نیاز برای سازماندهی منابع اینترنتی از جمله مشکلات استفاده از “واژگان کنترل شده” برای ساماندهی محتوای اطلاعات موجود در وب به شمار می رود.

بطور کلی راهنماهای وبی از اشکالات عمده­ای برخودار هستند که از جمله آنها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • انتشار روزانه میلیون­ها فرمت اطلاعاتی در وب، عملا امکان روزآمد نگاه داشتن اطلاعات دسته بندی شده در راهنماها را از معدودی ویراستار سلب می­نماید. بر اساس آمارهای موجود در راهنمای وبی Dmoz، بالغ بر ۵۲۸۱۹۶۰ وب سایت در ۵۹۰۰۰۰ موضوع دسته بندی شده­اند. واضح است که این میزان وب سایت، درصد ناچیزی از کل میلیاردها صفحه وب را شامل می شود.
  • عمده راهنماهای موجود در وب، راهنمای وب سایت­ها و پایگاه­های اینترنتی محسوب می­شوند و صرفا کاربران را به وب سایت­ها هدایت می­کند. اطلاعات صفحات شخصی ایجاد شده توسط کاربران، مطالب و اطلاعات منتشر شده در وبلاگها، مقالات­ و نوشته­های علمی و پژوهشی درج شده در وب سایت­های گوناگون، اخبار و رویدادهای متنوع منتشر شده در سایت­های خبرگزاری­ها و روزنامه­ها و همچنین اغلب صفحات داخلی پایگاه­های اینترنتی در راهنماهای وبی گنجانیده نمی­شوند.
  • علاوه بر متن، فرمتهای مختلف اطلاعاتی از قبیل صوت و تصویر، عکس و ویدئو، جدول و نقشه و نمودار، نرم افزارها و برنامه های کاربردی، فایلهای اطلاعاتی PDF و word، اسلایدها و فایل­های مختلف دیگر نیز در وب پراکنده و منتشر شده­اند که راهنماهای وبی فاقد اطلاعات آنها هستند.

 

  • به کارگیری ابرداده­ها[۲۸] در سازماندهی منابع اینترنتی

استفاده از ابرداده­ها نیز روش دیگری برای نظم بخشیدن به منابع اطلاعاتی موجود در اینترنت به شمار می­رود. ابرداده­ها بخصوص از نظر قابلیت­هایی که در زمینه تسهیل فرآیند جستجو، مکان­یابی، انتخاب، ارزیابی و مستند سازی منابع اطلاعاتی، تحلیل محتوا و نمایه سازی منابع وب و مدیریت اطلاعات ایفا می­کنند، حائز اهمیت هستند (مختاری نبی،۱۳۸۲).

مختاری نبی، ابراهیم (۱۳۸۲). “سازماندهی منابع اینترنتی: چالش ها و ضرورت ها”، نما (مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران)، شماره چهارم، دوره اول، آنلاین:

http://www4.irandoc.ac.ir/data/E_J/vol1/organaizing.htm

 

استفاده از ابرداده­ها، بیشتر در پایگاههای اطلاعاتی تحت وب، کتابخانه­های دیجیتالی و برخی موتورهای جستجوی تخصصی نمود بیشتری داشته است. از نمونه های انجام گرفته در این زمینه برای نظم دهی به محتوای آنلاین، می توان به پروژه دابلین کر[۲۹] اشاره کرد. در این مورد، پدیدآورنده، با استفاده از ۱۵ عنصر از قبیل عنوان، نام پدیدآورنده، موضوع، ناشر، تاریخ، نوع، منبع، زبان و فیلدهای دیگری که بر حسب اختیار می­تواند از آنها بهره بگیرد، اطلاعات را سازماندهی می­کند. استفاده از ابرداده­ها، با وجود قابلیت­هایی از قبیل دقت در مدیریت اطلاعات تحت شبکه، تسهیل امر بازیابی اطلاعات و توصیف فایلهای غیرمتنی، مشکلاتی را نیز به همراه داشته است (محمدی،۱۳۸۳)

محمدی، حسین (۱۳۸۳).”ابرداده: مفاهیم و کاربردها”، نما (مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران)، شماره سوم، دوره دوم؛ آنلاین:

http://irandoc.ac.ir/data/E_J/vol2/metadata.htm

از قبیل نیاز به دانش تخصصی و موضوعی در امر نمایه سازی و فهرست نویسی اسناد و اطلاعات، هزینه­های مالی و زمانی در به روند خلق و به کارگیری آنها، لزوم استفاده از متخصصان موضوعی و نمایه سازان آموزش دیده و پیچیده بودن آنها برای کاربر عادی. علاوه بر این، رشد سرسام آور منابع وب، امکان بهره­گیری از عناصر ابرداده­ای برای سازماندهی همه اطلاعات منتشر شده را غیرممکن می­سازد.

 

 

مرور ادبیات:

فولکسونومی (رده بندی مردمی)

فولکسونومی رویکردی جدید به امر سازماندهی محتوای وب است. این اصطلاح از دو کلمه فولک folk به معنی عامه و Taxonomy به معنای رده بندی، مشتق شده است و به نوعی رده بندی اطلاق می­شود که توسط عامه کاربران انجام می­شود و تابع قوانین علمی خاصی نیست اما مبنای فلسفی خاص خود را دارا است  Crossett, James (2006)

Crossett, James (2006). “Social data classification”. April 2006

 

در نقطه مقابل فولکسونومی، تاکسونومی یا رده­بندی حرفه­ای و تخصصی دانش قرار دارد. کاربردهای عمده تاکسونومی در طبقه بندی و سازماندهی اطلاعات و اسناد چاپی است و همانگونه که اشاره شد در سالیان اخیر کوشش­هایی برای به کارگیری آن در جهت ساماندهی اطلاعات وب و منابع الکترونیکی صورت گرفته است؛ اما این شیوه جواب­گوی نیازهای اطلاعاتی کاربران عمومی و هماهنگ با رشد انتشار منابع اطلاعاتی گسترده و متنوع در وب نیست. مشکلات استفاده از روش­های علمی رده بندی و نیز تنوع موضوعی و ساختاری منابع و اطلاعات توزیع شده در وب، منجر شده است تا فولکسونومی به عنوان رویکردی جدید برای کنترل و نظم دهی به محتوای اینترنت مطرح گرد. Scott A, Golder, and Bernardo A, Huberman (2006)

Scott A, Golder, and Bernardo A, Huberman (2006). “The structure of collaborative tagging systems”. Journal of Information Science, 32(2): 198-208

 

مبنای فلسفی فولکسونومی، استفاده از خرد جمعی کاربران وب در امر گردآوری، سازماندهی، مدیریت و اشاعه اطلاعات وب است McFedries, Paul (2006).

McFedries, Paul (2006). “Technically Speaking: Folk wisdom”. IEEE Spectrum, February 2006. Retrieved January 25, 2007, from http://www.spectrum.ieee.org/feb06/2756

 

در طی این روند کاربر، اطلاعاتی را که دراشکال مختلف در وب بدست می­آورد، با استفاده از کلیدواژه­هایی که در اصطلاح فولکسونومی تگ[۳۰] یا برچسب نامیده می­شوند، طبقه بندی کرده، اطلاعات آنها را در راهنماهای ویژه­ای که با استفاده از نرم افزارهای اجتماعی[۳۱]، مدیریت می­شوند وارد می­نماید و با دیگر کاربران به اشتراک می­گذارد.

نرم­افزارهای اجتماعی که با فناوری­های جدید ارتباطی و اطلاعاتی تحت وب نظیر RSS، RDF و AJAX اداره می­شوند، امکان دسته بندی تگ­ها را برای کاربران فراهم می­کنند و به نوعی نقش واسطه­گری را بین کاربران و داده ها ایفا می­نمایند. به این ترتیب هر کاربری می­تواند برچسب­های مورد علاقه خود را گردآوری کند، آنها را با دیگران به اشتراک بگذارد، از علائق کاربران دیگر آگاه شود و در گروه­های موضوعی مورد علاقه خود عضو گردد. “برچسب” در فولکسونومی، عنصر اصلی و مهم به شمار می رود که توسط خود کاربر خلق شده و زمینه ارتباط فکری وی را با منابع وب و کاربران دیگر فراهم می­کند.

 

عناصر رده بندی مردمی:

کاربر: هر شخصی با هر دانشی که از منابع وب با هر هدفی استفاده می­کند. کاربر یا می­تواند پدید آورنده اطلاعات و داده­ها باشد، یا صرفا آنها را در منابع وبی بازیابی کرده باشد.

برچسب: هر نوع کلیدواژه­ای که با هر شکل و ساختاری برای توصیف یک عنصر اطلاعاتی، توسط کاربر انتخاب می­شود. در رده بندی مردمی، محدودیتی در میزان و نحوه استفاده از برچسب­ها برای کاربر وجود ندارد. برچسب عنصر اصلی فولکسونومی و واسط بین منابع و کاربران وب با یکدیگر است.

اطلاعات: هر نوع داده­ای که با هر شکل و ساختار و در هر موضوعی در وب منتشر شده باشد. این داده­ها می­توانند شامل صفحات وبی، عکس و تصویر، فایل­های صوتی، ویدئویی، فایلهای مختلف گرافیکی، مقالات، کتب و اسناد الکترونیکی، اطلاعات کتاب­ شناختی مقالات و کتب، نشانی صفحات وب[۳۲]، صفحات شخصی، صفحات داخلی وب سایت­ها و وبلاگها، دانشنامه، دائره المعارف و فرهنگ­های لغت باشند.

نرم افزارهای اجتماعی[۳۳]: نرم افزارهای تحت وب که با استفاده از فناوری نوین نسل دوم وب موسوم به وب ۲[۳۴]، امکان تعامل کاربران و داده ها را با یکدیگر، به اشکال مختلف فراهم آورده­اند. Bryant, Todd (2006).

Bryant, Todd (2006). “Social Software in Academia”.EDUCAUSE Quarterly (2)2006

Retrieved March 10, 2007, from http://www.educause.edu/ir/library/pdf/eqm0627.pdf

سازماندهی منابع دانش:

سازماندهی منابع دانش یکی از ارکان اساسی علوم اطلاع رسانی است، چرا که بدون استفاده از یک روش مناسب علمی و منطقی و نظم عالی نمی­توان به راحتی به منابع اطلاعاتی صحیح دسترسی پیدا کرد. هدف عمده و اساسی فهرست نویسی، سازمان دادن به منابع اطلاعاتی است تا از این طریق بتوان عنوان مورد نیاز را از مجموعه موجود، دقیق­تر و سریع­تر بازیابی کرد. همان طورکه از این تعریف می­توان استنباط کرد، هدف عمده فهرست نویسی نظم و سازمان دادن به مجموعه منابع است و تفاوتی ندارد که این منابع به چه فرمت و محملی باشند. سازمان دادن به منابع الکترونیکی، از مهمترین وظایف و کارکردهای علوم اطلاع رسانی و کتابداری است. با افزایش نیازهای اطلاعاتی کاربران و نیز رشد روز افزون حجم اطلاعات در دنیای وب، ضرورت سازماندهی و نظام و ترتیب بخشیدن به منابع اطلاعاتی موجود در وب، از سوی متخصصان اطلاع رسانی مطرح شده است.(باتیلى، ۱۳۷۸ و حاجى زین العابدینى، ۱۳۸۱)

پورتال سازمانی

پورتال[۳۵] را می­توان یک مرکز ارائه خدمات و اطلاعات شبکه­ای دانست که بر چهار پایه اصلی استوار است:

  1. انطباق پذیری[۳۶]
  2. اختصاصی کردن[۳۷]
  3. یکپارچه سازی[۳۸]
  4. پشتیبانی انجمن­های اینترنتی[۳۹]

 

تعریف پورتال از دیدگاه­های متفاوتی امکان پذیر است، زیرا کاربران امکانات زیادی را برای آن متصور می­شوند و تا کنون تعبیرات گوناگونی از پورتال ارائه شده است. یک پورتال به عنوان یک فضای کاری برای تجارت الکترونیکی مبتنی بر شبکه با امکان تنظیم شخصی و محتوایی و برخورداری از قابلیت­های مشارکت با دیگر همکاران تعریف شده است، اما آنچه که بطور کلی برای یک پورتال مطرح می باشد، عبارت است از تمرکز بر روی آنچه که پورتال­ها می­توانند برای یک سازمان فراهم کنند.

استفاده از واژه جمع «پورتال­ها» نیز اتفاقی نیست. سازمان­ها نیز برای مواجه با مسائل چندگانه خود در حوزه­های مختلف معمولاً بیش از یک پورتال دارند. نقش تسهیل کننده پورتال در انجام امور اداری، آموزشی و پژوهشی و کارایی چندگانه پورتال، آن را تبدیل به یک محل کار الکترونیکی برای کاربران نموده است. پورتال­های سازمانی جدای از خدماتی که در سازمان­ها ارائه می­کنند، فرصت‎های نوینی را متناسب با توان اجرایی سازمان­ها فراهم می­‎نمایند. این بدان مفهوم است که پورتال­های سازمانی در راستای اهداف خود، زمینه همکاری‎های متقابل و امکان بهره ‎برداری از توان­های حرفه­‎ای و سرمایه‎ گذاری طرف­های درگیر در فعالیت‎های مختلف را فراهم می ‎سازند.

اعمالی را که پورتال روی محتوا انجام می­دهد، می­توان به چهار گروه کلی تقسیم بندی کرد:

  1. گردآوری
  2. اختصاصی کردن[۴۰] (نقش هر کدام از کاربران را، به علاوه سطح دسترسی آنها مشخص می کند).
  3. توصیه و معرفی کردن محتوا: پورتال می­تواند بر اساس علاقمندی­های یک کاربر و اطلاعاتی که از پیش در مورد کاربر جمع آوری نموده، مطالب مناسب را در اختیار او قرار دهد. این مهم می­تواند حتی از طریق دنبال کردن موضوعات مورد علاقه کاربر و ثبت کلیه رفتارهای وی در پرتال سازمانی صورت پذیرد.
  4. گلچین کردن و خلاصه کردن مطالب: پورتال می­تواند به صورت خودکار مطالب را خلاصه نموده، در اختیار کاربر قرار دهد. به عنوان مثال کلمات کلیدی یک مقاله می­تواند برای جستجوی موثر آن مورد استفاده قرار گیرند.

شاید بتوان سایت­های Yahoo یا Amazon به عنوان کامل­ترین پورتال­هایی که تا به حال ساخته شده­اند، نام برد.

هدف از طراحی پورتال­های سازمانی:

پورتال­های سازمانی اساساً با دو هدف طراحی و در سطح سازمان­ها مستقر می­شوند. این دو هدف شامل مدیریت متمرکز اطلاعات سازمانی در مؤسسات و ارائه خدمات اطلاعاتی روزآمد، جامع و دقیق می­‎باشد.

پورتال­های سازمانی از یک سو امکان مدیریت متمرکز در سازمان را برای مدیران و معاونان مؤسسات و سازمان­ها فراهم می­کنند و پنجره­ای شفاف از سازمان را در مقابل چشم آنها قرار می­دهند و از سوی دیگر کاربران و مشترکین خود را از آخرین اخبار و اطلاعات مربوط به حوزه­های کاری و تجاری آگاه می­سازند.

این پورتال­ها علاوه بر اطلاع رسانی دقیق، زمینه­های تعامل میان مدیران و کارمندان یا کاربران را ایجاد می­نمایند. محیط شبکه­ای پورتال­های سازمانی به گونه­ای طراحی می­شود که یک کاربر پس از ورود به آنها خود را در فضای مجازی یک محیط سازمانی می­یابد و علاوه بر انجام امور اجرایی در سراسر اوقاتی که در این محیط به سر می­برد احساسی از لذت را همراه با آموزش تجربه می­نماید.

یکی دیگر از ویژگیهای پورتال­های سازمانی این است که کاربران با مشارکت در فعالیتهای مبتنی بر شبکه خلاقیتهای فردی را در خود پرورش میدهند. امکانات تنظیم اختصاصی که معمولاً در هر پورتال سازمانی پیش بینی و ارائه می­شود ضمن به چالش گرفتن تجربیات فردی کاربران در کار با امکانات شبکه­ای و بسترهای ارتباطی، زمینه­های خلاقیت آنها را به شیوه­ای کاربردی ایجاد می­نماید.

 

ورود حجم عظیم اطلاعات به پرتال­های سازمانی

اکنون با توجه به تنوع و سرعت روز­افزون رشد اطلاعات در بستر اینترنت و تزریق این حجم عظیم اطلاعات به پرتال­های سازمانی موضوع جامعیت و مانعیت در بازیابی اطلاعات از اهمیت ویژه و استراتژیکی برای سازمان­ها بر­خورد دار است.

از طرفی افزایش جامعیت و مانعیت بازیابی اطلاعات در پرتال­های سازمانی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با نحوه معماری و دسته بندی اطلاعات در سیستم­های اطلاعاتی درون سازمانی خواهد داشت، از این رو یکی از راهکارهای موثر، کم هزینه و به روز در این رابطه مبحث فولکسنومی یا رده بندی مردمی می­باشد که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

فولکسونومی اصطلاحی است که توسط واندروالی[۴۱] از ترکیب دو کلمه “FOLK” و “TAXONOMY” به ترتیب به معنای “مردم” و “رده بندی” ابداع شده است که از آن برای توصیف سیستم­هایی که در آنها مردم (نه نمایه سازان حرفه­ای) توصیفگرهایی را از زبان طبیعی برای موضوع دادن به منابع انتخاب می­کنند که به برچسب[۴۲] معروف است.

فولکسونومی یکی از شیوه­های سازماندهی پایین به بالا محسوب می­شود که در آن کاربران برای نظم دهی به منابع با هدف بازیابی و به اشتراک گذاری آنها اقدام به برچسب گذاری[۴۳] می­کنند. در چنین سیستم هایی کابران با سازماندهی دانش با روشی شخصی خود و متناسب با نیازها و واژگان مورد نظر خود ترغیب می­شوند؛ بنابراین فولکسونومی می­تواند ابزاری بالقوه برای مدیریت اطلاعات باشد (مردانی، ۱۳۷۹، ص ۸۹).

رده بندی مردمی نظامی از واژگان کنترل نشده است و بیش از سایر سیستم­هایی که از زبان طبیعی برای انتخاب توصیف­گرها استفاده می­کنند مشارکتی و مردم­ گرا می­باشد و مبتنی بر نیاز­های کاربران است و چیزی به جز عملکرد خود کاربران نیست با مقایسه سیستم­های برچسب گذاری دسته جمعی و شیوه­های سنتی سازماندهی اطلاعات مشاهده می­شود که این کار دو خصوصیت کلی دارد:

  1. همه کاربران فعال می­توانند در مراحل به اشتراک گذاری، سازماندهی، مدیریت و دسترسی به منابع مشارکت فعالیت داشته باشند.
  2. کلیه کاربران که در برچسب گذاری مشارکت داشته­اند و چه کسانی که در برچسب گذاری مشارکت نداشته­اند می­توانند از برچسب­ها استفاده نمایند.

دو ویژگی ذکر شده کمک به افزایش تعاملات و انگیزش افراد درون سازمانی در ساخت و رده بندی اطلاعات می­نماید و این دقیقا همان چیزی است که در پرتال­های سازمانی وجود ندارد.

در سیستم برچسب گذاری مشترک[۴۴] دسترسی موثر به منابع برچسب­گذاری شده مشکل است، سیستم برچسب گذاری جاری و دستورالعمل آن بیشتر بر اساس فولکسونومی است که اساسا بدون کنترل واژگان صورت می­گیرد و استفاده از فولکسونومی ها برای جا دادن عناوین دارای محدودیت­های خاص خود از جهات دستور زبان و سایر ویژگیهای واژگان است که میزان این محدودیت­ها قابل بررسی و اندازه گیری می­باشد که در نهایت میزان کارکرد این نوع واژگان کنترل نشده را نشان می­دهد (اسپیتر، ۲۰۰۹، ص ۱۲۳)[۴۵].

از مهمترین ضعف­های فولکسونومی­ها می­توان به فقدان استانداردهای پذیرفته شده در روند رده بندی اشاره کرد. در ساختار فولکسونومی، نظارتی بر لغات هم­نام و مشابه، مترادف­ها و متضادها صورت نمی­برد و موارد غیر متعارف لغوی به وفور یافت می­شود (اسپیتر، ۲۰۰۹، ص ۱۲۳).

در مقابل فولکسونومی­ها به عنوان واژگان کنترل نشده، اصطلاحنامه­ها، سرعنوان­های موضوعی، سیستم­های رده بندی به عنوان واژگان کنترل شده وجود دارند که بر خلاف فولکسونومی­ها ساختاری نظامند از ارتباطات میان کلمات را برای دسترسی به واژگان شناخته شده را دارا می­باشند که فقدان این ساختار در فولکسونومی­ها موجب شده است که کاربر نتواند در مراجعات بعدی به همان مطالب و مفاهیمی برسد که بار قبلی به آنها رسیده بود­(گوردن[۴۶]، لااورا[۴۷]، ۰۶ ۲۰، ص ۲۴).

با این حال نگهداری و توسعه واژگان کنترل شده نیاز به صرف هزینه و وقت فراوانی دارد و با توجه به نظاراتی که از یک ساختار زبانی جهت حفظ روابط معنایی، قابلیت بسط، سازگاری، گسترش و توصیف واژگان کنترل کننده را داریم، فولکسونومی­ها می­توانند انتخاب خوب و مفیدی برای نگهداری و انتخاب واژگان باشند برای مثال تکرار یک برچسب می­تواند عاملی جهت انتخاب آن واژه به عنوان یک اصطلاح مرجع برای توضیح یک مفهوم به شمار برود (مارتین لوتر کینگ، ۲۰۰۸)[۴۸].

 

مقایسه رده بندی مردمی با جستجوی کتابخانه­ای

همانگونه که می­دانیم، در کتابخانه­ای که با استفاده از قواعد رده بندی کنگره یا دیوئی، سازماندهی شده است، کلیه کتاب­های همسان از نظر موضوعی، در قفسه و نیز اطلاعات کتابشناختی کلیه کتابهای یک پدیدآورنده نیز در برگه­دان کتابخانه در کنار یکدیگر قرار می گیرند. به این ترتیب مراجعه کننده با استفاده از فاکتورهای فوق و با بهره­گیری از ابزارهایی مانند سیستم جستجوی کتابخانه ای، فهرست الفبایی عنوان، سرشناسه، پدیدآورنده و موضوع، قادر است کتابها و اسناد مورد نیاز خود را به راحتی بازیابی نماید. روند بازیابی اطلاعات در فولکسونومی نیز تقریبا به این ترتیب است، با این تفاوت که اطلاعات وبی جایگزین منابع چاپی شده­اند. روند گردش اطلاعات در فولکسونومی، عبارت است از:

۱- مرحله اول: برچسب گذاری صفحات وب، نشانی های اینترنتی[۴۹]، فایلهای صوتی و تصویری، اسناد متنی و غیره

۲- مرحله دوم: اشتراک برچسب­های ایجاد شده در راهنماهای وبی ویژه فولکسونومی مانند Del.icio.us، Citeulike، فلیکر[۵۰] و غیره

۳- مرحله سوم: بازیابی برچسب­ها توسط سیستم جستجوی کلیدواژه­ای، فهرست الفبایی برچسب­ها، فهرست برچسب­های مهم و فهرست موضوعی.

فرض می­کنیم دو کاربر الف و ب، تعدادی از منابع و صفحات بازیابی شده را به صورت زیر برچسب گذاری کرده­اند:

کاربر الف: برچسب ها: information retrieval, web2.0, folksonomy

 

کاربر ب: برچسب ها: painting, art, photo gallery

به این ترتیب کاربران دیگر قادر خواهند بود:

۱- کلیه اطلاعاتی که توسط کاربر الف، با تگ Information Retrieval، برچسب گذاری شده است را بازیابی کنند.

۲- کلیه اطلاعاتی که با برچسب Information Retrieval، توسط کاربران دیگر برچسب گذاری شده است را بازیابی کنند.

۳- کلیه تگهایی را که توسط کاربر الف، برچسب گذاری شده است را به بازیابی کنند.

این مورد برای کاربر ب نیز صادق است. علاوه بر نقاط بازیابی فوق، راهنماهای وبی فولکسونومی با امکاناتی از قبیل جستجو در برچسبها، فهرست برچسبهای مهم و محبوب (که غالبا با حروف درشت و پررنگ مشخص شده اند)، فهرست الفبایی برچسبها، فهرست موضوعی برچسب ها و سایر ابزارهای دیگر، امکان جستجوی بهینه را برای کاربران فراهم می کنند.

 

ساختار رده بندی مردمی

مهم­ترین ویژگی فولکسونومی، فقدان استانداردهای پذیرفته شده در روند رده بندی داده هاست (Mathes، ۲۰۰۴).

Mathes, Adam (2004). “Folksonomies: Cooperative Classification and Communication through Shared Metadata”, Retrieved January 25, 2007, from http://www.adammathes.com/academic/computer-mediated-communication/folksonomies.html

در ساختار فولکسونومی، نظارتی بر لغات متشابه[۵۱] و مشابه، مترادف­ها و متضادها[۵۲] صورت نمی­گیرد و موارد غیر متعارف لغوی به وفور یافت می­شود. برای مثال اگر در اصطلاحنامه­ها، از لغات Mac، Mac OS و Macintosh به Apple ارجاع داده می­شد، در این ساختار تمامی این لغات خود به عنوان یک نقطه بازیابی در نظر گرفته می­شوند. گاه تعداد تگ­هایی که برای توصیف یک صفحه وب یا تصویر استفاده می­شوند از رقم ۵۰ نیز تجاوز می­کند و این موضوع بی­نظمی­ در نتایج جستجوی کاربران را افزایش می­دهد. یک نقطه ضعف دیگر که اخیرا تلاش­هایی برای رفع آن صورت گرفته، عدم کارائی استفاده از یک تک واژه برای توصیف یک داده است. بطوری که کاربر وادار می­شد برای توصیف دقیق­تر و بهتر یک صفحه وب یا هر نوع فرمت اطلاعاتی دیگر، از واژه­های بیشتری بعنوان تگ استفاده کند یا اینکه دو واژه مرتبط را بشکل سرهم به عنوان یک تک واژه به کار برد؛ مثلا، استفاده از واژه “library science” بصورت مجزا از یکدیگر کافی به نظر نمی­رسید و کاربر بایستی با ترفندهایی مانند چسباندن این دوکلمه یا نشانه گذاری بین آن دو مفهوم دقیق خود را از ” کتابداری” نشان دهد تا در نتایج جستجو کلمات Library و Science، دو مفهوم جدا از یکدیگر تلقی نشود.

البته در بیشتر نرم­افزارهای جدید که امکان ایجاد تگ­ها را فراهم می­کنند، این مشکل تا حدی برطرف شده اما مشکلی که هنوز لایحل باقی مانده و چالش­های عمده ای را نیز در پی داشته است، مسئله عدم محدودیت کاربر در استفاده از تگ­ها برای توصیف و طبقه­بندی منابع اینترنتی و اطلاعات و اسناد وبی است. در کل، مواردی مانند ابهام در برچسب­ها، عدم تفکیک و دقت بین مترادفها، متشابهات و متضادها، بی­دقتی در انتخاب ترکیبهای اخص و اعم و نیز وجود غلط­های املایی و معنایی متعدد در برچسب­های ایجاد شده توسط کاربران، باعث شده است که انتقاداتی از سوی برخی متخصصان رده بندی علوم و اطلاع شناسان به فولکسونومی وارد گردد. از دیدگاه این افراد، عدم توجه فولکسونومی به کنترل واژگان، باعث شده است که این نحو رده بندی از اعتبار علمی لازم برای سازماندهی دانش در محیط­های الکترونیک برخوردار نباشد.

 

نمونه­های مطرح فولکسونومی در دنیا:

del.icio.us [۵۳]: مهم ترین ابزار به اشتراک گذاری، جستجو و اشاعه اطلاعات از طریق فولکسونومی در محیط وب به شمار می رود.

[۵۴]Flickr: سرویس بارگذاری[۵۵]، سازماندهی و اشاعه تصاویر در وب که محبوبیت فراوانی در بین کاربران یافته است.

[۵۶]Citeulike : این سرویس کاربران عمومی را قادر می سازد مقالات علمی را که در موضوعات مختلف منتشر شده اند، در محیط وب به اشتراک بگذارند.

[۵۷]Bibsnomy : این پایگاه، امکان به اشتراک گذاری اطلاعات کتابشناختی مقالات و کتب را برای کاربران فراهم می کند.

LibraryThing[۵۸]: این پایگاه با بهره گیری از فاکتورهای رده بندی مردمی نظیر برچسب گذاری جمعی[۵۹]، کاربران وب را قادر می سازد کتابهای مورد علاقه خود را فهرست کرده، آنها را در وب به اشتراک بگذارند.

Penntags[۶۰]: عنوان پروژه ای است که توسط دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفته و هدف آن مکان یابی، سازماندهی و اشتراک داده های یافته شده در وب توسط کاربران است. کاربران می توانند نشانی های اینترنتی نظیر پیوند به مقالات نشریات، اطلاعات متنی و تصویری موجود در وب و همچنین اطلاعات فهرست پیوسته آنلاین کتب و فهرست پیوسته فیلمهای کتابخانه دانشگاه را از طریق Penntags جمع آوری و با یکدیگر به اشتراک گذارده، منابع و داده های گردآوری شده را با استفاده از تگهایی که به آنها اختصاص می دهند سازماندهی و یا در قالب یک موضوع خاص، گروه بندی نمایند. به این ترتیب، دسترسی به منابع اطلاعاتی مورد نیاز نیز به راحتی میسر می شود. مهم ترین ویژگی این پروژه، امکان اشتراک داده های بازیابی شده از فهرست های پیوسته کتب و فیلمهای موجود در کتابخانه دانشگاه توسط کاربران است.

[۶۱] KFTF: نام پروژه ای است که در حال حاضر در دانشکده علوم اطلاع رسانی دانشگاه واشنگتن انجام می شود. بر این مبنا، داده هایی که قبلا توسط کاربران، بازیابی شده اند، گردآوری و سازماندهی شده، امکان بازیابی مجدد آنها فراهم می گردد. این پروژه با هدف تقویت مهارت کاربران در “مدیریت اطلاعات شخصی”[۶۲] و بازیابی اطلاعات در محیطهای الکترونیکی نظیر وب و ایمیل صورت می گیرد.

[۶۳]:H20 PlAYLIST ابزاری برای یادگیری، آموزش و پژوهش که توسط دانشگاه هاروارد ابداع گریده و طی آن، دانشجویان و محققان خواندنی ها و منابع مطالعاتی خود را به اشتراک می گذارند. این ابزار، ضمن اینکه امکان اشاعه اطلاعات را از طریق سرویس خبررسانی جاری و سیستم Alert، فراهم می آورد؛ امکان تعامل فکری و علمی چندجانبه را نیز برای کاربران ایجاد می کند.

[۶۴]Connotea: سرویس اشتراک اطلاعات و دانش Connotea، توسط گروه انتشاراتی nature، راه اندازی شده است. این سرویس ضمن اینکه کاربران را قادر می سازد منابع و مراجع اطلاعاتی خود در وب را نگهداری و سازماندهی کنند، اطلاعات کتابشناختی مقالات و کتابهای خود را به اشتراک بگذارند. امکان جستجوی کلیدواژه های سایر کاربران و عضویت در گروههای موضوعی نیز وجود دارد.

[۱] Folksonomy

[۲] Current Awareness

[۳] Hypertext Markup Language

-[۴] جامعیت و مانعیت و همگونی مقیاس هایی هستند که عموماً به منظور ارزیابی عملکرد کاوش در نظام های بازیابی اطلاعات به کار می روند (شیری، ۱۳۸۱: ۶۸۱) و به عنوان مقیاس هایی مؤثر برای کیفیت بازیابی اطلاعات قلمداد می شوند.

[۵] Tag

[۶] Social Software

[۷] Social Software

[۸] Web 2.0

[۹] Rich Site Summary

[۱۰] eXtensible Markup Language

[۱۱] Resource Description Framework

[۱۲] King

[۱۳] Https://www.forbes.com/sites/bernardmarr/2015/09/30/big-data-20-mind-boggling-facts-everyone-must-read/#77c4431c17b1

[۱۴] Http://blog.adigo.com/http/blog.adigo.com/staggeringfactsaboutdata

[۱۵] Measuring the Information Society Report 2015

[۱۶] www.bubl.ac.uk

[۱۷] www.public.iastate.edu/~CYBERSTACKS/

[۱۸] www.anthus.com/CyberDewey/CyberDewey.html

[۱۹] www.artifact.ac.uk

[۲۰] www.dmoz.org

[۲۱] www.lii.org

[۲۲] www.ipl.org

[۲۳] Controlled Vocabulary

[۲۴] Hierarchical

[۲۵] Synonyms

[۲۶] Homonyms

[۲۷] Ontology

[۲۸] Metadata

[۲۹] Dublin Core Metadata Initiative (DCMI)

[۳۰] Tag

[۳۱] Social Software

[۳۲] URL

[۳۳]  Social Software

[۳۴] Web 2.0

[۳۵] واژه پورتال به معنی دروازه یا محل ورود به یک شهر است

[۳۶] Adaptability

[۳۷] Exclusive

[۳۸] Integration

[۳۹] Online Forums Support

[۴۰] Privacy

[۴۱] Vanderwal

[۴۲] Tag

[۴۳] Tagging

[۴۴] Collaborative Tagging

[۴۵] Espiter

[۴۶] Gordon

[۴۷] Laura

[۴۸] Martin Luther King

[۴۹] URL

[۵۰] Flickr

[۵۱] Homonym

[۵۲] Antonym

[۵۳] www.del.icio.us

[۵۴] www.flickr.com

[۵۵] Upload

[۵۶] www.citeulike.org

[۵۷] www.bibsonomy.org

[۵۸] www.librarything.com

[۵۹] Collaborative tagging

[۶۰] www.tags.library.upenn.edu

[۶۱] www.kftf.ischool.washington.edu

[۶۲] Personal Information Management

[۶۳] www.h2obeta.law.harvard.edu

[۶۴] www.connotea.org

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *